روح باغ
12.07.2022 - 04:59

 

نسیم بهاری در میان باغ می چرخد

طره های نازک گیسوی سپیداررا که تازه از خواب بر خاسته ببازی میگیرد.

عطر شرمگین اقاقی ها با شبنم نشسته بر تن گلهای اطلسی در هم می آمیزد.

عطری نمناک ! عطری راز آلود!

درخت سیب میوه بهشتی خودرا درعطر اغواگر باغ تعمید می دهد.

میوه دانائی !شکاک و شورش گر!

آفتاب نیزه بر تن گل شیپوری میزند.

"برخیز !در شیپور بیدار باشت بر دم !"

بکاهلی بر میخیزد.

در شیپور صبحگاهی خویش می دمد.

باغ به جنبش در می آید.

پنجره ای رو بسوی باغ گشوده می شود.

"خترک کنار پنچره می ایستد.

خاموش وحسرتناک! طره های رها شده سپیدار در باغ را به تاب نگاه می گیرد.

زیبای ترس خورده صنوبر

جامه چاک خورده خویش را مضطرب بر رخسار خود می کشد.

صدائی بر آمده از دوزخ روح معصوم باغ را به جرم زیبائی متهم می کند .

یاسای چنگیزی "حجاب وعفاف "را چون هفت گناه کبیره بر دروازه باغ می آویزد.

" گیسوی افشان شده در باغ ،

بر داشتن حجاب از چهره گل ،

شوخ چشمی نرگس ،

اغوای زیبائی ،

افسون عشق ،

زمزمه آزادی ،

رویای رویش "

باغ در چه کفر عظیمی غوطه می خورد .

جادو گر پیر با آن هجمه سهمگین اندرز گوئی ،بر این همه زیبائی نمی بخشد .

تاوان شوخ چشمی نسیم را بنفشه خواهد داد.

تیغ خون آلود منکرات بر رخسارزیبای نیلوفر خطی از خون و شقاوت ترسیم خواهد کرد.

"که می گوید زیبائی باغ ! وسوسه عاشقی ! بی رنج عقوبتی سنگین ارمغان بهار است ؟"

بهار در این سرزمین همیشه با پیراهنی چاک خورده از زخم خنجر شریعت مداران پیچیده در خون گل سرخ از راه می رسد .

اماهرگز دست آموز دستان آلوده نمی شود!

روح باغ همیشه زنده است .

دخترک دروازه باغ می گشاید!

نخستن قانون یاسای چنگیزی را زیر پا می نهد!

طره گیسو در باد رها می کند.

دندان بر میوه ممنوعه می زند .

عقوبت سخت را طاقت می آورد!

بهای آزادی چه میزان سنگین است!

شیرین نیز هم!

ابوالفضل محققی با وام گرفتن از نوشته عزیزی

 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

جمال

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما