پاسخ به مقاله اسماعیل نوری علا

این اشتباه بزرگی بود که شما هم اشاره کردید در این چهار سال اپوزیسیون خارج کشور،بی تفاوت و نظاره گر بود.اتفاقا الان فرصت مناسبی ست که ما باید آماده باشیم برای هر احتمالی از جمله شورش و نا آرامی هایی که ممکن است حتی قبل از انتخابات به وجود بیاید.
ما به عنوان مخالفین جمهوری اسلامی باید تحریم فعال انتخابات را باید با قاطعیت موضع گیری و اعلام نماییم.با وجود اینکه ممکن است مردم ایران عمل متفاوتی انجام دهند که البته...

-قسمتی از آخرین مقاله اسماعیل نوری علا :{ چهار سال مهلت کمی نيست، مهلتی که با صدور فرمان ملتی جوان و سبز و رزمنده آغاز شده بود: «ما که در زير آسمان بلند کشورمان اسير تير و شلاق و قپان و شکنجه ايم از شما نشستگان بر ساحل امن خارج کشور توقع داريم که بجای ما به سخن و حرکت درآئيد و قصهء پر غصهء زندگی عسرت بارمان را برای جهانيان بازگو کنيد و به ما نيز اين اعتماد و جرأت را بازگردانيد که پشت مان را خالی نخواهيد کرد »
-اکنون انتخابات 92 هم ديگر چندان دور نيست و اپوزيسيون حکومت اسلامی، متأسفانه، يک سانتيمتر هم از آنجا که چهار سال پيش بود بجلو نخزيده است. صحنه همچنان برای جولان حکومت و برگزاری انتخاباتی به دلخواه اش آماده است بی آنکه عاملی با نام «خارج کشور» بتواند در آن تأثيری بگذارد. می خواهم بگويم که ديگر مرا اميدی به دوران پيش از برگزاری انتخابات نيست.. در اين ميان، «داستان شکست ما» در راستای «آلترناتيوسازی ِ بهنگام و پيش از فرا رسيدن موعد انتخابات» می تواند برای نسل جوان تر درس های مهمی را با خود داشته باشد. ما به جنبش سبز پاسخی درخور نداديم و در آزمايش تاريخ رفوزه شديم.}

دکتر نوری علا عزیز در مقاله ای که چند روز پیش با عنوان « چند و چون چهار سال به هدر رفته» نوشتید،به نکاتی اشاره نمودید که زدید که حرف های دل من و هم نسلان من بود و باعث شد این مطلب را در پاسخ به مقاله شما بنویسم.چقدر زیبا نسل خود را نقد کردید و هر نقدی ،شروع اصلاح و پیش گرفتن روشی صحیح است.شما حرف هایی زدید که من در نشست کلن(به مناسبت سالگرد سازمان ایرانیان سکولار دمکرات-7 آوریل 2013) به آن اشاره نمودم.من در این 4 سال ،تقریبا سه سال آن را داخل میهن بودم و از روزهای اول بارها با مقالات و فایل های ویدیویی (که روی اینترنت هنوز موجود است)فریاد زدم : «اپوزیسیون خارج کشور مدیریت و رهبری جنبش را در  دست بگیرید این به اصلاطلاح رهبران نمی توانند از خطوط قرمز عبور نمایند».اما اپوزیسیون فقط نظاره گرد!ولی  ماهی را هروقت از آب بگیری تازه ست.

عدم تاثیر گذاری اپوزیسیون برای انتخابات
این اشتباه بزرگی بود که شما هم اشاره کردید در این چهار سال اپوزیسیون خارج کشور،بی تفاوت و نظاره گر بود.اتفاقا الان فرصت مناسبی ست که ما باید آماده باشیم برای هر احتمالی از جمله شورش و نا آرامی هایی که ممکن است حتی قبل از انتخابات به وجود بیاید.
ما به عنوان مخالفین جمهوری اسلامی  باید تحریم فعال انتخابات را باید با قاطعیت موضع گیری و اعلام نماییم.با وجود اینکه ممکن است مردم ایران عمل متفاوتی انجام دهند که البته اگر وفاق همه گیر بین نیروها برانداز برای تحریم انتخابات و کنارهم قرار گرفتن آنها ولو در نشست های کوچک وجود داشته باشد و یک صدا همه تحریم فعال را فریاد بزینم و امیدی برای همبستگی نیروها برای عبور از جمهوری اسلامی به آنها بدهیم مطمئن باشید آنها هوشیارانه با تحریم فعال به رژیم ضربه خواهند زد.اما اگر بخواهیم همانند 4 سال پیش بی تفاوت و نظاره گر باشیم و هیچ امید به مردم ندهیم ،مسلما" چاره جز تغییر اندکی از درون نمی ببیند و این دقیقا خواست رژیم تهران برای به پای صندوق کشیدن مردم است.

- قسمتی از آخرین مقاله اسماعیل نوری علا:من احساس می کنم که در فردای انتخابات روزگار تازه ای برای انديشه های سکولار دموکراسی آغاز می شود که در آن از عنصر مخرب اصلاح طلبی خبری نيست؛ چرا که آنها به «مشروطه»ی خود رسيده اند و حتی جرأت دم زدن از خواستاری انتخابات آزاد را هم نخواهند داشت.

دکتر نور علا ،در گفتگویی که قبل ازنشست کلن با هم داشتیم یک جمله را عنوان نمودید که بسیار به دل من نشست.آن جمله این بود «شما جوان ها باید سکان مبارزه را به دست خود بگیرید از ما دیگر گذشت».بعد از دیدن سخنان بنده حقیر و جواد موسوی(جوانی که به تازگی ازایران بیرون آمده است)در نشست کلن (7 آوریل 2013)دوباره آن جمله را تکرار نمودید.بسیار جالب است که در نشست کلن دکتر محمود مرادخانی،دکتر تقی زاده،آقای نجم،دکتر آبار و آقای ذاکری که از سخنرانان نشست بودند نیز به این مسئله تاکید نمودند که باید به نسل جوان بها داد و میدان را به دست انها سپرد.

به راستی که یکی از رکن های  اصلی موفقیت اپوزیسیون چیزی نیست جز «جوان گرایی » و البته با پشتیبانی و تجربه نیروها و شخصیت های سنتی نسل گذشته .
اما چرا می گوییم جوان گرایی :
به شرفم سوگند که در طی سال های گذشته که با مبارزین و یارانی که در داخل ایران از هم نسلان خود فعالیت و همکاری داشتم هیچ گاه پرسش نکرده ام که طرفدار پادشاهی یا جمهوری هستی؟و طرف مقابل نیز چنین پرسشی نکرده است.وقتی صحبت از نسل فردایی(نسل جوان) می کنم یعنی نسلی که 28 مرداد و بهمن 57 را به تاریخ سپرده و از اشتباهات پدران خود درس گرفته است.یعنی نسلی که هم رضا شاه،مصدق،محمدرضا شاه و دکتر بختیار را با همه اشتباهات و خدماتی که هر کدام به سهم خود داشتند ،دوست می دارد.نسلی که به فردا می اندیشد و در عصر پس از جمهوری اسلامی سیر می کند نه قبل از جمهوری اسلامی و در 70 سال پیش!نسلی که منیت ،خودمحوری و خودخواهی،مطرح کردن خود و گروهش را ندارد.و اولویت اولش ایران و رفتن این رژیمی است که بهترین دوران زندگی یک انسان یعنی  جوانی او را به فنا داده است.
نسلی که پدران خود را که این رژیم را اورده اند بخشیده و حاضر است برای اشتباهی که نسل گذشته کرد و جوانیش را به تباهی کشاند،هزینه بپردازد و با کمک آنها این ننگ را از تاریخ میهن پاک نماید.نسلی که انرژی بالایی دارد،بر خلاف پدران خود( در جوانی)آگاه است و عکس هیچ کس را در ماه نمی بیند و به راحتی فریب حرف های شعار گونه را نمی خورد.آشنا به تکنولوژی روز و اینترنت است.

اجازه بدهید این نسل بیاید.به او میدان بدهید،پشتیبانی و راهنماییش نمایید تا نتنها خود را به اثبات برساند ،بلکه این قایق 34 ساله  سرگردان  که -اکثریتش را همین جوان ها تشکیل می دهند - را به ساحلی امن برساند.تجربه نشست کلن که تحت شعاع این جوانان نسل فردایی قرار گرفت و عکس العمل های سایت های رژیم و استقبال همرزمان در داخل و خارج را به همراه داشت ،گواهی سخنان بالای اینجانب است.

من نیز با شما موافقم که در فردا انتخابات(انتصابات) افق تازه ای در اپوزیسیون پدیدار خواهد شد و ما باید با قاطعیت مرز بین براندازان و جا اندازان (اصلاح طلب)را مشخص نماییم و دیگر بهانه ای هم مثل "انتخابات آزاد" وجود ندارد.اما باید فراموش نکنیم که ما همیشه واکنش گر بودیم تا کنشگر و عمل گرا.باید از امروز برای فردای انتخابات در فکر چاره و طرحی تازه ،به درو از اشتباهات گذشته و با شجاعت و بدون تعارف فقط و فقط در راستای براندازی رژیم گام بردایم.این گام در نشست 7 آوریل کلن برداشته شد و باید این هدف را قدرت و نیروی  جوانی و تجربه نسل گذشته به پیش ببریم.من بسیار امیدوارم و پیروزی را نزدیک می بینم به شرطی فاکتورهای لازم را مد نظر قرار دهیم.

مقاله دکتر نوری علا :چند و چون چهار سال به هدر رفته

http://www.newsecularism.com/2013/04/12.Friday/041213.Esmail-Nooriala-Four-wasted-yeras.htm

 

سخنرانی آرمان چاروستایی در نشست کلن :

http://youtu.be/ryYbSi5chTM

ایمیل نویسنده: 
انتشار از: