جنبش های ملی دموکراتیک وپروژه وحدت چپ

شعار فراگیر "پیش بسوی کنگره واحد جنبش سوسیال دموکراتیک و چپ سرتاسری ایران" بصورت زمان بندی شده برای آینده ای نه چندان دور بر بستر همکاری نزدیک تمامی نحله های سوسیال دموکراتیک سرتاسری و ملی منطقه ای، باید راستای محوری برنامه همگی دست اندرکاران این پروژه قرار گیرد.

در شرایطی که کشورمان یکی از بحرانی ترین شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی  سیو چهار سال گذشته خود را از سر می گذراند، هنوز پیشاهنگ سیاسی جنبش سوسیال دموکراتیک و چپ، نه از انسجام برنامه ای لازم، نه از شفافیت و استقلال حرکت استراتژیک در عرصه چالشهای سیاسی و نه از ساختار یکپارچه لازم برای پیوند اجتماعی با جنبش های دموکراتیک مردمی، خصوصا جنبش های اخیر کارگری بر خوردار است. هنوز بزرگترین سازمان سیاسی سوسیال دموکراتیک، به جای اینکه در راستای هدایت مستقل جنبش کارگری بصورت فانوس دریائی و مشعل روشنائی بخش تمامی جنبش های اقشار د طبقات دیگر دیگر حرکت بکند، در فکر این است که جنبش کارگری را به دنباله روان طیف سبز اپوزیسیون درون حکومتی تبدیل بکند.

نه فقط بعد از آغاز جنبش عظیم فراگیر دموکراتیک مردمی سال هشتاد و هشت، تمامی سازمانهای سیاسی دموکراتیک حقوق بشری به ضعفهای مربوط به عدم آمادگی ساختاری، برنامه ای و اجتماعی سازمان های سیاسی خود به میزان دردناکی پی بردند، بلکه این واقعیت تلخی را که سالها قبل از آن هم متوجه آن بودند، بیشتر با گوشت و پوست خویش لمس کرده و با صدای هر چه بلند تری به ضرورت چنین وحدت های ندا سر دادند.  چرا هنوز پس از گذشت چهار سال از آخرین جنبش فراگیر دموکراتیک مردمی، هنوز نه تنها تک تک سازمانهای سیاسی  سکولاردموکراتیک  و حقوق بشری در این زمینه ها پیشرفتهای لازم در خور پاسخگوئی به ضرورت تاریخی زمان نائل نیامده اند، بلکه اتحاد ها، ائتلاف ها و همکاریهای جبهه ای، بلوکی هم از بابت انسجام های ساختاری برنامه ای در مراحل نطفه ای قرار دارند.

یکی از بیماریهایی که همگی ما به نحوی از انحاء از آن رنج می بریم، مربوط میشود به فرهنگ عدم تعامل ، افتراق و دفع کنندگی همدیگر و ساختار گریزی توام با بدبینی می باشد. این مساله چنان در روانشناسی اجتماعی سیاسی ما تاثیر گذاشته است که خیلی با راحتی از همدیگر جدا شده، بین همدیگر تفرقه می اندازیم،  در شرایطی که هزاران بار سخت تر بتوانیم دوباره با همدیگر جوش بخوریم و زیر یک چطر واحد در راستای هدفی واحد حرکت بکنیم.

  کاروان جنبش چپ باید همگی زیر یک چطر واحد گرد آمده و با همدیگر به راه بیافتند و در راستای عبور از نظام جمهوری اسلامی ایران بعنوان فاز و مرحله اول هدف استراتژیک خویش که استقرار یک نظام سیاسی اجتماعی سکولار، دموکراتیک، مدرن بر پایه های ارزش های حقوق بشری میاباشد گرد بیایند تا پایه های اولیه خیزش حرکت در راستای استحکام بخشیدن به ساختارهای تعمیق عدالت اجتماعی با گامهای استوار به پیش حرکت بکنند. این کاروان بخاطر گسترش و تعمیق همفکری ها، تدوین برنامه اهدافی، استراتژیک واحد و تاکتیک های مرحله ای، باید در کنار استفاده از ابزارهای سمینارها، کنفرانس ها، اطاق های مشاوره فکری و تدارکات اکسیون های مشترک آغاز کرده، جهت ساختاریابی مناسب باید اندام های لازم جهت راه اندازی کنگره های دوره ای مشترک گام بردارد. وحدت چپ تنها زمانی با بلوغ لازم خویش نائل می آید که به کنگره فراگیر مشترک فرا روید.

یکی از موانع اصلی پیش گیرنده شتاب تکوین و تکامل پروژه چپ، سیاستهای مماشات گرانه در مقابل نظام ولایت فقیه از طرف جناح های قابل توجهی از جریانهای چپ می باشد. استراتژی واحد و یکپارچه سیاسی مرحله ای عبور از جمهوری اسلامی ایران و بخصوص نظام ولایت فقیه، میتواند انسجام و شتاب فزاینده ای به پروژه وحدت چپ ببخشد. چطور می شود با وجود اختلاف نظر عمیقی به این قوت که جناح هایی از جنبش چپ خواهان عبور کامل از ولایت فقیه می باشند، و جناح های دیگری خواهان آن هستند که تمامی جنبش های سکولار دموکراتیک مدرن را زیر چطر رهبری طیف سبز نظام جمهوری اسلامی ایران در بیاورند، صحبت از پروژه وحدت چپ به عمل آورد؟

ما در این زمینه که بخواهیم نظام اقتصادی سرمایه داری را نفی فیزیک بکنیم، بدون اینکه به چگونگی مراحل گذر از سرمایه داری به نظام سوسیالیستی با کمترین تنش های اجتماعی سیاسی در جامعه و کمترین درد زایمان برای زحمتکشان پرداخته باشیم ، فقط به نصفه اول قضیه پرداخته ایم. اگر ما شتابان همگی باهم فریاد بر داریم که تعریف ما از چگونگی بافت و چرخش های درونی نظام سوسیالیستی چیست؟ انباشت اولیه ارزش چگونه صورت خواهد گرفت؟  مدل اقتصادی اجتماعی سوسیالیستی شامل چه اندام ها و بافتهای اقتصادی بوده و چگونه چرخش می کند؟ نهادهایی که مالکیت بر ارزش افزوده انباشته را در اختیار خواهند داشت، کدام ارگانها خواهند بود؟ سیستم اداره، مدیریت، نظارت، تعویض نسل مدیریت های درونی و شفافیت اطلاعاتی چگونه با هم همخوانی خواهند داشت؟ چگونه ارگانهای مستقل و متقابل اجتماعی با نظارت مستقل بر عملکرد همدیگر موجب کنترل متقابل و ایجاد توازن اجتماعی خواهند شد؟ در خیلی از این موارد، نه تنها کارهای کارشناسانه صورت نمی گیرد، بلکه نقطه ای که در این مرحله ما را به همدیگر پیوند می دهد، نه استقرار نظام سوسیالیستی، بلکه بیشتر نفی نظام سرمایه داری می باشد. این در شرایطی می باشد که نه مرحله گذر را تعریف کرده ایم، نه نظام آلترناتیو جایگزین را. بهترین و واقع بینانه ترین کاری که در این زمینه می توان اتخاذ کرد، تمرکز روی هدف استراتژیک  مرحله ای، یعنی عبور از جمهوری اسلامی به جمهوری سکولار و فدرال دموکراتیک می باشد

اگر به صورتی واقع بینانه به تاریخ بیش از صد ساله جنبش چپ در ایران بیاندازیم، باید اقرا کنیم که جنبش چپ بصورتی تاریخی  در محور اصلی و عمده آن، به جنبش فدائیان خلق فرا روئیده است. اگر پروژه وحدت چپ هم بخواهد بصورتی موفقیت آمیز به پیش برده شود، باید ریسمان اصلی که همه رهروان این کاروان را به همدیگر پیوند می دهد،  پیشگامان  امروزین جنبش فدائیان خلق باشند. فرهنگ عنصر فدائی نسبت به طیف های دیگر جنبش چپ، خصلت از خود گذشتگی، انتقاد از خود، احساس مسئولیت تاریخی خدشه ناپذیر و خصلت همگرائی به مراتب بیشتری را دارا می باشد.

رهروان و دست اندکاران  پروژه وحدت چپ با در نظر نگرفتن واقعیت عینی زایش و بلوغ روزافزون جنبش های ملیتها در چهار چوبه ایران و به دنبال آن آغاز به فعالیت کردن بخشی از رهروان راه سوسیال دموکراسی در پردایم درونی ملیتهای داخل ایران، نه تنها اندیشه ها و ارزشهای فلسفی سیاسی خود را به روز نکرده اند، بلکه گاها در درون پردایم اندیشه های نژاد پرستانه به حرکت خویش ادامه می دهند.  ساختار ائتلاف چپ در چهار چوبه ایران، باید در عین توجه به جنبش های قدرتمند و در حال رشد ملیتها، در راستای ائتلاف ارزشی برنامه ای با بخش های سوسیال دموکراسی درون این جنبش ها گام های استوار و استراتزیکی را به پیش بردارد.ائتلاف سوسیال دموکراسی و  چپ سرتاسری با نیروی همطراز خود در درون پویش های ملی، نه تنها می تواند رشته پیوند دهنده و در هم تنیده قدرتمندی  بعنوان هسته اولیه اپوزیسیون سکولار دموکراتیک باشد، بلکه می تواند بصورتی همگام در راستای تعمیق ارزشهای حقوق بشری، دموکراتیک سرتاسری حرکت بکند.  

 عدم وجود چنین ائتلاف ها وهمکاریها از طرف دیگر موجب آن می گردد تا افتراق ها، بدبینی ها و سوء تفاهم ها به میزان و قدرت بیشتری عمل کرده و موجب آن شود تا ناسیونالیسم افراطی هم به شیوه پان ایرانیستی آریا پرستانه آن، و یا هم بصورت نفرت های کور کورانه درون جنبش های مختلف ملیتها شکل بگیرند. شکل گیری ناسیونالیسم کور افراطی موجب ایجاد بستری مناسب جهت سوء استفاده آنها از طرف حکومتهای همسابه ایران و یا قدرتهای بزرگ بین المللی دیگربصورت ستون پنجمی در راستای اهداف آنها میتواند به کار گرفته شود. سازمان های چپ درون ملیتها باید بخش جدائی ناپذیری از پروژه وحدت را تشکیل دهند.

به همان نسبت، نحله های سیاسی سوسیال دموکراتیک و چپ در درون جنبش های ملی، باید ارزشهای مناسباتی مشترک خویش را با همتایان خویش در درون ملیتهای دیگر و جنبش سرتاسری تعریف کرده و بر پایه های چنین ارزشهای مشترک، به ائتلاف ها و همکاریهای مشترک بپردازند. اساسی ترین محور استراتژیک سیاسی چنین ائتلاف هایی می تواند همگامی در حرکت کاروان سوسیال دموکراسی جهت بر چیدن نظام فقاهتی، ولایی نظامی جمهوری اسلامی و جایگزینی آن با نظامی بر پایه های ارزشهای حقوق بشری و دموکراتیک  میتواند باشد.

چنین همکاریهایی نه تنها امکان درک بهتر متقابل از همدیگر را فراهم می کند، بلکه زمینه های تاسیس پل های ارتباطی مستحکم و هارمونیزه کردن مناسبات در نظامی بر پایه های جمهوری فدراتیو دموکراتیک را فراهم تر می کند. تعمیق و گسترش چنین مناسباتی میتواند تا آنجا پیش رفته باشد که سازمان های سوسیال دموکراتیک ملی منطقه ای، میتوانند به نهاد ها، بافت  و اندام های منطقه ای جنبش سوسیال دموکراتیک کشوری تبدیل گردند. با درک و در نظر گرفتن واقعیت تلخ فاصله عمیق ما بین ایندو نحله های سوسیال دموکراسی از یک طرف و فراموش کاری سوسیال دموکراسی سرتاسری  در زمینه واقعیت حقوق ملی دموکراتیک ملیتها، پروژه وحدت چپ باید هر چه سریعتر در زمینه های پیوند رشته های مودت و همکاری ایندو جریان گام های استوارتری را به پیش بردارند.

 حساسیت تاریخی بحران سیاسی اقتصادی کنونی کشوری بر همگی ما روشن و واضح است. میدانیم که جامعه آبستن تحولاتی تنش گونه و جدی در عرصه های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی می باشد. این در شرایطی می باشد که بازتاب های مربوط به  احتمال دخالت های خارجی را در زمینه بحران مربوط به پروژه هسته ای جمهوری اسلامی ایران در مقیاس تحت کنترل شده ای فرض بکنیم. در چنین شرایطی وضعیت عمومی پوزیسیون و آپوزیسیون را می شود با همدیگر مقایسه کرد.

در شرایطی که بخش بندی های سیاسی مختلف درون نظام جمهوری اسلامی ایران از یک طرف همگی بردور محور و ریسمان قانون اساسی نظام و ولایت فقیه حلقه زده اند، دائما با همدیگر در ارتباط، همفکری و جدل های جدی می باشند، میتوانند با تعویض مرحله ای قدرت بین جناح ها، همچنان کلیت نظام را نجات داده و با اپوزیسیون سازی های داخلی نظام، افکار عمومی را در چنین تعویض قدرت هایی با خوش بینی های ایجاد شده به دنبال خود بکشانند.

از طرف دیگر نگاهی مقایسه ای به وضعیت اپوزیسیون سکولار دموکراتیک، و در هسته مرکزی آن ائتلاف و وحدت جریانهای سوسیال دموکراتیک و چپ بیاندازیم. رشته های محوری استراتژیک سیاسی، برنامه ای و استحکام ساختاری پیوند میان اپوزیسیون سکولار دموکراتیک، به هیچ وجه با روی دیگر سکه، یعنی وضعیت مشابه پوزیسیون قابل مقایسه نیست. وظیفه تاریخی مقطعی جنبش چپ، باید بر بستر چنین وضعیت بحرانی برنامه ریزی بشود. این پروژه باید بصورت  هدفمندی های زمان بندی شده حرکت یک کاروان عمومی تنظیم گردد. این پروژه در راستای حرکت هارمونیک و هماهنگ سوسیال دموکراسی، باید اندام های ارگانیک خویش را ایجاد کرده و به یک ارگانیزم فراگیر سرتاسری فرا روید. موفقیت یک چنین پروژه ای در گرو برگزاری موفقیت آمیز اولین کنگره مشترک چپ سوسیال دموکراتیک سرتاسری می باشد که باید بصورت پروژه ای زمان بندی شده برای آینده ای نه چندان دور در نظر گرفته شود.

شعار فراگیر "پیش بسوی کنگره واحد جنبش سوسیال دموکراتیک  و چپ سرتاسری ایران" بصورت زمان بندی شده برای آینده ای نه چندان دور بر بستر همکاری نزدیک تمامی نحله های سوسیال دموکراتیک سرتاسری و ملی منطقه ای، باید راستای محوری برنامه همگی دست اندرکاران این پروژه قرار گیرد.

دنیز ایشچی 26-04-2013

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دنیز جان
با سلام اگر ممکن است موضع تان را مشخص کنید، تا مردم بدونند، حرف حسابتان چیه. آیا شما هم مثل ....... از دیکتاتورهای جمهوری اسلامی دمکراسی طلب میکنید؟ یا خواهان سرنگونی مقام محترم رهبر کبیر مسلمین جهان جناب حضرت آیت الله عظمی علی خامنه ای دامش افاضاتو و یاران وفادارش هستید؟ و یا اگر در میان دو صندلی قرار دارید، با چنین وضعی باید به محضر مبارکتان برسانم که ، رفیق عزیز، از آنقدر چنین سیاستمداری در ایران وجود دارد که نیازی به این گفتارها نیست. مفهوم آن این است که ؛ از ظالم نمیشود به ظالم شکایت کرد. با علاقه رفیقانه حمدالله خداپرست.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب امپریالیست
خیلی ها اینجا به اسم چپی با پول سرمایه داران بزرگ، گردنشان را کلفت کرده اند و به دروغ از طبقه گارگر دم میزنند.
اگر اینها عاشق پوتین و استالین هستند چرا نمی روند در روسیه زندگی بکنند؟ و در کشورهای اروپای غربی جا خشک کرده اند؟ این سانسورگران قهار که در اروپا قیچی بدست دارند، فردا خدای نکرده در ایران کاره ای بشوند چه دسته گلی بر سر مردم گارگر خواهند زند؟
تصویر مسؤل فنی ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
یوسف آذربایجان گرامی، مطلب مورد نظر شما و کامنت شما حذف نشده اند. موضوع مربوط می شود به اشکال فنی که در سایت پیش آمده بود. مطلب مورد نظرتان را می توانید در این آدرس مشاهده کنید: http://www.iranglobal.info/node/16116

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای دنيز ايشچی شما امروز يک نوشته انتقادی در رابطه با نشست نيروهای آذربايجانی در شهر گوتنبرگ انتشار داده بوديد و من نيز کامنتی نوشتم ولی نوشته را از سايت بر داشتيد آيا علتش را ميتوانيد بيان کنيد ؟؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای دنیز ایشچی، پیشنهاد خوبی کرده اید. موضوع را به خوانندگان واگذار کنیم. اما اینبار هم اتهامات شخصی دیگری به من وارد کرده اید که در همه موارد آن من بیگناهم. من در کجای نوشته ام شما را مسخره کرده ام و یا توهین و تحقیر روا داشته ام. من با اینگونه رفتارها بشدت مخالفم. من به شما خیلی هم احترام قائلم و هرگز چنین اجازه ایی نه تنها در مورد شما که در مورد هیچ کس به خودم نمیدهم. اما شما مرا بدون اینکه حداقل یک فاکت بیاورد مرا به این گونه رفتار متهم کرده اید! چه میتوانم بگویم؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست عزیز دنیز ایشچی: در بحث ویا دیلوک شما با اقای حسن زاده من سه بار کامنت ها را خواندم. درهیچ نوشته اقای حسن زاده توهین تحقیر ویا مسخره کردن نظر شمارا ندیدم. اقای حسن زاده معتقد است که احزاب سراسری که شما میگویید بیشتر در خدمت ملت فارس قراردارد نه در خدمت ملیتهای غیر فارس. تقریبا از بدو تشگیل این احزاب تا کنون همین طور بوده وهست. شما خودتان هم بطور ضمنی این حقیقت را قبل دارید. البته بین احزاب سوسیال دموکرات واحزاب راست مانند سلطنت طلب ومشروطه خواه و جبهه ملی وغیره که افکار راسیستی وشئونیستی دارند فرق هست. ولی درکل احزاب سوسیال دموکرات سراسری احزابی پان ایرانیست هستند واین هم بیشتر به نفع ملیت فارس تمام شده است. بررسی مختصر تاریخچه احزاب سراسری چنین واقعیتی را نشان میدهد.درنتیجه بین منافع احزاب سراسری واحزاب ملی منطقه ای فرق هست وباید به چنین پارادوکسی چاره اندیشی کرد.و ایشان میگوید
تصویر دنیز ایشچی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب "حسن زاده".
در مورد پاسخهای شما باید به دو جنبه آنها اشاره بکنم. یکی به جنبه اخلاقی شخصیتی سیاسی، و دیگری به جنبه های نظری فکری سیاسی. در زمینه تصویر جنبه اخلاقی شخصیتی سیاسی شما از نظر رفتاری نسبت به من و نظرات من باید گفت که همه نوشته های شما رفتاری تمسخر آمیز، تحقیر کننده و توهین آمیز توام با نفرت با قدرت تمام قابل ملاحظه است. آیا با شخصی که یک چنین حالت روانی در برخوردهایش دارد میشود بحثی احترام آمیز و سازنده به پیش برد؟ امیدوارم در این زمینه این من باشم که اشتباه می کنم.

اختلافات نظری ما در زمینه "تفاوت بین حقوق شهروندی، و حقوق ملی ملیتها" در ایران، و "تفاوت بین سازمان های سیاسی ملیتها، و آن دسته از سازمان های سیاسی که من آنها را سرتاسری می نامم و شما آنها را متعلق به ملیت فارس تلقی می کنید" اجازه بدهید مطالعه و قضاوت را در جوی غیر هیستریک به خوانندگان واگذار بکنیم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای ایشچی لینک زیر را برای اطلاع بیشتر درباره موضوع مورد بحث بخوانید:

كدام احزاب سراسري؟ احزاب ملي فارس كجايند؟
https://www.facebook.com/notes/mehran-baharli/%D9%83%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%AD%D8%B2%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D9%8A-%D8%A7%D8%AD%D8%B2%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D9%84%D9%8A-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D9%83%D8%AC%D8%A7%D9%8A%D9%86%D8%AF/542510342439138

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای دنیز ایشچی، اگر از اتهام شما در اینکه من که هستم و چه هستم بگذریم، چند نکته را برای یادآوری لازم میدانم.
یک: تناقض گویی آشکار و پریشان حالی در نگاه به مسائل سیاسی در ایران را به قدریست که دیگر قابل کتمان نیست. از سویی میگویید، " بر کسی پوشیده نیست که سازمانهای سیاسی و افکار سیاسی صد ساله اخیر در ایران به میزان زیادی تحت تاثیر افکار تزریق شده شوینیستی فارس قرار گرفته است" و بعد بصورت حیرت انگیز ادامه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
هومن : دنیز گرامی من نظریات شمارا میخوانم به شرطی که ناشی از ترواشات مغزی ومشاهدات شخصی خودشما درباره مسائل سرزمین های ایران امروز باشد ومطمئن باشید هرانچه درانها ببینیم و از نظرم در ساختمان نظریاتم مفید باشد بهره میبرم شما ودیگر دوستان چپ وملی را و نیز خودم را به مشاهده شخصی ونظریه پردازی مستقل در باره مسائل سرزمین های ایرانی
تصویر دنیز ایشچی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نظر قبلی من به جناب "حسن زاده" بود. اجازه بدهید جواب کوتاهی هم به نظرات جناب هومن داده باشم. هومن گرامی، اجازه بدهید تعدادی از جملات شما را خلاصه وار در زیر بنویسم.
من سررزمین ها را با تمدن های انها تعریف میکنم نه نام قومی.ادبیات بومی وشخصی خودم است.نمیشود با تفکر وارداتی مسائل سرزمین هارا حل کرد .من تمدن گرا وسرزمین گرا هستم وخواستار ساماندهی مردم در سرزمین ها و تراکم سرمایه و حفظ ان در سرزمین ها.با هرنوع حکومت مرکزی در تهران تبریز شیراز مشهد یا اصفهان هم با هرایده وزبانی مخالفم .من سررزمین ها را با تمدن های انها تعریف میکنم نه نام قومی .هرنوع حکومت مرکزی در تهران تبریز شیراز مشهد یا اصفهان هم با هرایده وزبانی مخالفم وتا پایان جهان با ان می رزمم من خواهان سامان شورایی و خودگردان ومردمی درسرزمین ها هستم.مخاطب من نیروهای تمدن گرا در سرزمین ها هستند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بگذارید قبل از نوشتن جواب شما، حیرت خودم را از این بابت که چقدر نوشته اول و دوم شما شبیه به سیستم فکری و نوشتار آقای یونس شاملی می باشد بیان کنم. حالا،آن یک مساله حاشیه ای بود، بپردازیم به اصل مساله.
بر کسی پوشیده نیست که سازمانهای سیاسی و افکار سیاسی صد ساله اخیر در ایران به میزان زیادی تحت تاثیر افکار تزریق شده شوینیستی فارس قرار گرفته است. بر این هم شکی نیست که در بر خورد به مساله ملی در ایران ، اندیشه حاکم بر اندیشورزان سیاسی در کشور هنوز به میزان زیادی آلوده به بیماری راسیستی هژمونی فارس می باشند.همگی سازمان های سیاسی که شما از آنها اسم برده اید، به غیر از حزب دموکرات کردستان ایران، احزاب سرتاسری می باشند. در میان آنها از احزاب سنتی مذهبی ارتجاعی گرفته، تا محافظه کاران لیبرال سنتی، جمهوریخواهان لیبرال دموکراسی و بالاخره طیف های مختلف سوسیال دموکراسی و چپ سیاسی.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
پاسخ کاخ سفید به درخواست مردم آزربایجان جنوبی
اؤیرنجی سسی : کاخ سفید پس از چند ماه به کمپین درخواست رسیدگی به حقوق مردم آزربایجان جنوبی از طرف دولت امریکا پاسخ داد . به گزارش اؤیرنجی سسی در این نامه آمده است دولت امریکا از پایمال کردن حقوق ملیت های داخل ایران از جمله آزربایجانیان، بلوچ ها ، عرب ها و کردها به شدت ابراز نارحتی می کند.


دولت ایران در طول سالهای اخیر با تهدید ، دستگیری و حبس فعالین حقوق بشری این ملت ها قوانین داخلی و بین المللی را زیر پا می گذارد.

مردم آزربایجان جنوبی پیشتر با امضای کمپین ۲۵ هزار نفری در سایت اینترنتی کاخ سفید مراتب نگرانی خود را از پایمال شدن حقوق اولیه شان در کشور ایران ابراز داشته بودند.

متن ترجمه شده نامه را میتوانید از اینجا بخوانید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
هومن :دنیز گرامی حرف های من با ادبیات بومی وشخصی خودم است بسیار هم شفاف است با ادبیات وارداتی و بیرربط لنینی یا دو خردادی و اصلاح طلبی هم نمی نویسم سعی کنید با ادبیات سیاسی بومی فارسی غیر وارداتی وتفکر بومی فارسی زبان اشنا شوید که دردها را با زبان فارسی نشان میدهد ودرمان بومی فارسی غیر وارداتی هم برای انها تجویز میکند قرارنیست من نوشته هایم با ادبیات مارکسی یا سروشی حجاریانی باشد وبخواهم مثل بعضی مارکسیست ها کتاب گویای مارکسی لنینی باشم وولباس تخیل مارکسی یا لیبرالی بر واقعیات جامعه خویش بپوشانم مارکس و پوپر وگیدنز ودیگران را میخوانم ولی با زبان وفکر بومی میاندیشم وبا چشم بومی میبینیم وبا گوش بومی مینویسم الفاظ بیربط به جامعه را هم از دیگر کشورها غرض نمیگیرم با چسب اوهو به نوشته هایم بچسبانم فضل فروشی کنم خودم فکرمیکنم خودم میبینم وتنها راه حل برای زمان ومکان خویش

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای ایشچی، من اصلا مخالف آن چیزی که نوشته اید نیستم. پرسش هم هیچ به مواردی که شما مطرح کرده اید ربطی ندارد. شما از آینده ایی صحبت کرده اید که در آن دولتهای ایالتی و ملی وجود دارند و دولت سراسری با مشارکت این دولتها بوجود آمده است. در آن شرایط ممکن است سوسیال دمکراتهای آذربایجان با سوسیال دمکراتهای کردستان و بلوچستان و فارس یک اتحاد سیاسی درست کنند و مدعی سوسیال دمکراسی سرتاسری بکنند. پرسش من به امروز و اصطلاح جنبش سرتاسری که شما مورد استفاده قرار میدهید برمیگردد. این جنبش سرتاسری امروز را کدامین نیروها تشکیل میدهند؟ میتوانید اسم یک شخص و یا یک حزبی که متعلق به جنبش سرتاسری است نام ببرید که خوانندگانشان هم بدانند. کلی گویی تا کی؟ مثلا سازمان فدائی اکثریت یک حزب سراسری است؟ حزب توده جزو جنبش سرتاسری است؟ جبهه ملی جزو این جنبش سراسری است؟ حزب دمکرات کردستان چی؟ لطفا طفره نروید. شما...
تصویر دنیز ایشچی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چناب حسن زاده عزیز. در کانادا ، کبک یها، در کنار بومیها، انگیسیها و دیگر مهاجران، با حفظ هویت ملی خویش، در چهارچوبه کشور کانادا، حفظ هویت کانادائی خویش در کنار هویت کبک بودن، به زیست سیاسی اجتماعی هارمونیک خویش ادامه می دهند. همین نمونه در مورد اسکاتلندی ها، انگلیس ها، ویلش ها، و غیره در انگستان صدق میکند. نمونه های سویس، بلژیک و غیره نشان می دهد که میشود هویت ملی خویش را در کنار هویت شهروندی کشوری خویش حفظ کرد و به همزیستی هارمونیک خویش ادامه داد. اگر در ایران آینده، آذربایجان مجلس ولی خویش و دولت محلی خویش را داشته باشد، و به موازات آن، مجلس ملی کشوری بر اساس ترکیب نمایندگان ملیتها بر اساس درصد جمعیتی آنها تشکیل شده باشد، کجای چنین مجلس و دولت مرکزی بر آمده از درون آن متعلق به ملیت فارس خواهد بود؟ من نمونه کشورهای جهان دوم، یا سوم مثل هندوستان را مطرح نمی کنم. در نمونه
تصویر دنیز ایشچی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چناب حسن زاده عزیز. در کانادا ، کبک یها، در کنار بومیها، انگیسیها و دیگر مهاجران، با حفظ هویت ملی خویش، در چهارچوبه کشور کانادا، حفظ هویت کانادائی خویش در کنار هویت کبک بودن، به زیست سیاسی اجتماعی هارمونیک خویش ادامه می دهند. همین نمونه در مورد اسکاتلندی ها، انگلیس ها، ویلش ها، و غیره در انگستان صدق میکند. نمونه های سویس، بلژیک و غیره نشان می دهد که میشود هویت ملی خویش را در کنار هویت شهروندی کشوری خویش حفظ کرد و به همزیستی هارمونیک خویش ادامه داد. اگر در ایران آینده، آذربایجان مجلس ولی خویش و دولت محلی خویش را داشته باشد، و به موازات آن، مجلس ملی کشوری بر اساس ترکیب نمایندگان ملیتها بر اساس درصد جمعیتی آنها تشکیل شده باشد، کجای چنین مجلس و دولت مرکزی بر آمده از درون آن متعلق به ملیت فارس خواهد بود؟ من نمونه کشورهای جهان دوم، یا سوم مثل هندوستان را مطرح نمی کنم. در نمونه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای دنیز ایشچی،
وقتی مینویسید: "نحله های سیاسی سوسیال دموکراتیک و چپ در درون جنبش های ملی، باید ارزشهای مناسباتی مشترک خویش را با همتایان خویش در درون ملیتهای دیگر و جنبش سرتاسری تعریف کرده و بر پایه های چنین ارزشهای مشترک، به ائتلاف ها و همکاریهای مشترک بپردازند."، شما دو جنبش را در ایران باز شناسی میکنید، اولی به قول خودتان "جنبش سرتاسری" است و دیگری "جنبش های ملی". این نوع نگاه پرادوکس غیرقابل فهمی را با خود به یدک میکشد، اگر جنبش های ملی در مناطق ملیتهای ایران وجود دارد، دیگر جنبش سرتاسری چه صیغه ایست؟ درواقع مجموعه جنبش های ملی دمکراتیک و دمکراتیک در مناطق مختلف ایران (کردستان، آذربایجان، فارس، بلوچستان، عربستان و دیگران) میشود جنبش های سرتاسری. وقتی شما از جنبشی سراسری نام میبرید، دیگر جنبش های ملی چه صیغه ایی هستند؟ جنبش سراسری چیست و با چه مقاصد و هدفهایی فعالیت ...

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
هومن : باسلام به دنیز گرامی دنیز جان ترس ما رزمندگان سرزمین ها از جریان های تمامیت خواه ومرکزخواه چپ گرا کمتر ازگروه های دینی وملی مرکز گرا نیست اگر چپ های سرزمین ها اعم از کمونیست ها سوسیالیست ها انارشیست وسبزها و طیف چپ قدیمی مزدکی بابکی صوفی به این امر برسند که حکومت مرکزی را در هر شکل ان نفی و به هرزبانی فارسی یا ترکی یا عربی نفی کنند وبه دنبال تشکیل سامان شورایی درسرزمین ها شهرها و ایالات و خودگردانی منطقه ای بدون حکومت سرکوبگر باشند میتوانیم حول هدف سیاسی سامان شورایی و هدف اقتصادی مالکیت جمعی سرزمینی مردمی باهم متحد شویم ولی تازمانی که طیف عظیم چپ از مزدکی وبابکی تا کمونیست بعضی لایه هایشان دنبال تشکیل حکومت مسلط مرکزی در تهران تبریز اصفهان یا مشهد باشند و حق حاکمیت خلقی و شورایی را برای مردم سرزمین ها محترم نشمارند نمیتوانیم متحد شویم خیلی از کمونیست ها وسوسیال دموکرات