با نام "رشنو" که فرشته دادگستر است .
04.08.2022 - 08:53

 

آخرین بخش اپوزیسیون

 

آخرین قسمت اپوزیسیون را با نام آن پیرزن بهائی که جزئی از پیکر سرزمینی بنام ایران است آغاز می کنم . مادری ،مادر بزرگی که در روشنکوه در مقابل خانه ویران شده خود ایستاده عصا بر زمین می کوبد داوری ویاری مردم را طلب می کند.

با یاد آن جوان بابی شمع آجین شده بر چهار سوی بازار تهران آغاز می کنم که در جواب ناصرالدین شاه سوار براسب که خواهان استغفارش بود گفت:

" دستیم جام باده و دستیم زلف یار

رقصی چنین میانه میدانم آرزوست"

با نام فرهیختگان بهائی آغاز می کنم که در اوج استبداد درزیر تیغ حکومتی خون ریز دانشگاه مجازی راه اندازی کردند تا از حیات وآینده جوانان بناحق محروم شده بهائی از ادامه تحصیل حراست نمایند. به ما یاد آوری کنند تعهد ولزوم حراست ازحیات علمی وفرهنگی یک ملت را .

نهایت این نوشته را با نام زنی آزاده ،مترجم ونویسنده بنام "سپیده رشنو" آغاز میکنم که با تنی سخت رنجور وشکنجه دیده با چشمانی که هنوز سرخی ضربات مشت ولگد بر خود داشت به اجبار بر صفحه تلویزیون حکومت اسلامی ظاهر شده تا عذر خواهی کند از آزاد اندیشی خود در برابر جهالت ،در برابرحکومتیانی که بنای حکومت خود براستبداد دینی نهاده وعقب مانده ترین شکل زندگی اجتماعی را بر مردم تحمیل کرده اند.

او ظاهر شد تا شرمندگی ملتی را بنمایش بگذارد و جای مشت حکومت گران بر پای چشم تک تک ایرانیانی را نشان دهد که در یک نئشه دسته جمعی وتاریخی در مصاف نو گرائی و واپسگرائی در جبهه عقب مانده ترین تفکر قرون وسطائی ایستادند ویوغ عبودیت مردی را بگردن انداختند که جنایت کاری بود در لباس آزادی خواهی دروغین.

ملتی که بهای هر قانون ارتجاعی را به قیمت از دست دادن آزادی قدر ندانسته و نابودی دستاورد ها ئی پرداخت که با رنج سالیان هزاران ایرانی آگاه ،سخت کوش ،نوگرا و نو آور به امید ساختن جامعه ای مدرن بدست آمده بود .

مشتی نشسته بر پای چشمی که حاصل عمل کرد روشنفکران،احزاب و سازمان هائیست که دیروز چشم بر واقعیت های جامعه در حال تحول ایران بستند وقادر بدیدن چهره واقعی خمنینی نگردیدند. با حمایت از خمینی پایه های حکومت اورا تحکیم کردند وامروز بعد دیدن تمام این همه فجایع چهل ساله هنوز قادر به انتقادصریح وروشن از عملکرد خود در گذشته وتلاش برای یافتن راهی جهت یک اتحاد ملی نیستند.

اپوزیسیونی که هنوزدر چهار چوب بینش ایدئولوژیک خود قادر نیست منافع ملی یک کشور، یک ملت را ازدایره تنگ گروهی خود فراتر ببیندو در جهت یک همبستگی در راستای مبارزه با این همه افسار گسیختگی حکومتی که زندگی را چنین سخت و غیر قابل تحمل بر مردم کرده است! تلاش نماید.

شاید بخش پایانی این نوشته تنها می توانست یک پارگراف سوالی باشد .سوال این که حداقل این شهامت را داشته باشیم که اگر انتقادی بر عمل کرد حزبی وگروهی خود نداریم لااقل دلایل روش خود را درمخالفت با یک اتحاد فراگیر ملی حول مبارزه با حکومت اسلامی واستبداد فردی شخص بنام خامنه ای بیان نمائیم .

شهامت این را داشته باشیم که ضعف های فردی ،گروهی ،کمی و کیفی خود را پشت الفاظ مطنطن پنهان نسازیم در جلو صحنه حاضرشویم. کارنامه خودرا بنگریم وصادقانه برعملکرد های مثبت یا منفی خود انگشت بگذاریم .نظرروشن خود را برای شکل دادن بچنین اتحادی بیان کنیم .

هیچ کس و هیچ نشکیلاتی بری از اشتباه و بری از خطا نیست .اما راه جبران چنین خطائی آیا جز از طریق بر خورد با آن ودر پیش گرفتن راهی مخالف آن خطاست ؟راهی که ما را بیک اتحاد جمعی در برابر حکومتی سخت مستبد می کشاند؟ آیا ما قادریم دور یک میز بزرگ مجازی مانند یک انسان متعهد روشنفکر که تمام آرزویش رسیدن بیک جامعه آزاد و پایه ریزی شده برمبنای سکولاریسم ،دمکراسی و انتخابات آزاد است !بنشینیم ودر جستجوی راهی باشیم که نیروهای پراکنده مارا حول یک شعار کلیدی که همانا برکناری حکومت اسلامیست متحد سازد؟

چه هدفی بالاتر از این خواسته وجود دارد؟خواستی که تاخیر در آن عملا باعث تقویت حکومت جمهوری اسلامی ومیدان دادن به یکه تازی وویران کردن الباقی آنچه از این سرزمین بلا کشیده مانده است می باشد.

شرم آور است نگاه کردن بدون آتش گرفتن قلب بر آن پیرزن بهائی و نیادیشیدن برای قوام بخشیدن بیک مبارزه مشترک !

شرم آورست دیدن مادران تصویر بدست داد خواه وتلاش نکردن جهت مبارزه ای فراگیر برای ستاندن داد از بیداد گران !

شرم آور است دیدن "سپیده رشنو" با آن جسم در هم شکسته بر صفحه تلویزیون و تمام تلاش خود را معطوف نکردن برای ایجاد یک اتحاد بزرگ میهنی .

تلاش برای یافتن وهموار کردن راهی چنین دشوار مسلما آسان نیست !اما اگر اراده ای واقعی که منافع مردم را مهم تر از هر خواست فردی وگروهی میداند داشته باشیم مسلما قادر خواهیم بود.حداقل یک اتحاد موردی را شکل دهیم وبا تلاش خود آن را تقویت نمائیم .امر بزرگی که هراس رژیم است.

ما هیچ چیز برای شکل دادن و قوام بخشیدن به چنین اتحادی کم نداریم !هر کدام از ما بحای برداشتن علم فردیت ومنافع گروهی. کافی است با حفظ همان استقلال گروهی در زیر یک پرچم جمعی گرد آئیم. اعتبار ملی ، امکانات تشکیلاتی ،توانائی های فردی خود در عرصه های مبارزه سیاسی، اجتماعی، فرهنگی واقتصادی را درخدمت به رزمی مشترک قرار دهیم و آنرا به پیش ببریم .

جایگاه ما را نه ادعاهای ما بلکه شرکت پیگیر ما در مبارزه با جمهوری اسلامی تعین میکند.

تلاش برای برپائی تشکلی فرا گیر که به اعتبار آن فراخوان مردم برای شکل دادن بیک مبارزه گسترده ممکن می گردد.

میزان توانمندی واقعی مارا نیروی مردمی تعین می کند که در پشت سرهر فرد یا جریانی ایستاده اند.نگاه واقعی و منصفانه به این نیرووصف بندی آن ها وقبول خواسته های درستشان نخستین قدم در راستای نزدیکی جریان های اپوزیسیون بیکدیگر است.

عدم پرداختن به این نیاز جدی مبارزه عملا دادن فرصت های بیشتر جهت در هم شکستن روح یک ملت توسط سرکوبگران است.

هیچ امری بزرکترو مهم تر از تعهد اخلاقی یک فرد ویاحزب وسازمان نسبت به مردم وتلاش برای آزادی و آزاد زیستن آن ها در پناه عدالت اجتماعی نیست. هر عملی که به این خواست انسانی ختم نشود چیزی جز ایجاد خلل در مبارزه مردم معنی دیگری نمی دهد.

چه میزان زیباست شکل دادن به یک فراخوان اتحاد ملی با نام "رشنو " که دراوستا فرشته دادگستری است ودر آئین زرتشت "دشمن دزدان و راهزنان " آیا در توان ماست که در مبارزه باراهزانان جنایت پیشه تاریخی برای چنین دادگستری تلاش کنیم ؟واز بذل هیچ فداکاری دریغ نورزیم ؟ ابوالفضل محققی

تصویر

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

ایران گلوبال

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما