از قوام السلطنه تا رفسنجانی

در تاريخ ايران زمانهايی بوده است که کسانی از هيئت حاکمه به رغم آنکه توسط دولت وقت به کنار گذاشته شده بودند منافع ايران را بر منافع فردی خود ارجح دانسته و به دولت وقت برای نجات تماميت ارضی کشور کمک کردند. البته کسانی نيز بودند که نظير وثوق الدوله در چنان دورانهای بحرانی منافع شخصی خود را در نظر گرفتند و ايران را در برابر قدرت های خارجی به حراج گذاشتند.

در تاريخ ايران زمانهايی بوده است که کسانی از هيئت حاکمه به رغم آنکه توسط دولت وقت به کنار گذاشته شده بودند منافع ايران را بر منافع فردی خود ارجح دانسته و به دولت وقت برای نجات تماميت ارضی کشور کمک کردند. البته کسانی نيز بودند که نظير وثوق الدوله در چنان دورانهای بحرانی منافع شخصی خود را در نظر گرفتند و ايران را در برابر قدرت های خارجی به حراج گذاشتند.

سخنان حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی پس از رد صلاحيت خود در مورد خطر تجزيه آذربايجان و سيستان و بلوچستان و خطر حمله اسراييل يادآور تلاشهای قوام السلطنه هنگام خطر تجزيه ايران در سال 1324 است.

اينکه آقای رفسنجانی در مورد اين خطرات در آينده چه اقدامی خواهد کرد را از امروز نميتوان پيش بينی کرد اما هنوز يک ماه نيست سخنان او هنگام کانديد شدن برای رياست جمهوری در مورد اينکه ايران با اسراييل سر جنگ ندارد مطرح شد و 150 نماينده مجلس شورای اسلامی پاسخی نابخردانه به او دادند (1).

آنچه مسلم است جدا از آنکه آقای رفسنجانی يا ديگر مصلحت انديشان جمهوری اسلامی در مورد خطر تجزيه ايران و خطر حمله اسراييل چه کار کنند، آنهايی که در اپوزيسيون بر طبل تجزيه طلبی می کوبند هدفشان نه دموکراسی و سکولاريسم در ايران است و نه ساختن آينده ای بهتر برای مردمان هر گوشه اين سرزمين و در تاريخ از آنان بعنوان خائنان به مردم ايران ياد خواهد شد (2).

به امید جمهوری آینده نگر  دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی، ناشر و سردبير
 ايرانسکوپ

 

http://www.ghandchi.com

http://www.iranscope.com

دوم خرداد ماه 1392

May 23, 2013

 

پانويس:

1. http://www.ghandchi.com/766-rafsanjani-mashaei.htm

2. http://www.ghandchi.com/696-Separatists.htm

منبع: 
http://www.ghandchi.com/769-rafsanjani-qavam.htm
برگرفته از: 
http://www.ghandchi.com
انتشار از: 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب قندچی
با سلامهای دوستانه، دیگر دوران برده داری، دوران نژاد پرستی آریائی، و از این قبل افتخارات کاذب و تمسخرآمیز به پایان رسیده است. سعی کنید عینک تفاخر را از روی چشمتان بردارید، و به واقعیتهای جامعه ایران بدون عینک بنگرید. این رژیم یک ثلث قرن ماهیت ضد مردمی خود را به همه نشان داد، و آنهائی که فکر میکنند با طرفداری از فلان آخوند میتوانند منافع استراتژیکی خود را در نگهداشتن آن حفظ کنند، راه به جائی نخواهند برد. مللیتهای ایران دیگر فریب کسی را نمیخورند. خلقهای سرکوب شده ایران، جز خودشان به هیچ کسی اعتماد ندارند. هر خلقی باید خودش اختیارات امور خود را دارا باشد. امروز دیگر کلی گوئی و شعار دمکراسی دادن، هیچ دردی را دوا نمی کند. در واقع کسی به این حرفها باور ندارد. هر خلقی باید از طریق مردم خودش اداره بشود. و جز این هیچ راهی وجود ندارد! جز جنگ داخلی مثل یوگسلاوی سابق.
با تشکر احمد رام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
""" اتحاد تضاد‌ها """ آری آری تا شقایق هست برده گی‌‌ باید کرد """ جناب قندچی، این نوشتهٔ شما مملو از تناقضات است، من فقط به قسمتی‌ از آنها اشاره خواهم کرد. "" شما شرایط زمانی‌، تحولات تکنولوژیکی و تعارضات ژئوپلتیکی "" را به طور کامل نادیده می‌گیرید. قرن ۲۱، از بسیاری از جهات، با زمان قوام متفاوت است. از قوام تا رفسنجانی دنیا "" دوران جنگ سرد "" را به سر گذاشته، و اینک شاهد "" فروپاشی پروژهٔ فرا ملی‌ در اروپا و فروپاشی پروژهٔ ملی‌ در کشور‌های عربی‌ "" است. بلوک شرق و شوروی شکست خرده و چندین کشور جدید پا به عرصه وجود گذشته اند.یگسلاوی چندین پاره شده، لطفا فراموش نکنید که "" مفهوم و شیوهٔ دولت و ملت سازی "" در قرن ۲۱ با قرن ۲۰ فرق دارد. شما گلوبلایزیشن و جهانی‌ شدن و پیشرفت تکنولوژیک و جهان مجازی و اینترنت و ماهواره را به هیچ می‌گیرید، من در کامنتی "" تعارضات ژئوپلتیکی "" کشوری به نام ایران

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری