ژینا نیوز31 : فریاد های شبانه
14.10.2022 - 06:53

 

آه ، ای صدای زندانی. آیا شکوه یأس تو هرگز. از هیچ سوی این شب منفور. نقبی به سوی نور نخواهد زد ؟ فروغ

ینجره هائی بازمیشوند در شب.با امید و آرزو بسوی فردا. بسوی روزهای روشنی که در راهند.

مردمی از پیر وجوان ایستاده برپشت این پنجره ها" مرگ بر دیکتاتور"را فریاد می زنند. صدایشان در شب می پیچد.از پنچره های بسته شده با وحشت عبور می کند .دیکتاتور سرآسیمه، وحشت زده به اطاق های بی رزون می گریزد.امااین صدای مردم است. صدائی که کوه ها را میشکافد.ازحصارهای سنگی کشیده شده بر دورستمگران حاکم.بردوردشمنان مردم ،دزدان وغارتگران عبور می کند طنین انداز می گردد.وحشت بر دل سرکوبگران می افکند ."

دیکتاتوردست بر گوش های خود می گدارد. اما این فریاد های برخاسته از دل.ازجنس پوست،گوشت واستخوان است.آمیخته با بغض سال ها تحقیر،سال ها سرکوب، سال ها ناامیدی.

حال در گذر زمان نسلی جدید .نسلی که دیگر حاضر به زندگی مشقت بار زیر سایه مشتی عقب مانده تاریخی ،فرو مایگان نان به نرخ روز خور نیستند. نسلی که میداند نوع دیگری از زندگی هست که توسط حاکمی سخت مستبد ،خود رای ،مالیخولیائی و مطلق العنان که هرگز قادر بدیدن وشنیدن صدای هیچ کس نیست! از آنان دریغ شده است.

نسلی که می خواهد آن گونه زندگی کند که معاصران او در دیگر کشورهای پیشرفته جهان زندگی می کنند .نسلی که نمی خواهد برای پیشوا سرود "ان جزه ،سرود سلام فرمانده بخواند."

از فرمانده نفرت دارد.از شیوه زندگی تحمیل شده بر خود نفرت دارد. ازلباسش، از مکتبش ،آئینش،ازمداحش ،از مراسم های دل بهم زن ابلهانه اش .ازفضای بسته وتیره تحمیل شده اش .ازچهره های فریبکار پیشانی به تزویر ودروغ داغ کرده اش،از مقنعه! از چادرهای سیاهش که نام حجاب بر آن نهاده وبه جبر بر سرش کشیده اند نفرت دارد .

از گشت ارشادی که تحقیرش می کند .بخاطر تار موئی شکنجه و عذابش می دهد واعتراضش را به مرگ جواب میدهد نفرت دارد.

ازتحمیل فرهنگی بغایت عقب مانده ،از روابط قرون وسطائی تحمیل شده نفرت دارد .از خمینی ها،خامنه ای ها نفرت دارد. از رئیس جهمهور جنایتکار وبیسوادش نفرت دارد. ازامامان جمعه از بلند گو های تبلیغاتی که عباسی ها در آن نعره می کشند و با وقاحت یک هرزه سیاسی خاک در چشم مردم می پاشند نفرت دارد.

از صدا وسیمایش که جز دروغ ،نفرت پراکنی،نمایش بلاهت و،عقب ماندگی، تراوشات فکری مشتی عقب مانده ذهنی و دادن تصویری سیاه از زندگی مدرن وجهان غرب و کوبیدن بر طبل خشونت ونفاق کار دیگری ندارد نفرت د ارد .

از هنرش که تصویری جز یاس وحرمان جز رنگ های تیره! چیزی برای نشان دادن ندارد نفرت دارد . فریاد می کشد. چطور بگوئیم ؟ که "ما از شما متنفریم !!"

بغض گلویش را می فشارد زمانی که می بیند هیچکس حاضر به شنیدن صدای او،درک میزان نفرت او از حکومت نیست.

زمانی که می بیند نه تنها حکومت بلکه جامعه گرفتار در روزمرگی و محافظه کاری ناشی از آن نیز اورابه گوشه ای میراند و تنها وبی حمایت رهایش می کند.عصیان می کند. نفرت تلانبارشده با نیازدرهم می آمیزد امیدزندگی بهترتوانش می بخشد. گذازه ای از درد ،رنج ،خوناب و امید از درون خود بیرون می دهد.

سرازیر می شود. نسلی پای در میدان می نهد که حاضر نیست! لاک پشت وار به زندگی آرام به گردن کشیدن در غلاف سر در ازای نان پاره ای و جرعه آبی از گنداب جمهوری اسلامی تن دهد. آن ها از نفرت وشهامت پرچمی می سازند برای رهائی !

یا مرگ یا آزادی.

این بار پنجره های گشوده شده درشب بسوی نور است. بافریاد "زن ، زندگی ،آزادی" که نیروی خود را از زمین، از مردم، از آینده می گیرد .نه از گذشته .نه از آسمان .

این دست آورد بزرگیست . کنده شدن از آسمان وگذشته. دل سپردن به زمین وآینده. ابوالفضل محققی

 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

ایران گلوبال

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما