سند پیشنهادی به کنگره نوزدهم سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
03.07.2022 - 09:54

سند پیشنهادی به کنگره نوزدهم سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)

علیه فساد و مافیاهای اقتصادی، سیاسی، امنیتی و رسانه ای؛ برای انتقال تدریجی قدرت به مزدبگیران

علیه امپریالیسم و صهیونیسم؛ برای جهانی چند قطبی و صلح آمیز

 

سازمان ما یک سازمان چپ سوسیالیستی است. هدف غایی سازمان، برپایی جامعه سوسیالیستی میباشد. ما به دموکراسی مشارکتی-اجتماعی (سوسیالیستی) باور داریم و محدود به دموکراسی لیبرال نیستیم. دموکراسی سوسیالیستی از نگاه ما یعنی مشارکت آزاد و برابر حقوق شهروندان در همه امور خود و در همه سطوح، از خانه و محله و محیط کار و آموزش و فرهنگ و هنر و ورزش گرفته تا عالیترین سطوح مدیریتی سیاسی و اقتصادی و بین المللی.

سازمان ما متکی به مشارکت داوطلبانه اعضا و حامیان خود میباشد. سازمان ما مستقل از حکومت مرکزی و هر حکومت خارجی است.

سازمان ما مدافع و مقید به فعالیت خشونت پرهیز بوده و فعالیت علنی و قانونی در کشور را حق مسلم خود دانسته و برای کسب آن مبارزه مینماید.

سازمان ما برای برقراری صلح در جهان، حفاظت از محیط زیست، همبستگی با نیروهای مترقی و حمایت از ستم دیدگان در هر کجای جهان مبارزه می کند. ما عضویت /مشارکت در همه نهادها و تشکلهای منطقه ای و بین المللی را که مدافع این ارزش ها هستند؛ مغتنم می شماریم.

 

جهان و منطقه و تاثیر آن بر روند انکشاف روندهای سیاسی در داخل کشور

در طول ۳۰ سال گذشته، پس از فروپاشی اتحاد شوروی و بلوک شرق، آمریکا ابر قدرت بلامنازع یا برتر در نظم جهانی بوده است. از اواخر دهه ۹۰ قرن بیستم، این موقعیت با قدرت گرفتن چین در عرصه های اقتصادی، علمی و فنی از طرفی، ادامه تلاش دولت-ملتها برای تعیین سرنوشت خویش که به خودآگاهی فزاینده در کشورهای متعددی در تمام قاره ها انجامیده است، همچنین پیدایش شکاف هایی  میان آمریکا و برخی متحدان اروپایی خود (از جمله در اتحادیه اروپا)، و نیز بروز ناکامی های آمریکا در سیاست خارجی خود و حملات بی فرجام یا بد فرجام به کشورهای کوچک و همه اینها بر بستر افزایش مشکلات داخلی و فاصله فقر و ثروت در درون جوامع پیشرفته سرمایه داری، بخصوص جامعه آمریکا، قطعی است که این ابر قدرت دیگر در موقعیت مسلط گذشته قرار ندارد. همزمان سر برآوردن بلوک های جدید ژئوپلیتیک و ژئو اقتصادی، در افق سیاسی جهان نمودار شده است.

از این منظر روندهای زیر قابل انتظار است:

نظم تک قطبی هر چه بیشتر در مسیر چند قطبی شدن پیش میرود.

 دورنمای کاهش قدرت سیاسی، اقتصادی، تکنولوژیک، فرهنگی آمریکا و غرب در کلیت خود، از جهت توان تاثیرگذاری بر روندهای بین المللی از طرفی و در داخل هر کشور برای جلب رضایت شهروندان، گرچه نگاههای بیشتری را در جهان به سمت آلترناتیو های منطقه ای و جهانی متوجه کرده است؛ اما آنچه مطلوب ماست نه جهانی مهار شده توسط ابرقدرتها، بلکه پیدایش و شکل گیری چنان موازنه ای است که متضمن صلح و برابر حقوقی جهانی باشد و نه تقسیم و تجدید تقسیم جهان. 

غلبه منافع سرمایه مالی، هم در عرصه ملی هر کشور و هم در سمت دهی به جهانی شدن نئولیبرالیسم، به شکافهای بیسابقه طبقاتی از سوئی و از محتوی تهی شدن دموکراسی لیبرال بانیان اولیه آن از جمله نمایندگی پارلمانی انجامیده است.

گرایش همچنان غالب در بلوک غرب بالاخص در ایالات متحده آمریکا،  گسترش تولید و تجارت صنایع نظامی و امنیتی و تأثیر گذاری آن بر ساحت سیاسی است. تلاش برای حفظ موقعیت برتر، این کشور و متحدانش  را به بزرگترین منشأ خطر برای صلح و امنیت در سراسر جهان تبدیل کرده است.

روند پیش رفته در طول بیش از ۴ دهه اخیر در داخل  بلوک های قدرت غرب و تسلط این روند بر مدل  جهانی سازی مطلوب ایشان، به تسلط بلامانع سرمایه مالی بر تمامی شاخه های اقتصادی منجر شده و هم اکنون بزرگترین سهامداران تمامی شرکتهای چند ملیتی، از صنایع نظامی تا فنی و غذایی و دارویی و ... ابر شرکتهای مالی هستند.

از ۳ خطر عمده بر ضد حیات بشر یعنی جنگ  اتمی، فاجعه محیط زیستی، و انقطاع/اختلال تکنولوژیک، منشاء و مسئولیت هر ۳ و بالاخص جنگ اتمی و فاجعه محیط زیستی، نظم حاکم بر جهان سرمایه داری است.

ما خواهان انحلال ناتو و برچیده شدن تمامی سلاحهای کشتار جمعی هستیم!

نظامیگری نه تنها جهان را با خطر جنگ روبرو میکند، بلکه سرمایه های ملی را به جای آنکه صرف بهبود زندگی مردم در زمینه خدمات عمومی مانند آموزش و بهداشت ، فرهنگ و هنر، ارتقاء سطح رفاه عمومی و تقویت زیر ساختهای اقتصادی شوند، به جیب سوداگران مرگ و تخریب میریزد.

نظام های سرمایه داری رغبت و توان رقابت مسالمت آمیز با رقبا را دیگر ندارند و این پدیده علاوه بر جنگهای مستقیم به جنگهای نیابتی در سراسر جهان دامن زده است.

 

ادامه روند پیشگفته مناطق بسیاری در جهان را دستخوش تغییراتی پر دامنه کرده است.

 

انقطاع/اختلال تکنولوژیک به طور سیستماتیک سهم عمده‌‌ای در توسعه‌ نیافتگی جنوب جهانی داشته است.

 

در منطقه خاورمیانه در ادامه حضور تاریخی استعمار و وابستگی بسیاری حکومتهای آن به استعمارگران پیشین و نو استعمارگران به سرکردگی آمریکا پس از جنگ دوم جهانی از طرفی، و تشکیل دولت اسرائیل در نوامبر ۱۹۴۸ به قیمت آوارگی فلسطینیان و غصب سرزمینهای ایشان و سپس تجاوز این کشور به همسایگان خود که تنها با حمایت یکسویه غرب و بالاخص آمریکا امکان پذیر بوده، دهه ها است که این منطقه را به کانون منازعات تبدیل کرده است. ما مخالف سرسخت صهیونیسم و رژیم آپارتاید و استعمارگر اسرائیل هستیم و از مبارزه فلسطینیان و دیگر جریانهای مقاومت در بیرون راندن اسرائیل به پشت مرزهای 1967 حمایت میکنیم!

ما بویژه بر ضرورت شرکت و تشکیل پیمانهای منطقه ای به مثابه سپری در برابر تجاوزات و فشارهای قدرت های جهانی تأکید داریم. تاکید بر همبستگی های منطقه‌ای بر اساس خود ویژگی‌ های هر محدوده‌ی جغرافیایی که به لحاظ ژئوپولیتیکی درهم‌ تنیدگی و اشتراکات قابل توجه بین ملتهای آن منطقه را برجسته میکند اهمیت زیادی دارد. این منطقه گرایی به ویژه با توجه به ضرورت همگرایی کشورهای پیرامونی و نیمه پیرامونی برای پیشبرد روندهای توسعه در جنوب جهانی حایز اهمیت مضاعفی است.

 

چهارچوب سیاست گذاری سازمان در مسائل کشور

ما معتقدیم یکدست سازی حکومت مانع از چند صدایی شدن و رشد استعدادها در راه پیشرفت کشور در عرصه های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی است. و بنا به تجربه بیش از 43 ساله ج.ا. از طرفی و در جامعه ای با چندگونگی ایران اصولأ آنرا امکان پذیر نمیدانیم.

ما مخالف انقباض سیاسی، اعمال نفوذ شورای نگهبان در امور کشورداری و از آن جمله در انتخابات ها هستیم. ما خواهان اجرای اصول ناظر بر حقوق شهروندان در قانون اساسی و مقاومت در برابر نیروی مرتجع و اقتدارگرایی هستیم که سودای حذف جمهوریت و بازگشت به حکومت اسلامی را دارد.

گروه های بزرگی از مردم ایران از فقر و فاقه و بیکاری و فاصلۀ طبقاتی دهشتناک ناشی از سیاست های نئولیبرال و ناکارآمد اقتصادی حکومت و توزیع ناعادلانۀ ثروت، بر بستر فساد سیستماتیک و رانتی اداری و اقتصادی در رنج و مشقت به سر می برند. تحریم های اقتصادی آمریکا نیز بر دامنه و شدت مشقات مردم افزوده است.

در سالهای اخیر گروه های مختلف مردم برای دستیابی به حقوق اولیه خود بارها به اعتراضات در اشکال مختلف مدنی روی آورده اند. عدم امکان تشکل یابی مانع پیشرفت مبارزات آنها می شود. با این حال کارگران، کشاورزان، زنان، کارمندان، معلمان، بازنشستگان، ... توانسته اند در موارد هر دم افزون تری حکومت و یا صاحبان سرمایه خصوصی/رانتی را به عقب نشینی وادار کنند. هم درجه تشکل پذیری و هم سطح همبستگی بین جنبش های مختلف مدنی مزد بگیران و محرومین نیز سیر صعودی و امیدوار کننده ای داشته است.

ما مخالف شدید خصوصی سازی و موافق انتقال مالکیت/مدیریت موسسات اقتصادی به شورای کارکنان همان موسسات هستیم. ما خواهان ملی کردن بانک های خصوصی و خلع ید از سرمایه مالی زالو صفت و فساد پرور در کشور میباشیم. تمامی مافیاهای اقتصادی که حاصل فساد و رانت قدرت در همه رشته ها و در همه سطوح در میهن پهناور و زر خیز ما ایران است، و همراه با آنان مافیاهای سیاسی/اداری، امنیتی و رسانه ای میباید برچیده شوند.

بدون ساختاری دموکراتیک، شفاف و پاسخگو نمیتوان با رانت و فساد مبارزه کرد. از این رو نه تنها اصلاحات اساسی در قانون انتخابات همه نهادها و ارگان های حکومتی، که زمینه سازی برای نظارت شهروندان از راه شفاف سازی روندها و تقویت رسانه های آزاد و مستقل در مرکز توجه ما قرار دارد.

ما به جنبش های اجتماعی از پایین و تأثیر آن بر تغییر پایدار توازن قوا اعتقاد داشته، عامل اصلی تحولات ساختاری سیاسی و اقتصادی و اجتماعی را همین جنبش ها میدانیم!

امروز تعداد قابل توجهی از جوانان کشور به کسب تخصص، روی آورده و در سازندگی کشور سهم گرفته اند. هم اکنون کارشناسان برجسته ای در ایران برای راه یابی جهت برون رفت کشور از بحران های فزاینده ی اقتصادی-اجتماعی کمر همت بسته اند. این تلاشها علیرغم انقباض سیاسی، فساد سیستماتیک و بوروکراسی حاکم، که موانع جدی  بر سر راه فعالیت های سازنده می آفریند، قابل مشاهد ه و رو به رشد است.

ما مخالف تبعیض و مدافع برابر حقوقی اقلیت های قومی، مذهبی و تأمین کامل حقوق زنان و تأمین حقوق کودکان هستیم.

ما مخالف سرکوب، حصر، دستگیری فعالان مدنی و سیاسی، شکنجه و اعدام هستیم.

در شرایط کنونی حفظ امنیت ملی، تمامیت ارضی کشور و حفظ منافع ملی را در وهله اول در گروی بهبود شرایط معیشتی مردم، تعدیل فاصله ی طبقاتی و حصول آزادی های دموکراتیک در کشور می دانیم. در این راه خواهان آزادی تشکل های کارگری، و دیگر اقشار و لایه های زحمتکش کشور هستیم. تقویت مبارزات مسالمت آمیز مدنی و مطالباتی مردم ایران و مخالفت با اقدامات سرکوب گرانه ی حکومت را از اهم وظایف خود می دانیم. در عین حال، از هرگونه تلاش جهت تعدیل فقر در کشور و از آن جمله تلاش برای رفع تحریم ها، دفاع می کنیم.

     ما طرف داران  خود را برای همگامی و سازماندهی مبارزات مسالمت آمیز مردم فرا می خوانیم. بر این باوریم که هر گونه تغییر ساختاری به سود زحمتکشان کشور در گروی چرخش توازن قوا به سمت اقشار و طبقات زحمتکش ایران است. لذا به دور از شعارهای غیر عملی، نیروی خود را برای اعمال قدرت این گروه از مردم ایران، از راه همراهی، آگاه گری و سازمان دهی مبارزات روزمره ی آنها صرف می کنیم.

در این راه تنها متکی به مردم ایران و جریانات خیرخواه داخل و خارج کشور هستیم و با هرگونه مداخلهٔ نیروهای بیگانه در امور سیاسی ایران مقابله و با توسل به هرگونه کمک حکومت‌ها و محافل خارجی و مشارکت در ائتلاف‌ها و آلترناتیوهای ساخته و پرداختهٔ بیگانگان قاطعانه مخالفت می‌کنیم. هرگونه گفت‌وگو با نهادهای بین‌المللی و نمایندگان دولت‌ها و احزاب و نیروهای خارجی باید علنی و شفاف باشد.

ما خواهان همکاری، ائتلاف و اتحاد با احزاب، سازمانها و نیروهای چپ و عدالتخواه از سویی و

نزدیکی، همگرایی، اتحاد عمل و ائتلاف با نیروهای "ملی"، "ملی- مذهبی" و جمهوریخواهان باورمند به دموکراسی در راستای منافع مردم و میهن (منافع ملی) و مردم سالاری در ایران هستیم.

 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

کیانوش توکلی

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما