طباطبائی:همه چیز در ایران متولی دارد جز ایران/ پان ترکیسم ملغمه ای از بیسوادی و بیشعوری است

بيشتر پان‌تركيست‌ها ـ مثل اكثريت روشنفكري ايران ـ چيزي از پيچيدگي‌هاي سياست در نمي‌يابند. گروهي نيز در خارج از ايران وجود دارند كه دانسته يا ندانسته آب در آسياب دشمنان ايران مي‌ريزند. ايدئولوژي پان‌تركيسم مبتني بر نوعي فراموشي تاريخي است كه با آميخته شدن با افسانه بافي‌هاي به ظاهر تاريخي به ملغمه‌اي از بيسوادي و بي‌شعوري تبديل شده است. تلويزيون جمهوري آذربايجان را نگاه كنيد خواهيد ديد عقب‌ماندگي و ابعاد بيسوادي تا كجاست من برنامه‌اي ديدم كه ثابت مي‌كرد ابن‌سينا از فيلسوفان آذربايجان بوده است.

سیدجواد طباطبایی: همه چیز در ایران متولی دارد جز ایران/ پان ترکیسم ملغمه ای از بیسوادی و بیشعوری است

سیدجواد طباطبایی در گفتگو با شماره جدید مهرنامه که در واقع شرح بخشی از زندگی نامه وی بود به مسائلی همچون پیشه وری، فرقه دموکرات، پان ترکیسم و ملی گرایی پرداخت.

به گزارش سایت خبری – تحلیلی آذری ها استاد جواد طباطبایی در گفتگو با مهرنامه با اشاره به تجربه های تاریخی عنوان داشت "زمینه رشد پان ترکیسم اشکالات مدیریتی در کشور است اما قدرت های منطقه ای نیز در تداوم آن نقش اساسی دارند". وی با اشاره به وجود زبان های محلی در ایران ادامه داد: زبان های محلی ایران از لحاظ فرهنگی فاقد اهمیت اند و بیش از این قابلیت بسط و گسترش ندارند. محمد قوچانی،حامد زارع و محمد هاشمی در گفتگو با جواد طباطبایی اظهار داشت که زاد روزش توام با تسلط ارتش سرخ و فرقه دموکرات پیشه وری بر تبریز بوده است.

طباطبایی در خصوص هویت مردم آذربایجان گفت هر چه در اطراف خودم نگاه می کنم کمتر کسی را می بینم که حس ترک بودن را بر

در ایران اقلیت نداریم،تمایزها و تفاوتها داریم که مایه غنا است

 احساس ملیت ایرانی ترجیح دهد. البته ترک را به مسامحه به کار برده ام. آذربایجانی ها ترک نیستند. بلکه ایرانیانی هستند که به یکی از زبان های مشتق از ترکی سخن می گویند.

 استاد طباطبایی با اشاره به برخی تحرکات نفرت پراکنانه قومی در سال های اخیر در پاسخ به سوالی در خصوص آموزش و پرورش گفت:

 «پان ترکیست ها حرف بی ربط زیاد می گویند و افسانه می بافند و چیزی از پیچیدگی های سیاسی نمی فهمند».

 استاد سابق دانشگاه تهران در در فرازهایی از سخنان خود اشاره داشت که برای من "ایران بزرگ فرهنگی" مطرح است. وی گفت دولت های ایران از بسیاری از دولت های اروپایی مانند فرانسه که بعد از انقلاب با یک سیاست خشن فرهنگی همه زبان های رایج را از بین برده و یکسان سازی کرد بهتر عمل کرده است.در فرانسه دهها زبان وجود داشت که انقلاب همه آنها را از میان برداشت...در ایران همه چیز متولی دارد جز ایران.من در میان دوستان آذری خارج کشور که بعضی از آن ها از امپریلیسم فارسی صحبت میکنند کسی را ندیدیم که به بچه خود ترکی یاد بدهد اما همین ها از آنجا داد می زنند که بچه های تبریز باید ترکی بخوانند. مگر در زبان آذری چه منابع اساسی فرهنگ بشری وجود دارد که اینها میخواهند مدرسه آذری درست کنند! کل منابع ادبی موجود آذری را می توان در دو ترم برای پان ترکیست ها تدریس کرد.

 در زیر بخش هایی از مصاحبه طولانی جواد طباطبایی را با مهرنامه می خوانید. علاقه مندان می توانند برای خواندن بخش های دیگر آن و همچنین دهها مطلب دیگر در حوزه علوم انسانی به شمار جدید (تیر 1392) مراجعه نمایند.

 هاشمي: شما آذري‌ زبان بوديد و در مدرسه فارسي را فراگرفتيد.‌ آيا تضاد ميان آذري انديشيدن و فارسي سخن گفتن را هيچ‌گاه احساس نكرديد؟ قبل از آن بفرماييد كه از چه زماني با زبان فارسي مواجه شديد؟

 من در خانواده آذري‌زبان به دنيا آمده‌ام و طبيعي است كه زبان مادري‌ام آذري باشد. اما به خاطرم مي‌آيد كه وقتي راديو را به گوش‌مان مي‌چسبانديم تا بتوانيم از پس تمام خش‌ها و پارازيت‌ها، برنامه گل‌ها را بشنويم، از نخستين مواوقعي بود كه با زبان و ادبيات فارسي مواجه مي‌شديم. عمويم علاقه‌اي به موسيقي ايراني داشت و شنونده دايمي برنامه‌هاي گل‌ها بود. در حاشيه بگويم كه با او چند بار آواز خواندن اقبال آذر را به طور حضور شنيدم. علاقه‌اي نيز به ظلي داشت كه در همان زمان مرده بود اما آواز او را بسيار تعريف مي‌كرد، باري، طبيعي است كه تا وقتي در دبستان بودم، چندان فارسي نمي‌دانستم، اما وقتي وارد دبيرستان شدم به‌طور كامل مي‌توانستم فارسي بخوانم و تا حدي نيز صحبت كنم.

 هاشمي: در مورد احساس ناسيوناليستي چه چيزي مي‌توانيد بگوييد؟ شما گفتيد كه تعلق خاطري به فرقه دموكرات نداشته‌ايد، اما در گل نگاه مثبت به آنها داشتيد يا منفي؟ نگاه‌تان به آذربايجان و نسبتي كه با ايران در ذهن شما مي‌توانست داشته باشد را نيز توضيح دهيد.

 نگاهم به فرقه دموكرات هرگز چندان مثبت نبود و در مورد جدا شدن آذربايجان از ايران نيز اصلاً ديدگاه مثبتي نداشتم. اما اقداماتي كه فرقه دموكرات در تبريز انجام داده بود، موجب شده بود كه مردم در مورد آنها به افسانه‌پردازي و اسطوره‌سازي روي آورند. به عنوان مثال زماني در تبريز قحطي نان پيش آمده بود و نانوايان شهر نان نمي‌پختند يا اگر مي‌پختند، گران مي‌فروختند. نزد عامه مردم مشهور است كه پيشه‌وري قول داده كه ظرف دو ساعت موضوع را حل مي‌كند. رئيس فرقه به اولين نانوايي كه مي‌رسد از شاطر مي‌خواهد كه چند نان به او بفروشد.

 بریده ای از مطالب سطحی و تحریف گرایانه ارگان فرقه در 1324

 وقتي شاطر از فروختن نان سر باز مي‌زند، پيشه‌وري دستور مي‌دهد كه نانوايي بيچاره را زنده‌زنده در تنور بيندازند. صبح روز پس از اين ماجرا همه نانوايي‌هاي شهر باز بوده و به تعداد كافي و حتي مازاد مورد نياز اهالي تبريز نان وجود داشته است. مردم نيز اين اتفاق را سحر و جادوي پيشه‌وري در حل مشكلات اقتصادي مي‌دانستند و آن را براي يكديگر تعريف مي‌كردند. از اين داستان‌ها در كودكي بسيار شنيده بودم بي‌آنكه كه علاقه‌اي به فرقه پيدا كنم. البته اين ماجرا يك فاجعه تمام‌عيار است، اما فرقه دموكرات اقدامات مؤثري نيز در تبريز انجام داده است. در مورد همان خيابان فردوسي گفتم از وسط شهر مي‌گذشت و به بازار مي‌رسيد، نيز مي‌گفتند كه در سال 1324 پيشه‌وري در طول يك شب مقررات منع آمد و شد برقرار كرده بود و تا صبح خيابان را آسفالت كرده بود و ظاهراً دوام آسفالت تا همين چند سال پيش هم تصور عمومي را تحت تأثير خود قرار داده بود. البته به احتمال بسيار برخي از اين داستان‌ها افسانه باقي است، اما به هر حال نخستين دانشگاه تبريز و ايستگاه راديويي شهر را فرقه دموكرات ايجاد كرد. اما به هر حال تجزيه‌طلبي فرقه امري نيست كه بتوان آن را به مسامحه برگزار كرد. براي من وحدت سرزميني ايران هميشه يك اصل غيرقابل بحث بوده است.

 قوچاني: شما موقعي كه در تبريز بوديد، خودتان را ابتدا آذربايجاني مي‌دانستيد يا ايراني؟ تضادي در كار نبود؟

 در آن موقع ما اصلاً تصور جدايي‌طلبانه از آذربايجان نداشتيم. بلكه فكر مي‌كرديم كه يكي از ايالات مهم ايران، آذربايجان است. آذربايجان، مانند همه ايالت‌هاي ديگر ايران، بخشي تجزيه‌ناپذير از ايران است. گمان نمي‌كنم در اين باره بحثي وجود داشته باشد. البته وقتي اين وحدت سرزميني پذيرفته شد مي‌توان درباره چگونگي اداره آن بحث كرد.

