آتشفشان دهان گشوده است
27.09.2022 - 20:06

 

 من حدیث دردمندیم 

دختری زیبا با چشمانی درخشان گیسوان بلند و طلائیش راگره می زند.

 کفش های کتانیش را می پوشد .بی هراس از گزمگان پناه گرفته در پشت ستون های شب قدم در کوچه می نهد. 

گلوله نابکاری سینه جوانش را می شکافد. با شعار آزادی بر زمین می غلطد. 

دخترک زیبا این همه شجاعت از کجا آورده ای ؟

از کدام مل چشیدی که چنین مستانه در میان میدان  می چرخی ؟

آبشخور این فریاد بلند که دیواره شب می شکند کجاست ؟

 بر میگردد دهان می گشاید . شجاعتم زائیده نفرت است وعشق  ،کینه است وامید .ترس است وآزادی . سر باز زدن است وقامت بر افراشتن.

من مست زندگیم .

مست آرزوهای بزرگ جوانه زده دراندرون که شراب از خون می نوشدوهمبستری با خورشید می کند.

  من حدیثم!حدیثی نه بیان کننده اوراد هزار ساله!من از عزا نمی گویم! بر جنازه های هزار ساله مویه نمی کنم !من از زبان " البخاری"حدیث جهنم و بهشت نمی گویم !

 من حدیث امروزم .

حدیث نسلی قربانی شده در  حدیث دیروز که تار مویش فساد می آفریند و لبخدش معنی اغواگری می دهد.

من حدیثم اما نه حدیث ستایشگر مرگ.نه حدیث جاری شده بر زبان جباران وجانیان در آمده در کسوت خادمان دین .من آن حدیث دروغین مداحان که نان به نرخ روز می خورند تملق حاکمان می کنند  نیستم.

من حدیت امروزم حدیث درد مندی یک نسل!نسلی در جستجو زندگی ،شادی ،عشق ، امید،کار ،آفریدن ،زندگی 

محدث تاریخی یک دوران که"مزد گور کن ااز بهای آزادی آدمی افرون تراست"

من حدیث دردمندی مادرانی هستم که تصویر فرزندان بر دست در میان گور های بی نام می گردند وعدالت طلب می کنند.

 من حدیث گورستان های گمنام !حدیث خاورانم.در سیمای دونسل بعد.

حدیث نسلی با نیاز ها وآرزو های خود که درکمان نمی کنند .من حدیث رنج ،حدیث چهره در هم شکسته "سپیده رشنو" هستم.

 حدیث "مهسا" با پیکری لهیده بر تختی در 

من شعار تکرار شده بر زبان میلیون ها جوان ایرانیم که امروز در میان اشگ وخون !در میان گلوله ومرگ "زن ،زندگی، آزادی "را فریاد می زنند .

من درد مشترکم مرا فریاد کن!     

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

انتشار از:

ایران گلوبال

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما