واقعیت ها را بپذیریم و از خود انتقاد کنیم !
02.07.2022 - 09:56

چرا نمی توانیم ویا نمی خواهیم واقعیت ها را بپذیریم؟

از خود انتقاد کنیم ! قسمت دوم

این شیوه تفکر بسته و ایدولوژیک مختص خامنه ای نیست . نگاهی است که اکثریت بند شدگان در چهار چوب بسته وسکت شده گروهی به آن گرفتارند. بسته به میزان باز بودن یا محدود بودن بدنه گروه و ارتباطشان با مسائل مردم .

گاه تلاش می کنند از پوسته خود خارج شوند و جهان اطراف را همان طور که هست ببینند! سعادتی که کمتر نصیب رهبران بخصوص به قول ما آذری ها "قالن بین ها "ذهن هائی با پوسته ضخیم "می گردد.

متاسفانه یکی از ویژگی هائی که باعث چنین در جا زدنی میشود .تصور نادرست این رهبران از برجسته بودن توانائی های خویش است! توهمی که سال ها احترام وحرف شنوی افراد تشکیلات بسته و اجبارا جمع شده در خارج "بخصوص شوروی سابق" درآن ها بوجود آورده است .

گفته ونوشته های با تاریخ مصرف بسیار محدود آن ها را اعضا در مقطعی توتیای چشم ساخته و بپای همان تحلیل های چپ اندر قیچی جان باخته اند .

من هر گز تبختر رهبرانی را که با غرور از بردن ترسناک نوشته هایشان توسط اعضا از مرز افغانستان به ایران که گوئی قند پارسی است که به بنگاله می رودسخن می گفتند فراموش نمی کنم!

چرک نویس های حاصل هیچ تفکر عمیق! که ببهای جان اعضای ساده وصدیق سازمان از مرز افغانستان به ایران حمل می شد.

اعضای شناخته شده ای که دستگیریشان معادل اعدام بود!درد می کشم وقتی فکر می کنم کدام نیروئی برتر از تعهد به جان یک انسان! بجان یک پدر خانواده چند نفری! پرده بر چشم یک رهبر سازمانی و ما کادر ها واعضای سازمان می کشیدکه نوشته آن هارا مهم تر از جان یک انسان بدانیم ؟

رنج می برم.من امروز این شیوه را مصداق بقربانگاه فرستادن اعضای یک سازمان می دانم که که رهبرانشان نظرات خود را مهم تر از جان اعضای سازمان خود می دانستند.

نظری که اشاعه افکار خود را ارجح تر از جان آدم ها ارزیابی می کرد ! نتیجه ارزیابی خود را بسیار فراتر وتاثیر گذار تر از قربانی شدن چند نفر می دانست .از ویژگی های رهبران توتالیتر بی پاسخ گو . تفکر و عملکردی است که می تواند بی هیچگونه درد در جان وچالش وجدان انسان ها را بپای نطریات بشدت خام خود قربانی نماید .

لاقل امروز وقتی افعال گذشته وحال سازمانی که به آن تعلق داشتم را بررسی می کنم بخود می لرزم وشرمنده می شوم که چرا آن روز ندیدم؟!

به نقد می نشینم باز می رسم به همان درد منجمد شدن در سکت ایدولوژی وگروهی خود که مانع از دیدن بسیار واقعیت ها ی روش می گردید. هزار لعنت بخود می فرستم که چگونه پرده ضخیم باور ایدولوژیک مانع از دیدن این گونه عمل کرد های نادرست می شد !

"امروز بجرئت می نویسم "چرت پرت" سرهم بندی شده پیرامون تغیر وتحولات شوروی و مسائل نظیر این" جان یک انسان را در خطر صد در صد قرار میداد تا تشکیلات داخل در جریان تحول فکری رهبران خارج قرار گیرند .کشمکش درون گروهی یار ویار کشی رهبران ، تحت نام مبارزه ایدولوژیک که تمام وقت وانرژی بخشی از یک نسل را گرفت وخاکستر کرد .

نوشتم که بگویم هنوز این کشمکش بصورتی دیگر با محتوی بکسان جریان دارد.

هنوز جدال بخاطر مفاهیم انتزاعی از تن "بزرگترین سازمان چپ دیروز ایران فدائیان" خارج نگردیده وخود را در برخورد از بالای رهبران باقی مانده از این گروه نشان می دهد. رهبرانی که بی مهابا تیغ می کشند!اتهام می زنند، متهم میکنند! هر حرکت واتحادی را منوط به تحلیل های تاریخی و بر داشت های ذهنی خود می نمایند.

پسر بجرم عملکرد واشتباهات پدر محکوم می کنند. گفته های اورا تبلیغاتی ارزیابی میکنند که واقعی نیست واز دل او بر نمی خیزد .بلکه این برداشتی که ساخته ذهن ما می باشد واقعی است !ما بهتر از او میدانبم که او چه می گوید ودر پس ذهن او چیست !بی آن که خود کوچکترین نقص و اشتباهاتی که ببهای جان انسان ها تمام شد ه را مورد نقد قرار دهند ونتیجه گیری کنند.دست مایه ای بسیار حقیر بیادگار مانده از فرهنگی که روزی دکتر قاسملو را حقوق بگیر سیا می دانست .بختیار را نوکر بی اختیار می خواند ودر حذف مخالفان خود از هیچ گونه اتهام زنی ابائی نداشت !تا مانع از شکل گیری یک اتحاد ملی که دلخواه او ومعیار های او در مبارزه با حکومت اسلامی نیست گردد.. نگاهی که هنوز بر افروختگیش نسبت به دوران شاه بیشتر از بر افرختگی او نسبت به این همه فجایع و جنایت های خمینی و بازماندگان اوست .

می نویسم تا نشان دهم تفکر گروهی ایدولوژیک چه بلائی بر سر اندیشه آزاد انسان می آورد!

گاه فکر می کنم ایدئولوژی های سکت وبسته در دست رهبران ، با خود گونه ای از خود شیفتگی ونارسیسم را همراه دارد. . چیزی شبیه "آئینه دوریان گری" و یا آئینه داستان "سفید برفی" که همیشه تصویری شاداب ،زیبا ودرست از آنها بدون آن که منعکس کننده تصویر واقعی آن ها باشد ارائه میدهد ومانع از دیدن تصویر پیر شده ودر هم شکسته آنها می گردد.

هنوز خامنه ای گرفتار آئینه ترک خورده ای است که او را درسیمای انقلابی همه چیز دان با همان سیمای سال های جوانی نشان می دهد.

رهبران مجاهدین با آئینه ایکه از زمان انقلاب ایدلوؤژیک بدست مسعود ومریم رجوی داده شده هنوز خود را رهبران بلامنازع مردم می دانند وقادر به درک انعکاس منفی سیمای ایدولوژیک مذهبی "شتر ،گاو، پلنگی " خود در جامعه ایران نیستند .

جامعه ای جوان وعاصی از حکومت مذهبی که بیشترین چالش را با مذهب ونرخ دور شدن از مذهب را دارد.مبارزه با حجاب اجباری ،برداشتن روسری از سر "چهارشنبه های سفید" برسر چوب گرفتن روسری که به مبارزه وچالش عظیم زنان با حکومت بدل گردیده است.

مریم رجوی وزنانی که سال ها رفتن در جلدزنان سریاز از آن ها تصویری خش ودر هم شکسته ساخته است هنوز فکر می کنند الگوی جوان ایرانی هستند .جریان سیاسی که رابطه زن ومرد را تابو کرده "سخت تر از حکومت اسلامی" زنان را در اوج جوانی از همسران جدا کرده است .قادر نیست ابعاد ازدواج سفید ومیزان رابطه جنسی دختران وپسران ایرانی را حتی در سطح حکومت اسلامی درک کند.

چنین نگاهی به جامعه امروز ایران مسلما قادر به درک نسل جدید وجدید تر ایران نیست. نسل پرورش یافته با تلویزیون وماهواره های آنطرف آب تلویزیون "من تو" ومهم تر پرورش یافته گان دیجیتالی که روحشان هم از تاریخ فذائی ومجاهد بی خبر است.

نسلی که مطلقا آرمان خواه نیست وبرایش تقدیس تاریخ مبارزه مسلحانه ،خود کشی با سیانور قابل درک نیست. نسلی واقع بین حداقل نسبت به حان خود که هرگز حاضر نیست یا اصلا درک نمی کند چرا باید با تصمیم غلط افرادی بنام رهبر به قلتلگاهی بنام فروغ جاودان برود..... ادامه دارد

ابوالفضل محققی

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

کیانوش توکلی

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما

دیدگاه‌ها

نظرات رسیده
نظرات رسیده

دوست گرامی حرف دل من را می‌زنی

تا انسان خودش را از چارچوب ایدولوژی نهراند و نتواند آزاد فکر باشد در این دایره بسته ایدولوژی باقی خواهد ماند و فکر می‌کند ایدولوژی او مانند کتاب مقدسی پاسخ همه مشکلات را دارد.

باید کارزار آزاد فکری راه انداخت و در این مورد بیشتر نوشت

ش., 02.07.2022 - 22:51 پیوند ثابت