 هاشمي: شما اينگونه فكر مي‌كرديد يا اينكه فضاي عمومي هم اينگونه بود. چون به نظر مي‌رسد اقدامات پيشه‌وري و طرفداران‌اش در راستاي جدا شدن آذربايجان از ايران بود.

 اگر همه در آذربايجان خواستار جدايي از ايران بودند كه حاكميت در تهران نمي‌توانست تبريز را پس بگيرد. فرقه نواحي بسياري از آذربايجان را پيش از آن كه ارتش شاهنشاهي از تهران برسد خالي كرده بود. ترديدي نيست كه پيشه‌وري و طرفداران‌اش قطعاً نقشه‌هايي در سر داشتند كه به نظر من هرگز با خواست‌هاي مردم آن جا همخواني نداشت. تا جايي كه به خاطر دارم براي شخص من، همواره ايران بزرگ فرهنگي مطرح بوده است و از اين جهت شايد من نماينده خوبي براي پاسخ دادن به اين پرسش نباشم ولي هر چه در اطراف خودم مي‌نگرم، كمتر كسي را پيدا مي‌كنم كه حس ترك بودن را بر احساسات مليت ايراني ترجيح دهد. البته ترك را به مسامحه به كار بردم. آذربايجاني‌ها ترك نيستند، بلكه ايرانياني هستند كه به يكي از شاخه‌هاي زباني مشتق از تركي سخن مي‌گويند؛ مهاجراني تركي يا تركماني كه به تدريج در مناطق روستايي آذربايجان ساكن شده بودند به تدريج با ساكنان اصلي در هم آميخته و در آن مستحيل شده‌اند. حتي امروزه رگه‌هاي ظاهر تركي را در ساكنان برخي روستاها مي‌توان ديد، اما در شهرهاي بزرگ چنين نيست.

 هاشمي: اما يكي از مسائلي كه پان‌تركيست‌ها مطرح مي‌كنند، ناظر به آموزش و پرورش است. آنها ادعا مي‌كنند كه كودكي كه تا شش سالگي به زبان آذري صحبت كرده است، وقتي در هفت سالگي وارد مدرسه مي‌شود، مجبور مي‌شود كه كه فارسي تحصيل كند. نظريات در اين مورد چيست؟

 پان‌تركيست‌ها حرف بي‌ربط بسيار مي‌گويند و افسانه مي‌بافند. در همين سال‌هاي اخير يك بار در دانشگاه تبريز جواني مي‌گفت كه زرتشت هم آذربايجاني بوده و از اين ترهات. البته به شوخي به او گفتم يولداش اينكه تف سر بالاست. او گمان مي‌كرد زرتشت ترك بوده و اوستا را نيز به تركي سروده بوده است! اما بعداً فارس‌ها ـ به قول اينها ـ آن را به اوستايي ترجمه كرده‌اند. درباره پان‌تركيست‌ها چند مسأله را بايد اينجا در نظر داشت. اولاً ايران بزرگ را حوزه‌اي فرهنگي مي‌دانم كه به صورت ممالك محروسه فهميده مي‌شده است. يعني اين‌كه ايران بزرگ وحدت كثرت‌هاي قومي و فرهنگي بوده است. به خلاف پان‌تركيست‌ها نمي‌توان گفت ما را مجبور مي‌كردند كه در مدسه فارسي صحبت كنيم. ما چند ساعت در دبستان درس فارسي مي‌خوانديم، در زنگ‌هاي تفريح و پس از تعطيل شدن مدرسه نيز وقتي مي‌خواستيم با يكديگر بازيبریده روزنامه ای دیگر از ارگان فرقه دموکرات پیشه وری كنيم، تركي صحبت مي‌كرديم. هيچ اتفاق خاصي هم نمي‌افتاد؛ يعني زباني را ياد گرفتن براي ايرانيان اجبار سياسي نبود و نيست، اگر بتوان گفت اجبار فرهنگي است. ديگر اين‌كه تا پيش از صدور ايدئولوژي‌هاي جديد شوونيستي به ايران، ايران‌ها مسائل را به اين صورت نمي‌فهميدند. در تبريز نوعي آميزش «طبقاتي» شگفت‌انگيزي وجود داشت. البته برخي محله‌ها نسبت به برخي ديگر اعياني‌تر به حساب مي‌آمد، اما حتي اين محله‌ها هم محله‌هاي بسته نبودند. طبقات فرودست در كنار طبقات فرادست زندگي مي‌كردند. محله‌هاي به كلي اعيان‌نشين با تأخير بسيار و به تدريج در دهه چهل پيدا شدند كه دلايلي پيچيده دارد. تبريز به لحاظ شهري ساختار پيچيده‌اي داشت. تا دهه‌هاي اخير و مهاجرت‌هاي روستايي انسجام خاص خود را داشت. منظورم اين نيست كه تمايزهاي طبقاني نبود، بلكه مي‌خواهم بگويم انسجام اجتماعي به نوعي بود كه تنش‌هاي در بنيادها را به حداقل فرو مي‌كاست.

قوچاني: يعني مي‌فرماييد ايدئولوژي‌هاي جديد به اين تعارض دامن زده بود؟

 بله، زمينه رشد پان‌تركيسم اشكالات مديريتي در كشور است اما قدرت‌هاي منطقه‌اي نيز در تداوم و انتشار آن نقشي اساسي دارند. بيشتر پان‌تركيست‌ها ـ مثل اكثريت روشنفكري ايران ـ چيزي از پيچيدگي‌هاي سياست در نمي‌يابند. گروهي نيز در خارج از ايران وجود دارند كه دانسته يا ندانسته آب در آسياب دشمنان ايران مي‌ريزند. ايدئولوژي پان‌تركيسم مبتني بر نوعي فراموشي تاريخي است كه با آميخته شدن با افسانه بافي‌هاي به ظاهر تاريخي به ملغمه‌اي از بيسوادي و بي‌شعوري تبديل شده است. تلويزيون جمهوري آذربايجان را نگاه كنيد خواهيد ديد عقب‌ماندگي و ابعاد بيسوادي تا كجاست من برنامه‌اي ديدم كه ثابت مي‌كرد ابن‌سينا از فيلسوفان آذربايجان بوده است. به اين دليل كه ابن‌سينا در همدان وزير بوده و در همان شهر نيز فوت كرده است و از آنجا همدان يكي از شهرهاي آذربايجان «جنوبي» است، پس او آذربايجاني است. يعني ابن‌سينا متعلق به آذربايجان و آذربايجان متعلق به جمهوري آذربايجان به رياست الهام علي‌اف و شركا است. فكر نمي‌كنيد اين طور جعل تاريخ بيش از حد ابلهانه است. البته، الهام علي‌اف نه سوادي دارد و تجزيه و نمي‌تواند بداند، اما رفيق حيدر علي‌اف مي‌دانست كه همه دانشگاه‌ها و علماي اتحاد جماهير هفتاد سال از اين افسانه‌ها مي‌بافته‌اند. امروزه از آن همه علم جز انبوهي كاغذ باطله براي خمير كردن باقي نمانده است. سال‌ها پيش دوست كُردي هم مي‌گفت كه چون مادر ابن‌سينا كُرد بوده بايد او را كُرد به شمار آورد. درواقع، اين عقب‌ماندگي را اگر با فلسفه ابن‌سينا تركيب كنيم بايد بگوييم: فلسفه عقب‌ماندگي!

 زارع: اما اينكه در ايران چندين قوم و نژاد...

 ببينيد! ايران به لحاظ تاريخي پيوسته ممالك محروسه بوده است. در ايران هميشه به چند زبان صحبت مي‌شده است. دولت‌هاي ما نيز در مجموع دولت‌هاي بدي بوده‌اند اما همين دولت‌هاي بد ما از بسياري دولت‌هاي پيشرفته اروپايي نظير فرانسه كه پس از پيروزي انقلاب 1789 با يك سياست فرهنگي خشن همه زبان‌هاي رايج در كشورش را از بين برد و يكسان‌سازي كرد، بهتر عمل كرده‌اند. در فرانسه دهها زبان وجود داشت كه انقلاب فرانسه آنها را از ميان برداشت. اما تنوع فرهنگي ايران اين امكان را داده است كه به طور مثال احمد كسروي در اندروني خانه‌اش تركي صحبت كند و در جامعه يكي از نويسندگان طراز اول فارسي باشد. بنابراين تعارضي وجود نداشته است كه بخواهد برطرف شود. اما اين كه برخي مي‌گويند شما تحت ستم بوده‌ايد و نمي‌دانستيد كه دارند به اجبار زبان فارسي را در مدارس به شما مي‌آموزانند، مسأله جديدي است كه پشتوانه فرهنگي و تاريخي ندارند و نشأت گرفته از ايدئولوژي‌هاي جديد است. گمان نمي‌كنم برخي كساني كه اين سخان را مي‌پراكنند مجاني اين كار را مي‌كنند. من يك بار گفتم كه در ايران همه چيز و همه كس متولي دارد، جز ايران. من در ميان دوستان آذري خارج كه برخي از آنها حتي از امپرياليسم فارسي و غيره سخن مي‌گويند هيچ يك را نديده‌ام كه به بچه خود تركي هم ياد بدهد. اما همين از پاريس و لندن و نيويوك شعار مي‌دهند كه بچه‌هاي تبريزي بايد تركي درس بخوانند. مگر در زبان آذري چه منابعاساسي فرهنگ بشري وجود دارد كه اينان مي‌خواهند مدرسه آذري درست كنند و زبان امپرياليستي فارسي را تعطيل كنند؟ كل منابع ادبي موجود آذري را مي‌توان در دو ترم در دانشگاه براي پان‌تركيست‌ها تدريس كرد. من مخالفتي با اين تدريس ندارم و ضروري نيز هست. حيدر باباي شهريار يك اثر بزرگ ادبي است. من اگر فارسي زبان مي‌بودم و دانشجوي سال دوم دانشگاه، در چنين كلاسي شركت مي‌كردم و ياد مي‌گرفتم.

 اما ادعاهاي پان‌تركيست‌ها از سنخ ديگري است. مي‌گويند زبان فارسي را دولت اجبار كرده است و نتيجه مي‌گيرند كه براي مبارزه با آن بايد زبان آذري را اجباري كرد يعني سلب آزادي زبان در حرف زدن، نوشتن و حتي راديو و تلويزيون از مردم و اجبار آنها به پان‌تركيسم. يك ايراني متوسط را با يك اهل آذربايجان به اصطلاح «شمالي» مقايسه كنيد، البته اگر روسي يا چند كلمه انگليسي نداند، خواهيد ديد كه استاد دانشگاه باكو به اندازه دهاتي ايران سواد و بيشتر از آن شعور ندارد. به تجربه مي‌گويم! چند دانشجوي دوره دكتري باكو به من مراجعه كرده‌اند و از طريق انها مي‌دانم كه حد دانشگاه‌ها و استادان چگونه نازل است. اين ربطي به زبان دارد. اجبار به تركي خواندن محروم كردن فرد از سرمايه عظيم فرهنگي است كه زبان فارسي توليد كرده يا به اين زبان منتقل شده است. يك جمله از همين زرتشت كه گويا آذري است يا ابن‌سينا كه اخيراً تغيير مليت داده به آذري ترجمه كنيد تا بعداً در مورد آن بحث كنيم. برخي از مدعيان كه در سال‌هاي اخير در خارج زندگي كرده‌اند و گمان مي‌كنند چيزي ياد گرفته‌اند مثال‌هاي خنده‌داري هم ياد گرفته‌اند و تكرار مي كنند.

ببينيد مثال زدن كشورهاي پيشرفته مشكلي را حل نمي‌كند كشورهاي اسكانديناوي كه گويا از مثال‌هاي جالب است با پشتوانه‌اي كه زبان آلماني دارد، مثال بدي است. اين كشورها زبان دومي دارند كه به تدريج دارد به زبان علم تبديل مي‌شود كه انگليسي است. با هفت، هشت يا ده ميليون جمعيت؛ يك زبان نمي‌تواند فرهنگي پايدار و گسترده پيدا كند. امروزه براي كشورهاي اسكانديناوي صرف نمي‌كند كه همه منابع اساسي را ترجمه كنند. البته در كشورهاي پيشرفته زبان را ياد مي‌گيرند. هر آلماني، هلندي، سوئدي و... سه چهار زبان را مي‌داند. اما ما داريم اينگونه تبليغ مي‌كنيم كه آن يك زباني را كه مجاني ياد مي‌گيريم و البته دريچه‌اي به دنياي از فكر و فرهنگ است فراموش كنيم و به اجبار آذري بياموزانيم و به «دده گور گوت» خويش، كه گويا حماسه ملي تركان است، برگرديم.

حدود ده سال پيش زماني كه در برلين زندگي مي‌كردم يك بار دوستي را ديدم كه دعوت شده بود در جلسه هويت چيان تركي شركت كند. پدر او از رجال مهم ايران و اهل تبريز بود و به نظر من از باب استفاده ابزاري او را دعوت كرده بودند. به او گفتم كه اگر من جاي او بودم در چنين جلسه‌اي شركت نمي‌كردم. او نيز پاسخ داد كه حتي سخنراني خود را نيز به زبان فارسي انجام مي‌دهد. اگرچه او كاملاً آذري زبان است، اما به گفته خودش اصلاً نمي‌توانست مباحث جدي سياسي را به تركي بيان كند. از او در مورد مباحثي كه قرار است در كنفرانس طرح شود نيز پرسيدم. مي‌گفت آنها خواستار تأسيس مدارس آذري زبان در نقاط مختلف آذربايجان هستند، چرا كه معتقدند حكومت به اجبار دانش‌آموزان را به زبان فارسي ياد گرفتن وادار مي‌كند.

 به او گفتم كه اين درست نيست. چرا كه ما مجبور بوده‌ايم كه زبان فارسي بياموزيم، نه ما مي‌توانيم اجبار كنيم كه آذري تدريس شود. اين‌كه ما فارسي ياد گرفته‌ايم، امري تاريخي است كه به طور تاريخي اتفاق افتاده است. چند صد سال تركان بر ايران فرمان رانده‌اند چرا نتوانسته‌اند اجبار كنند كه زبان فرهنگي همه ايرانيان تركي باشد. زبان فارسي را تركان به هندوستان برده‌اند. مگر سلطان محمود نمي‌توانست بخشنامه صادر كند كه به جاي چهارصد شاعر زرين‌كمر فارسي زبان، پانصد شاعر زرين‌كمر ترك زبان براي دربار استخدام كنند. او كه قدرتي بيش از تاواريش الهام علي‌اف داشت نمي‌‌توانست اين امر را اجباري كند اين امر است معناي تاريخي وضع كنوني ما.

 باري، به آن دوست گفتم بر فرض دهم كه اين يك اجبار باشد و بر منطق استبداد بنياد گرفته باشد، جانشين كردن يك استبداد با استبداد ديگر طيره عقل است. سپس به او گفتم كه من و تو هر دو تبريزي هستيم و اوضاع آذربايجان را مي‌شناسيم. اگر همين فردا سه مدرسه انگليسي زبان فارسي زبان و آذري زبان را كنار يكديگر تأسيس كنند، سي يا چهل نفر بيشتر در مدرسه آذري اسم‌نويسي نمي‌كنند اما همين تبريزي‌ها از نيمه‌هاي شب براي ثبت‌نام در مدرسه انگليسي صف مي‌بندند. اين واقعيتي كه به تجربه بر آن واقفم. چه اين‌‌كه يك سال تحصيلي را در دبيرستان فرانسوي تبريز تدريس داشتم و شاهد علاقه پدران و مادران به ثبت‌نام فرزندان‌شان در اين گونه مدرسه بوده‌ام.

 يك نكته سياسي ديگر هم وجود دارد كه به‌ويژه براي مهاجراني مي‌گويم كه در سال‌هاي اخير چيزهايي از سوئد و سوئيس ياد گرفته‌اند و فكر مي‌كنند اگر آذربايجان به قول اينان جنوبي به شمالي بپيوندد. اين مجموعه بهشت برين مي‌شود. ترديدهاي بسياري در وجود چنين بهشتي وجود دارد و تاريخ هم تاكنون نشان نداده است كه بهشتي روي زمين تحقق پيدا كرده باشد. اما همان آذربايجان شمالي جزيي از جهنمي در همسايگي ما بوده است. چرا كه جمهوري علي‌اف هم هنوز ادامه همان استبداد استاليني است.

اگر در ايران زبان فارسي زبان دانش و فرهنگ نمي‌بود، لاجرم مي‌بايست زبان ديگري از بيرون تحميل مي‌شد. مثال هند جالب‌تر است كه پان‌تركيست‌ها خيلي علاقه‌اي به آن نشان نمي‌دهند در هند صدها زبان وجود دارد، اما هند به‌عنوان يك دولت ناچار يا فارسي حرف زده يا انگليسي زبان‌هاي محلي ايران، اعم از زبان‌هاي ايراني و غيرايراني، آذري يا كُردي و... زبان‌هاي فرهنگي مهم نيستند، از آذري آذربايجان شمالي واژه‌هاي فارسي را حذف كرده‌اند، اما ناچاري روسي وارد شده است. شاهكار زبان آذري كنوني همان حيدر بابايه سلام است و بيش از آن نمي‌توان بسطي به آن زبان داد، مي‌توان مجبور كرد كه آذربايجاني‌ها فارسي را فراموش كنند و جز به زبان آذري تحصيل نكنند، اما روسي يا انگليسي جاي فارسي را خواهد گرفت.

هاشمي: يعني شما هيچ وقت به‌عنوان يك آذربايجان و آذري زبان احساس اقليت بودن را در تهران تجربه نكرديد؟

البته كه نه البته ما دانشجويان آذري در آغاز لهجه تركي داشتيم و مي‌دانيد كه بدترين مكان براي يك آذري زبان، دانشكده حقوق است، چون همه درس‌ها يك حرف «قاف» دارد شوخي‌هايي هم در اين ميان مي‌شد، اما اين چيزي است كه شامل همه شهرستاني‌ها مي‌شد و البته بگذريم از اين‌كه خودمان در تبريز بسيار به لهجه اهالي ديگر شهرستان‌هاي آذربايجان خنديده بوديم. اقليت بودن با متفاوت بودن فرق دارد. در ايران اقليت نداريم. تمايزها و تفاوت‌ها داريم كه مايه غناي فرهنگي و احساسي ماست. با كمي شيطنت مي‌گويم كه فارسي زبان كمي مغبون است كه هيچ يك از زبان‌ها و فرهنگ‌هاي فرعي ديگر كشور را نمي‌شناسد. من و يك كُرد و... به وجوهي از فرهنگ اين كشور دسترسي داريم كه بسياري از شما نداريد.

يك شوخي ديگر اين كه برخي فكر مي‌كنند رضاشاه و سياست استعماري پشتيبان او، اين شوخي با شهرستاني‌ها را باب كرده‌اند تا ـ سابقاً چپي‌ها مي‌گفتند ـ انتقام خودشان را از خلق‌هاي پيشرو ـ يعني اينجا اهالي تبريز كه مكان صدور عقب‌مانده‌ترين گروه‌هاي توده‌اي‌ها و چريك‌ها بود ـ بگيرند! زمان شمس تبريزي كه هنوز تبريز آذري ـ در معناي قديم ـ حرف مي‌زد مي‌گفتند تبريزي خر است. دليل آن هم اين جمله شمس است كه مقالات او را يكي از مفاخر بزرگ تبريز تصحيح كرده. از جمله نقل مي‌كنم شمس مي‌گويد: چه گويي كه تبريزي خر باشد. در تبريز بزرگان باشند كه من كمترين ايشانم! اينها را نقطه قوت‌هاي اين كشور مي‌دانم. بگذريم!

 * دفاع نصرالله پورجوادی از مصاحبه اخیر سیدجواد طباطبایی

 * جواد طباطبایی در تبریز:تاریخ جمهوری باکو در دل تاریخ ایران جای دارد/ ترکیه ناچار از جعل تاریخ است

 * خلاصه ای از بخش پایانی کتاب خواجه نظام الملک از جواد طباطبایی:گفتار در تداوم فرهنگی ایران و نقش ترکان در انحطاط اندیشه سیاسی

 * ماکیاولی و بنیانگذاری اندیشه جدید

 تاریخ: 12 تیر ماه 1392 

انتشار از: 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خیلی زشته که یک انسان که خودش رو روشنفکر میدونه اینجوری و با لحنی که افراد بی عرضه و ترسوو عقده ای زمان فرار استفاده می کنند صحبت میکونه.
آقا هنوز نمیفهمه ترکهای آذربایجان فقط میخواهند به حقوق اولیه خودشون داخل خاک ایران برسند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
یعنی شما که به جای ق میگید گ درست تلفظ میکنید؟
جالب بود
مورد جالب تر اینه که شما کامنت را فارسی گذاشتید و شمایی که با یادگیری زبان فارسی مخالفید اگر فارسی یاد نمیگرفتید الان چطور میتونستید با افراد دیگه توی ایران ارتباط برقرار کنید ؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ریشه مسائل، از افتادن امپراتوری ایران به دست عرب و تُرک تا به امروز
22 تیرماه 1344 (13 جولای 1965) دانشگاه تهران تاریخ دو جلدی «زندگی شاه عباس اول» تالیف استاد نصراله فلسفی را به توزیع داد و کتاب درسی شد. فلسفی با این تالیف، تاریخنگاری را در ایران وارد عصر تازه ای کرد ـ عصر بیان حقایق به صورتی عریان، بدون تکلّف و پرده پوشی. وی در مقدمه این تالیف علل اضمحلال امپراتوری ایران را در قرن هفتم میلادی ـ پس از 13 قرن ابرقدرت بودن و برخورداری از یک مدنیّت و فرهنگ غنی بیان داشته و آن را به حساب تضعیف منش، کردار و پندار خوب ایرانی، تن آسان شدن ایرانیان و فرسوده شدن ارتش به سبب جنگهای غیر ضروری گذارده که نتوانست در برابر شماری کم [عرب] صحرانشینان جنوب غربی ایستادگی کند. وی نوشته است که پس از گذشت چند دهه از آن رویداد، ایرانیان بیدارشدند و دوران مبارزه برای احیاء حاکمیت ملی، آزادی
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب اعتراض گرامی، ما تا امروز کامنت نویسی به نام اعتراض نداشتیم که کامنتش را سانسور کرده باشیم یا نکرده باشیم. شما یا هر کس دیگری اگر کامنتهایش بدون توهین و اتهام باشند، منتشر می شوند و اینجا فرقی بین ترک و فارس و عرب و کرد و... نیست. اگر نویسنده مقاله توهین کرده است، دلیل نمی شود که کامنت نویسان هم همان راه را بروند و هر چه خواستند بنویسند. لطفا اگر اعتراضی نسبت به نشر این مقاله دارید، با آدرس مسؤل هماهنگی سایت، آقای توکلی تماس بگیرید: keianoshtavakkoly@hotmail.com

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در زبان آلمانی مثلی است میګوید : «بدترین کور کسی است که نمیخواهد ببیند و بدترین کر کسی است که نمیخواهد بشنود«. آقای طباطبایی عزیز! اګرشما واقعا بخواست خویش و بدور از خواست سازمان اطلاعات جمهوری اسلامی ایران دست به چنین مصاحبه ی ارزان و غیر علمی زده اید، آنوقت جزو آن کاتوقوری از اتنوکراتهای فارس زده میباشید که از مبارزه اتنیکهای تحت ستم مضاعف ملی بوحشت آمده و سعی در ترمز کردن آن دارید.
بکارګیری الفاظ سفسطه آمیز و عباراتی از قبیل «پان ترکیستها«-ی بیشعور (بنده نفهمیدم چه تعریف مشخصی از این وا‌ژه دارید) در حق مبارزینی که تنها بخاطر احیای عزت و شرف پایمال شده ی ملی - فرهنګی بپا خاسته ودیګر حاضر به تن دادن به ذلت و خواری ملی نمیباشند، نمیتواند معنی دیګری جز عقب ماندګی فکری داشته باشد .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقایان گردانندگان سایت ایران گلوبال
این چندمین بار است که شما کامنت مرا سانسور میکنید! شما از چه میترسید، که وحشتزده کامنتها را سانسور میکنید؟ آیا شما که به فاشیستهای فارس اجازه توهین به خلق آذربایجان را میدهید، دمکرات هستید؟ اگر قرار باشد که کامنت های افراد غیر فارس را هراسناک سانسور بکنید، چه فرقی با سازمان امنیت حمهوری اسلامی ایران و شما، وجود دارد؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ما یک مثل ترکی داریم: «آدادا قورد اسکیک ایدی، بیری ده گمی ایله گلدی» (در جزیره گرگ کم یکی هم با قایق آمد). آقای کمال خان محترم، شما هم مثل ناصر کرمی و امثال او هستید. بس شما می فرمایید که ما ترک‌ها باید کلامات ترکی را که از قضا به زبان فارسی هم خیلی داخل شده چون فارس‌ها در تلفظ آن مشکل دارند باید به فارسی ترجمه کنیم. از لحاظ زبان‌شناسی این جرم و گستاخی و بی ادبی است. و ناصر کرمی ... که این اسامی خاص را به شکل کلمه به کلمه به فارسی ترجمه کرده‌اند و افراد بی سوادی مثل شما نیز بدون توجه به قوانین زبان‌شناسی داری نظر می دهی و سفسطه بافی می کنی. البته بی سوادی در بین مورخین و زبان‌نشاسان فارس محور چیز جدیدی نیست: در اکثر لغتنامه‌های فارس زبانان اسم یکی از سرداران ترک به شکل سبک‌تکین آمده و دیگری نیز به شکل برک‌یارق... این زبان‌شناسان ترکی ندان به جای اینکه ادعا کنند ما معنی این

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جوابیه به کمال:
اولا من تورک هستم
دوما فرموده ای که <<<<<شما ها که می گویید ترکی زبان اصلی مردم آذربایجان است بفرمایید چرا مردم آذربایجان نمی توانند حرف ق را درست تلفظ کنند اما در ترکی اینهمه لغت دارای حرف ق وجود دارد منجمله همین آق قویونلو و قره قروت لو که گویا رییس قبیله چند حکومت بوده اند>>>>>
در دنیا از نظر آهگ زبانی سه گونه زبان وجود دارد 1)نوک زبانی2) میان حلقومی 3) حلقومی
توضیح یک: زبانهایی مانند انگلیسی فرانسه و تورکی و... زبانهای مربوط به گروه نوک زبانی هستند اینگونه زباها کلمات را در نوک زبان تلفظ میکنند ضمنا اینگونه زبانها فاقد کلمات سخت و پیچیده می باشد برای مثال کلمه go را در نظر بگیرید و تلفظ این کلمه بین یک تورک آذری و یک انگلیسی مقایسه بکنید مطمئا هیچ فرقی نخواهید دید
توضیح دو: میان حلقومی شامل زبانهایی مانند فارسی وافغانی و لری و تاجیکی که اکثر کلمات
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
یوسف گرامی، از یاد آوری شما ممنونم. بله «ترکها» هم مینامند.نوشته ی خود را تکمیل میکنم.در ضمن «آذری» نامیده شدن ما عمدتاً به مجموعه نظریه ی « آذریسم ِ پهلوی -اسلامی» مربوط است که تئوری زبان آذری کسروی از اصول آن است.و پیش از حکومت اسلامی کم و بیش رایج بود. پیشنهاد شما را خواندم . روش ما «نقد روشنگرانه ی همه مسایل» است. که «تاریکی ها شاید اندکی روشن شوند، و این به حقیقت یابی نسبی و آموزندگی نزدیکتر است». روش ما علمی ست. چرا که همه جوانب و بخشهای پدیده را بررسی و نقد میکنیم. «هم دیگران را ، و هم خود را». این به «روشنگری که هدف ماست بیشتر خدمت میکند تا روشهای دیگر. شخصاً خوشحالم که چنین مطالبی در سایت «مورد نقد و بررسی» قرار میگیرد. تمرین «ورزیدگی» ست. ورزش فکری نظری ست. خود و دیگران را بشناسیم. کم احترامیها را هم متحمل میشویم و متذکر. که نقطه قوت است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با سلام به همه.

گیرم که آقای طباطبایی درست میفرمایند و ترکی‌ آذربایجانی قدمت فرهنگی‌ ندارد.

آقای طباطبایی بدون اجازه دادن به یک فرهنگ که خودش را بشناسد و تکامل بدهد، قدمت فرهنگی‌ بوجود نمی‌آید. در زمان پهلوی، استاد شهریار یک حیدر بابا سرود و امروزه می‌دانیم که چه اشعار زیبا و دل‌ انگیزی است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
گفته های آقای طباطبائی نیازی به پاسخ ندارد چرا که نه بار علمی دارد نه فرهنگی بلکه نشان از شیفتگی به فرهنگ غالب که در اکثر روشنفکران ایران دیده میشود شیفتگی به فرهنگ فارس زبانان در ایران و انگلیسی زبانان در خارج.
فقط یک یاد آوری برای عزیزانی که حرف ق را بیان میکنند عزیزان حرف شما مانند این است که به یک انگلیسی ربان ایراد بگیرید که انگلسیسی زبانها مثلا الو را اشتباه تلفظ میکنند و میگویند هلو .زبان فارسی اصلا کلمه ای با حرف ق ندارد و یا عربی است یا ترکی پس تلفظ درست آن را عربها و یا ترکها استفاده میکنند نه فارسها که دو حرف غ و ق را مثل هم تلفظ میکنند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای ابولفضل ، آق قویونولو و قره قویونلو اولا هر بار تلفظش کلی از تارهای صوتی انسان را می ساید و فرسوده می کند و خطر ابتلا به خروسک را در آنها که زبانشان ترکی نیست افزایش می دهد. دوما چند درصد مردم ایران می فهند معنی این کلمات را؟ سوما شما ها که می گویید ترکی زبان اصلی مردم آذربایجان است بفرمایید چرا مردم آذربایجان نمی توانند حرف ق را درست تلفظ کنند اما در ترکی اینهمه لغت دارای حرف ق وجود دارد منجمله همین آق قویونلو و قره قروت لو که گویا رییس قبیله چند حکومت بوده اند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
گل بود و به سبزه نیز آراسته شد. آین آقای کرمی واقعا، نوبر به اصطلاح روشنفکران فارس‌محور هستند. ایشان به قدری راسیست و شونیست تشریف دارند که اسامی خاص آغ‌قویونلو (سفید گوسفندان) و قاراقویونلو (سیاه گوسفندان) را به شکل کلمه به کلمه به فارسی ترجمه کرده است.... ایشان با این خطی مشی ثابت کردند که شاگرد با استعداد دوران منحوس پهلوی هستند. و با این کارشان کاری را که حتی شونیست‌های پهلوی آن را ناشایست می دانستند شایسته تشخیص داده و در راستای انشتار آن اقدامی انجام دادند. شاید هم پیامبر دیگری است که می خواهد با این معجزه مبعوث شوند!!! هر چه قدر امثال کرمی‌ها فزونی یابد ترک‌ها در ایران به اهداف خود نزدیکتر می شوند.. بابا نوبر شونیست‌های فارس، گفتند افراطکاری کنید دیگه مثل بسیجی‌ ترمز نبر.... و الا اسامی آبا و اجدادت را مثل شما کلمه به کلمه به ترکی ترجمه می کنیم.... مواظب باش... ما هم بلدیم....

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
يک پيشنهاد به ترک زبانهايی که در سايت ايران گلوبال کار ميکنند حالا که حدود دو- سه سال است که اقبال اقبالی هر آنچه که بر عليه مردم ترک زبان است جمع آوری و در اين سايت پخش ميکند شما نيز اخبار و نوشته های منفی بر عليه فارسها را پخش کنيد تا اقبال اقبالی متوجه شود که يک من ماست چقدر آب دارد برای مثال مقاله ای در رابطه با نقد افکار ضد زن فردوسی را پخش کنيد و يا در رابطه با کشور هم زبانش افغانستان يا تاجکستان.
تصویر ناصر کرمی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقبال اقبالی گرامی، درود،... از اینکه گفتگو و نظرات آقای دکتر طباطبایی را به موقع در سایت گذاشتید سپاسگزارم. این گفتگو را در آرشیو خودم ثبت کرده بودم، که شاید در فرصت مناسب نقدی کوتاه بر آن بنوبسم. جای هیچگونه شکی نیست که از دیدگاه امثال طباطبایی استقبال دمکراتیک خواهد شد. امّا خوشبینی و اطمینان زیاد به چنین افرادی در سیاست جایز نیست. چنین افرادی را باید در پراتیک و عمل زمانیکه قدرت سیاسی را در اختیار دارند سنجید. در تئوری تاریخی از این ایرندوستی ها که منافع سیاسی و اقتصادی قوم خود را هدف دارد، زیاد هست........

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای ائليار شما نوشته ايد « مردم فارسی زبان «آذریها یا آذربایجانیها» مینامند. . حال آنکه استفاده از کلمه آذری و پان ترکيزيم بعد از اوجگيری حرکت ملی آذربايجان توسط روزنامه تابناک برهبری پاسدار محسن رضائی شروع شد و در دهان قلم بدستان فارس گذاشته شد . ولی مردم عادی هميشه ميگويند ما فارسها و شما ترکها ، تا بحال کسی نگفته ما فارسها شما آذری ها . و ناشر اين نوشته يعنی آقای اقبالی آنقدر بمردم ترک زبان ارادت دارد که حد و حساب ندارد و الا اين نوشته را نشر نميکرد .و هرچه اخبار مثبت در رابطه با ترکيه باشد بلافاصله توسط آقای اقبالی منتشر ميکند .
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
منشاء مردم آذربایجان و راه آینده : آذربایجانی کنونی نتیجه درآمیختگی مردمان چهار دوره ی تاریخی در این سرزمین است که در این منطقه بوده و یا به آن آمد و شد داشته اند: 1- دوره ی پیش از تاریخ؛ 2- تاریخ؛ 3- سده های میانه؛ 4-عصر جدید.زبان اکثریت مردم آن ترکی آذربایجان است که کوتاه ، ترکی گفته میشود. و با توجه به زبان، خود را ترک یا آذربایجانلی مینامند. نام ترک اینجا فاقد بار ایده لوژی ترکیزم است. مردم ترکیه آنها را « آذری ترک لری» - ترکهای آذری یا آذربایجان- مردم فارسی زبان «آذریها یا آذربایجانیها» و «ترکها» مینامند. خود مردم آذربایجان از کلمه ی آذری بی اطلاع هستند. تنها در برخورد با مردم ترکیه یا فارسی زبانان با این نام آشنا میشوند. مثل مردم آلمان که در رابطه با ملتهای دیگر بگوششان میخورد که دیگران آنها را به چه نامی میخوانند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
""" موج دوم گسست """ به نظر من به ظهور افرادی در حد و قوارهٔ "" طباطبائی "" باید در بعد منطقه‌ای نگریست. ایران و رژیم جمهوری اسلامی فارسی‌ دریافته است که سوریه و عراق چیزی جز باتلاق نیستند، نفوذ ایران در این منطقه به شکست انجامیده، البته این به معنی‌ عقب نشینی جمهوری اسلامی فارسی‌ از این منطقه نخواهد بود، ولی‌ رژیم اراده کرده است تا خط جدیدی نفوذی را "" در شرق ایران "" باز کند. با خروج کامل نیروهای ناتور از افغانستان در سال آینده، جمهوری اسلامی فارسی‌ شانس خود را در افغانستان آزمایش خواهد کرد، بدون شک این نفوذ با نام "" فارس، زبان فارسی‌ "" توام خواهد بود، افرادی مثل طباطبائی برای همگون کردن سیاست‌های داخلی‌ و منطقه‌ای رژیم فارسی‌ وارد میدان شده اند. اینکه ایران تا چه حد در این ماجراجویی خود در شرق موفق خواهد شد بستگی به میزان هماهنگی اراده ملی‌ در داخل ایران دارد. به نظر

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ائلپین حاتمی: من بک هویت طلب تورک هستم اما نه تنها پان تورک نیستم هیچوقت هم نمی خواهم زیر چتر پان تورکسیم زندگی کنم. این انگ و مهری است که دشمنان رنگارنگ ملت تورک برای لکه دار و بد نام کردن حرکت بیداری ملی مان بکار می برند برای اینکه می دانند این یک وا ژ ه بار دار و حساسی است و می توان توده های مردم ر از بدنه حرکت بیداری ملی تورکان ساکن ایران جدا و پیشاهنگان حرکت را ایزوله کرد. اینگونه افترا و بهتان ها سابقه چندین هزار ساله دارد و چیز جدیدی نیست. مگر بشار اسد مخافانش را اعضای القاعده خطاب نمی کند--- با اینکه در آن شکی نیست ممکن است چندین صد و حتی هزار نفری هم از القاعده در سوریه تشریف داشته باشند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای اقبالی خدماتی که حکومت ملی پيشه وری در عرض يک سال در آذربايجان به پيش برده از ياد رفتنی نيست و در مقابل رژيم شونيست ايران باعث عقب ماندگی و ويرانی آذربايجان شده نگاهی کوتاه به مهاجرت ترکها به مناطق بعد آب و هوای فارس نشين به خاطر کار و يا وضع وحشتناک درياچه اورميه.اما اين شونيست ها دچار يک تضاد هستند و آن اينکه ما را پان ترک ولی زبانمان آذری ميگويند .آقای اقبالی لطف کنيد به پاسدار محسن رضايی و روزنامه تابناک متوصل شويد تا اين تضاد را برای شما حل کند چون کاشف پان ترک روزنامه تابناک است.و يا اين که ما را پان آذری بناميد
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مهدی بهرامی گرامی، در ایران گلوبال هم«تبلیغ» نازیسم یا فاشیسم ممنوع ست. ولی اینها میتوانند نظریات تئوریک خودرا به «بچث و بررسی» بگذارند. و این به معنای «تبلیغ» نیست. لطفاً به دو مقاله من در آرشیوم تحت عنوان« ایران گلوبال ، روشنگری و پروپاگاندا 1 و2 »مراجعه کنید.http://www.iranglobal.info/node/921 ** http://www.iranglobal.info/node/1214 * تبلیغ و باور و ایمان و غیره تعلق به مقولات بینش دینی و غیر علمی دارند که درست نیستند. سایت مقوله علمی «روشنگری» را مد نظر دارد، که تفاوت اساسی با تبلیغ دارد. *در ضمن ببخشید که سئوال شما را دیر دیدم:«: اقای ائلیار ترکیزمی که شما از آن صحبت مکنید کدام دستجات و گروهها را نمایندگی میکند؟» . من و شما نمایندگی میکنیم .و امثال ما. وتشکلها.
تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بر طبق آئینامه داخلی ایران گلوبال ، لینک هایی که بیش از 30 کامنت مخالف ویا موافق کسب نمایند، به بخش وِژه ایران گلوبال منتقل می شود و طبیعتا به معنی تائید محتوای مقاله نیست.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب تجلی جمود هم حد مرزی دارد برادر من.
میشود توضیح بدهید که چطور شد آن عده قلیل با آن فرهنگ بدوی و سطح پایین توانستند زبان قالب مردم آزربایجان را تغییر دهند؟تازه در زمانی که نه کتاب و مجله ای بود نه روزنامه ای و نه مدرسه ای و نه تلویزیونی نه فیس بوکی. تازه چرا زبان شما را تغییر ندادند (البته به نظر من داده اند)؟ چرا جغرافیای ما بین خراسان و آزربایجان زبانش تغییر نکرد؟ فکر نمی کنید بیش از اندازه فانتزی ایران شما را دچار توهم کرده است. یک پارچگی ما در درجه اول حول احترامی می چرخد که برای حقوق هم دیگر قائلیم و در درجه بعد حول منافع مشترکمان. من متخصص علوم انسانی نیستم بنده یک مهندس عاشق وطنم هستم و به اقتضا کارم راسیونال فکر کردن را خوب بلدم. شما و امثال شما با مطرح کردن این قبیل مطالب سعی در پاک کردن صورت مسئله دارید. ما یک گروه ملی هستیم که اگر قرار باشد در چهارچوب ایران زندگی کنیم
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
هون گرامی. کامنتی که می نویسید باید توسط مسؤل کامنتها بررسی شود و به همین دلیل امکان دارد این بررسی بسته به اینکه من پشت کامپیوتر باشم یا نه، کمی طول بکشد. لطفا کامنت خودتان را فقط یک بار بفرستید و از چندبار فرستادن آن خودداری کنید زیرا از طرف سیستم به عنوان اسپام شناخته شده و آی پی شما بلوک خواهد شد. با تشکر از شما

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اگر کسی کتاب مکتب تبریز این تاریخدان و فیلسوف فارسگرا را بخواند، از حرفهایش در مورد تورکها متعجب نمی شود. اندیشه سید جواد طباطبایی ادامه اندیشه سید احمد کسروی تبریزی است: «یک دیدگاه کاملا سیاسی که کلا وجود تورکها را در آذربایجان انکار می کند.» چنین آدمهایی محصول تئوری آذری و فارسیزه کردن آذربایجان است. برخورد حاکمیت فارس با حرکت ملتهای غیر فارس در ایران، در وهله اول یک برخورد انکارگراست. اگر این برخورد نتیجه نداد، در مرحله دوم برخورد تحریفی است. اگر تحریف هم کارساز نبود، برخورد حذفی صورت می گیرد. حرفهای آدمهایی مثل سید جواد و حمید احمدی که در روزهای اخیر بیان شده است، نشانه های از شروع برخورد حذفی را در خود دارد. مسأله هویت طلبی در آذربایجان، همانند مسأله هسته ای، یکی مهمترین مسائل حکومت ایران است. اگر تورکها در ایران نبودند، حاکمیت فارس ایران خیلی راحت حقوق ملی دیگر ملل ایرانی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
فکر میکنم بد نباشه کمی از این کره ی خاکی فاصله بگیریم و ازدور نگاهی به ان بیاندازیم وبعد

ببینیم هنوز هم پرداختن به هویت ترک و عرب و فارس دارای معنی خواهد بود یا نه؟ ایا اگر-

انسان ۵۰۰ سال اینده را درنظر بگیریم که مرزهای زمینی را پشت سر گذاشته و با نخستین -

دشمن فرازمینی روبرو شده هنوز انسان از هویتهای جغرافیایی , ملی قومی ,مذهبی ,... استفاده

خواهد کرد ؟ اگر به سرعت پیشرفت دانش وتکنولوژی توجه بکنیم و چشم انداز اینده را متصور

بشویم ایا در اینده ای نزدیک که بشر ساکن کرات دیگر خواهد شد و با مشکلات کیهانی مواجه

خواهد شد,هویت انسانی خواهد داشت یا فارس و ترک وعرب؟ به مشکلات بشرعصر ماچگونه

نگاه خواهد کرد؟ شما, به مشکلات ۱۰۰۰ سال پیش چگونه نگاه می کنید؟ ایا این اتلاف وقت و

انرژی و جان انسانهای ارزشمند عصر کنونی ما که می توانند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
""" پان فارسیسم ملغمه‌ای فراتر از بیسوادی و بی‌ شعوری است """ پان فارسیسم قصد حذف جهانی‌ را دارد که از نظر اقتصادی / توسعه، جغرافیا ئی و علمی‌ بر جهان فارس و دنیای فارس در همه حیطه‌ها برتری دارد، پان ترکیسم قصد حذف کسی‌ را ندارد و هویت خود را بر مبنای حذف فیزیکی‌، تحقیر و نفی غیر بنا نه نهاده، ولی‌ پان فارسیم دقیقا بر روی این پارامتر‌ها خطوط کلی‌ خود را ترسیم کرده است، با بیداری ملی‌ در جهان ترک و عرب، رستاخیز هویتی را شاهد خواهیم بود، در حالیکه با خروج نیروهای ناتو از افغانستان در سال آینده، موج جدیدی از مذهب افراطی از شرق ایران، افغانستان و تاجیکستان جهان فارس را وارد "" عصر تاریکی "" دیگری خواهند کرد. راستی‌ گویا ایران بیشتر از ۱۲ میلیون بی‌سواد دارد، جامعه فارسی‌ که یک نظریه پرداز ندارد، میدان را به نظریه پردازانی با افکار پوسیده، گندیده خواهد باخت تا سیر قهقرائی این جامعه تکمیل شود.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقای تجلی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!1
پدر بزرگ امثال شما کسروی بود و پسرش طباطبایی و نوه اش جنابعالی. که نژاد من درآوردی آذری را جایگزین کلمه مقدس و زیبای تورک کرد. شما 40 میلیون نفر را بی ریشه حساب می کنید در حالیکه ریشه خود شما ترکیبی از عرب تورک و هندی می باشد توعددی نیستی که برای آذربایجان تعیین نژاد بکنی آذربایجان تورک بوده و تورک خواهد ماند ومطمئنا با فداکاری من و سایر تورکها بزودی کلمه تورک به مقدس ترین کلمه و افتخار آورترین کلمه برای ملت بزرگ آذربایجان خواهد بود در آن موقع جنابعالی در کار ملاعمر عزیزت در افغانستان بای بای خواهی نمود نژاد شما افغانی مهاجر می باشد.
از طرف یک تورک عصیانگر بر علیه سیستم فاشیست و نژاد پرست آریایی و فارسی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اهدا نشان، به آقای سید جواد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این گفتگو نخست در نشریه وزین مهرنامه منتشر شده. بعد این یا آن سایت آن را با ذکر منبع انتشار داده.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مسئول سانسور دليل عدم انتشار كامنت اينجانب را توضيح دهند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
1 کسی مثل ابن آقا که اکنون زر و زور را در جهت راسیسم و نازیسم فارس می بیند و برای همین برای اربابان پان فارس خود خوش رقصی میکند چنانچه فردا احساس کند سنگینی در کفه ی دیگر ترازو است و در سمت و سوی دیگر انبوهی از کاسه ها را ببیند برای کاسی لیسی به همان سمت و سو خیز بر خواهد داشت و به همان اربابان نیز خیانت خواهد کرد 2 آقای ائلیار در جوامع آزاد ترویج و تبلیغ نازیسم آزاد نیست ولی گویا این سایت آزادتر از آن جوامع است 3 آقای تجلی بغیر از آنچه که به فارسی صحبت میکنید چه مدرک دیگری دارید که فارس بودن شما را نزد ما ترکها اثبات نماید تا ما هم برای اثبات خودمان برای شما بدنبال آن مدرک باشیم ؟ 4 آقایانی که به انتشار مقاله آقای دوزگون اعتراض داشتند چرا به انتشار این مقاله از یک سایت امنیتی اطلاعاتی و از یک شخص راسیست اعتراض نمیکنند 5 آیا اگر کسی
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ائلچین گرامی ، ممنون از پاسخ شما. روش سایت در انتخاب و انتشار مطالب، و حتی شنیدن نظر، محدود به دایره اپوزیسیون نیست. دایره ی حکومت را هم در بر میگیرد. از افراد حکومت هم میتوانند «نظریات» خود را اینجا توضیح دهند. و گاهاً هم شرکت میکنند. ما گاهاً مطالبی از دایره حکومت را هم اینجا منتشر میکنیم. علت این مسئله آن است که « شناخت علمی پدیده» های جامعه، به صورت « همه جانبه»، با محدود ماندن در دایره ی «اپوزیسیون » ممکن نیست. شناخت علمی وقتی ممکن است که « همه فاکتها»، و نه بخشی از آنها، در دسترس باشد. از اینرو به آگاهی از« نظریات و تئوریها و برنامه های عملی» نگهدارندگان حکومت، نیاز داریم. به داشتن محیط « بسته» نه، بل به «محیط باز» میاندیشیم. بدین سبب هم میکوشیم خودمان «باز» اندیشه و عمل کنیم. در مورد نظریات آقای اقبالی ، که نوشته اید، با تمام تفاوت و تضادهایم ، من چنان نظری ندارم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من یک موضوع رو از کامنت‌های مخالفین درک نکردم.اینکه سایت آذری‌ها مطابق اندیشه آنها نیست پس الزاماً توسط وزارت اطلاعات و نهاد‌های امنیتی اداره میشه!!!این اندیشه صد در صدی که همه آذری‌ها مثل ما فکر میکنند براستی چه معنأیی میدهد خوب است کسانی‌ که این تهمت ناروا رو وارد می‌کنند دلیل و سند خود رو هم ارائه بدهند وگرنه با همین منطق میشود خود آنها رو هم حقوق بگیر و روز مزدان سرویس اطلاعاتی‌ باکو و ترکیه نامید(الله و اعلم)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با احترام و سلام به هوطنان اذری
عمده کسانی که در بالا اظهار نظر کرده اند به اصل اندیشه و موضوعی که اقای طباطبایی مطرح کرده نپرداختند و نتوانستند با دلیل و مدرک انها را رد کنند . اقای طباطبایی می گوید اذری ترک نبیست فقط زبان شان ترکی شده است . خب این حرف درستی است . اذری ها از نژاد ایرانی اند و تا زمان شمس تبریزی و یا قبل از هجوم اقوام ترک زرد پوست زبانشان اذری بوده که از ریشه زبان های پهلوی می باشد . ترکان زرد پوست زبانشان را به مردم اذری ایران تحمیل کردن ؛ اما چون اقلیت بودند خود در مردم بومی حل شدند . به همین دلیل است که هموطنان اذری اکنون قیافه شان شبیه ترکان زرد پوست نیست
بلکه به مردم سایر مناطق ایران بسیار شبیه اند . تنیدگی نژادی و ژنتیکی مردمان ایران ان چنان شدید است که می توان گفت در خانوده های ایرانی غیر اذری ؛ خانواده ای پیدا نمی شود که یک زن و یا مرد اذری در ان نباشد .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
محکوم کردن به معنای حذف دگر اندیشی نیست. ولی لزومی نداشت این مصاحبه که در سایت آذری ها که توسط ارگان های امنیتی حکومت ایران حمایت می شود در سایتی که مخالف حکومت ایران است منتشر شود. البته سخنان حضرت استاد مقدمه ای برای حذف دگر اندیشی و دگر اندیشان است. هر جریان فکری قابل نقد است. پان ترکیسم هم جنبه های مثبت هم دارد و نقاط منفی ان هم قابل بحث است. حرکتی که اسم ان را پان ترکیزم گذاشته اید مثل پان فارسیزم در جهت حذف دیگری و غیر هم نوع عمل نمی کند. بلکه می خواهد خود را از دست سیاست های راسیسیتی حکومت ایران نجات دهد. ماهیت... آقای اقبالی هم بر همه محرز است. فقط افرادی مثل او و کرمی فقط قدرت ندارند اگر قدرت داشتند کل ترک ها را نسل کشی می کردند. پان ترکیسمی که حضرت استادک آن را به بیشعوری تشبیه کرده در جهت نجات مردمی می کوشد که در دست بیشعورهای فاشیست گرفتار است.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ائلچین گرامی، چرا انتشار این مقاله را «محکوم» میکنید؟ منظورتان این است که آنرا حذف میکردیم؟ یا به خاطر اینکه « دگر اندیشی» - اینجا « پان ترکیسم»- را « بیشعوری» نامیده است؟ آیا فکر نمیکنید که « افکار این به اصطلاح استاد» افکار بخشی از « روشنفکران و سیاسی کاران و اجتماع» ما ست؟ اگر پاسخ مثبت است آیا درست است که « این جریان فکری» را از سایت حذف کنیم؟ فرض کنیم کردیم. به دنبالش طبق این اصل حذف « افکار هویتی، ملیتی، ترکیسم ، پان ترکیسم، پهلویسم، پان ایرانیسم، مارکسیسم ، رفورمیسم و...» را هم باید حذف کنیم یانه؟ این حذف را هم کردیم بعد چه؟ ماشین حذف از محکومیت آغاز شده و تا بینهایت میتواند ادامه یابد. ما این کار را در آغاز بریده ایم : کسی را محکوم و حذف نمیکنیم. همه میتوانند دیدگاه خود را توضیح بدهند و حتی کمی هم تند و مقداری هم با کم ادبی مثل این حضرت استاد. اگر دلیلی برای عدم انتشار این مطلب

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
انتشار این مقاله محکوم است فقط باید نظرات دکتر دوزگون و مقالات استاد یونس شاملی که از وبلاگ های پروفسورهای افقانی نقل قول می کند منتشر شود.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
انتشار این مقاله توهین آمیز را توسط سایت ایران گلوبال محکوم می کنم و انزجار شدید خود را از سید جواد طباطبائی خود باخته و مانقورت اعلام می دارم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
واقعیت این است که مملکت ما همین است که هست. یعنی یکی از عقب مانده ترینها در جهان. بعد این آقای دکتر با این سطح فکری که دارد این جوری اساتید دانشگاههای باکو را تحقیر میکند. به قول معروف، خدا خرش را شناخت که شاخش نداد. یکی نیست به ایشان بگوید که آقای دانشمند، اگر بفهمی، ما ملتی هستیم تحت سیطره عقب مانده ترین حکومت جهان با این همه اعدام و سنگسار و تجاوزهای داخل بازداشتگاهها و چه و چه. رژیم قبلی و قبلترش هم عقب مانده تر از رژیم فعلی. حالا این حکومتها از کجا بر گرده ما سوار شدند؟.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اولا که در ابتدای متن جملاتی ناقص چاپ شده که در ادامه مجددا تکرار شده اند. به نظر میرسد منتشر کننده این مطلب که از روحیات ایشان باخبریم، آن چنان ذوق زده بوده اند که هول هولکی آن را انتشار داده اند و دقت لازمه را به خرج نداده اند. ثانیا انسان در میماند که چه بگوید به این آقای دکتر. چند وقت پیش یک کتابچه ای میخواندم راجع به نیوزلند. در آن کتابچه بخشی وجود داشت راجع به زبان مردمان بومی نیوزلند که اسمش زبان مائوری است. طبق اطلاعات آن مأخذ، زبان مائوری پس از ورود اروپاییان به نیوزلند به سرعت در مسیر اضمحلال قرار گرفت به شکلی که چند دهه قبل در معرض انقراض کامل بود.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
هر از چندی سازمانهای اطلاعاتی عنصر تحصیل کرده و اما بی ریشه ایی را از میان ملیتهای غیرفارس پیدا میکنند و برای توهین و تحقیر از آنها نهایت استفاده را میکنند. سیدجواد طباطبایی نیز یکی از دهها عنصر ناپاک در این راستاست. اگر به متن سخنانش دقت کنید عمق خصومت و کینه ورزی طباطبایی را با ترکها در می یاببد. ایشان حتی از تحقیر ترکها در جمهوری آذربایجان هم کم نیاورده است. نگاه کنید به این سخن ایشان: "استاد دانشگاه باكو به اندازه دهاتي ايران سواد و بيشتر از آن شعور ندارد". این منطق جواد طباطبایی نشان نمیدهد که تمامی سخنانش در این گفتگو بر اساس کینه نسبت به آذربایجان و ترکها بیان شده است؟ این کینه از کجا می آید؟ این اظهار نظر این نویسنده برجسته ایرانی و یک استاد دانشگاه ایران است که "سواد و شعور یک دهاتی ایرانی" را از "استاد دانشگاه باکو" بیشتر میداند!! بگذریم که استفاده از لفظ دهاتی خود توهین

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
حرکت ملی آذربایجان و رشد آگاهی ملی به این دست (به اصطلاح) مقالات نیاز دارد. بایستی حرکاتی از این دست را به فال نیک گرفت. در اصل هر حرکتی حول موضوع ملی در آذربایجان بازی دو سر برد برای این ملت در راستای رسیدن به اهداف و حقوقش است. اینکه جناب طبابائی با هیجان و افراطی گری در صدد حمله به جریان و تفکرات ملی ( یا از دید ایشان پان تورکیزم) در آذربایجان برآمده؛ بیانگر بسیاری چیزهاست از جمله رشد و گسترده تر شدن این جریان در سرزمین آذربایجان؛ وگرنه نیازی به این همه گرد و خاک از سوی پان فارسیزم و افراط گرایان آریاگرا احساس نمی شد. رشد این تنش ها و قطبیت یافتن مسئله ملی بیش از آنچه به ضرر حرکت ملی و ملت تورک آذربایجان باشد؛ تیشه ای به ریشه افسانه ایران و سلطه راسیزم پارس است؛ هر چه راسیزم فارس چهره عریان تری به خود گیرد معرفی ان به توده مردم آسانتر و رفع موانع آسانتر می گردد. من به شخصه از هر گونه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اینکه طباطبایی در آخرها میگه "فارسها مغبونند، چون ترکی را نمیفهمند" جداً درسته. زیرا من همیشه حسرت قومیتهای ترک و لر و کرد را خورده ام که زبان مرا میفهمند ولی من از زبان آنها درکی ندارم. این را البته میشه با کلاس دیدن و معاشرت با اهل آن زبان درست کرد.
بعد جایی میگه "نمیتوان گفت ما را در مدرسه مجبور به فارسی خوانی میکردند...ما هفته ای چند ساعت فارسی داشتیم و در زنگهای تفریح و بعد از مدرسه هم ترکی حرف میزدیم" تا آنجا که من از ترک زبانها شنیده ام، این درست نیست. برنامه ی هفتگی شامل فارسی و حساب و دینی میشده که در سراسر ایران کتابهای یکسانی داشته. خب آیا یچه ی ترکی که وارد مدرسه میشده، نبایست یا نباید اول فارسی را یاد بگیره تا بعد به درک متون فارسی و حساب و...برسه؟ آیا معلم مجاز به عرضه ی متن ترکی بوده؟ نه. بچه دقیقا وارد یک کلاس زبان خارجی میشده/میشه . وگرنه پیداست ...دنباله در ستون پایین

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بخش عمده این گفتگو بیوگرافیک است. در لابلای خاطرات شخصی طباطبائی به ذکر پاره ای از نظریات خود می پردازد. تا آن جا که البته یک گفتگوی بیوگرافیک اجازه می دهد. اما پاره ای نکات قابل بحث در آن هست. از جمله: مبحثِ ايران بزرگ فرهنگي، بحث رابطه وارونه نظرهای سیاسی و نظریات فلسفی یا فلسفه سیاسی میان روشنفکران ایرانی، مبحث "وحدت سرزميني ايران هميشه يك اصل غيرقابل بحث بوده است."، مبحث اجبار سیاسی و اجبار فرهنگی و تغییر در فهم این مباحث با ورود ایدئولوژی های معاصر: "يعني زباني را ياد گرفتن براي ايرانيان اجبار سياسي نبود و نيست، اگر بتوان گفت اجبار فرهنگي است. ديگر اين‌كه تا پيش از صدور ايدئولوژي‌هاي جديد شوونيستي به ايران، ايران‌ها مسائل را به اين صورت نمي‌فهميدند" ، مبحث پان-ایسم به عنوان تجلی معیوب ایدئولوژی زدگی: " زمينه رشد پان‌ ایسم:"پان‌تركيست‌ها حرف بي‌ربط بسيار مي‌گويند و افسانه مي‌بافند."،

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بزرگترین مشکل این سید عقده ای بودن است که به تکبر و خود شیفتگی افراطی بیش از اندازه ایشان انجامیده است و این نارسیسیم مخربترین دشمن " خویشتن" انسانی است. ایشان فکر می کنند که با ازبر کردن هگل به اصلاح علامه دهر شده اند. در حالیکه در هیچ عصری مخصوصا عصر کنونی اندیشه و فلسفه هگل نتوانسته است گرهی ار مشکلات مردم و جامعه را باز کند. نابغه آنهایئکه می خواستند جامعه را تجزیه و تحلیل و توضیح و تشریح و کنترل و مهندسی کنند کارل مارکس بود که پیامد افکارش در فروپاشی شوروی سابق مشاهده شد. البته من همه اندیشه مارکس را رد نمی کنم. ایشان به جد یکی از متفکران بر جسته تمام دوران بود
تصویر یونس شاملی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من این گفتگوی سید جواد طباطبایی را که در سایت اینترنتی "آذری ها"، صفحه متعلق به نیروی انتظامی و اطلاعاتی دولت ایران، و سخنان به غایت تحقیرآمیز ایشان نسبت به خلق ترک، زبان، ادبیات و تاریخ آنها را خوانده ام. تنها چند جمله میتوانم در حق این مرد بگویم که: گفتار سراسر تحقیرآمیز سید جواد طباطبایی، نماد بسیار کریه آن چهره ایست که در نود سال گذشته با سیاست دولتی و غیر دولتی در تحقیر ترکها کوشیده اند. جواد طباطبایی تمامی زشتی این چهره برتری جویانه و نژادپرستانه را با خود به یدک میکشد. واقعیت این استکه هر از چندی سازمان اطلاعات و امینت داخلی ایران، یک نخاله یک خود باختهء "آذری" (نه ترک) را در میان ملیونها انسان ساکن در آذربایجان می یابند و زشت ترین، تحقیر آمیز ترین و کریه ترین سخنان توهین آمیزعلیه خلق ترک را از زبان وی بیان

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
طباطبایی نمونه برجسته یک خود زن به زبان دیگر یک مانقورد است؛ یکی نیست به این آغا بگوید که هر چه زور هم بزنی در نهایت سایه کسروی هستی ، من تا آنجا که یادم میاید در منطقه ما که از طارم قزوین میباشد رادیو تهران اتفاقا خش خش نداشت؛ اما کسی به رادیو تهران اصلا گوش نمیداد ؛ چون که زبان آنرا نمیفهمید اما با هزار زحمت به رادیو باکو که اتفاقا خش خش هم داشت گوش فرا میداد ، یادم میاید که هر پنج شنبه ها داستان اصلی و کرم را همه از رادیو آذربایجان گوش میداند و هیچ کدام از همان دهاتی های خود را آذری خطاب نمیکرد
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
طباطبایی هنوز متوجه نیست که هر آدمی دارای «شعور» است. و انسان تندرست که بیشعور باشد وجود ندارد. اما اگر از« آگاهی سیاسی و علمی و غیره» صحبت کنیم درجات متفاوت است. برخی آگاهی و تجارب بیشتر دارند بعضی کمتر. اینجا هم باز « بدون شعور» کسی یافت نمیشود. هر کس چیزهایی از جامعه و دولت و کشور داری اندکی حالی ست.طباطبایی بدون روشن کردن مسئله از عدم شعور صحبت میکند و با« نفرت و خشم » . این برازنده حد اقل یک آدم اجتماعی و اندکی سیاسی نیز نیست. چه برسد به مثلاً یک « اندیشمند!». وای بحال جامعه ایکه چنین صاحب نظرانی دارد! جای صمد بهرنگی خالی! که اینان را با اصطلاحات خودشان نوازش میکرد. نمیخواهم آنها را از صمد وام بگیرم که مسئول کامنتها این بار هم با آ.ائلیار دعوا کند. ولی... در مقاله آشکارا به « دیگر اندیشان» توهین شده است. طبیعی ست آنان هم به « مقابله به مثل» متوسل شوند. اما من از خوانندگان دیگر

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خوانندگان محترم می‌توانند این دو کامنت فوق( الناز-تبريز و ساوالان) را بعنوان سند و گواهی نوشته‌های دکترطباطبائی در نظر بگیرند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
گفته های این فیلسوف و تاریخدان (!!) صد در صد آریایی آن قدر چندش آور و مسموم است که واقعا لیاقت هیچ جوابی را ندارد. فقط برای سایت روشنفکر و دموکرات ایران گلوبال متأسفم که اینها را منتشر کرده است! این بابا در عمرش یک کتاب تورکی هم نخوانده و فکر می کند که شعر درجه چندم حیدر بابایا سلام شهریار بهترین اثر تورکی است. اگر این حرفها در یک کشور بافرهنگ زده می شد، مطمئنا با اعتراضات زیادی مواجه می شد. ولی در ایران که اساس فرهنگش بر پایه توهین است، نه تنها با هیچ اعتراضی از جانب جامعه فارس محور مواجه نمی شود،​ بلکه تشویقهای بیشماری را هم دریافت می کند. بدا به حال ایران با این افکار عمومی وامانده!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بيشعور كسي است كه فرق بين مبارزه هويت طلبان اذربايجان جنوبي براي احقاق حقوق ملي خود از پانتركيسم را تشخيص نمي دهد
بيشعور كسي است كه قادر به تشخيص سلطه تفكر پان فارسيم بر ايران نيست.
بيشعور كسي است كه هنوز تشخيص نداده كه 70% زبان فارسي از عربي عاريت گرفته شده واگر لغات عربي از زبان فارسي گرفته شود فارس ها براي حرف زدن معمولي هم لق خواهند زد
بيشعور كسي است كه با وجود سال ها زندگي در دمكراسي هاي غربي چيزي از حقوق بشر وحق تعيين سرنوشت ملت ها نمي فهمد
آخوندها در طول تاريخ در راستاي اهداف امپرياليسم هاي روس وانگليس بزرگترين خيانت ها را به ملت آذربايجان كرده اند از شما هم كه يك آخوند زاده اي بيشتراز اين انتظار نمي رود اما ملت ترك آذربايجان جنوبي تا رهايي از سلطه شوونيزم استعمار فارس ورسيدن به استقلال به مبارزه خود ادامه خواهد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با درود به هم مبهن آذری گل من

آفرین بر شما
پان ترکان بخوانند تا شاید از این گمراهی نجات پیدا کنند.

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری