بیانیه تشکیلات مقاومت ملی آذربایجان در خصوص انتخابات دوازده اسفند و علل ضرورت تحریم حداکثری

رفته رفته به انتخابات دوازدهم اسفند مجلس به اصطلاح شورای اسلامی در کشوری که ایران نامیده می شود نزدیک می شویم. از ماه ها قبل زمزمه تحریم انتخابات در بین سیاسیون و زندانیان سیاسی و احزاب سیاسی فارس زبان تبدیل به فریاد های بلندی شده است و از سویی نیز جناح افراطی حاکم و رهبران نظام تمام امکانات خود را فراهم آورده اند که تنور انتخابات را به هر نحو ممکن گرم نمایند تا به اهداف سیاسی خود برسند.

رفته رفته به انتخابات دوازدهم اسفند مجلس به اصطلاح شورای اسلامی در کشوری که ایران نامیده می شود نزدیک می شویم. از ماه ها قبل زمزمه تحریم انتخابات در بین سیاسیون و زندانیان سیاسی و احزاب سیاسی فارس زبان تبدیل به فریاد های بلندی شده است و از سویی نیز جناح افراطی حاکم و رهبران نظام تمام امکانات خود را فراهم آورده اند که تنور انتخابات را به هر نحو ممکن گرم نمایند تا به اهداف سیاسی خود برسند. این جدال سیاسی زمانی شدت یافته که تحولات منطقه ای به نقطه حساسی رسیده که می تواند تاثیر مستقیمی بر ایران و سرنوشت ملل غیر فارس بگذارد. همچنین بحران هسته ای و سیاست های مداخله جویانه ایران در کشورهای مختلف موجب اتخاذ تحریم ها و فشارهای اقتصادی فراوانی شده که زندگی مردم را دچار ورشکستگی کرده است. سرکوب های لجام گسیخته و قرون وسطایی دستگاه سرکوب نیز روزگار مخالفین سیاسی را سیاه نموده و سیاه چالهای نظام ایران از زندانیان سیاسی پر شده است. 

با توجه به مقدمه فوق و شرایط موجود جامعه آزربایجانی جنوبی و تاثیرات تحولات منطقه ای و داخلی ایران بر تعیین سرنوشت سیاسی- ملی آتی ملت ترک آزربایجان جنوبی، تحلیل شرایط و موضع گیری شفاف گروه ها و تشکیلات های سیاسی حرکت ملی آزربایجان جنوبی برای روشنگری افکار عمومی در آزربایجان جنوبی و سازماندهی هر گونه جبهه گیری سیاسی واحد در درون حرکت ملی بسیار مهم می باشد. 

سال هاست که رهبران سیاسی ایران قواعد دمکراسی را در فضای سیاسی آزربایجان جنوبی نادیده گرفته و حتی در برخی موارد که حرکت ملی آزربایجان تلاش نموده است که از شیوه های دمکراتیک وارد عرصه مبارزات پارلمانی شود به انحا مختلف مورد سرکوب قرار گرفته است و تنها چهره های وابسته و مزدبگیر به نام آزربایجان وارد مجلس شورای اسلامی شده اند. دست اندرکاران حکومتی از هیچ گونه دسیسه و جنگ زرگری در آزربایجان دریغ نورزیده اند تا بازار انتخابات را داغ کنند و حمایت از عناصر هوادار گروه های تروریستی منتسب یک گروه قومی خاص در منطقه غرب آزربایجان و کارت فرسوده تروریسم قومی یکی از آنهاست. 

حال در شرایط حساس موجود و تحولات سرنوشت ساز منطقه ای که چشم ناظران بین المللی بر این نقطه از جهان و ایران دوخته شده است، انتظار می رود که آزربایجان جنوبی و حرکت ملی آزربایجان گامی درست و تاثیر گذار در روند تحولات بردارد تا نقش خود را در تحولات آتی و کسب حق تعیین سرنوشت ملی- سیاسی اش برجسته نماید. 

چند سوال پیش روی ما می باشد 

1- آیا می بایست به نحوی وارد بازی شده و علیرغم مسدود شدن تمامی مجاری فعالیت دمکراتیک برای فعالین حرکت ملی آزربایجان جنوبی و حتی رد صلاحیت کاندیداهایی همچون آقای اکبر اعلمی نماینده سابق مجلس شورای اسلامی که هیچ گونه قرابتی با حرکت ملی ندارد در انتخابات خصوصا مرحله تبلیغاتی آن حضور فعال داشته باشیم؟ 

2- با تشکیل گروه ها و هسته های مردمی و مطرح کردن بحث آزادی زبان ترکی، تبعیضات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و سرکوب فعالین ملی و زندانیان سیاسی آزربایجانی فضایی چالش آلود فراهم آوریم تا پلی باشد برای بیداری ملی؟ 

3- با مشکل منطقه غرب آزربایجان و حضور عناصر هوادار گروه های تروریستی قومی که به صورت هدفدار از سوی حاکمیت فارس زبان حمایت می شوند و جنبه تاریخی دارد چه کنیم؟ آیا باز تصمیم سنتی مشارکت در غرب آزربایجان و تحریم در سایر مناطق بایستی پیش گرفته شود و یا اینکه این مساله نادیده گرفته شود؟ 
4- ایجاد تابلویی واحد به نام تحریم حداکثری و منسجم در حرکت ملی آزربایجان با مطرح کردن تبعیضات اقتصادی، بیکاری های روز افزون، گرانی های سرسام آور، آزادی آموزش زبان مادری، نابودی دریاچه اورمیه، سرکوب فعالین ملی آزربایجان و ... ؟ 

5- سکوت و تماشای منفعالانه نمایش های خیمه شب بازی حکومتی و تبلیغ حضور دشمن شکن از سوی حاکمیت فارس زبان؟ 

این ها سوالاتی است که کم و بیش در بین فعالین آزربایجانی مطرح می باشد و هر کدام نیز طرفدارانی برای خود دارد. برخی ها که علاقمند حضور در جلسات تبلیغاتی می باشند و ضمنا نیز علاقمندند سخنی و یا شعری از آزربایجان نیز سروده شود طبق معمول دور افراد تائید صلاحیت شده از سوی نظام حاکم گرد هم می آیند. حساب این افراد کاملا مشخص بوده و ماهیت آنان برای عموم در شهرهای مختلف آزربایجان جنوبی آشکار است. 

تجربه انتخابات های گذشته نشان داده است که فعالیت های پوپولیستی به نام بیداری در آزربایجان به دلایل مختلف بیش از آنکه نتیجه ای برای آزربایجان حاصل کند فرصتی برای بالا بردن آمار مشارکت انتخاباتی برای حاکمیت فارس زبان فراهم آورده است. ولی با این حال بحث منطقه غرب آزربایجان و حضور هدفدار عناصر وابسته به گروه های ترویستی قومی و تحرکات آنها برای کسب امتیاز که شدیدا از سوی حاکمیت فارس زبان نیز حمایت می شود مشکل عمده ای برای ملت ترک در آزربایجان جنوبی می باشد. حاکمیت فارس زبان تاکنون از این مسئله برای بالابردن آمار مشارکت به صورت فزاینده ای سود جسته است. سال هاست که دغدغه غرب آزربایجان موجب شده است که همه فعالین و تشکیلات های حرکت ملی به حضور حداکثری در این منطقه متعقاعد باشند و فعالیت چشمگیری بنمایند. البته لازم به ذکر است که در پاره ای موارد به خصوص با سازماندهی های کمیته مردمی دفاع از غرب آزربایجان سیاست شرکت در انتخابات در غرب آزربایجان با هدف خنثی سازی تروریسم قومی موفقیت هایی را نصیب حرکت ملی آزربایجان کرده است. 

آیا می توان در این دوره گفت که با تحریم فعال و حداکثری، در دو جبهه مقابله با توطئه عناصر هوادار گروه های ترویستی و هم جبهه اعتراض علیه سیاستهای لجام گسیخته ضد آزربایجان از جمله نابودی عمدی دریاچه اورمیه پرداخت؟ 

واقعیت این است که حاکمیت ارتجاعی – شوونیستی باز هم از کارت اقلیت کرد در منطقه غرب آزربایجان برای بالا بردن آمار مشارکت مردمی استفاده خواهد نمود ولی مسئله بسیار مهم دیگری که وجود دارد این است که سرخوردگی عمومی مردم از بیکاری، گرانی، فساد، مشکلات اجتماعی و فرهنگی موجب سردی فضای انتخابات و گریز مردم از حاکمیت گردیده و هر گونه تبلیغ، دعوت و یا حمایت از نامزد های انتصابی رژیم به بهانه حضور عناصر هوادارگروه های ترویستی کورد و اهداف مغرضانه آنها از سوی مردم برنامه ریزی حکومتی تلقی خواهد شد و امتیازی منفی برای حرکت ملی ایجاد خواهد نمود. به واقع حاکمیت مشروعیت خود را در حد بسیاری زیادی از دست داده و هرگونه تلاش برای گرم کردن تنور انتخابات نمایشی با عدم اقبال عمومی رو به رو خواهد شد. این در حالی است که اکثر قریب به اتفاق گروه های سیاسی کرد نیز انتخابات را تحریم کرده اند. بنابراین در این مرحله از انتخابات که مرحله حساسی می باشد می توانیم با تحریم حداکثری و منسجم از بحران منقطه غرب آزربایجان عبور و اعتراض عمومی دیگری را علیه حاکمیت فارس زبان و سرکوب های آن سازماندهی نمائیم. 

چرا تحریم حداکثری و منسجم؟ 

انتخابات مجلس به اصطلاح شورای اسلامی روز دوازدهم اسفند ماه در حالی برگزار می شود که نظام حاکم بر ایران که با بحران های جدی اقتصادی و بین المللی دست و پنجه نرم می کند و در داخل کشور نیز با احتمال اعتراضات مردمی و اختلافات شدید درون جناحی روبرو می باشد. آن گونه که رهبر نظام در نماز جمعه چهارده بهمن اشاره کرد این انتخابات ابزار مهم تبلیغی و مشروعیت سیاسی نظام تلقی می گردد. نظام حاکم در ایران که تلاش دارد نسیم آزادی خواهی و ضد دیکتاتوری منطقه را که دست رد بر سینه تفکرات ارتجاعی – شونیستی آنان میزند، بیداری اسلامی نشات گرفته از انقلاب اسلامی ایران قلمداد نماید سعی می کند که جامعه اسارتی ایران را جامعه ای پویا و شاداب نشان داده و با برجسته کردن آن سرپوشی بر اعتراضات مردمی در مناطق فارس زبان و مطالبات و سرکوب های ملت های تحت ستم ملی در ایران بگذارد. تئوریسین ها و رهبران سیاسی ایران به خوبی می دانند که بحران هسته ای و تحریم های اقتصادی وضعیت سختی را برای آنها به وجود خواهد آورد و با پیروزی انقلاب سوریه نسیم آزادیخواهی دیر یا زود در داخل ایران نیز شروع به وزیدن خواهد نمود. لذا رژیم تلاش می کند به هر نحو ممکن وجهه ای مشروع از خود در سطح جهان ارائه داده و با برگزاری انتخابات فرمایشی مسکنی برای بیماری های لاعلاج اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران دست و پا کند. اما جاه طلبی های نظامی و سیاسی، ماهیت ارتجاعی و شوونیستی رهبران ایران و رقابت های درون حکومتی شان مانع از آن می شود که نهاد ها واقعی مردمی و احزاب سیاسی مستقل پا بر عرصه فعالیت نهاده و انتخاباتی دمکراتیک در جامعه از هم پاشیده ایران برگزار شود. کارشناسان و رهبران نظام سیاسی ایران می دانند که با کوچکترین فضای ایجاد شده سیل اعتراضات مردمی گریبانشان را خواهد گرفت و بنابراین جدی تر از دوره های گذشته با شمشیر نظارت استصوابی – نظامی و بستن تمام مجاری های دمکراتیک و حبس و شکنجه دگر اندیشان و غیر خودی ها فضایی کاملا کنترل شده را فراهم آورده اند تا در دوازدهم اسفند انتخاباتی برای مجلس به اصطلاح شورای اسلامی برگزار نمایند. 

درحالی که تریبون ها و مطبوعات رسمی از ماه ها قبل با ادبیات استالینیستی و شبیه به کره شمالی به تعریف و تمجید از انتخابات پرشور و دشمن شکن می کند و شخصیت ها و روحانیون دینی وابسته به حکومت حضور حماسی در انتخابات را وظیفه شرعی می دانند و فرماندهان اطلاعاتی، انتطامی و نظامی از تلاش دشمن برای ایجاد نا امنی و برخورد با دشمنان وابسته به آمریکا و اسرائیل سخن می گویند و پیاده نظام حکومتی به نام هئیت های مذهبی و حزب الله به مانور خیابانی می پردازند، انفعال و سردی عجیبی را در بین مردم کوچه و بازار شاهد هستیم. شخصیت ها و احزاب سیاسی مختلف از ماه ها قبل با انتشار بیانیه ها و نامه های سرگشاده خواستار تحریم انتخابات می باشند. برای نخستین بار در طول عمر سیاسی نظام کنونی ایران می باشد که احزاب و شخصیت های برخواسته از درون نظام همچون سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و جبهه مشارکت در کنار سایر گروه های سیاسی اپوزیسیون در خارج از ایران رویکردی به سوی تحریم انتخابات دارند. بی تفاوتی مردم به انتخابات و انسجام نسبی مخالفین حول تحریم انتخابات رهبران سیاسی ایران را دچار وحشت کرده و بنابراین کوچکترین صدای تحریم را با شدید ترین برخورد های قضایی و امنیتی پاسخ داده می شود که بازداشت های اخیر و گسترده روزنامه نگاران و خبرنگاران و نیز هجمه گسترده بر علیه فعالین عرب احوازی در همین چارچوب می گنجند. 
دست اندرکاران نظام کنونی ایران به هر نحو ممکن و با بسیج همه امکانات وابسته به خود تلاش خواهند نمود که بازار داغی را برای دوازدهم اسفند فراهم آورند و افراد تائید صلاحیت شده خودی را در قالب منتقدین در اذهان مردم قالب نمایند و بدین منظور نیز جبهه های خود ساخته ای را با عناوین دهن پرکن و عناصر وابسته به ظاهر منتقد را از هم اکنون بر روی میز بی رنگ انتخابات گذاشته اند. این تئوری در مناطق غیر فارس کاملا برجسته بوده و ارگان های سیاسی و اجرائی برای بالا بردن میزان مشارکت و آمار ها برنامه پیچیده ای را در این مناطق تدارک دیده اند. 

با اینکه گروه های سیاسی ملت های غیر فارس در آزربایجان، کردستان، اقلیم احواز، بلوچستان و ترکمن صحرا همواره به تحریم انتخابات مختلف پرداخته اند و در سال های اخیر توانسته اند تاثیر بسزایی بر روی مردم بگذارند، ولی برنامه ریزان حکومتی با بررسی و آگاهی از ضعف های تشکیلاتی، رسانه ای و نقاط ضعف این مناطق توانسته اند تا حدودی از تحریم مناطق غیر فارس عبور کنند. آزربایجان جنوبی منطقه حساسی می باشد که رهبران سیاسی نظام حاکم به دلیل پتانسیل جمعیتی و سیاسی عظیم آن و تاثیرات مستقیم آن بر مرکز ارجحیت خاصی برای بریدن صدای مخالفین و داغ کردن تنور انتخابات مختلف بدان قائل می باشند. 

با اینکه در ده سال گذشته حرکت ملی آزربایجان و تشکیلات های وابسته به آن با امکانات محدود رسانه ای توانسته است سیاست های فریب کارانه انتخاباتی را خنثی کرده و به هدایت افکار عمومی ملت ترک آزربایجان بپردازد ولی واقعیت این است که نظام ارتجاعی-شوونیستی با استفاده از سرکوب فعالین حرکت ملی و بسیج امکانات دولتی و مزد بگیران خود توانسته است موفقیت هایی را به دست آورد. 

دو تحلیل، یک نتیجه؛ 

در بین گروه های فارس زبان و مرکز گرا در خصوص بحث حضور و یا تحریم ملت های غیر فارس دو جبهه و نظریه متفاوت وجود دارد که هر دو به یک نقطه منتهی می گردد. 

الف- گروه های اصلاح طلب درون حاکمیت و یا اپوزیسیون مخالف با نادیده گرفتن موجودیت و تاثیر گروه های سیاسی ملت های غیر فارس در تحریم انتخابات (و یا وانمود کردن به آن) همواره ادعا کرده اند که نظام حاکم از ابزار قومیت ها بر علیه آنان استفاده نموده است و موضع گیری گروه های سیاسی را همواره هدف دار و تجزیه طلبانه قلمداد و خواستار برخورد خشونت آمیز با آنها می باشند.

ب- جریان های افراطی و اصول گرای جناح حاکم نظام سیاسی نیز با سرکوب فزاینده فعالین سیاسی ملل غیر فارس مانع از حضور دمکراتیک آنان در انتخابات شده و تیغ رد صلاحیت بر گردن نخبه گان ملل غیر فارس بوده و همواره عروسک هایی را به نام نماینده مردم مناطق قومی روانه مجلس به اصطلاح شورای اسلامی نموده اند. 

واقعیت این است که هر دوی این دیدگاه به یک جا منتهی می شود و آن حذف و یا دور زدن نیروهای ملی ملل غیر فارس از سوی جریان های مرکزگرا از دو هر دو جناح می باشد. با اینکه نیروهای ملی گرای عرب، کرد، بلوچ و ترکمن نیز برای حاکمیت ارتجاعی- شوونیستی و اپوزیسیون پان آریایی و باستان گرا خطر محسوب می شوند ولی هیچکدام از این نیروها به اندازه حرکت ملی و ملت ترک آزربایجان برای اندیشه های پان ایرانیستی و باستان گرایانه خطرناک نیست. بنابراین هر دو جریان سعی در حذف، نابودی و بایکوت و تضعیف جریان ملی در آزربایجان جنوبی هستند. 

حرکت ملی آزربایجان به عنوان نیروی سیاسی ملت ترک آزربایجان می بایست با اتخاذ شیوه های درست مبارزاتی و راهکارهای روانی-تبلیغی نقش و وجود نیروهای ملی را ارتقا بخشد تا نقطه تلاقی دو جریان را خنثی کند. تحولات منطقه ای و بحران سیاسی-اجتماعی داخلی در ایران ضرورتی به نام حضور فعال و برجسته حرکت ملی در عرصه رهبری و سازماندهی پتانسیل مردمی در آزربایجان جنوبی را به وجود می آورد. روند رویدادهای سیاسی ده سال اخیر در آزربایجان جنوبی نشان داده است که حرکت ملی هر زمان به اجماع فکری رسیده توانسته که جریانی تاثیر گذار را سازماندهی و کنترل نماید. 

