«سقوط سوریه» : پایان بازی!

« قبلا در مقاله ای به دو سناریو که در انتظار رژیم است اشاره نمودم : ۱- مذاکره و رفورم از درون و به نوعی گورباچوف ساختن از حسن روحانی ( البته با فشار جامعه جهانی و آمریکا و نه به خواست خود او) ۲- در گیری نظامی و سرنگونی جمهوری اسلامی با هزینه جانی و مالی بسیار گزاف» . در سناریو یکم جنگ صورت نخواهد گرفت و البته بهترین فرصت در اختیار ما برای برنامه ریزی و مبارزه سیاسی قرار خواهد گرفت. اما اگر فرض کنیم که از دقیقه نود هم عبور کرده ایم و جنگ سوریه ، جنگ با ایران را سریعا رقم بزند ، آیا ما اپوزیسیون

چرا و چگونه هاشمی رفسنجانی دوباره مرد اول رژیم شد

هاشمی رفسنجانی شخصیتی که همیشه این نظام را از دره های خطرناک نجات داده است. اما او در سال ۸۸ ، به یکباره با موضع گیری هایش از نماز جمعه منع می شود. سپس با دستگیری فرزندانش و رد صلاحیتش در انتخابات اخیر، به نظر می رسید به طورکلی از قدرت برکنار خواهد شد. اما پشت پرده این بازی ها چه بود؟

هاشمی  رفسنجانی با زندانی شدن فرزندانش برای خود مظلومیت خرید، حذف او از نماز جمعه ، با موضع گیری های دو پهلو در سال ۸۸ در دل مردم کمی جایگاه از دست رفته اش را بازگرداند.او با فرستادن باند خود در خارج کشوربا کد رمز «انتخابات آزاد» ، شورای ملی و شاهزاده و اپوزیسیون برانداز را بی اعتبار کرد. و با رد صلاحیت خود برگ مشایی را سوزاند. و در نهایت با عنوان رد تقلب در انتخابات ۸۸ ، میرحسین و جنبش سبز را هم قربانی نمود.

او می خواهد خودش دوباره حکومت کند و مرد اول نظام به معنای واقعی و عینی شود. می خواهد اگر قرار است با امریکا مذاکره ای صورت گیرد، باند او پیش قدم شود. صحبت های جنجالی او در مورد استفاده بشار اسد از سلاح شیمیایی(که البته بعد بطور ضمنی کمی عقب نشینی نمود و نه تکذیب کرد نه تایید) سیگنالی برای همین موضوع بود. اما این حرف او ایستادن در مقابل سپاه (سردار قاسم سلیمانی) و شخص خامنه ای می باشد و باید دید در مقابل تندروهای رژیم چه عکس العملی نشان خواهد داد؟

آخرین سنگرِ جمهوری اسلامی

همه دنیا ، مخصوصا نظاره گر همیشگی یعنی اپوزیسیون ایرانی خارج از کشور ، در انتظار حمله به سوریه هستند. همه می پرسند چرا حمله به سوریه باید تا این حد به طول بیانجامد در حالی که ماه ها قبل می توانست این عمل صورت بپذیرد. دلایل مختلفی از جمله اینکه در زمانی که اخوان مسلمین در مصر قدرت می گرفت،مناسب نمی بود که سوریه نیز به آن سمت برود (اسلامی شود)، دلیل دیگر اینکه با طولانی شدن جنگ داخلی در سوریه نیروهای سپاه قدس و حزب الله درگیر این جنگ و به نوعی سوریه برایشان باتلاقی می گشت. مهم ترین مسئله استراتژیک این جریان ، چیزی نیست و نبود جز جمهوری اسلامی ! چرا که سوریه آخرین سنگر رژیم است و بعد از آن باید تکلیف جمهوری اسلامی مشخص گردد. حسن روحانی که قرار بود در سپتامبر به امریکا بیاید و شاید باب گفتگو با آمریکا را باز نماید . حال اگر زودتر از سپتامبر بشار اسد می رفت ، فرصت مذاکره از میان می رفت . پس بهترین سناریو با توجه به داده های بالا و بر هم نخوردن توازن قدرت در منطقه ، به تاخیر انداختن حمله به سوریه تا سپتامبر بود. حمله به سوریه یعنی فتح آخرین خاکریز جمهوری اسلامی  و به نوعی ندای  پایان مذاکرات را به گوش می رساند.

بازی باخت باخت برای رژیم

« قبلا در مقاله ای به دو سناریو که در انتظار رژیم است اشاره نمودم : ۱- مذاکره و رفورم از درون و به نوعی گورباچوف ساختن از حسن روحانی ( البته با فشار جامعه جهانی و آمریکا و نه به خواست خود او) ۲- در گیری نظامی و سرنگونی جمهوری اسلامی با هزینه جانی و مالی بسیار گزاف» .  اگر رژیم با مصحلت اندیشی امثال رفسنجانی و نوشیدن جام زهر و تسلیم شدن در برنامه اتمی ، با آمریکا و غرب سازش نماید ، اعتبارش را در بین طرفداران خود از دست خواهد داد زیرا همیشه عنوان کرده اند که غنی سازی متوقف نخواهد شد. از سوی دیگر اگر مسئله اتمی (به فرض محال ) حل گردد، مسئله حقوق بشر پیش خواهد آمد و مجبور خواهند بود کمی فضا را باز نمایند. با گشوده شدن فضا نسل جوان ایران از یک روزنه کوچک چنان حفره ای ایجاد خواهد نمود که برگشت ناپذیر است و بدین ترییب حکومت ناگزیر به سمت رفورم واقعی (نه اصلاح طلبی) خواهد رفت.

در سناریوی دوم نیز چه رژیم در جنگ سوریه دخالت مستقیم نماید و چه بی تفاوت باشد ، اما برنامه اتمی را حل نکند ، با توجه به صحبت های هومن مجد (لابیست رژیم در آمریکا) که در مصاحبه با کامبیر حسینی حرف آخر رژیم را زد وگفت: «ایران حق دارد مثل ژاپن قابلیت ساخت بمب اتم تا جایی که بتواند آن را در دو سه روز پیدا کند (شما بخوانید داشتن بمب اتم)» ، مسلما غنی سازی را به تعلیق نخواهند گذاشت و هدف حسن روحانی خرید وقت تا روزی که بتوانند بمب اتم درست کنند ، خواهد بود . ازآنجایی که غنی سازی خط قرمز آمریکاست و از سوی دیگر طرح مجوز حمله نظامی به ایران بعد از سپتامبر توسط دو سناتور آمریکایی به سنا و مجلس برده خواهد شد که احتمالا در صورت شکست مذاکرات چنین می شود. با توجه به فشارها در امریکا به احتمال زیاد درگیری نظامی پیش خواهد آمد. (حمله به قرارگاه اشرف مجاهدین، تروریست بودن این نظام را دوباره زنده کرد که اتمی شدنش بسیار خطرناک خواهد بود). در نتیجه ، نظام با این سیستم باقی نخواهد ماند. این حکومت به پایان بازی رسیده است و به زودی گیم اور(Game Over) خواهد شد.

آیا به  دقیقه نود برای اپوزیسیون رسیده ایم؟

اما در پایان می خواهم سراغ اپوزیسیون همیشه نظاره گر برویم. اپوزیسیونی که در ۱۸تیر۷۸، در جنبش سبز، در جنبش بنفش و در بسیاری موارد دیگر در داخل ایران فقط نظاره گر بوده و نتوانسته با ایجاد انسجامی مناسب در خود و ارائه برنامه کاری مشخص ، در تحولات درون ایران تاثیر لازم داشته باشد ! حال این روشنفکران و سران گروه های به اصطلاح مخالف جمهوری اسلامی و اپوزیسیون انحلال طلب و برانداز که جز مقاله نویسی ، تحلیل گری ، مصاحبه ، سخنرانی در نشست  و بیرون دادن منشور کار عملی قابل قبولی از آنها ندیده ایم ، بهانه خواهند آورد که وقت از دقیقه نود هم گذشته و درگیری نظامی با ایران پیش خواهد آمد و از ما دیگر کاری ساخته نیست. اما این بهانه قابل پذیرش نیست . چرا که هنوز فرصت باقی است.این ما هستیم که همیشه نظاره گریم و بعد هم دایی جان ناپلئون وارانه می گوییم «خودشان آوردند ، خودشان بردند» . بله وقتی ما نباشیم ، مجبور خواهند شد و شاید این چنین شود. ولی بیاییم یک بار هم که شده در صحنه باشیم و نقش ایفا نماییم !

اما اگر فرض کنیم که از دقیقه نود هم عبور کرده ایم و جنگ سوریه ، جنگ با ایران را سریعا رقم بزند ، آیا ما اپوزیسیون سکولار- دمکرات برانداز ، از اینکه برای جلوگیری از پرداخت هزینه جنگ بتوسط مردم در خود انسجام و همبستگی لازم را  نکرده ایم ، مجرم و مسئول  نیستیم ؟

شاید بپرسید چگونه می توان این انسجام را صورت داد ؟  بسیار ساده ، اکثریت نیروهای برانداز سکولار- دمکرات می توانند بدون میزبانی هیچ کس ، در نشستی به گرد هم بیایند و طرح های خود را برای همبستگی و انسجام نیروهای سکولاردمکرات ، برای انتخاب بهتیرن آنها ، به بحث بگذارند. حتی اگر هیچ کدام از این طرح ها به نتیجه نرسد، می توان در یک ائتلاف قراردادی ( با امضای یک ائتلاف نامه )  این نیروها تعهد بدهند که تا سرنگونی رژیم و برای دستیابی به حکومتی سکولار و دمکرات در پروژه های عملی با یکدیگر همکاری نمایند. در این بین می توان چند کمیته (همچون اتاق فکر ، تبلیغات ، تدارکات) متشکل از اعضاء گروه های متعهد ، فقط برای هماهنگی در پروژه های عملی ، شکل بگیرد .

خوشبختانه با بسیاری از گروه ها و اشخاص در مورد این طرح رایزنی شده و مخالفتی اصولی هم ابرازنگردیده است. رایزنی ها ادامه دارند و اما اگر این اتفاق (همبستگی و ائتلاف در عمل ) رخ ندهد و شاهد عملگرایی و انسجام در میان نیروهای سکولار دمکرات برانداز نباشیم ، تنها دلیل آن بی تفاوتی و بی مسئولیتی سران گروه ها و احزاب  و روشنفکران است ، که وظیفه میهنی خود را در این شرایط حساس و بحرانی انجام ندادند.

 چگونگی برگزاری این نشست را  از لینک زیر می توانید مشاهده نمایید:

http://ar-iran.com/?p=2437

آرمان چاروستایی

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تعداد از قلم زنان در عرصه سیاسی به اپوزیسیون خارج کشور می تازند که « اپوزیسیون همیشه نظاره گر» جناب اقای آرمان چاروستایی مگر شما چه هستید حز اینکه در خارج نشسته اید و مسایل ایران را نظاره می کنید و هر از گاهی چیزیکی می نویسید. ایا شما مثلا تشکیلات مخفی بر انداز در ایران دارید که به دیگران فخر می فروشید. ۀطفا خودتان را باز تعریف نمائید

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
واشينگتن تايمز: رژيم ايران را له کنيد، اگر اين رژيم نبود مستبد سوريه سرنگون شده بود...........