رقصی چنین میانه میدانم آرزوست
  در جواب بیک کامنت
18.10.2022 - 05:33

رقصی چنین میانه میدانم آرزوست
  در جواب بیک کامنت

"جناب محقیقی!بیرون گود نشستن وجوانان را با این حکایت های خود ساخته به میدان نبرد نابرابر فرستادن کار پسندیده ای نمی تواند با شد."
تمامی شب به این کامنت وروح خوابیده در بند بند این پیام فکر کردم. تفکری که چهل سال است بربخش عظیم جامعه بخصوص هم نسلان من غالب است.تفکری که هنوز از سر خیر خواهی ودوست داشتن هم که شده  برای جوانانی که نمی خواهند مثل ما تن به تحقیر وزندگی گیاهی در زیر سایه حکومتی جاهل بدهند. فردیت قائل نیست .بجای آن ها بعنوان ناصحان  راه زندگی نشان می دهد .بی آنکه بر زندگی تحمیق شده خود بنگرد.
نسلی  که نمی خواهد تن به حکومتی دهد که پدرانشان را تحمیق کرد.ترس خورده ،محافظه کار قانع به نواله ای ناچیز نمود.
 نسلی که نمی خواهد مانند پدارانشان بداند حقیقت چیست! اماترس این خوره کثیف روح مانع از پایبندی به آن وخیره شدن بی هراسشان در چشمان حقیقت شود . نمی خواهد مانند پدران وپدر بزرگانی باشد  که با تمام وجود برای آزادی  مبارزه کرد بی آن که نگاهش به آینده باشد. نسلی که واپس نگر بود. اما جامه آینده گان پوشیده بود .
چنان در شور اعتقادی ایئدولوژیک غرق بود. که خود داوطلبانه یوغ بندگی جنایت کاری را بگردن انداخت که نخستین هنرش برکشیدن جنایت کاری بنام خلخالی وگماشتن او بعنوان حاکم شرع!بود. تا زیر عنوان اعدام های انقلابی!  قتل وغارت، مصادره اموال نخبگان دوران پهلوی را به امری لازم بدل سازد.
از روز نخست با کینه شتری باقی مانده از هراس  بهائیت قتل عام وحشیانه بهائیان  آغاز کرد. ما دم بر نیاوردیم .ابله مردی راکه قلم می شکست و دهان می بست رهبر خودکردیم .چشم بر حجاب تحمیلی آوار شده بر سر زنانمان بستیم .در نشئه حاصل از ماجراجوئی .شور کاذب حاصل از انقلاب.تن به حقارت رفتن به زیر رهبری وعلم کسی سپردیم که تمام فتنه ها را زیر سر تحصیل کردگان و روشنفکران می دانست .
ابله مردی که تعبد را بر تخصص افسر می دانست .برای رسیدن از راه قدس به کربلا جام زهری بنام خود را به کام مردم ریخت که  به قیمت جان صد ها هزار جوان ایرانی تمام شد .
 نسل ما تمام این ها را دید. قدم به قدم عقب نشست.چشم بر جنایت بیشرمانه کشتار سال شصت وهفت بست .به سکوت از کنار خاوران از کنار گور های دسته جمعی گذشت. تا از زندگی خود و خانوده اش صیانت کند .
 جای صدای زیبای خوانندگان زن را صدای نکره نوحه خوانی مداحان بی مایه نان به نرخ روز خور گرفت. اما ما دم بر نیاوردیم . قبول کردیم بجای نهادن الفاظ راست در دهان کودکانمان الفاظ دروغ بگذاریم. شخصیت فردیشان را بگیریم .بازی شخصیت دوگانه در خارج از خانه به آنها یاد دهیم .چه کردیم با خود و فرزندانمان؟
 بزرکترین تلاشمان این شد! که بهر ترتیب که شده درسی بخوانند واز این مملکت طاعون زده بگریزند .آنکه توان چنین کاری نداشت به حسرت شاهد پر پر شدن جوانان خود گردید. شاهد افسردگی ،اعتیاد ،بیکاری. چه کرد این حکومت سراپا آلوده در تزویر؟ آلوده در جهالت قرون وسطائی! که حاصل کارش خلق کردن دوازده هزار امام زاده بود با چاه جمکران. نمایشی از حماقت وتحمیل آن حماقت بر مردم .
 زمانی که جهان متمدن در جستجوی بیک بنگ بود ما در جستجوی امام زمان در چاهی سیاه وتاریک که حاصل ذهن های معیوب بود می گشتیم .
ما که تن دادیم به حقارت ریاست مشتی قاتل ودزد بر خود . تن دادیم به جنون مردی که سرمایه کشور را بپای بر نامه هسته ای بپای دفاع از حرم رقیه در سوریه ریخت . ترس از سوریه ای شدن را دامن زد.
تن دادیم به فساد . تن دادیم به باده خوری پنهان .تن دادیم به جامعه بی لبخند و عبوس . تن دادیم به قربانی شدن شادی در پای عزا.عادت کریم به این نوع زندگی.
 محدود کردیم جهان خود را به زندگی در چهار دیواری تنگ وبسته ای بنام خانواده. بی آن که ببینیم فرزندانمان ،نوه هایمان در این محیط بسته. در این فضای دلگیر! خالی از شور! خالی ازشادی ونشاط.. دارند در درون خود می میمیرند.
نسلی که میداند زندگی انسانی تر، شاداب تر ،عاشقانه تر، خارج از این مرداب وجود دارد .نسلی که ترانه  ووصف الحالش صدها "برای"  بود. نسلی که اگر قدم بخیابا ن نگذارد! برای آرزو های خود مبارزه نکند! درون خود مرده و پر پر شده است. این مبارزه نه برای مرگ بلکه برای رهائی از مرگ است. رهائی ازجمود است. سر باز زدن است! از هر چه که بوی کهنگی ،بوی سنت ،بوی مذهب تحملی بدهد. 
مبارزه جوانانی است که نمی خواهند مانند پدران خود یوغ عقب ماندگی وسنت را با محافظه کاری صیانت از نفس که چیزی جز بندگی نیست بر گردن بیا ویزند . آنها قیام کرده اند! برای "برا" های بیشمارشان.
 در سیمای نسلی جدید که دستشان بر عکس پدرانشان سایه بانی است برای خیره شدن در زیر شعاع خورشید به آینده .نسلی که بوسه برلب آینده را ببهای جان می خرد. برای زندگی شادمانه هر سختی را بجان می پذیرد. همبستری آزاد بادخترخورشید را می خواهد .
اگرحمایتشان نکینم. اگر در کنارشان نیایستیم .قوت قلبشان ندهیم .خیانتی بزرگ در حقشان کرده ایم .بخاطر حراست از جسمشان روح جوان وزیبایشان را قربانی نموده ایم .
یگذار نسل جوان آن عقابی باشد که اوج بگیرد! برعکس در کنار مرداب نشینان عافیت طلبی پیشه نکند . لذتی بزرکتر از طیران در فضای آزادی نیست! سینه پر کردن از هوای آزادی .اوج گرفتن بر فلک! سر سائیدن بر آسمان ! رقصی مستانه کردن به ساز زهره! 
 مرا هم رقصی چنین میانه میدانم آرزوست . ابوالفضل محققی

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

کیانوش توکلی

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما

دیدگاه‌ها

نظرات رسیده

آقای ابوالفضل عزیز که برایتان احترام ویژه ای قایلم٫ لطفا به  یک سوال من با لفظ دقیق و زیبایتان جواب بدهید؟ چرا کمتر از چهار هفته اثری دیگر از خواست برحق مدنی ابتذال حجاب اجباری،  نیست وهزاران خلخال‌ی ها  با دادگاههای شخصی، مثل توییتر، رسانه های بی بی سی، سعودی انتر نشنال ، من و تو وووووووو درست شده٫ حوض خون و رنگ خون به طور سمبلیک  انتشار داده میشود، طناب دار علم میشود، خواهان اعدام، اشایه فاشیسم گفتاری سرکوب کننده  در گفتمان،طرز تهیه کوکتول مولوتوف و سلاح  گرم   پخش میشود،  جو و محیط جنگی توصیف میشود،ایران را به مانند اوکراین به میدان بین‌المللی  کشانده اند که گزینه بمباران و انهدام  اش را تنها گزینه کرده‌اند؟  چه مکانیزمی  در پس پرده این میدان هست؟

س., 18.10.2022 - 18:20 پیوند ثابت
نظرات رسیده

بخش زیادی از این یادداشت نیز مثل بقیه ی یادداشت های این روزهایتان ، تخلیه ی هیجان و شور و شوق است که این روزها همه از ان سرشارند . شما اما نمی فهمم چرا این همه اصرار و انگیزه دارید که بسیاری صفات و ویژگی های منفی و بازدارنده را نثار نسل خودتان کنید ( نوعی از شکسته نفسی و فروتنی هم چاشنی انست وگرنه مخاطب میتونه بیشتر از ان که در کامنت ها بعضا ذکر میکنه ، معترض و منتقد شما باشد به سبب  نقض غرضها ) .
انچه به تفصیل توصیف میکنید از منفی های نسل خودتان ، به این معنی نیست که نسل جدید الزاماحامل کیفیت و مختصاتی ست که نقطه ی مقابل انست . خیر .
نسل جدید کاملا از این دوگانه به دور است و چون خیلی جدید و متفاوت است ، من جسارتا با صراحت عرض مکنم که بیشتر باید گوشش کرد و کمتر برایش حرف زده شود و نوشته شود .
شما بسیار توانا هستید در توصیف ریز ریز ویژگی های منفی نسل خودتان .( واژه ای که خود از ان استفاده میکنید ، وگرنه من همه ی افراد نسل روشنفکران همسال شما را اینقدر یکدست نمیدانم ) .
و اینطور احساس میشود که چون خودتان تنها،  مقدار زیادی متفاوت با بیشتر دوستانتان هستید ، پس بهتر است مقدار زیادتری هم  تلاش کنید در تایید و تشویق و ترغیب نسل جدید به ادامه ی اعتراضات با صرف انرژی حد اکثری در مقاله نویسی .
 در حالیکه بعید میدانم اولا این همه نیاز به این کار باشد و اصولا مخاطب جوانی به میزان دلخواه شما دربین خوانندگانتان باشد.  سوالی که بارها در کامنت های من به شکل های مختلف گوشزد شده که قرار است این نوشته ی شما ، مورد استفاده ی چه کسانی قرار گیرد ؟
 شما به درستی بیان میکنید که کار عمده ای که میکنید ،  نوشتن است و نوشتن است و نوشتن ، که معمولا این روزها میانگین سه مقاله در طول شبانه روز است ( اگر چه من فکر میکنم هزاران وظیفه ی مهمتر این روزها در اولویت است که باید بیشتر به انها همت گماشت واز انها گزارش داده شوددر نوشته هایمان )  .
من نمیدانم کی وقت میکنید به وظایف مهم و عاجل  دیگری که بر دوش ما ایرانیان خارج از کشور است بپردازید که صد البته می پردازید اما پس چرا اصلا در باره ی ان ها نمی نویسید ؟  و همه ش گیر داده اید به نسل خودتان که اینطور است و انطور است  که البته حدس میزنم منظورتان همان حد اکثر  چند صد نفر بازماندگان  و کادرهای سازمانی  گروه های سیاسی باشند .
لطفا و جسارتا بیشتر  به دیگران هم گوش کنید . دیگرانی که گویی بیشمارند این روزها و بقدری حرف ها و نکته های بدیع و موجز ( ان هم با زبان امروزی ها نه با کلام و واژه های تاریخ گذشته ای که من و شما فراوان بکار می بریم ) استفاده میکنند که شگفت انگیز است .
امیدوارم این تلنگر من بی جا باشد و شما،  هم به سخنان ان سه جوانی که در صفحه دو بی بی سی فقط چند دقیقه فرصت داشتند اما در ان چند دقیقه چندین برابر من و شما مفاهیم جدید افریدند ، به دقت گوش داده باشید . 
امیدوارم دختر جوان دیگری را هم که دیروز فرصت بیشتری بهش دادند گوش کرده باشید . امیدوار بودم این بدعتی که بی بی سی گذاشت بطور جدی لا اقل از جانب خودش ادامه پیدا میکرد . متاسفانه کانال های دیگر از این ایده درس نگرفته اند هنوز . 
اما دیگر کارشناسانی را هم که دعوت میکنند اکثرا اگاه ، خوش فکر و باورمند به ویژگی های کمتر شناخته شده ی این جنبش هستند که من شخصا ترجیح میدم این روزها بیش از پیش فقط شنونده شان باشم  به جای اینکه خود چیزی بگویم که حرف تازه ای نیست ،.
بیاییم حرف ها و نوشته های نو و تازه ی دیگران را به اشتراک بگذارم .

س., 18.10.2022 - 18:18 پیوند ثابت