باید این واقعیت را قبول کرد که دستگاه های امنیتی و قضایی که دستور بریدن هر گونه صدای مخالف را دریافت کرده اند در مقابل اعتراض عمومی و تحریم حداکثری و منسجم ساکت نخواهند نشست. چنانکه شاهد هستیم بسیاری از روزنامه نگاران و روشنفکران که بحث تحریم انتخابات را دنبال می کنند به سرعت بازداشت شده اند و گستره این بازداشت ها به آزربایجان جنوبی نیز رسیده است. دوستانی که عقیده داشتند بعد از رد صلاحیت دکتر اکبر اعلمی می بایست انتخابات را تحریم کرد به سرعت مورد بازجویی و بازداشت قرار گرفته اند. بنابراین در صورت تحریم حداکثری و منسجم انتخابات از سوی حرکت ملی احتمالا با بازداشت هایی روبرو خواهیم بود . 
آیا می توانیم تحریم حداکثری و منسجم را سازماندهی کنیم؟ 

بزرگترین توان حرکت ملی آزربایجان ایجاد شبکه های اجتماعی در سطح جامعه آزربایجان می باشد که هیچ یک از نیروهای سیاسی ایران نتوانسته به این موافقیت دست پیدا کند. دستگاه های امنیتی نظام حاکم سالهاست که تلاش می کنند با تهدید، ارعاب، بازداشت و محکومیت های طولانی مدت فعالین این قابلیت حرکت ملی را از آن سلب کنند. شبکه های اجتماعی ایجاد شده به لحاظ فکری هر کدام به نوعی با تشکیلات های سیاسی حرکت ملی آزربایجان مرتبط بوده و تا حد زیادی در مسیر سازماندهی شده قرار می گیرند. 

اگر تشکل های سیاسی حرکت ملی آزربایجان بتوانند به جبهه واحد فکری در خصوص تحریم حداکثری و منسجم رسیده و آن را به بطن جامعه منتقل کنند آزربایجان جنوبی به تحریمی تاثیر گذار دست خواهد یافت. شاید این تحریم در کوتاه مدت در زیر سایه تبلیغات دستگاه رسانه ای نظام قرار گیرد ولی انرژی مثبتی برای سازماندهی مبارزات توده ای فراگیر به جامعه آزربایجان تزریق خواهد نمود و نقش حرکت ملی و قدرت چانه زنی آن را در معادلات و تحولات احتمالی بالا خواهد برد. 

با چه خواسته هایی باید به سوی تحریم حداکثری و منسجم رفت؟ 

در اعتراضات شهریور ماه حول مساله خشکاندن دریاچه اورمیه برخی فعالان حرکت ملی آزربایجان با هدف کانالیزه کردن، ایجاد فرصت چانه زنی و تداوم فضای اعتراضی به انتشار مطالباتی اقدام کردند. آسیب شناسی حرکت های فراگیر از جمله اعتراضات شهریور ماه و سایر اعتراضات و یا تجمعات مردمی نشان داده است که رادیکالیزه کردن فضا و طرح مطالبات غیر واقع بینانه موجب بالا رفتن هزینه امنیتی و خشونت عریان علیه معترضین می گردد. می دانیم که این تئوری همان گونه که نظریه حق تعیین سرنوشت را بدون در نظر داشتن شرایط، مکانیسم ها و مطالبات به باد انتقاد می گیرند از سوی برخی دوستان و تشکل ها مورد نقد و حمله قرار خواهد گرفت. ولی واقعیتهای داخل کشور جز از آنست که از بیرون دیده می شود. 

با رسیدن به جبهه واحد فکری حول تحریم حداکثری و منسجم و سازماندهی اجتماعی و رسانه ای این تحریم که بخش بزرگ آن بر عهده تشکیلات های سیاسی حرکت ملی آزربایجان جنوبی می باشد می توانیم بار دیگر اعتراضی فراگیر هر چند خاموش ولی تاثیر گذار را در آزربایجان جنوبی آغاز کنیم . چنان که در انتخابات ریاست جمهوری دهم با سازماندهی فعالین حرکت ملی آزربایجان از جمله اورمو آزربایجان سسی در انتخابات غرب آزربایجان حرکت ملی آزربایجان توانست تاثیر خود را نشان دهد. 

تشکیلات مقاومت ملی آزربایجان با دیدگاه فوق و به دلیل عدم وجود فضای دمکراتیک برای حضور نیروهای دگر اندیش و نیروهای ملی ملل غیر فارس ایران و عدم وجود سیستم آزاد و دمکراتیک کنترل آرا انتخابات داوازدهم اسفند مجلس به اصطلاح شورای اسلامی را عریانترین بازی سیاسی و ابزار رهایی رژیم از بحران های سیاسی- اجتماعی خود و تداوم سرکوب هایش می داند. 

تشکیلات مقاومت ملی آزربایجان در اعتراض به: 

1- نابودی سیستم اقتصادی و تاراج منابع زیر زمینی و تبعیض صنعتی آزربایجان جنوبی، 
2- گرانی، بیکاری و فشارهای اقتصادی روز افزون موجود در آزربایجان جنوبی، 
3- نابودی محیط زیست آزربایجان جنوبی و دریاچه اورمیه، 
4- نابودی زبان و تاریخ ملی آزربایجان جنوبی و جلوگیری از تدریس زبان ترکی آزربایجانی در مدارس، 
5- حمایت از گروه های تروریستی قومی در منطقه غرب آزربایجان علیه ملت ترک آزربایجان و تلاش برای تغییر ترکیب جمعیتی و جغرافیایی غرب آزربایجان، 
6- حمایت از کشور اشغالگر و متجاوز ارمنستان که اراضی آزربایجان را در منطقه قاراغ اشغال کرده است، 
7- دخالت در امور کشور جمهوری آزربایجان شمالی، 
8- مسدود شدن فضای سیاسی در آزربایجان جنوبی و سرکوب خشونت آمیز اعتراضات آرام مردمی در آزربایجان، 
9- عدم عذر خواهی و معرفی عاملان سرکوب های خونین معترضین شهریور ماه حول خشکاندن عمدی دریاچه اورمیه و قیام سال 85، 
10- عدم اجازه فعالیت احزاب سیاسی آزربایجانی، 
11- بازداشت، شکنجه و سرکوب غیر قانونی فعالین حرکت ملی آزربایجان، 

خواستار تحریم حداکثری و منسجم انتخابات نمایشی دوازدهم اسفند ماه با شعار"اعتراض به بیکاری و گرانی، نابودی زبان ترکی، نجات دریاچه اورمیه"می باشد. 

تشکیلات مقاومت ملی آزربایجان انتخابات دوازدهم اسفند ماه را فرصتی برای سازماندهی اعتراض فراگیر جهت مطالبات زیر می داند؛ 

1- آموزش زبان ترکی آزربایجانی در همه مقاطع تحصیلی، 
2- باز کردن سدها و مقابله با خشکاندن عمدی دریاچه اورمیه، 
3- معرفی و محاکمه عاملین سرکوب قیام ضد آپارتدی خرداد هشتاد و پنج و سرکوب اعتراضات شهریور ماه، 
4- رفع تمامی تبعیض های اقتصادی و صنعتی علیه آزربایجان جنوبی، 
5- آزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی، 
6- متوقف نمودن سرکوب فعالین جنبش دانشجویی آزربایجان وآزادی دانشجویان در بند، 
7- رفع سرکوب های سیاسی و ایجاد آزادی فعالیت سیاسی در آزربایجان جنوبی، 

تشکیلات مقاومت ملی آزربایجان اعلام می دارد تمامی هسته های مقاومت ملی در سراسر آزربایجان جنوبی دوشادوش دیگر فعالین حرکت ملی به صورت آکتیو و با شیوه های مقتضی و با شعار "اعتراض به بیکاری و گرانی، نابودی زبان ترکی، نجات دریاچه اورمیه" اقدام به ایجاد شبکه های اجتماعی برای تحریم حداکثری و منسجم انتخابات فرمایشی پیش رو خواهند کرد. 

تشکیلات مقاومت ملی آزربایجان 

آزربایجان جنوبی 
20/11/1390 

منبع: 
ایمیل رسیده
انتشار از: