گفتگوبا یک آزاد شده از زندان .
27.10.2022 - 08:08

 

چند روزی است نگران یکی از دوستان هم دانشگاهی خود هستم که پسر دانشجویش در جریان تظاهرات یکی از شهر های شمالی دستگیر شده است.

معمولا اول صبح امکان تماس تلفنی هست . که می تونک با دوستا و فامیل تماس بگیرم .زنگ می زنم دلئاریش بدهم . با خوشحالی می گوید"دیروز عصر ولش کرده اند ."

می پرسم چه می گوید ؟

جواب میدهد :" باور نمیکنی .سر حال است . شب اول اذیتشان کرده اند .اما آنقدر سرشان شلوغ وخسته بودند که دو روز بعد می برندشان عمومی .می گوید "باز جو بقدری عصبی وخسته بود که به زمین وزمان بد می گفت .می گفت ببین آخر کارمان بکجا رسیده یک مشت گوساله نفهم که هیچی حالیشون نیست . شدن امنیتی !

زندانیان بند عمومی مانند یک قهرمان از ما استقبال کردند .کف می زدند وجایشان را تعارف می کردند. برایمان چائی می آوردند.می گفتند"مگر شما جوان ها کاری بکنید !" می گوید در این قسمت زندانبان ها کمی فرق می کردند.توشان چند تائی بودند که یواشکی سیبی ،شکلاتی می آوردند می دادند.

بچه ها هومی کشیدند.دسته دسته دورهم برای بعد از زندان درآمدنشان نقشه می کشیدند.اصلا این بگیر ببند .تاثیری نداشته .

یکیشون علنا به ماموران می گفت" ولم کنید تو خیابانم .پدر ما را در آوردید."

یکی از بزن بهادر های شهر تو دستگیر شدگان بود .چند تا از نگهبان ها که می شناختند مرتب می گفتند ."فلانی ببخش اگر کاری داری بگو ."

خلاصه وضعیت اونطور هم که من فکر می کردم نبوده .عجالتا یک وثیقه چهار صد میلیونی گذاشتم بیرون اومده .دلم می سوزد معذب من است .اما دلش پیش دوستاشه .بنظرم رفتنی اند ." ابوالفضل محققی

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

کیانوش توکلی

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما