فارسی، زبانی تحمیلی برای ملت های غیرفارس!

از نود سال به این طرف، یعنی از آغاز حکومت استبدادی رضا شاه تا به امروز، رژیم های شوونیستی و استبدادی حاکم در ایران، به منظور پیشبرد مقاصد ارتجاعی خود،در نهایت عنان گسیختگی، زبان فارسی را بمثابه زبان رسمی کشور بر کلیه ملتهای ساکن این سرزمین تحمیل کرده اند. این حکومت های ضد مردمی، در مدارس و دانشگاه ها در سرتاسر کشور، زبان فارسی را یگانه زبان تدریس قرار داده ودانش آموزان و دانشجویان متعلق به ملتهای غیر فارس را مجبور به فرا گرفتن زبانی کرده اند که برای آنها زبانی بیگانه و

اول مهر ماه،آغاز  سال تحصیلی در سرتاسر ایران است.   در این روز، همه ساله میلیونها دانش آموز که تعطیلات تابستانی را پشت سر گذاشته اند، برای ادامه تحصیل بار دیگر  راه مدرسه را در پبش  میگیرند . انبوه عظیمی از  نوباوگان نیز  برای نخستین بار برای سواد آموزی،  در کلاس اول دبستان، در نقاط مختلف کشور، اسم نویسی میکنند. در کنار  این واقعیت تلخ  که درایران تحت سلطه رژیم قرون وسطائی جمهوری اسلامی ، میلیونها تن از  اطفال خردسال متعلق به  طبقات و اقشار  تهی دست جامعه، همه ساله از  رفتن به مدرسه محروم میباشند، این  مشکل اساسی نیز وجود دارد که در مناطق  غیر فارس نشین کشور، کودکانی که  برای  نخستین بار،  به تحصیل در مدارس می پردازند نظیر دیگر محصلین متعلق به ملت های غیر فارس ساکن ایران،از  درس خواندن به زبان مادری خود محروم می باشند. در کشوری  که  در حدود دو سوم  اهالی آنرا ملت های  غیر فارس کرد و بلوچ و ترکمن و عرب  و آذربایجانی تشکیل میدهد، مجبور ساختن کودکانی که برای نخستین بار پا به مدرسه می گذارند و یا هر کودک دیگری به تحصیل  در زبانی  غیر از  زبان مادری خود، جرمی  نابخشودنی محسوب  میگردد ومفهومی جز نادیده گرفتن وزیر پا انداختن آشکارحقوق  مسلم انسانی، ندارد.

امروز، تنهاشوونیستهای قسم خورده ،آریا پرستان متعصب و سردمداران رژیم ارتجاعی وآزادیکش جمهوری اسلامی هستندکه  منکر  وجود ملتهای  غیر فارس  و زبانهای غیر از زبان فارسی در ایران میباشند.این یک واقعیت آشکار است که ایران، کشوری است کثیر المله که در آن، زبانها و فرهنگ ها و آداب و رسوم مختلف  وجود دارد.زبان  فارسی که  به مثابه زبان  رسمی در تمام  مدارس کشور تدریس می شود،  تنها زبان مادری یکی  از ملت های ساکن ایران یعنی  ملت  فارس  می باشد. بقیه   ملت ها هر کدام به زبان   خاص خود صحبت  میکنند . گویش های اصلی غیر فارس  رایج  در ایران، از قبیل  زبانهای  کردی و بلوچی، بر خلاف  نظر  شوونیست ها  به هیچوجه لهجه نبوده  بلکه زبانهای  مختلف  متعلق به  این ملیتهامی باشند. در  واقع  امر، هر ملتی در ایران، زبان خاص  خود را  دارا میباشد . امکان دارد در دنیا چند ملت  جداگانه، دارای  یک  زبان واحد و مشترک باشند. مثلا انگلیسی ها، استرالیائی ها و آمریکائی ها همه به زبان انگلیسی حرف  میزنند، اما  یک ملت مشخص،  تنها میتواند دارای  یک زبان  مشخص باشد.  ملت  دو زبانی در  هیچ جای دنیا وجود ندارد. با  توجه به این واقعیت، ملت های  غیر فارس ساکن ایران که  اکثریت اهالی کشور را تشکیل میدهند، بدون تردید همه  بمثابه  ملت های جداگانه دارای  زبان  های  خاص خود، میباشند.

از نود سال  به این طرف، یعنی از آغاز حکومت  استبدادی  رضا شاه  تا  به امروز، رژیم های  شوونیستی و  استبدادی حاکم  در ایران،  به منظور پیشبرد مقاصد ارتجاعی خود،در نهایت  عنان گسیختگی، زبان  فارسی  را بمثابه  زبان رسمی کشور بر کلیه  ملتهای ساکن این سرزمین  تحمیل کرده اند. این  حکومت های ضد مردمی، در مدارس  و دانشگاه ها در سرتاسر کشور، زبان فارسی را یگانه زبان تدریس  قرار داده ودانش آموزان و دانشجویان متعلق  به ملتهای  غیر فارس را  مجبور  به فرا گرفتن  زبانی  کرده اند  که  برای آنها زبانی بیگانه و غیر خودی محسوب  میشود. در تمام این دوران نسبته طولانی ، شوونیست های  فارس همواره  به  نادرستی  ادعا  کرده اند که در ایران تنها یک  ملت  به نام ملت ایران  زندگی  میکند و زبان فارسی  متعلق  به کلیه ایرانیها  می باشد. آنها چنین وانمود میکنند که زبانهای  دیگر رایج در ایران از آنجمله زبان ترکی که زبان مادری  در حدود سی میلیون تن از اهالی کشور می باشد  یا لهجه هائی  از زبان فارسی   محسوب میشوند یا زبانهای  بیگانه و غیر ایرانی هستند که توسط   ترکها و مغولها و دیگر اقوام  مهاجم،  به مردم آذربایجان و نقاط دیگر ایران، تحمیل شده اند!

در طول نزدیک به یک قرن گذشته، در نتیجه تسلط  حکومت های ارتجاعی مبلغ و مشوق شوونیسم فارس،  زبانهای دیگر ملتهای ساکن ایران لطمات  فراوان دیده و به مثابه  زبانهای قدغن شده،زیر ضربه برتری طلبی زبانی، خرد و لگدکوب شده اند. در تمام این مدت، این زبانها کاملا متروک مانده و به بوته فراموشی سپرده شده اند. در نتیجه  این ممنوعیت و ستمدیدگی، فرهنگ و ادبیات و آداب و رسوم  ملتهای غیر فارس  ایران،  لطمات فراوانی را متحمل شده اند. در  طول   تقریبا  یک قرن  گذشته، اطفال به سن  دبستانی  در آذربایجان،  کردستان و دیگر  نقاط کشور که  در آن ملتهای  غیر فارس  ساکن هستند وقتی  به  تحصیل در دبستان آغاز  میکنند،آموزگاران آنها  را به زبانی  تعلیم میدهند که  با زبانی که  در خانه و با افراد فامیل همچنان با آشنایان خود بدان زبان  حرف میزنند، کاملا  متفاوت  می باشد. طبیعی  است  که  این تغییر ناگهانی  زبان محاوره،  ضرر های  روانی و عاطفی جبران ناپذیری را در کودک سبب خواهد شد.  کودک  آذربایجانی  تا سن رفتن به مدرسه، طی سالها  از  مادر و پدر و اهل  فامیل و خانواده  یاد گرفته  است که به آب  "سو" و به نان "چورک"  بگوید . اینک  که از محیط  آرام و آشنای خانواده، یکباره  به محیط  نا شناس و شلوغ مدرسه  افکنده  میشود، برای نخستین  بار  از  معلم  کلاس اول  که  خود نیز  ترکی  زبان و اهل آذربایجان میباشد، میشنود که آبی  را  که  تاحال  می نوشید دیگر "سو" نیست بلکه  نام تازه ای دارد که آب   نامیده میشود و نانی را که تا بحال میخورد، چورک نبوده بلکه، نان نامیده میشود! تردیدی  نیست  که این تغییر  کامل  در اسامی  اشیا و پدیده های آشنا و مانوس، کودک دبستانی را دچار  گیجی و سردرگمی کرده و در زندگی روزمره او، اختلال و آشفتگی بوجود می آورد. این ناملایمت و ناهنجاری  را که کودک آذربایجانی در آغاز تحصیل احساس  میکند طبیعته  اطفال نو آموز کرد و بلوچ و ترکمن و عرب  ساکن  ایران نیز دارند. در حال  حاضر در دنیا  کمتر کشوری نظیر ایران وجود دارد که در آن اکثریت  عظیم ساکنین آن مجبور باشند به  زبان  اقلیت اهالی در مدارس  تحصیل کرده و  با زور  قوانین  ارتجاعی و سرکوب و آزار از  یاد گرفتن  زبان مادری خود محروم باشند!

در  ایران اسیر و دربند کنونی  که  در زیر  پنجه  خونین  رژیم  جمهوری  اسلامی، با تمام جناح های سرکوبگر و ضد مردمی آن، دست و پا میزند، انواع زورگوئیها و  ستمدیدگی ها  وجود دارد.  ستم  بر زن  یعنی ستم  بر نصف  اهالی کشور،  ابعادی  بس هولناک و عظیم دارد. رژیم  زن ستیز جمهوری اسلامی، در طول  سی و چهار سال گذشته، در نهایت وحشیگری، تبعیض و اپارتاید جنسی ر ا در کشور بلا دیده، حاکم گردانده است. ستم  بر اقلیت های  مذهبی همراه  با رسمی اعلام کردن مذهب  شیعه اثنا عشری، ماهیتی عمیقا  ضد دموکراتیک و جنایتکارانه دارد. سی و چهار سال تمام است که در ایران تحت سلطه  رژیم خودکامه، از آزادیهای سیاسی و  دموکراتیک، کوچک ترین نشانه ای وجود ندارد. کارگران ایران سی و چهار سال تمام است که  از همه حقوق  دموکراتیک  محروم بوده و حق  تشکیل  سندیکا وشرکت در اعتصاب و دیگر حرکات اعتراضی صنفی و سیاسی را  ندارند. قانون ارتجاعی  قصاص و دیگر قوانین ارتجاعی و قرون وسطائی، دست و پای  زنان را به زنجیر بسته  و تحجر و انجماد مذهبی را به مثابه  اصول و قوانین لازم الاجرا  بر جامعه  ستمدیده،  حاکم ساخته است.

در  میان  اینهمه  زور گوئی ها وخودکامگی ها، یکی از ستم های آشکار در ایران  کنونی، همانطور که  گفته شد  اعمال ستم ملی  در ابعاد گسترده از آنجمله تحمیل  زبان فارسی بر انبوه عظیم ساکنین غیر فارس  کشور وسیعی  همچون ایران  می باشد. زبان فارسی  در عین حال که زبان رسمی کشور و یگانه زبان تدریس  در کلیه  آموزشگاه ها و دانشگاه ها  تعیین شده است، زبان رایج  و رسمی  در ادارات دولتی نیز میباشد. استفاده انحصاری از زبان فارسی سبب شده است  که  در تبریز  که  اهالیش  همه  به زبان ترکی  حرف  میزنند، یا در شهرهای کردستان که  زبان محاوره ساکنین آنها زبان کردی  میباشد و در دیگر مناطق غیر فارس نشین ایران، اهالی  وقتی  به ادارات دولتی  برای  انجام  کاری  رجوع  میکنند خود را با مدارک و اسناد و دفاتری روبرو می بینند که  در تهیه و تنظیم آنها  از زبان  فارسی استفاده شده است. در چنین مواردی، هر ناظر و شاهد  منصفی خود را با وضع  مسخره و رقت باری مواجه می بیند. رجوع  کنندگان همه افراد غیرفارس، کارمندان ادارات در اغلب موارد افرادی بومی و غیر فارس، اما زبان مورد استفاده، زبانی است که برای ملتهای غیرفارس یعنی اکثریت اهالی کشور زبانی بیگانه  بشمار میرود! البته  بسیاری از کسانی  که  در  مناطق غیرفارس نشین کشور با ادارات دولتی سر و کار دارند،  سواد نوشتن به زبان تحمیلی فارسی را ندارند .بهمین جهت نیز مجبورند به منظور پی  بردن به  محتوای  آنچه در اسناد و مدارک اداری آمده است، از اشخاص  با سواد  خانواده  و دوستان  و همسایگان یاری  بجویند. چنین  وضع  ناهنجاری  نود سال  تمام است  که  در ایران اسیر استبداد و خودکامگی رژیمهای ارتجاعی و شوونیست، حاکم است!

وقت آن رسیده است که فریاد اعتراض، در سطح گسترده علیه این نقض کامل حقوق  انسانی در ایران بلند شود. وقت آن رسیده است که در هر موقعیت و امکانی و در هر محفل و اجتماعی که پایمال شدن  حقوق  دموکراتیک  در ایران مطرح  میگردد، ازستم  ملی در این کشورچند  ملیتی  و از آنجمله تحمیل  زبان فارسی  بر ملت های غیرفارس نیز سخنی   به میان بیاید. در سالهای اخیر، بویژه  در زمان بازگشائی مدارس، بارها  دانش آموزان در نقاط غیرفارس نشین کشور در این یا آن مدرسه آشکارا علیه تحمیل زبان فارسی اعتراض  کرده و خواهان تحصیل به زبان مادری خود شده اند. در چنین  مواردی  اولیای  شوونیست  این مدارس، به تنبیه  و اخراج  دانش آموزان  معترض مبادرت ورزیده و با  خشونت کامل  با آنها رفتار کرده اند. وقت آن رسیده است که در مدارس و آموزشگاه ها و دانشگاهها  در مناطق غیرفارس کشور، جنبش اعتراضی علیه تحمیل زبان فارسی در موسسات و مراکز تحصیلی، گسترش یافته و در هر اجتماع و میتینگی که ضایع شدن حقوق انسانی در ایران تحت ستم کنونی مطرح میگردد، زورگوئی و ستمگری رژیم دررابطه با تحمیل زبان فارسی به ملت های غیرفارس ایران نیز، برجسته شود. باید  دید  آیا بخش هائی از اپوزیسیون رژیم که به  نادرستی زبان فارسی  را  زبان همه  اهالی کشور میدانند و همواره مصرانه و عنادجویانه منکر وجود ملت های مختلف در ایران می باشند، تحمیل زبان فارسی بر ملت های غیر فارس را  نمونه ای آشکار از نقض حقوق بشر در ایران میدانند یا نه. وجود یا فقدان صداقت در همه انسان های مدعی دفاع از آزادی و دموکراسی، در چنین موارد حساس، خود را آشکار می سازد.

مهر ماه 1392

 

برگرفته از: 
ایمیل دریافتی
انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
برای فهم موضوع کافی به یک مثال دقت کنید تو دفترچه کنکور نژاد کسی پرسیده نمیشه اما مذهب چرا دلیلش قانون نا نوشته ای در حکومت وجود داره که هیچ دانشگاهی حق نداره از یک درصد مشخص شده قبلی بیشتر اقلیت مذهبی بپذیره در همون ظرفیت تعریف شده هم اگه دانشجوی شیعه صرف نظر از ملیت نژاد زبان مادری جنست نمره علمی هم تراز با سنی داشته باشه دانشگاه شیعه رو پذیرش میکنه مفهومش اگه یک دانشجوی مرد فارس سنی ساکن تهران یا قم یا... تراز علمی اش با یک دختر کرد شیعه برابر باشه و هر دو یک رشته رو انتخاب کرده باشند تو یک دانشگاه صدرصد سازمان سنجش موظف به پذیرش اون دختر کرد شیعه است وتازه بین اقلیت های مذهبی هم بنا به مصلحت شیعه تفاوت وجود داره

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان عزیز نکته جالب بحث شما میدونید چیه دارید سالها بحث و در گیری میکنید که زبان فارس زبان غالب ملت یا نه باید هر کس به زبان مادری اش حرف بزنه و جالب اینه که هدفتون رشد ایران یا اقوام ایرانی و با این تفکر دوست دارید در مبارزه با حکومت پیروز بشید اقایون دغدغه خامنه ای زبان ترک و فارس نیست نه اون نه طرفدارانش اونا اساسا این مباحث براشون مسخره است اگه اجازه رسمی شدن نمیدند به همون دلیل که سید حسن هم فارسی صحبت میکنه وباز به همون دلیل که همون فارس هام قران رو عربی میخونند اما نه فارس های طرفدار مرجعیت شیعه عربی رو زبان غالب میدونه نه سید حسن و...فارسی رو تحمیل اروپا مرزهاش رو برنداشته رفتارش با مهاجرین و پناهجویان گویا این مساله است اما حداقل از این نظر شبیه حکومت ایران عمل میکنه ااروپا فرهنگی رو تعریف کرده داره و از اون به عنوان یک هویت فراملی دفاع میکنه این دقیقا چیزی است که در حکومت

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست گرامی جناب بابک خرمدین، با سلام و درود های دوستانه، شما میفرمائید: (آقای جداری، هنوز فر ق ملت و اقوام را نمیداند، حتی فرق حکومت و دولت را هم نمیداند.) پایان نقل قول. ما از خواندن صحبتهایتان نسبت به آقای جداری، ذوق زده شدیم که چنین افراد با استعداد و تحصیل کرده ای داریم. دوست گرامی، شما که در این کار وارد، و احتمالا متخصص در علوم سیاسی هستید، لطفا فرق ملت و اقوام ، و همچنین فرق حکومت و دولت را بطور علمی برای ما خواننده گان توضیح بفرمائید، تا از تنوریرات مشعشع ، توضیحات دیالکتیک، و تشریح مستدل شما بهره ببریم. در انتظار نشر و بسط و توضیح مفاهیم یاد شده، مصدق ات، جم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ز با ن فا رسی بر ای منه آ ذ ر با یجا نی ز با ن علم و معر فت و گوهر ی است د ر خشا ن . پا ینده با شد و همیشه سر فراز . این آ قا ی حسن جداری قلم فر سا ئی میکنند که " فارسی، زبانی تحمیلی برای ملت های غیرفارس!" ایشان هنوز فر ق ملت و اقوام را نمیداند حتی فرق حکومت و دولت را هم نمیداند قلم برا د شته داده ها ی غلط میدهد و میخو ا هد در پا یان نتیجه در ست بگیر د ا لبته این را برا ی عد ه های هم پا لکی که به به و چحچه میکنند.
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تبریزی گرامی من کامنت شما را منتشر نکردم چون شما در حدس خودتان اشتباه کرده اید. همانطوری که در کامنتتان نوشته بودید، ما دقیقا می بینیم که چه کسانی با نامهای متفاوت می نویسند ولی تا زمانی که شلوغکاری و یا جوسازی نمی کنند و مزاحم دیگران نیستند، دندان روی جگر می گذاریم. در مورد کسانی که در کامنتتان نام برده بودید، حق با شماست که جم، ایراندوست، کوروش ایراندوست، صائب و بالابئی یک نفر هستند ولی در مورد شخص دیگر حدس شما درست نیست.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست گرامی آقای تبریزی! با سلام و خسته نباشین، شما یکی از آن معدود کسانی هستید، که با نوشته های ضد خلقی و ضد و نقیض تان، نفرت ملل ایران را نسبت بقوم فارس به اوج خود رسانده و... به کینه های عشیره ای دامن زده اید. دوست گرامی، زبان پرستی، قوم پرستی و حس خود بزرگ بینی و پندارهای زهر آگین، و ناسیونال شونیستی شما زمینه هر گونه تفاهم، و دوستی بین قوم فارس با سایر ملیتهای ایران را تقریبا به صفر رسانده است. دوست گرامی اگر خاطرتان باشد، زمانی بر اثر تبلیغات دودمان منحوس پهلوی با توهین نژادی نسبت بمردم ترک آذربایجان، آنچنان از مردم زهر چشم گرفته بودند، که یک آذربایجانی از به زبان آوردن کلمه "ترک" خجالت میکشید. رژیمهای استبدادی با خودخواهی و ناجوانمردی تمام، کار را بجائی رسانده بودند که حتی خیلی از مردم از ماهیت زبانی و نژادی خود شرم داشت. و هویت ملی خود را از دیگران

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مقاله خوب و قابل استفاده ای بود.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقا رضا اين حق يك حق ساده نيست،مسئله هويت انسانهاست.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقاي شاملي عزيز،به عوض اينكه وقت گرانبارتان را با نوشتن كامنت براي آقاي تبريزي تلف بكني خواهش ميكنم مقاله مفصلي در اين موضوع و ساير موضوعات مرتبط بنويس و منتشر كن و إظهار نظر و پاسخ به اونهارو به خوانندگان واگذار كن.ممنونم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقاي تبريزي،اين نوع نقد شما مناسب نيست.شما از موضع ناسيوناليزم فارسي ناسيوناليزم آذري رو داري ميكوبي!خوب فرق شما با طرف مقابلتان چي شد؟ اگر ناسيوناليزم فارسي خوبه پس چرا ناسيوناليزم تركي بده؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقاي شاملي عزيز اين روزها جاي مطالب و مقالات مرتبط با آذربايجان واقعا خالي است.دوستان عزيزي كه آي دي سايت را در اختيار دارند و ميتوانند مقاله منتشر كنند كم كاري نكنند.اين روزها مخصوصا در مورد اورميه و درياچه اورميه كه مسئله اول آذربايجان هست مقالات بسياري خوبي در سايت هاي مختلف منتشر شده حيفه كه خوانندگان محترم ايرانگلوبال هم اونها رو نخونند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقاي تبريزي فرافكني نكنيد،دليل عقب ماندكي ايران در همه أمور بي عدالتي است،حالا اين بي عدالتي انساني،ملي-قومي،زباني ، ديني ، اقتصادي ، سياسي و ... را شامل ميشود.متاسفانه چون سيستم حاكميت بر مبناي حاكميت فارسي بنا شده سيبل نشأنه گيري هم همين سيستم فارسي و زبان فارسي خواهد بود.همانطوريكه در تركيه اين سيبل زبان تركي است.و الا زبان فارسي گناهكار نيست.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چرا يك حق ساده را اينقدر مي پيچانيد. اين خيلي ساده است اين رژيم مي خواهد شيعه به خطر نيافتد همه را يكپارچه نگه مي دارد البته در زير ژوستين اين رژيم ناسيوناليستهاي ايراني كار خود را حداقل در مقوله زبان به پيش مي برند . مطلب دوم ضد ترك بودن و مرض اوهام پرستي رژيم قبلي و حس ناسيوناليستي ماليخوليايي آن ا نمي توان منكر شد كه متاسفانه برخي نخبگان آذربايجان هم گرفتار اين مرض شدند و اين باعث تشديد و پيشرفت آسيميلاسيون در ايران گرديد.
دوست ديگري هم با ژست روشنفكرانه و متجدد و با نگاه از بالا به آمار داده شده توپيده كه به نظر من حال چنين آدمهايي كاملا مشخص است.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
فرهنگ و زبان-حق تعیین سرنوشت- فدرالیسم- یا استقلال کامل- و عدالت اجتماعی - عدم تبعیض بخشی از حقوق انسان برای زندگی آزاد و سعادتمند است. اما میتوان با این مقولات درست یا نادرست - و یا آمیخته به هردو- برخورد کرد. و درک ناسیونالیستی - و حتی فاشیستی از آنها داشت و یا اینکه یک درک انسان دوستانه و برابری خواهانه و عدالت طلبانه و آزادیخوانه داشت. بستگی به درک و برداشت و عمل ما از این مقولات دارد. مثال: اگر من با عشق به زبان و فرهنگ مادریم آنرا برتر از زبان و فرهنگ دیگر ببینم و دیگری را تحقیر کنم یک درک و عمل نادرست- و نژادگریانه است. اما نه، با برابری و بدون تحقیر و توهین با فرهننگ دیگر برخورد کنم این عشق و علاقه بسیار با ارزش است. در دیگر حقوق و مقولات نیز چنین برداشتها و اعمال وجود دارد. که لازم است بیراهه هارا شناخت و در آنها در نغلطید. مثال:: هیتلر از حقوق کارگر وسوسیالیسم وو صحبت میکرد.
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست گرامی ما، یونس شاملی که مرا پریشانگو می نامند در یک یادداشت می گویند: ( .......... من نه ناسیونالیست هستم و نه ناسیونالیست بوده ام، من پیرو اندیشه سوسیالیسم دموکراتیک یا برابری طلبی دموکراتیک (نه کمونیسم) هستم .......... ) در این لینک همه نوشته های آقای یونس شاملی را همگان می توانند ببینند http://www.iranglobal.info/taxonomy/term/37 هر خواننده بی سوئی که نوشته های آقای یونس شاملی را بخواند خواهد دید که ایشان یک ناسیونالیست هستند و نوشته های ایشان هیچ پیوندی با سوسیالیسم و یا دموکراسی ندارند! در نوشته های آقای یونس شاملی زبان مادری بتی است که باید در برابر آن سجده کرد! فدرالیسم دستاویزی برای دیوارکشی های ناسیونالیستی در یک سرزمین است نه ابزاری برای مردم سالاری! ..........
تصویر یونس شاملی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای تبریزی، انگار شما مینویسید که شهد واکنش و پاسخ دادن را در کامتان بریزید. گویا من بایستی در مورد تمامی موضوعات جهان بنویسم تا به شما چیزی را ثابت کنم. با این نوشته تان که به پریشانگویی شبیه است، این احساس را به من دادید که وقتی برای گفتگو با شما صرف نکنم. حداقل از این بابت متشکرم
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست گرامی، یونس شاملی، شما بارها و بارها در یادداشت ها و نوشتارهای گوناگونتان پیاپی واژه های: (ملت – ملل - ملی – ملیت – ملی گرا - حقوق ملی - دولت ملی - جنبش های رهائی بخش ملی - مسأله ملی – ملت های ساکن در ایران - مبارزه ملت های غیر فارس - مبارزه رهائی بخش ملی - جنبش های ملی دموکراتیک - مبارزات ملی دموکراتیک و ........ ) را به کار برده اید، خواهشمندم با نگاه به نوشتار زیر روشن کنید که این واژگان را در کدام چم به کار می برید؟ و خواسته شما از به کارگیری پی در پی این واژگان چند پهلو چیست http://iranglobal.info/node/17981 ********** دوست گرامی، یونس شاملی، شما می گوئید: ( .......... من نه ناسیونالیست هستم و نه ناسیونالیست بوده ام، من پیرو اندیشه سوسیالیسم دموکراتیک یا برابری طلبی دموکراتیک (نه کمونیسم) هستم .......... ) دوست گرامی، اگر شما ناسیونالیست نیستیدخواهشمندم برای ..........
تصویر یونس شاملی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای تبریزی – بخش دو:
ادامه بررسی.

چهار: مینویسید: " آن چه که مردم یک سرزمین را خوشبخت یا بدبخت می کند رژیم است نه زبان" (پایان نقل قول).

اولا؛ چه کسی در کجای عالم "زبان" را با یک "رژیم سیاسی" مقایسه کرده است که شما این دو را در تقابل هم قرار داده اید؟ پارامترهای تشکیل دهنده و یا توضیح دهنده یک دولت چگونه میتواند با پارامترهای توضیح دهنده زبان مورد مقایسه قرار داد. اما ارتباط دولت و زبان و یا سیاست زبانی دولت را میتوان به بررسی گذاشت. سیاست زبانی دولت فارسی ایران، سیاستی استعماری با تکیه بر ایدئولوژی شونیستی است. در این نکته یکی از پارامترهای شناخت دولت، زبان و سیاست آن در قبال زبان است. در این رابطه میتوان به سیاست رسوای آسیمیلاسیون و تحقیر و تبعیض علیه زبانهای غیرفارسی در ایران مثال آورد.

شما با مطرح
تصویر یونس شاملی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای تبریزی – بخش یک:
اشکالات اساسی و گاه ترمینولوژیک نوشته شما را از منظر فکری در بندهای زیر و بصورت خلاصه بررسی کرده ام.


یک: مینویسد: " ناهمسانی بزرگ دیدگاه من و شما در این است که شما ناسیونالیست هستید و من ناسیونالیست نیستم" (پایان نقل قول).

دفاع از حقوق ملی خلق ترک، هیچ ربطی به ناسیونالیست بودن یا نبودن ندارد. جعفر پیشه وری و اغلب یارانش کمونیست و سوسیالیست بودند، اما مبارزه مردم برای تشکیل دولت ملی آذربایجان را در بخش جنوبی آن رهبری کردند. این اتفاق فقط در آذربایجان رخ نداده است، جنبش های رهایبخش ملی در موارد زیادی توسط سوسیالیستها رهبری شده است. بنابراین ناهمسانی بزرگ من و شما آن چیزی نیست که شما عنوان کرده اید، چون من نه ناسیونالیست هستم و نه ناسیونالیست بوده ام. من پیرو اندیشه "سوسیالیسم دمکراتیک" یا "برابری طلبی دمکراتیک" (نه کمونیسم) هستم. تفاوت نگاه من و شما

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نویسنده این نوشتار خواست حقی را به شیوه بدی مطرح کرده است. خواست قوم های ایرانی برای آموزش به زبان مادری و بکارگیری این زبان در کارهای اداری خواست حقی است. اما لحن ستیزه جویانه ضد فارس ایشان و آمار های نادرست و بی پایه ای که ارائه می دهد، نوشته ایشان را به صورت یک متن سطحی تبلیغاتی در آورده است. در بی توجهی رژیم های مستبد به خواست های مردم، از جمله خواست های قومی، شکی نیست. اما نویسنده بارها با لفظ هایی چون " شوونیستهای قسم خورده"، اپوزیسیون عنادجو که " منکر وجود ملت های مختلف در ایران می باشند" و " آریا پرستان متعصب"، فارس ها را مورد تهاجم قرار داده، کوشیده دشمن خیالی "شوونیسم فارس" را علم نماید. از سویی آمار های نادرستی چون "سی میلیون" ترک زبان در ایران ! یا اینکه "دو سوم اهالی" ایران را ملت های غیر فارس تشکیل می دهند !، غلو گویی و بی ملاحظگی علمی نویسنده را روشن تر
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست گرامی، بالا بئی، گذشته از آن که شما ناسیونالیست هستید و من هیچ گونه باورمندی به ناسیونالیسم و اندام های گوناگون آن مانند زبان پرستی و نژادپرستی و .......... ندارم ناهمسانی دیگر دیدگاه من و شما یکی هم این است که شما رژیم ولایت فقیه را رژیمی ناسیونالیستی می دانید اما من این رژیم را رژیمی ایدئولوژیک می دانم که ایدئولوژی آن تشیع است، شما می گوئید: ( .......... ماهیت اتنیکی، زبان و فرهنگ دولتمرادان دیکتاتور جمهوری اسلامی، فارسی است و در خدمت فرهنگ فارس است! .......... ) دوست گرامی، اتنیک Ethnic واژه ای انگلیسی است که در زبان عربی به آن (قوم) و در زبان پارسی به آن (تبار) گفته می شود، من در نوشتاری که در لینک زیر آمده است روشن کرده ام که در هیچ کجای ایران چیزی به نام نژاد یا تبار یا قوم یا اتنیک Ethnic یکدست و ناب یافت نمی شود http://iranglobal.info/node/19054

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای تبریزی قبل از هر چیز باید به محضرتان عرض کنم، که وجه تسمه " تبریز" و همچنین آرم ستاره سرخ با محتوای حرفتان اصلا همخوانی ندارد. چون محتوای بحثتان همان حرفهای تکراری سازمانهای به ظاهر چپ سابق را بخاطر می آورد. سازمانهائی که تحت یوشش دمکراسی، و زبان واحد فارس، و ملت واحد ایران ـ فارس، اهداف ناسیونال شوونیسم را به پیش میبرند. شما نیز مثل آنان هیچ حقوقی برای خلقهای ایران قائل نیستید. اگر بنا به ادعای شما زبان فارسی هیچ نقشی در ایران ندارد، پس چرا با زور سرنیزه به خلقهای غیر فارس تحمیل میشود؟ شما میگوئید، این رژیم است که به مردم ظلم میکند. این مشخص است. اما اگر گفته شود، ماهیت اتنیکی، زبان و فرهنگ دولتمرادان دیکتاتور جمهوری اسلامی، فارسی است، و در خدمت فرهنگ فارس است. میگوئید؛ که ای بابا رهبر خودش ترک است. در صورتی که همین رهبر که مادرش فارس است، از نظر زبان مادری، فارس زبان
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست گرامی، بالا بئی، اگر از دیدگاه ناسیونالیستی به زبان نگاه کنیم به همان هوده ای می رسیم که شما و همه ناسیونالیست ها در جهان رسیده اید، شما می گوئید: ( .......... زبان تنها عنصر ارتباط نیست بلکه زبان روح یک ملت است و اگر کسی زبان ملتی را سرکوب بکند در حقیقت روح و روان آن ملت را نابود کرده است .......... ) و این همان دیدگاه ناسیونالیستی درباره زبان است، البته ناسیونالیست ها درباره نژاد و تبار هم می گویند: ( .......... نژاد تنها عنصر بیولوژیک نیست بلکه نژاد روح یک ملت است و اگر کسی نژاد ملتی را آلوده بکند در حقیقت روح و روان آن ملت را آلوده کرده است! .......... ) با چنین دیدگاه هائی زن و مرد ترک و فارس نباید باهم زناشوئی کنند چون زبان و نژاد که روح یک ملت است آلوده شده و یا نابود می شود! ..........

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقا تبریزلی، حسن آقا، صابر خان، دلیل و علت بیکاری، گرانی، فقر، تورم ، خفقان، کشتار و اعدامها، و همچنین دلیل سرکوب زبان، و فرهنگ غیر فارس در جغرافیای ایران، در واقع رژیم دیکتاتور اسلامی است، این رژیم که ذره ای ارزش به حقوق انسانها قایل نیست، ایران را به جهنمی مبدل کرده است. اما زبان و فرهنگ ترویجی، رژیم که سالانه میلیونها دلار صرف اشاعه آن میکند زبان فارسی است. پس دولت کنونی، دولتی است، با ماهیت فارس زبان، شوونیسم، تمامیت خواه و قلدر. که هر گونه داد خواهی و فریاد آزادی خواهی انسان غیر فارس را سرکوب، زندانی و یا به جوخه اعدام میسپارد. زبان تنها عنصر ارتباط نیست، بلکه زبان روح یک ملت است، واگر کسی زبان ملتی سرکوب بکند، در حقیقت روح و روان آن ملت را نابود کرده است. آقا تبریزلی، عرض به شرف مبارکت، از نان مثال آوردید و میگوئید، که مردم نان میخواند، و نه پان. لطفا در این

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دلیل بیکاری زبان فارسی نیست، دلیل گرانی زبان فارسی نیست، دلیل تورم زبان فارسی نیست، دلیل کمبود خانه زبان فارسی نیست، دلیل رشوه خواری زبان فارسی نیست، دلیل کمبود کالا زبان فارسی نیست، دلیل بیماری زبان فارسی نیست، دلیل زمین لرزه زبان فارسی نیست، دلیل سیل زبان فارسی نیست، دلیل خشک شدن دریاچه اورمیه زبان فارسی نیست، دلیل ترافیک زبان فارسی نیست .دلیل همه اینها تمامیت خواهی است در عرصه سیاسی اقتصادی و .... در عرصه فرهنگی هم تمامیت طلبی زبان و فرهنگ فارسی , زمینه ساز تضییع حقوق ملتهای غیر فارس میباشد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
حسن آقا، این خصوصیات ترکان و سلاطین ترک بود که به زبان و فرهنگ اقوام و سایر ملل احترام میگذاشتند، و زبان خود را به زور سرنیزه به آنان تحمیل نمیکردند. و هرکس آزاد بود که به زبان خود بخواند و بنویسد. و نه مثل حکومت رضا خان که همه زبانها را جز زبان فارسی، قدغن و قلع و قمع کرد. شما که خودت سیاستکاری چرا مسئله را طور دیگر ارزیابی میکنی. مقاله آقای جداری در اعتراض به حکومت تهران، و به آنانی است که زبانی فارسی را عامل اتحاد ملل ایرن میدانند، در صورتی که چنین نیست، و تک زبانی عامل تفرقه و ایجاد تشتت و کشمک است و اوضاع از این نیز بدتر خواهد شد. مردم ترک آذربایجان اهمیت زبان مادری را بخوبی میشناسد. و احتیاجی ندارد، که کسی اهمیت آنرا، بدانان توضیح دهد. شما اگر آدم دموکراتی هستی، این مسئله را بگذاریم به رای مردم، به بینیم زبان فارسی چند در صد رای می آورد؟ شاید مردم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به نظر من حس ایراندوستانه شما باعث می شود که هزچیزی را در هر موردی نوشته شده باشد با آن حستان مقایسه و در صورت تضعیف آن واکنش نشان دهید. ببینید بحث بر سر تغییر رژیم نیست. ابنگونه بگویم بقهمید. اگر شما دغدغه ایران دارید دیگرانی هم وجود دارند که دغدغه دیگری دارند. اگر مشکل شما نان است (که نیست) باشد، برای به دست آوردن آن تلاش کنید و بگذارید دیگران هم به دغدغه خودشان بپردازند (البته اگر به حس شما بر نمی خورد)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
شما اگر همینگونه ادامه دهی صبح دولتت خواهد دمید. اگر قرار است زبان تحمیلی ستون فقرات اتحاد چندین ملت باشد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دکتر غلامحسین ساعدی نویسندهء بزرگ ایران که خود آذری بود و به زبان مادری خودش هم سخت علاقمند بود در باره زبان فارسی و اهمیتش در ایجاد همبستگی و نقش آن در وحدت ملی ما ایرانیان ، طی مصاحبه ای با رادیو بی بی سی می گوید:

زبان فارسی ستون فقرات یک ملت عظیم است .

من می خواهم بارش بیاورم .

هرچه که از بین برود ، این زبان باید بماند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقاى جدارى ،براى انتشار اين مقالة بسيار خوب ا ز شما تشکر مى کنم .اميدوارم در آينده نه چندان دورمقالات بيشترى از اين دست به تحرير در بياوريد . ׳

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقای جداری نازینین چرا این همه گفته را به زبان اذری ننوشتی ؟من اساسن مخالفتی با یاد گیری زبان های دیگر ندارم ولی بفرمائید ان کسانیکه این پوست خربزه را زیر پای شما گذاشتند چرا یک خط بزبان اذری و یا کوردی و یا بلوچی در ارکان های خود در ج نکردند؟ اقای محترم شهریار هیچ اجباری برای نوشتن شعر بزبان پارسی نداشت همین طور پروین اعتصامی همین گونه داستان نویس ها اذری و کورد مانند دهها نامدار و گمنام. جناب جداری شما چرا به اذری منتشر نمیکننید ؟
مخاطب شما باید مردم اذری زبان باشند ونه پارسی زبانان.مردم ایران متاسفانه از اغاز تولد تا مرک نه بزبان مادری بلکه بازبان عرب اشنا میشوند.هر بچه مسلمانی که متولد میشود نخست در گوش او اذن میخوانند و نه شاهنامه فردوسی .هر مسلمان ایرانی که از دنیا میرود اخرین کلام او انا الله و انا علیه راجعون است.یعنی زبان عرب .
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست گرامی، یونس شاملی، ناهمسانی بزرگ دیدگاه من و شما در این است که شما ناسیونالیست هستید و من ناسیونالیست نیستم و گفتگوی من و شما در هر زمینه ای مانند زبان یا فدرالیسم و ..... تا صد سال دیگر به جائی نخواهد رسید! از این روی بهتر است شما نوشتار مرا درباره پنداری پلید و پلشت و دوزخی و اهریمنی و زهر کشنده ای به نام ناسیونالیسم بخوانید تا بدانید که من نه پان آریا هستم و نه پانفارس هستم و نه پیرو پان های دیگر http://iranglobal.info/node/16195
تصویر یونس شاملی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای تبریزی، که اسمت را گذاشته ایی تبریزی ترک و شغل ات را کرده ایی دفاع از زبان فارسی. خود این کار اسمش کمپلکس است و تناقضی بسیار جدی را با خود به یدک میکشد. اما تفسیری که این بالا برای نوشته آقای جداری گذاشته اید که گویا "دلیل بیکاری زبان فارسی است"، "دلیل رشوه خاری زبان فارسی" و مثالهای دیگر نیز اسمش (البته با عرض معذرت) سفسطه بافی است. زبان فارسی دلیل آن چیزهایی که برشمرده اید نیست، بلکه زبان فارسی به دلیل سیاستی استعماری دولت ایران علیه ملتهای غیرفارس ساکن در ایران، نقش جانشین زبانهای دیگر را بازی کرده و میکند. به بیان دیگر دولت ایران با ابزاری به نام "زبان فارسی" به قتل زبانهای غیرفارسی در ایران پرداخته است. قتل زبانهای غیرفارسی هم در فضا صورت نگرفته، بلکه در گام اول با تحقیر ملیونها انسان غیرفارسی، تعرض علیه حقوق آنان و توهین به آنان و سپس عقب نگهداشته شدن منطقه ملی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جداری عزیز, زنده باشید , تمام حقیقت را نوشته اید. فرزندان غیر فارس در ایران نه تک زبانه بار می آیند و نه دو زبانه , بلکه نیم زبانه یعنی نه زبان مادری شان را بطور کامل و فوندا منتال یاد میگیرند ونه زبان دومی را که فارسی باشد, زیرا یاد گیری زبان مادری شان که از بطن مادر تا 6 سالگی ادامه داشته است و می بایستی در دوره های دبستانی و دبیرستانی وبعد از آن تکمیل شود,بطور اجباری قطع میشود. از دوره دبستانی شروع میکند زبان تازه ای را یاد بگیرد و این یاد گیری زبان تازه هر گز نمی تواند به آن حد تکاملی برسد که با زبان اولیه مادری اش ممکن بود, برای اینکه ظرفیت یاد گیری مغز انسانها تا حد مشخصی امکان پذیر است. بهر حال دستت درد نکند.ما آزربایحانی ها آرزو میکنیم این معضلات ملی مان در ایران بطور عقلمندانه حل و فصل شود.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
کشو رعقب نگه داشته شده طبیعی است که عقب میما ند .دراین روزگا ری سرعت در فن آ وری حرف اول را میز ند.حا ل در کشورعقب مانده ما از این قا فله بعضی عقب افتا ده ها که در یک دست قلم دارند و در دستی دیگر قطب نمای در دست که این قطب نما هما نند قطب نمای کشتی آ نجلیکا جا بجا شده است وغرب را جنوب و جنوب را شرق نشان میدهد خلاصه غلط اندر غلط نشان مید هد.با ان داده های غلط میخو ا هند راه در ست به قو له خود شان نشا ن د هند.داده های صحیح نتیجه صحیح خو ا هد داد آ لبته لغت DATA از این لغت داده ها سا خته شده یعنی مجموعه داده ها بسیا بسیا مو جود است از این نوع لغت ها چرا که زبا ن فارسی زبا نه دیوا نی بوده است و بسیا رافتخار آفرین است منه آ ذ ر با یجانی سا کن در جغرا فیای ایران عز یز نه مها جر مهاجم به این سر ز مین فرق بسیار است میان این دو است ما آرامید گان یا ما مالکان این سر
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نتیجه ای که از نوشته هائی این چنینی که مکرر در مکرر در مکرر و برای شونصدمین بار! در تارنمای ایران گلوبال گنجانده می شوند به دست می آید این است که دلیل بیکاری زبان فارسی است، دلیل گرانی زبان فارسی است، دلیل تورم زبان فارسی است، دلیل کمبود خانه زبان فارسی است، دلیل رشوه خواری زبان فارسی است، دلیل کمبود کالا زبان فارسی است، دلیل بیماری زبان فارسی است، دلیل زمین لرزه زبان فارسی است، دلیل سیل زبان فارسی است، دلیل خشک شدن دریاچه اورمیه زبان فارسی است، دلیل ترافیک زبان فارسی است و دلیل همه بدبختی ها تنها یک چیز است و آن هم زبان فارسی است! و در این میان رژیم ولایت فقیه نیز به رهبری حضرت ایة الله العظمی امام خامنه ای ترک زبان صد در صد بی گناه است! http://iranglobal.info/node/17485

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای جداری عزیز،ممنون ازمقاله خوب ومتین شما،بنظرم اگرما مستعمره انگلیس بودیم ،وضعیت بهتربود،زیرا ما که هیچ پیشرفتی نکردیم، لا اقل زبان انگلیسی را که زبان بین الملل است به خوبی یاد میگرفتیم ودیگرمجبور نبودیم زبان فارسی که اعتباری درسطح جهانی ندارد را یاد بگیریم،مثل هند وپاکستان که مردمانش مثل آب خوردن انگلیسی صحبت میکنند،درایران بخاطر اینکه زبان فارسی را پاس بدارند نه تنها زبان سایرملیت ها دشمن میپندارند،حتی زبان انگلیسی را هم بجای اینکه زبان جهانی بدانند،آنرازبانی بیگانه تلقی میکنند،به همین خاطر است یک دانش آموز درایران ازازمرحله راهنمایی تا پیش دانشگاهی هرسال یک کتاب انگلیسی را میخواند وبعدها حتی ده جمله انگلیسی نمیتواند صحبت کند.