روحانی، سر کوبگری دیگر!

بدنبال خا تمی، این بار نوبت یکی دیگر از مهره های امتحان داده رژیم بود که با هزار حقه و تقلب، مقام ریاست جمهوری رژیم را از آن خود ساخته و در خدمت این رژیم ارتجاعی ، توده های ستمدیده را از ابتدائی ترین حقوق انسانی، محروم سازد. احمدی نژاد نیز نظیر خاتمی، 8 سال تمام با شارلاتان بازیها و وعده های سر خرمن خود، عمر رژِم کشتار و جنایت را طولانی تر ساخت.

 نمایش انتخاباتی  تهوع آور رژیم کشتار و جنایت، به پایان خود رسید و حسن روحانی یکی از شش کاندیدای دست چین شده رژیم  برای ریاست جمهوری،  برنده اعلام شد. روحانی، آخوند فریبکاری است که در طول  34 سال سلطه ننگین رژیم قرون وسطائی حاکم در ایران، در تمام جنایات و پلیدیهای  این رژیم آزادیکش مستقیما  شرکت داشته و دستش  تا مرفق به خون  مبارزین و آزادیخواهان آغشته است. نیروهای سازشکار مخالف با منافع توده های محروم و زحمتکش  که16 سال پیش، بیشرمانه به مداحان آخوند فریبکار دیگری  به نام محمد خاتمی تبدیل شده بودند و "انتخاب" اورا به ریاست جمهوری، به مثابه آغار فصل نوینی  در تاریخ معاصر ایران ارزیابی میکردند، این بار به  مداحی آخوند جنایت کار دیگری  به نام  حسن روحانی  پرداخته و "انتخاب" این مهره  شناخته شده رژیم را همچون تحول  مهمی  در دنیای سیاست کشور، وانمود میسازند!   کسانی که فکر میکنند با پند و اندرز، میتوان نیروهای سیاسی سازشکار را به اتخاذ  مواضع ترقی خواهانه و مبارزه جویانه سوق داد، سخت در اشتباهند. کسانی که  در مبارزه سیاسی، راه منجلاب را انتخاب کرده اند، بلا تردید در منجلاب بیشتر خواهند غلطید.نیروهای  پیگیر انقلابی  که  از منافع  کارگران و توده های محروم و زحمتکش دفاع میکنند، باید قاطعانه با مواضع ارتجاعی و اعمال سازشکارانه نیروهای سیاسی فرصت طلب و فریبکار، مبارزه کرده و لحظه ای از افشای ماهیت  ضد انقلابی چنین نیروهای سست عنصری،فارغ نباشند.                اگر حافظه مان یاری کند، وقتی خاتمی به ریاست جمهوری انتخاب شد،نیروهای  سازشکار سیاسی،  چه  مداحی هائی  که از این آخوند آزادیکش نکردند و  با  چه  حیله گریها و ترفند هائی، بخشی از رژیم کشتار و جنایت را به  مثابه بخشی "معتدل ، اصلاح طلب و دمکرات"، معرفی نکردند.گوئی  یک تحول انقلابی در کشور، رخ داده و ماهیت طبقاتی  رژیم ضد کارگری و ضد مردمی، تغییر ماهوی  پیدا کرده است! اما نتیجه 8 سال ریاست جمهوری خاتمی عوام فریب، چیزی  جز ایجاد توهم و امید واهی در توده های محروم و ستمدیده نبود. در دوران ریاست جمهوری خاتمی، نه بطور محسوسی از دامنه ترور و اختناق کاسته شد و نه آزادیهای ابتدائی دموکراتیک در کشور استقرار یافت. نه زندانیان سیاسی از زندانها و شکنجه گاه ها آزاد شدند و نه  به شکنجه و اعدام زندانیان سیاسی پایان داده شد.در زمان خاتمی،  قدرت اصلی همواره در دست ولی فقیه سرکوبگر متمرکز  بود و رئیس جمهور همچون غلام خانه زادی در تبعیت و خدمتگزاری این مقام غیر مسئول،مشغول انجام وظیفه بود! در زمان ریاست جمهوری خاتمی،تمام قوانین قرون وسطائی حاکم در کشور نظیر قانون وحشیانه قصاص همچنان باقی مانده  و بند اسارت از پای زنان اسیر و دربند، باز نشد. در زمان ریاست جمهوری  خاتمی،نه مشکل دائمی فقر و فلاکت و بیکاری و بی خانمانی که همانا محصول طبیعی وجود رژِیم غارتگر سرمایه داری  می باشد، حل شد و نه اندکی از فاصله طبقاتی بین سرمایه داران استثمارگر و کارگران و توده های زحمتکش، کاسته شد. در واقع امر در طول 34 سال سلطه استبدادی رژِیم جمهوری اسلامی، شکاف طبقاتی بین سرمایه داران که زالو صفت از خون کارگران ارتزاق می کنند و توده های  زحمتکش، بطور روز افزونی عمیق تر شده است.در زمان خاتمی نیز، کارگران از حق شرکت در فعالیت های سیاسی و صنفی محروم بودند.                                                                                      از یادمان نرفته که وقتی چهارده سال پیش، دانشجویان مبارز دانشگاه ها دلیرانه به پا خاسته و سلطه ننگین رژیم اختناق و ترور را به مبارزه طلبیدند ، در حالیکه  کارگران و زحمتکشان ،گروه گروه به این جنبش اعتراضی عظیم  می پیوستند، خاتمی  که نظیر خامنه ای جلاد و دیگر سردمداران رژیم از شدت خشم و انزجار توده ها سخت به وحشت افتاده بود، در هم صدائی  با ولی فقیه، جنبش آزادیخواهانه دانشجوئی را مورد بدترین حمله ها قرار داده و دانشجویان مبارز و بپا خاسته را مشتی اراذل و اوباش نامید . در همان زمان، حسن روحانی جنایت کار نیز که مثل همیشه از مهره های فعال رژیم بود، خواهان اعدام فعالین دانشجوئی شد! در زمان ریاست جمهوری خاتمی، قتل های زنجیره ای اتفاق افتاد و ده ها تن از مبارزین و مخالفین رژیم، توسط  جلادان حرفه ای در روز روشن کشته شدند.اما حتی یکی  از  مسببین این قتل های  دهشتناک شناخته نشد و کسی هم از این قاتلین که همانا مزدوران جنایتکار رژیم بودند، به مجازات نرسید!                                                                                    خاتمی فریبکار، 8  سال تمام با حرافی ها و دروغ پردازیهای خود، به فریب توده ها پرداخته و به بقای  عمر ننگین رژیم خون آشام، یاری رسانید. بدنبال خا تمی،  این بار نوبت یکی دیگر از مهره های امتحان داده رژیم بود که با هزار حقه و تقلب، مقام ریاست جمهوری رژیم را از آن خود ساخته و در خدمت این رژیم ارتجاعی ، توده های ستمدیده را  از ابتدائی ترین حقوق انسانی، محروم سازد. احمدی نژاد نیز نظیر خاتمی، 8 سال تمام با شارلاتان بازیها و وعده های  سر خرمن خود، عمر رژِم کشتار و جنایت را طولانی تر ساخت.  به دنبال احمدی نژاد، این بار نوبت  روحانی فریبکارو سرکوبگر  است که طی انتخاباتی فرمایشی  - که  بهتر است آنرا مضحکه  انتخابات بنامیم،- با تایید ولی فقیه و رفسنجانی و خاتمی و دیگر جنایتکاران حاکم، مقام ریاست جمهوری رژیم را از آن خود سازد.اگر 8 سال تمام،  خاتمی با یاوه گوئی هائی  در زمینه اصلاحات کذائی و گفتگوی توخالی تمدنها، به فریب توده ها مشغول بود و 8 سال دیگر نوبت  حیله گر دیگری  به نام احمدی نژاد بود که با دروغ  های شاخدار  و وعده های مشعشع تو خالی، توده های محروم را به مراحم رژیم، امیدوار سازد، این بار نوبت آخوند مکار و عوام فریب دیگری است که  با دم زدن تو خالی و فریبنده  در زمینه اعتدال و ملایمت و مبارزه با تند روی، میلیونها توده محروم و ستمدیده را بفریبد وتا میتواند به بقای عمر رژیم سرمایه داری حاکم، یاری برساند.                                                                                                               با اطمینان می توان گفت که دوران ریاست جمهوری روحانی، دورانی  متفاوت از زمان ریاست جمهوری خاتمی و احمدی نژاد و رئیس جمهور های قبل از آن نخواهد بود- دوران ترور و اختناق و استثمار و ارتجاع!  تردیدی  نباید  داشت که در انتخابات اخیر نیز نظیر انتخابات دیگر در حکومت دروغ و فریب جمهوری اسلامی، تقلب های  زیادی بعمل آمده و میلیونها رای تقلبی به صندوق ها ریخته شده است . طبیعی است  که بسیاری از مردم معمولی نیز که از دست ظلم و بیدادگریهای رژیم به ستوه آمده اندو بیکاری و فقر و فلاکت و گرانی ارزاق عمومی، دمار از روزگارشان در آورده است، در این انتخابات فرمایشی  شرکت کرده اند تا با انتخاب چهره جدیدی، اندک بهبودی در وضع معیشتی و زندگی رقت بار روزمره شان بوجود بیاید و گشایشی در کارها پدیدار گردد. بسیاری دیگر نیز برای اینکه شغل و کار خود را از دست ندهند ویا مورد عتاب و خطاب عمال رژیم قرار نگیرند و دلایل دیگری از این قبیل، در انتخابات شرکت داشته اند.  باید دید در چنین اوضاع و احوالی،  وظیفه یک مبارز راستین راه آزادی و دمکراسی، تکلیف نیروهای انقلابی،  تکلیف آنهائی  که از منافع توده های محروم و زحمتکش دفاع میکنند، چیست؟آیا این قبیل انسانها و یا سازمانهای سیاسی، باید جلو توده ها حرکت کرده و ماهیت ضد مردمی کلیت رژیم را با استفاده از هر فرصتی  به توده ها بازگو کنند و آنها را از شرکت در انتخابات  قلابی برحذر دارند یا اینکه دنبال توده ها روان گردیده و در نهایت فرصت طلبی، مردم کوچه و بازار را به شرکت در انتخابات فرمایشی که رژیم دروغ پرداز راه می اندازد، تشویق و ترغیب کنند؟  نباید  تردید داشت که عناصر و نیروهای سیاسی که شرکت در انتخابات کذائی رژیم را تبلیغ میکنند و  به "میمنت" "انتخاب" حسن روحانی  به ریاست جمهوری، اینک از سرور و شادی سر از پا نمی شناسند، همه و همه ماهیتی  ضد انقلابی و سازشکار داشته  و به خاطر منافع سود جویانه خود،  بهیچ وجه خواهان سرنگونی رژیم کشتار و جنایت  و رهائی توده های زحمتکش  از بند اسارت و استثمار نیستند. آنها به خاطر ترس و وحشتی که از انقلاب سهمگین توده ها دارند، سخت میکوشند این رژیم ارتجاعی را اندکی به اعتدال سوق دهند تا در مقابل  خشم و قهر انقلابی توده ها که در آینده نزدیکی  طومار عمر این رژیم ضد مردمی را درهم خواهد پیچید، دوام بیشتری داشته باشد!احتمال این امر زیاد است که در طول دوران چهار ساله ریاست جمهوری روحانی فریبکار، تشدید دامنه فقر و فلاکت و بی خانمانی عمومی همراه با گسترش  دامنه مبارزات حق طلبانه کارگران و توده های زحمتکش، زمینه را برای نابودی سلطه سیاسی کلیت رژیم جمهوری اسلامی، فراهم سازد

 

انتشار از: