همه انسانها به روی کره زمین خواهان حکومت دموکراسی هستند
06.11.2022 - 21:08

حکومت دومکرات یعنی حکومت مردم بر مردم. منظور اینکه برای همه جائی هست البته در دمکرات مستقیم بدون تفویض اختیارات و بدون ساختار حاکمیتی منتخب. هنگامیکه همه آدمها طبق غریزه درونی خواهان آزادی هستند جائی برای حکومت دیکتاتوری باقی نخواهد ماند.

طبق روانشناسی در رژیم دیکتاتوری بجای ضمیر خودآگاه ضمیر ناخود آگاه تصمیم گیرنده است. در انسان ضمیر ناخود آگاه حاوی مواد مختلفی است که عملکرد فرد را دشوار میکند. اما همه آن موارد در درون خود یک مخرج مشترک ایجاد میکند ووجود یک  "دیگری" درونی را تشکیل میدهند که فرد گاهی اوقات ویا همیشه با آن ارتباط برقرار میکند. برای دمکرات اعتماد لازم است و برای اینکه اعتماد وجود داشته باشد باید مخالف هم باشد. برای مخالف هم بی اعتمادی لازم است. شاید هم اکنون بعضی ها بگویند اینها چه معنی میدهند؟  ساده و واضح است آنچه که من درک میکنم:  منظور اینکه همه انسانها یک طور فکر نمیکنند و در محیطی که آزاد باشد آدمها باید بتوانند عقاید خود را ابراز کنند. نباید بخاطر سبک و روش ویا عقیده مختلف که دیگری مایل است داشته باشد آسیب ببیند. در انسانهای هشیار ضمیر ناخود آگاه خیلی کمتر فعال است چرا که انسان بطور طبیعی نیاز به محبت کردن و محبت دیدن  دارد مایل است که با دیگران خوب باشد وهمینطور  بالعکس آن که دیگران هم با او خوب رفتار کنند که همه  شاد زندگی کنند.  درضمیر ناخود آگاه بیشتر ترس و نفرت  غالب است اما انسان آگاه خیلی کمتر از آن استفاده میکند الا در مواقعی که باید از خودش در برابر ظلم دفاع کند. هرچقدر ظالم بیشتر پافشاری کند بدون شک مظلوم هم جری تر و جدی تر عمل میکند که زندگی خود و دیگران را نجات دهد.

 صفات بد ارتباط ناخودآگاه با دیگر موجودات ذهن ناهشیار را با فعالیت ذهنی ناهم آهنگ میکند. بنابراین انسان نمیخواهد از وجود ناخودآگاه بداند و باید آنرا از طریق مکانیسم های دفاعی که یکی از آنها فرافکنی بر "دیگری" در محیط خود است از خود پنهان میکند. ناخود آگاه نیروئی پنهانی دارد که در برخی از انسانها بر افکار و احساسات و رفتار آنها تاثیر گذار است و اغلب انسان را از اهداف مشهود خود منحرف میکند و او را به جاهائی می کشاند که قصد رفتن به آنجا را نداشته و به کارهائی دست میزند که منظور از انجام آنها را نداشته است.

شخصا فکر میکنم شخصی که فقط از طریق ضمیر ناخود آگاه خود حرف میزند و یا رفتار میکند و یا کاری را انجام میدهد که اصلا شایسته نیست دلیل آن اینست که به اندازه کافی  اطلاعات ندارد و همچنین  مطالعه ندارد و یا اگر دارد خیلی کم است. او در واقع از موقعیت مشخصی واقف نیست و یا شاید درک و شعور کافی ندارد که آنرا دریابد. البته این بحث میتواند خیلی مفصل باشد که شرح آن در یک مقاله کوتاه نمی گنجد.  در ضمن خیلی مهم است که انسان در چه محیطی بزرگ شده و در چه شرایطی. برای مثال اشخاصی که از کودکی بطور کاملا محدود زندگی کرده اند  وقتی که بزرگ میشوند و به جائی میرسند مایلند که دیگران هم مانند آنها رفتار کنند و مثل آنها حرف بزنند و مانند آنها لباس بپوشند و مطابق آنها...چنین چیزی برای یک ملت باهوش و آزادیخواه مانند ایرانیان اصلا قابل قبول نیست. در واقع هیچ انسان آگاهی با چنین وضعی موافق نیست هرچقدر هم زندگی را بر او تنگ کنند و او را محدود سازند بالاخره روزی از روزها صبر او به اتمام میرسد و درصدد تلافی برخواهد آمد.  بطور خلاصه دیکتاتوری نوعی نادانی است و هرچقدرآگاهی کمتر باشد بی شعوری هم  بیشتر است. دیکتاتورها گاهی اوقات مدت زمانی طولانی بر حکومت باقی میمانند زیرا که ایدئولوژی خود را با جبر و بطور غلط به مردم طوری تحمیل میکنند که آدمها فکر کنند آنها لایق و شایسته هستند. اجبار و زور یعنی ظلم. لاکن ظلم هرگزپایدار نبوده و  نخواهد بود.  

هرنوعی کپی و یا انتشار مقاله فقط با ذکر نام نویسنده مجاز است.

 

06.11.2022

 

 

 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

راشل زرگریان

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما