جنبش های اجتماعی و موانع پیشرو
26.09.2022 - 06:57

ضعف تشکیلاتی در جنبش های اجتماعی - ضیاء مصباح

* * با توجه به  اعتراضات نسبتا گسترده  اما فاقد هماهنگی ، نبود وحدت رویه و رهبری ،هر چند قابل تقد یس ، انهم با اینهمه موانع حتی برخوردهای فیزیکی شدید و در مواردی مسلحانه و باز داشت های بیرحمانه ....عملکرد  حکومت غیر مردمی مسلح به زر ، زور و تزویررا چندان غیر قابل پیش بینی نمینماید  ! وبروز  اینگونه عملیاتی «بفر مان اطاق فکر» از عوامل حقوق بگیربی وجدان  که برای چنین مواقعی تربیت شده اند دور از انتظار نیست .

**خاطره ای از سال اخر دبیرستان (سال 1339 ) درکرمان :گارد شاهنشاهی محرمانه بخشنامه کرده بود که محصلین تنومند منطقه جیرفت و بم که چندان در تحصیل موفق نیستند و از توانائی فیزیکی مناسب برخوردارند ، قبل ازاخذ مدرک دیپلم برای استخدام فرستاده  شوند و 3 نفر از هم کلاسهای حائز شرایط با ترک  تحصیل اعزام شدند ؟!

* عافیت طلبی اکثریت همراه با محافظه کاری   توده میلیونی گرفتار دغدغه معاش  از  موانع جدی جنبش اجتماعی بشمار میروند ..

* پیش بینی میشود  با تعدیلی اندک در موضوع «حجاب » بدون انکه رسما اعلام کنند و بنوعی کم رنگ کردن بگیر و ببندهای خانم های بقول خودشان « شل حجاب »هر چند بگفته ای اولین خاکریز این جماعت الوده به جهل و فساد میباشد و مانورها ئی بدینگونه در مواقعی ( بعنوان نمونه همزمانی با اعلام سوء استفاده های فوق میلیاردی در فولاد خوزستان ، ماجرای برج متروپل ابادان ، عدم توفیق در مذاکرات برجام ویا انتخاب جدید خبرگان واعضائ پوشک پوش شورای نگهبان و....) با تعریف انان واجب مینماید ...

*از سوی دیگربا نبودن احزاب قوی با برنامه ، تک روی ها و پاره ای خود محوری ها در عرصه پهناور کشور مان با همه ویزگی های قومی و فرهنگی .....که در این باب میتوان بسیار نوشت  ، حکومت در این مسیر توفیق نسبی  داشته است ،البته اگر برامده از احساسات  سخنی گزاف بنظر نرسد  ! که نتیجه گیری قطعی البته زبانم لال !در همین نزدیکی ها......

**گذری بر حوادث گذشته  نه چندان دور این سرزمین اهورائی که با رهبری منحصر بفرد چهره ای ملی و مزین به پندار –گفتار و کردار – اندیشمند ، سلیم النفس ،میهن خواه و مردم دوست – سر بلندی ،عزت و شایستگی لازم را برای میهنمان در این منطقه فراهم ساخت .. در این موقعیت واجب امد هر چند از ابعادی ممکنست «قیاس مع الفارق  » بنظر برسد :

** نقش اجتماعی و سیاسی مردم در دوران پرفرازونشیب حضور بسیار مؤثر و ماندگار شادروان مصدق از دیدگاه‌های متفاوتی قابل‌تأمل انهم توأم با شور و نشاط در عرصه‌ سیاسی به ٣٠ تیرماه ١٣٣١ انجامید؛ نهضتی که همراه با احساسات پاک و خالص ملی برآمده از هماهنگی و درک موقعیت و شرایط به وجود آمد و مرهون کوششی بود که مجموعه دولتمندان آن زمان با درایت کامل، با هماهنگی و بدون اختلاف دیدگاه سامان دادند. ....

با فاصله‌ای اندک، برنامه‌ریزی گروه‌های سازمان‌ یافته و هدایت ‌شده مزدوران داخلی و نقش آنان در برنامه‌های استعماری دولت‌های انگلیس و آمریکا با هماهنگی دربار منتهی به کودتایی شد که عاملی اساسی در ادامه حکومت دیکتاتوری وقت تا سال ۵٧ به‌شمار می‌رود وسیاهی‌ لشکر در یک روز دو چهره متفاوت از خود نشان می‌دهد.

تا قبل از مردادماه ٣٢ حمایت مردم از دکتر مصدق غیرقابل‌انکار است اما، در روز کودتا مردمی که در یک خیابان به نفع دکتر شعار می‌دادند در مسیری دیگر مرگ او را می‌خواستند. شاید بتوان گفت در جنبش ملی‌شدن صنعت نفت، مردم حضوری از سر شور داشته‌اند، نه بر مبنای بلوغ سیاسی. این تغییر رویکرد مردم، از جمله اتفاقاتی است که از آغاز جنبش ملی‌شدن صنعت نفت شروع و به وقایعی منجر شد که در کمال تاسف زمینه ‌سازبسیاری تحولات منهتی به حرکت عظیم البته نا اگاهانه و صرفا احساسی تحول 57 گردید .

درباب اینکه چرا جبهه ملی، تشکل سیاسی معتبر، متشکل و دلسوز آن زمان نتوانست یا نخواست از هوادارانش بخواهد برای حمایت از رهبرشان در روزهای مانده به کودتا به خیابان بیایند، تا حدودی از همین شناخت نشات می‌گرفت - باید گفت :

  1. جبهه ملی اول از احزابی چون ایران، ملت ایران، زحمتکشان و مجمع مجاهدین اسلام تشکیل شده بود و یک حزب تک ‌بُعدی نبود که حمایت و حرکت آنان را به‌سادگی بتوان هدایت و مدیریت کرد.

*حزب ملت ایران به رهبری شادروان  فروهرو ناسیونالیست‌های تندرو هدایت می شد  و از قدرت چندانی برای سازماندهی مردم برخوردار نبود ه و به همین دلیل نقش چندانی در جریان ملی‌شدن صنعت نفت و مبارزه با کودتا ایفا نکردند.

*حزب ایران دیگر حزب این ائتلاف، به وسیله گروهی از روشنفکران و استادان دانشگاه که اندیشه‌ ناسیونالیستی داشتند؛ مانند شادروانان زیرک‌زاده،  حسیبی، بختیار،  موحد،  سنجابی و الهیار صالح بنیان‌ گذاری و از پایگاه اجتماعی چندان مستحکمی برخوردار نبود و نمیتوانست نقش مؤثری برای سازماندهی توده مردم داشته باشد.

*حزب زحمتکشان به نسبت قدرت بسیج عمومی مردم را داشت، ولی به مرور و با شدت‌ گرفتن اختلاف ملکی و بقایی (دو نفر از رهبران این حزب) و اعلام انشعاب خلیل ملکی و تشکیل گروه خط سوم، هرچند تا پایان وفادار به مصدق ماند، ولی وقوع این انشعاب بیانگر ضعف شدید تشکیلاتی و وجود اختلاف در نیروی تشکیل‌ دهنده جبهه ملی بود.

*مجمع مجاهدین اسلام به رهبری  کاشانی، قدرتمندترین عضو ائتلافی و دارای بیشترین نفوذ در بین توده مردم، در بزنگاهها به‌خوبی از این نفوذ استفاده می‌کرد و در کسوت یک روحانی، در مجالس و منابر بسادگی مردم را برای قیام تهییج میکرد و خروج آن در پی ائتلاف با جبهه ملی این حربه را از دست سیاسیون وقت خارج کرد.

 بنابراین با افول جبهه ملی در پی خروج کاشانی و حزب زحمتکشان فاجعه به وقوع پیوست که به این مهم کمتر پرداخته شده. برای آگاهی نسل جوان هوشیار و برومند از گوشه‌های ناگفته تاریخ معاصر کشورمان لازم می‌بیند  یادآور شود:احزاب ایران، ملت ایران و مجاهدین اسلام در بیانیه رسمی آغاز به‌کار خود، تلاش برای ملی‌شدن صنعت نفت را جزء اهداف خود قرار دادند ، ضمنا اعضای فعال جبهه ملی، دکتر مصدق را که از سال ١٣٢٣ در مخالفت با بحث واگذاری نفت شمال به شوروی نقش فعالی داشت - به‌عنوان رهبر منصوب می‌کنند.

شادروان مصدق بنیان گذار مبارزه با استعمار و استبداد در منطقه و نهضت کشورهای غیر متعهد در دفاعیات خود در بیداد گاه می‌گوید: «من یک گناه بیشتر نکرده‌ام و آن این است که تسلیم تمایلات خارجی نشده و دست آنان را از منابع ملی کشورم کوتاه کردم و در تمام مدت زمامداری از لحاظ سیاست خارجی و داخلی یک هدف داشتم و آن این بود که ملت بر مقدرات خود مسلط گردد و هیچ عاملی در سرنوشت مملکت جز اراد‌ه ملت دخالت نکند ،امیدوارم تمامی طبقات و آحاد، افراد از پیر و جوان، در هر مسلک، مذهب و دین و در هر شغل و مقامی این معنا را به‌خوبی درک کنند.

**و بالاخره بخوانید نظر جوانان امروزحاضر در صحنه را که اغلب متشکل از نسل دهه هفتادی ببعد میباشند :

«شادروان  بازرگان، نهضت آزادی و یارانش را میتوان از اصلی‌ترین دلایل سیاهی‌های این روزها دانست، کسانیکه عامدانه و آگاهانه ایران را بسمت جهل، سیاهی و ویرانی هل دادند و  ایران‌دوستان  را  سرکوب  و از میان برداشتند ، با قاطیت میتوان گفت مراجع ومتشرعین به تنهایی توانایی ورود به عرصهٔ سیاست و جامعه را نداشتند وبه اصطلاح  روشنفکران آن دوره بودند که پای اسلام و حکومت ایدئولوژیک را در عرصهٔ سیاسی، فرهنگی ،اقتصادی و اجتماعی در این کشور را باز کرده و به آن رسمیت بخشیدند»ضیا

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

ضیاء مصباح
برگرفته از:
مطالعات و مشاهدات

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما