نگاهی به حکومت های عرب، کرد، لر، ترک، گیلک وفارس از صفویه تا پهلوی

این مقاله، بخش اول سخنرانی ام در پالتاک سایت "آذرتالک" است که روز یکشنبه 17 /3/2013 انجام شد. عنوان سخنرانی این بود: "آیا ایران به سوی تجزیه می رود". من در این بخش، تعریفی از ایران تاریخی از دوره صفویه تا عصر پهلوی ارایه داده و کوشیده ام با استناد به منابع تاریخی و پزوهشی ثابت کنم که ایران دارای گروه های قومی واتنیکی گوناگون بوده است که دارای حکومت های خاص خود بوده اند که عرب ها، کردها، لرها، گیلک ها و آزربایجانی ها از آن جمله اند. این بخش از سخنرانی با قدری اضافات منتشر می شود.

آشنایی یا تعریف تاریخی ایران

 در اینجا تعرف تاریخی ایران برای ما مهم است واین سخنرانی می تواند در آمدی برای کنکاش در باره تاریخ حکومت های خلق های مختلف ساکن ایران باشد. باید تاکید کنم که در این سرزمین، امپراتوری های چندی فرمان رانده اند، و کشوری که اکنون ایران نام دارد باز مانده آن امپراتوری هاست که در طول تاریخ ممالک و خلق هایی به آن پیوسته یا از آن جدا شده اند. 

ازدوران امپراتوری صفویه تا امپراتوری زندیه، کشوری که اکنون ایران نام دارد از چهار مملکت تشکیل می شده است: کردستان، لرستان، عربستان (خوزستان کنونی) وگرجستان. در اوایل دوره قاجار، مملکت گرجستان از این امپراتوری جدا شد وممالک محروسه ایران شامل شش مملکت شد: مملکت عربستان ، مملکت لرستان، مملکت کردستان، مملکت آزربایجان، مملکت گیلان و مملکت خراسان. بقیه جاها هم یا ایالت بودند یا ولایت.

در اینجا به کتابی استناد می کنم که "رُستَم‌التَواریخ" نام دارد. نام   نویسنده این کتاب شخصی است به نام محمد هاشم آصف معروف به "رستم‌الحکما". وی به بازگویی رویدادهای سال های پایانی امپراتوری صفویه تا زمان زندگی خود یعنی دوره فتحعلی شاه قاجار می پردازد. "رستم التواریخ" فصلی دارد به نام "اسامی والیان اربعه وبیگلربیگیان و حکام با جاه و جلال و عظمت آن زمان" والبته منظور زمان کریم خان زند است. او در آن جا می گوید: "بر اولوالالباب معلوم باد که در آن زمان عالیجاه خسروخان والی کردستان، وعالیجاه اسماعیل خان فیلی والی لرستان، و عالیجاه شیخ عبدالله چعبی والی عربستان، وعالیجاه ارگلی خان والی گرجستان بوده. (ص 351 نشر شرکت سهامی کتاب های جیبی)

این چهار مملکت حتی از اصفهان هم مهمتر بودند چون اصفهان در آن هنگام ولایت بوده نه مملکت، و والی نداشته بلکه بیگلر بیگی داشته که رتبه اش از والی کمتر بوده است.

رستم الحکما در همان صفحه ودر ادامه می گوید: " در اول دولت والا جاه کریم خان وکیل الدوله جم اقتدار در دار السلطنه اصفاهان، عالیجاه سلاله السادات، میرزا عبدالوهاب حاکم وبیگلر بیگی بوده".

نیز این کتاب فصلی دارد با عنوان " صورت جمع بستن مالیات حسابی، دیوانی ممالک ایران". واین ممالک همان چهار مملکتی است که به انها اشاره کردم.

"رُهر بُرن" ایران شناس آلمانی در کتاب "نظام ایالات در دوره صفویه" که توسط کیکاووس جهانداری ترجمه و توسط "بنگاه ترجمه و نشر کتاب" منتشرشده، فصلی دارد به نام "درباره والیان". عنوان بخش اول این فصل چنین است: " حکومت های باجگزار دولت صفوی".

در اینجا والیان معمولا به حاکمان چهار مملکت یاد شده اطلاق می شد اما رُهر بُرن مفهوم والیان را گسترش می دهد. او در کتاب یاد شده می نویسد: "در چهار ایالت برجسته تر والی نشین یعنی گرجستان، عربستان، کردستان و لرستان، امرای محلی تقریبا در تمام دوره حکومت صفوی توانستند برقرار بمانند. مآخذ فارسی تنها فرمانروایان این چهار ایالت را والی می نامند نه دیگران را، ولی ما در اینجا برای سهولت امر حدود استعمال این لقب را تعمیم داده ایم. تاریخ این چهار ایالت و به  علاوه تاریخ سیستان در فصل زیر به صورت جداگانه مورد تحقیق قرار گرفته است."

شاهان صفویه همواره از مردمان محلی برای اداره حکومت های پیرامون استفاده می کردند یا در واقع نمی توانستند کاری جز این بکنند چون اینها به خودی خود و برای خود "حکومت هایی " بودند که رُهر بُرن از آنها با عنوان " حکومت های باجگزار دولت صفوی" نام می برد.

رُهر بُرن می نویسد: " اگر از خود بپرسیم که چرا صفویه نیز مانند سلسله های پیش از خودشان از وجود بعضی خاندان های محلی برای اداره برخی ایالات استفاده می کردند، می بینیم که برای دادن جواب صحیح باید ملاحظات خاصی را مورد توجه قرار دهیم مثلا: در دسترس و سهل الوصول نبودن (مازندران، گیلان) یا مقتضیات اقلیمی (مازندران، گیلان، مکران) یک ناحیه، ناهمسانی مذهبی، زبانی یا فرهنگی (گرجستان، عربستان وغیره) یا طرز زندگی شبانی اهالی (کردستان، لرستان و غیره) یک ایالت. مسلم است که همه این مناطق جزء نقاط مرکزی مملکت بوده اند. در نتیجه مثلا ایالات والی نشین واقع در جنوب و مغرب گاه موقتا در حکم دولت های کوچک حائل و حریم بین حکومت های صفوی و عثمانی بوده اند." (همان، صص 110 – 111)

رُهر بُرن در پانویس همان صفحه 111 می نویسد:" در مرز آذربایجان و دولت عثمانی نیز چند تن از امرای تقریبا مستقل کرد مستقر بودند".

در سال 1436 میلادی (قرن نهم هجری) محمد بن فلاح مشعشعی مملکت عربستان را در جنوب غرب ایران، شرق عراق وشرق شبه جزیره حجاز تشکیل داد.

بر خلاف ادعاهای احمد کسروی در تاریخ پانصد ساله خوزستان، رُهر بُرن در کتاب نظام ایالات در دوره صفویه می گوید که پس از شکست  مشعشعیان در برابر شاه اسماعیل صفوی در 1509 وتصرف حویزه پایتخت مملکت عربستان، فقط دو شهر دزفول و شوشتر را از دست دادند ونه همه مملکت عربستان را. والبته در اواخر این قرن، امیر مبارک بن عبدالمطلب مشعشعی (1588 – 1616) توانست بار دیگر این دو شهر را پس بگیرد و سلطه مستقل خودرا بر همه مملکت عربستان بگستراند.

رُهر بُرن در کتاب خود با استناد به کتب تاریخی فارسی آن دوره می نویسد" در اهواز نیز لا اقل در نیمه دوم قرن هفدهم مسیحی که برابر است با یازدهم هجری به حکام مستقلی بر می خوریم". (همان صص 118 – 119). ناصر خسرو نیز در سفرنامه اش از "ملک اهواز" سخن به میان آورده است. 

بی شرفی فرهنگی

در اینجا لازم می دانم به یک پدیده زشت غیر علمی اشاره کنم. کیکاووس جهانداری مترجم کتاب "نظام ایالات در دوره صفویه" در "فهرست اعلام جغرافیایی" در پایان کتاب یاد شده، ذکر کرده که می توان واژه "عربستان" را در صفحات 2، 14، 15، 110، 112، 118، 119، 128، 130، 138، 139 پیدا کرد. اما وقتی به این صفحات مراجعه می کنید به جای آن، واژه "خوزستان" را می بینید. یعنی کیکاووس جهانداری بعد از دزدی و تقلب، فراموش کرده آثار تقلب را پاک کند. شاید هم نمی توانست نام "عربستان" را از فهرست اعلام جغرافیایی بردارد چون  خود  پژوهشگر یعنی رُهر بُرن نام صحیح و تاریخی این مملکت یعنی "عربستان" را ذکر کرده و وجدان علمی خودرا زیر پا ننهاده است اما مترجم ایرانی، صداقت علمی را فدای احساسات ناسیونالیستی و ضد  عربی خود کرده است. نمی دانم جز "بی شرفی فرهنگی" چه نامی می توان روی این کار مترجم گذاشت؟

البته این "بی شرفی فرهنگی" مسبوق به سابقه است. در سال 1341 ش وقتی محمد دبیر سیاقی کتاب "سفرنامه عربستان" حاج عبدالغفار نجم الملک را منتشر کرد مرتکب چنین عمل وقیحی شد. او این سفرنامه را با عنوان "سفرنامه خوزستان" چاپ و منتشر نمود. دبیر سیاقی در مقدمه کتاب چنین می نویسد: " باز پسین سخن گفتنی آن که کلمه عربستان را که نام  اصطلاحی زمان بوده است، در این کتاب همه جا به خوزستان گردانیدم تا به  آن سرزمین با نام حقیقی اشارت شده باشد." (صفحه هفت کتاب، موسسه مطبوعاتی علمی). این شخص، خود سرانه و بر خلاف میل نویسنده درگذشته، یعنی نجم الملک، نام کتاب او را تغییر داده است. احتمالا روح آن مرحوم هم اکنون از این تقلب و بی شرفی فرهنگی دبیر سیاقی در رنج است. ومی دانیم که کتاب سفرنامه حاج نجم  الملک غفاری حاصل ماموریت دیدار او از مملکت عربستان (خوزستان کنونی) بوده است  که به دستور ناصر الدین شاه انجام گرفت.  

مشاهده می شود که برای عرب زدایی در ایران نه تنها رژیم های پهلوی و جمهوری اسلامی از هیچ  کوششی فروگذار نکرده اند بلکه استادان و مترجمان ونویسندگان ریش و سبیل دار عرب ستیز  نیز به این وظیفه زشت پرداخته اند.

پنج قرن استقلال وشبه استقلال عربستان   

جان گوردون لوریمر در کتاب خود به نام "فرهنگ خلیج، عُمان و شبه جزیره عرب" – که یکی از منابع مهم تاریخی و جغرافیایی است در باره یکی از مقتدرترین حاکمان عرب اهوازی به نام شیخ سلمان کعبی چنین می گوید:

" دوران فرمانروایی سلمان از 1735 تا 1766 به طول انجامید...سلمان با استفاده از نزاع میان مقامات ایرانی و ترک توانست استقلال خودرا حفظ کند و به این ترتیب پس از مدت کوتاهی رهبر بلا منازع منطقه ای شود که امروز به فلاحیه و محمره معروف است و دامنه نفوذش تا اهواز، جراحی و حتی هندیان امتداد داشت". لذا می بینیم که منطقه عرب نشین جنوب و غرب ایران طی پانصد سال دارای حاکمیت مستقل یا شبه مستقل عربی بوده. از مشعشعیان تا کعبیان. تا این که در 1925 رضا شاه آخرین حاکم عرب یعنی شیخ خزعل را برانداخت و ملت عرب به بردگی و اسارت درآمد.

در واقع رقابت حاکمان عربستان از رقابت میان ایران و عثمانی به سود خودشان بهره می گرفتند.

ممالک محروسه دوران قاجار  

در اوایل دوره قاجار، مملکت گرجستان از امپراتوری قاجار جدا شد و از آن پس این امپراتوری دارای شش مملکت شد: مملکت عربستان، مملکت لرستان، مملکت کردستان، مملکت آزربایجان، مملکت گیلان و مملکت خراسان. به اینها ایالات وولایات دیگر هم افزوده می شوند.

همان گونه که می بینیم این شش مملکت دارای ویژگی های اتنیکی، زبانی و فرهنگی متمایز و متفاوت بوده اند. در مملکت عربستان عرب ها، در مملکت لرستان لرها، در مملکت کردستان کردها، در مملکت آزربایجان ترک ها، در مملکت گیلان گیلک ها و در مملکت خراسان، فارس ها می زیستند. فراموش نکنیم که جنبش جنگل به رهبری میرزا کوچک خان جنگلی بر اساس این میراث تاریخی، خواستار خود مختاری مملکت گیلان ورسمی شدن زبان گیلکی در این ایالت خود مختار بود.  

 تا هنگام انقلاب مشروطیت این تقسیم بندی جغرافیایی وجود داشت. فرآیند ملت شدن – اما - از نیمه قرن نوزدهم با اندیشه ها و نوشته های جلال الدین میرزای قاجار، میرزا فتح علی آخوند زاده، میرزا آقاخان کرمانی، میرزای نایینی و دیگران آغاز شد و در انقلاب مشروطیت تثبیت شد. ما بازتاب این امر را در ماده " انجمن های ایالتی و ولایتی" و ذکر ایران به عنوان "ممالک محروسه" در قانون  اساسی مشروطیت می بینیم. متفکران یکی از ملل ششگانه ایران کوشیدند تعرف تک بعدی و نه پلورال از جامعه جدید ایران ارایه دهند. ابتدا کوشیدند عرب ها را – که در جنوب غرب ایران حکومت می کردند و مملکت خودرا داشتند از صحنه خارج کنند. آنان زیر لوای "ملت ایران" پنهان شدند و توانستند دستاوردهای آن انقلاب را – که همه خلق ها  و به ویژه ترک ها در آن مشارکت فعال داشتند – از آن یکی از ملل ایران سازند. زبان و مذهب خویش را رسمی اعلام کردند و پس از سوار شدن بر خر مراد وبرای از کار انداختن تنها ماده ویژه ملیت های غیر فارس در قانون اساسی، رضا شاه را سر کار آوردند. ترک ستیزی و ترک زدایی به سیاست های عرب ستیزی و عرب زدایی افزوده شد. وبرخلاف نص صریح قانون اساسی مشروطیت، حکومت عرب ها در عربستان ایران را برانداختند و نام عربستان را حذف و خوزستان را جایگزین آن کردند. ممالک محروسه ایران به کشور شاهنشاهی ایران بدل شد. در واقع سر برآوردن جنبش آزربایجان و کردستان در اواسط دهه چهل میلادی واکنشی در برابرسیاست های نابود ساز ملیت های غیر فارس بود. رضا خان و نظریه پردازان ونویسندگان و شاعران یکی از ملل ششگانه برای آسیمیلاسیون ویکسان سازی زبانی و فرهنگی جامعه چند ملیتی ایران از هیچ کوششی فروگذار نکردند. شعارآنان "ایران یک کشور یک نژاد و یک زبان" بود. تعمیم من  از این روست که در میان اینان هم هواداران رضا شاه چون فروغی و محمود افشار وپور داوود و کسروی بودند و هم مخالفان  رضا شاه نظیر صادق هدایت وتقی ارانی.   

وجود این حکومت ها و مملکت ها که خلق هایشان هم اکنون فاقد آن حاکمیت پیشین تاریخی هستند در واقع می تواند پاسخ به کسانی چون داریوش همایون و هواداران او باشد که ادعا می کنند برای برپایی نظام فدرال در هر کشور نیاز به حکومت های محلی است. 

 

دیدگاه‌ها

تصویر یک احوازی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
کردستان-لرستان-بلوچستان ....اما وقتی بگوییم عربستان همه موضع میگیرند چرا؟دلیلش برای ما عربها مثل روز روشن است اما برای اندسته از عزیزانی که نمی دانند :موقعیت استراتیژیکی عربستان -ثروت نفت-کشاورزی و......از عربستان غول می سازد واین برای این قوم خودخواه و متکبرفارس غیر قابل تصور است .قومی که به تاریخ موهومش مغروروسرش بدجوری باد کرده دراین راه ازهر طریقی که بتواند ملل غیر فارس را به باد تمسخروفحش وناسزا میگیردخصوصا عربها را که چشم دیدنشان را ندارند.عربستان میشود خوزستان نمیدانم پیشینه این خوز یعنی چه؟خودشان هم نمیدانند اما وقتی نوک دماغ گنده اشان را بالا میگیرند میگویند:خوز به ساکنان دیرینه این منطقه اطلاق میشود.از هر ساکن این منطقه سوال کنی همچین قومی را میشناسید ویا باقی مانده های انها امروز به چه نامی معروفند کسی خبر ندارد.عجب البته که ما انها را نمیشناسیم چون وجود ندارند شاید فکر میکنید
تصویر صادقی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقایان فرهاد و هومن که یکی هستید، حداقل نمی دانید که در زمان قاجاریه و تا قبل از کودتای رضا خان کشور به اسم ممالک محروسه اداره میشد، و در تاریخ خود فارس ها وجود دارد، چرا می گویم فارسها برای اینکه حکومت شاهی و جمهوری اسلامی فقط فرهنگ و تاریخ و موسیقی و زبان یک قوم را ترویج میکند و همه چیز و حتی تاریخ باید در خدمت این تفکر شونیستی باشد و دیگران و بخصوص اقوام و ملیتها باید به حاشیه رانده شوند و یا سرکوب شوند. وجود دولتها که باج و خراجی به دولت مرکزی میدادند صدها سال بود که در ایران ان موقه رواج داشت، و کشور به نام ممالک محروسه بود و در سال 1936 به کشور ایران و با نابودی مشروطه توسط رضا خان نام گذاری شد و اینکه گفته میشود نام ایران در شاهانمه امده، جزء همان قلب شدن تاریخ است که توسط حکومت های استبدادی و ملت ساز در ورق پاره های مانده از شاهاهنامه توسط تیم فرهنگی و سیاسی رضا خان درج شد تا بر
تصویر هومن

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
هومن:ادامه :در سال (1921 و 1922 م)خوانین بختیاری از سمتهای حکومتی یزد و کرمان و اصفهان (محدوده وقلمرو های عیلام باستان وکشور عیلام)کنار گذاشته شدند و در سال (1923م/1302 خورشیدی)حق داشتن گارد مسلح از آنها سلب گردید و همچنین در این سال طوایف چهارلنگ از قلمرو حکومتی بختیاری مجزا شدند و زیر نظر فرمانداران و حکام دولتی قرار گرفتند
تصویر هومن:

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
هومن :با سپاس از کاربر محترم عیلامی دختر لربه گوشه هایی از مقاومت های مردم وخوانین بختیاری وسرکوب وحذف آنها توسط دولت مرکزی رضاخان در تهران اشاره میکنم به علت محدودیت کلمات در چند کامنت مطلب را ادامه میدهم:سردار ظفر بختیاری در خصوص حادثه ی شلیل می گوید:سردار سپه وزیر جنگ [رضاخان] سیصد نفر نظامی برای خوزستان که از راه بختیاری بروند خوزستان ،نظامیان آمدند دهکرد ...علی الجمله نظامیان از شلمزار گذشتند بی اینکه کسی را نزد خوانین بفرستند و خبر کنند که در خاک شما آمده ایم و می خواهیم برویم خوزستان ،خوانین را خون ایلیاتی بجوش آمد ... مشورت کردندو گفتند :چون نظامیان بی اعتنایی و اهانت به ما کردند ،نباید بگذاریم سالم از خاک بختیاری بگذرند ،یکی از جمله خوانین هم من بودم که رای دادیم که بفرستند سر راه بر آنها بگیرند و تمام آنها را خلع سلاح کنند ولی کسی را از نظامیان نکشند خوانین هم دو نفر...
تصویر دخترلر

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام آقای بنی طرف
متاسفانه اطلاعات شما و بسیاری از ازین پژوهشگر درباره لرها و قیام های آنان در ابتدای تاسیس دولت _ملت ایران و هم البته قبل از ان در عهد قاجار بسیار بسیار کم است :فراموش نکنید که اولین قیام همگانی بر الیه پرسه ملت سازی رضاخان با قیام سراسری لرها (هم لرهای خر اباد (فیلی ) و هم لرهای بختیاری ) شروع شد . و اولین قتل عام و ژنوسا ید در ایران و حتی پیش از هلوکاست در این زمان انجام شد .رجوع کنید به شماره های ۱ و ۲ فصلنامه ولات
به مدیر مسؤولی آقای نورعلی مرادی و مقالات ان .و همچین کتاب خاطرات :کهنه سرباز و سفرنامه :سفیر امریکایی :ویلیام .داگلاس ....سپهبد امیر احمدی ،پدر همین هوشنگ امیر احمدی که قرار است کاندید ریاست جمهوری شود ،
به خاطر جنایاتش در حق لرها ،لقب (قصاب لرستان )گرفت .
تصویر آذربایجان

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
فرهاد عزیز ، از پانفارسیسم بعید نیست همانطور که عربستان را به خوزستان تبدیل کرده و یا آذربایجان را به آذرآبادگان و ملت ترک آذربایجان را به قوم آذری تبدیل کرده، بعید نیست که نام آذربایجان را هم به کردستان تبدیل کند، فکر می کنید با چسباندن اتکیت مربّای گیلاس بر روی شیشه محتوای مربّای توت فرنگی، می شود طعم مربّای توت فرنگی داخل شیشه را عوض کرد؟
تصویر يك خوزستاني

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نويسنده ناسيوناليست و متاسفانه بي سواد و بكلي تجزيه طلب.
در خوزستان درصد كمي از مردم عرب زبان و درصدي لر و بختياري غيور و درصد زيادي هم از ايرانيهاي اصيل هستند،براي من كه خودم خوزستاني هستم واقعا باعث تعجب هستش كه كسي خوزستان رو عربستان صدا بزنه شما اگر به شهر دزفول يه سر بزنيد و يا شوشتر و مسجد سليمان كه اصلا عرب وجود نداره و و حتي در اهواز درصد عرب زبانها پايين هستش.
خنده دار تر اينه كه نويسنده پل 2500 ساله دزفول رو كه مربوط به دوره ساساني ها و وسط اسراي رومي ساخته شده رو يادش رفته.
كلا يه مدتيه برخي ... ها كه ديدن عمر اين حكومت اسلامي رو به زواله بوي كباب رو شنيدن و شروع به در كردن مقاله از خودشون مي كنند.
تصویر پاپک خرم دین آذری

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
همشهری آذر ی خوب نگاه کن و بخوان ٢٧ ساله که تاریخه ایران رو مطا له میکنم الان هم ٥٠ سال دارم یعنی از دیگره منابع به تا ر یخه ایران رو برسی میکنم . همین قد ر رو میدونم از پد ر و مادر که ما آذری هستیم و ترک نیستیم . مثلا مسلمان شدیم اما عرب نیستیم . آذری هستیم اما خد ا ی نکرده ترک نیستیم . سلطا ن سلیم تر ک وقتی حمله کرد به تبریز فکر کرد که ما میخا هم تر ک بشیم اما پوزه اش را زدیم د مش رو گذشت روی کو لش رفت آناتولی . فکر کرد با ظلمی شاه اسمعیل صفو ی ترکمن به همه کرد و به زور مرکزه ایران رو شیئی کرد ما آذری ها هم میا ایم میشیم ترک بسی خیاله وا هی . البته با نقشه کلیسا واتیکان که پشته جبهه عثمانی را ضعف کنه و این جو ر هم شد . اگه فکر میکنید یک و جب هم از خاکه ایران رو هم به شما تر کا نمید دیم .
تصویر اورمولو

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقاي پاپك خدم دين همينكه خودتان را اذري خطاب ميكنيد با اين افكارتان برام جالبه بهتر نيست صادقانه لباس خودتان را بپوشيد و بقول خودتان 27 سال داريد . دوست عزيز من از اورميه پيشنهاد ميكنم بهتره بيشتر وبهتر ياد بگيريم
تصویر فرهاد ایرانی‌

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست گرامی‌ جناب آذربایجان !منطق جالبی‌ دارید حال فرض کنید جمعیت هموطنان کرد در استان آذربایجان غربی بر هم میهنان آذری فزونی یابد (من به شخصه اطلاعی ندارم شاید هم بیشتر باشد)اما این دلیل بر تغییر نام تاریخی‌ آذربایجان که همان آذرآبادگان بوده نمی‌شود. بحث بر سر جعل نام و حذف آن در یک مقاله ایست که ادعای مستند بودن دارد
تصویر هومن:

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
هومن : یوسف خان گرامی همشهری محترم چرا اینقدر بر نام عربستان بر عیلام تاکید میکنید خودتان کتاب های تاریخی خوانده اید در تمام کتب تاریخی سوزیانا بخش جلگه ای سرزمین عیلام بوده چرا میخواهید اینگونه نفرت بر بینگیزید چرا نمیتوانید اقوام غیر عرب عیلام را ببینید دریای عرب یا arabian sea در نقشه های قدیمی همین دریای عمان فعلی است من هم زیاد روی فارس گرایی در عیلام اصلا تاکید ندارم وقتی ما غیر عرب های عیلام فارس فارس نمیکنیم وحتی استان فارس فعلی را میگوییم نامش قومیتی است وباید نامش انشان شود که نام عیلامی ان بوده چرا شما عرب ها اینقدر میخواهید منطقه را به نام خود کنید
تصویر آذربایجان

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تقریبآ بیش از ٧٠ درصد از طول ساحلی خلیج را ساکنین عرب تشکیل می دهند
تصویر پاپک  خرم دین آذری

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
از کی تا به حا ل این ها حکومت داشتند که منه آذری ٢٧ سال دارم تاریخه ایران رو مطا له میکنم ندیدم . وای به حاله ا ون ها که این روشن فکر او ن هاست. آش رشته کرده همرو قاطی کرده واقع ان خنده داره حکومت های عرب، کرد، لر، ترک، گیلک وفارس خنده داره . در قرداد ها ای قدیمی مما لکه محصوره به زبانه فا رسی که همان زبانه دیوانی باشه از شرق هندوستان و از غرب تا دولته عثمانی همان ترک های مهاجم از ا سیا ی در و نزدیک از این زبانه استفاده میکردند . د ر قرارداد ها ترجمه شده United Kingdom.
ای خدا به بین به گیره کی ها افتادیم .
پاپک خرم دین آذری پاینده ایران و همه اقوامه سا کنه ایران عزیز
تصویر فرهاد ایرانی‌

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
حال این جعل و حذف نام فارس از نام کتاب جان گوردون لوریمرGazetteer of the Persian Gulf, Oman and Central Arabia توسط جناب بنی طرف موقعی مفهوم جالبتری به خودش میگیره که ایشان در همین مقاله و در بخشی از حذف ادعائی نام عربستان در کتب به عنوان بی شرفی فرهنگی نام میبره
تصویر فرهاد ایرانی‌

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در وجود جعلیات و اثبات عداوت نویسنده در این مقاله به ایران و ایرانیت تنها همین یک نکته و اشاره بس که وی حتی نام فارس در کتاب جان گوردون لوریمر رو هم حذف کرده و اسم کتاب رو به صورت "فرهنگ خلیج، عُمان و شبه جزیره عرب" آورده خودتان قضاوت کنید بیطرفی نگارنده را . نام واقعی‌ کتاب Gazetteer of the Persian Gulf, Oman and Central Arabia

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری