تنها راه رهائی زحمتکشان!

در ایران پراز تضادهای حاد طبقاتی و اجتماعی کنونی ، در سرزمینی که تودهای کارگر با وجود تمام موانع و دشواریها وعلیرغم سیاست های خشن ضد کارگری رژیم خون آشام،مجدانه در راه رهائی خود مبارزه میکنند، نیروهای انقلابی باید با تمام نیرو،در عین افشای پیگیرانه الترناتیوهای رنگارنگ بورژوائی و نشان دادن ماهیت ضد دموکراتیک و ضد کارگری بورژوازی، چهره تمام فرصت طلبانی را که در لباس دوست کارگران و بنام "چپ"و سوسیالیست، توده هارا به زیر پرچم الترناتیوهای بورژوازی دعوت میکنند ، فاش و برملا سازند.واقعیت امر ای

در حالیکه رژیم خودکامه جمهوری اسلامی  در چنگال بحرانهای اقتصادی و سیاسی بیشماری دست و پا میزند و ضعف و ناتوانی آشکار، وجود ننگینش را از هر جانب احاطه کرده است ،در صفوف اپوزیسیون و در بین نیروهای  سیاسی مخالف رژیم،تحرک  وجنب و جوش جدیدی  مشاهده میشود. وابستگی اقتصاد کشور به اقتصاد امپریالیستی ، دزدیهای کلان آقا زاده هاو سردمداران رژیم، فقدان مدیریت کاردان در اداره امور اقتصادی ،تک محصولی بودن اقتصاد کشور و نیاز روز افزون جامعه به واردات صنعتی، داروئی، غذائی و ...همراه با تحریم اقتصادی غرب، به شدت بحران اقتصادی افزوده، وضع معیشتی توده های زحمتکش را به وخامت هرچه بیشتری ، سوق میدهد . تورم بی سابقه و گرانی غیر قابل تحمل ارزاق عمومی و بیکاری و بی خانمانی، زندگی روزمره را برای کارگران  و زحمت کشان ایران، بس سخت و ناهنجار ساخته است . پول  ایران از ارزش َ افتاده و کمبود اجناس عمومی، دمار از روزگار توده ها در می آورد . هر روز بر تعداد بیشمار کارگرانی که در نتیجه تعطیلی کارخانه ها مجبور  به  بیکاری میشوند، افزوده میگردد. در برخی از کارخانه ها ، کارگران ماه ها از دریافت دستمزد محروم مانده اند! وضع معیشتی  اکثریت عظیم کارمندان دولت با این گرانی  غیرقابل تصور مایحتاج عمومی،  سخت ناهنجار و رقت بار است .  احتمال اینکه در روزها و ماه های آینده، توده های  فقیر و گرسنه به خیابانها ریخته و فریادهای خشم خود را علیه  رژیم خود کامه رساتر سازند، هر روز بیشتر میشود . ستمگریها و تعدیات رژیم ضد مردمی ، فاصله فاحش  طبقاتی و فقر و فلاکت بی حد و حصر عمومی، توده های تحت ستم را هرچه بیشتر به سمت  جنبش های اعتراضی و حرکت های ضد رژیمی، سوق میدهد. حوادث دو سال اخیر خاورمیانه ، به روشنی نشان داده است که رژیمهای استبدادی و سرکوبگر  با تمام وحشی گریها و کینه توزی هایشان، ببر کاغذی بیش نبوده ودر مقابل  عصیانهای توده ها و رویدادهای نامساعد ، تاب مقاومت و پایداری ندارند .رژیم ارتجاعی حاکم در ایران نیز نمی تواند از این قاعده کلی ، مستثنی باشد.در شرایطی  که مبارزات توده های زحمتکش  علیه این رژیم استبداد و استثمار، هر روز  رشد بیشتری می یابد و با در نظر گرفتن رقابت  های روز افزون قدرتهای امپریالیستی بر سر تسلط  بر ایران و دیگر کشورهای خاورمیانه به منظور تاراج ثروتهای بی حد و حصر این سرزمین ها  ، سرنگونی رژیم  جمهوری اسلامی و تغییرو  تبدلات سیاسی غیر قابل پیش بینی در این ناحیه حساس و سوق الجیشی  ، هرچه بیشتر امکان پذیرتر میگردد.      

  اما  در صورت از بین رفتن حکومت سرکوبگر اسلامی که مظهر ارتجاع وعقب گرائی و شکنجه و جنایت می باشد و بیش از 33 سال است روزگار زحمتکشان ایران را تیره ساخته است، باید دید چه حکومتی امکان دارد جای این رژیم آزادی کش را بگیرد . در  کشورهای عربی، در تحولات سیاسی دو سال اخیر، رژیمهائی از قدرت به زیر کشیده شده و حکومت های دیگری  جای  آنها را گرفته اند، از آنجمله در مصر و لیبی. در برخی دیگر از اینکشورها تحولات "آرام تری" صورت گرفته است . اما نتیجه و حاصل  این همه تحول و تغییر و تبدل و جنگ ها و خونریزی ها ولشکر کشی های امپریالیستی، به هیچوجه بسود توده های محروم و ستمدیده این کشورها که  در طول ده ها سال در چنگ رژیمهای خودکامه و دزد و کلاش، بدترین استبدادها و غارت و استثمار را متحمل شده اند،نبوده است . گرچه  وضع ناهنجار زندگی توده های محروم و ستم دیده و کوششهای آنها در جهت رهائی  از بند فقر و استبداد، در وقوع تحولات اخیر سیاسی در  خاورمیانه نقش مهمی بازی میکرد، دسایس و سیاستهای توسعه طلبانه  قدرتهای امپریالیستی، عامل  مهم دیگری  در این دگرگونیهای  بیسابقه در این منطقه طوفانی،بود.  امپریالیستها به منظور غارت هستی توده های زحمتکش جهان ، جنگ افروزیها کرده واز هیچ  جنایت و آدمکشی، ابائی ندارند .

آنها برای کسب مناطق نفوذ وتسلط به منابع زیر زمینی در کشورهای اسیر و وابسته و تصاحب بازارها و صدور سرمایه مالی ، دائما در حال  تقلا و توطئه بوده ولحظه ای ساکت و آرام نمی نشینند. آنها به منظور رسیدن به اهداف خود، همواره با یکدیگر در حال سازش و تبانی و تضاد و کشمکش  هستند .  تضاد و سر شاخ شدن بین قدرت های امپریالیستی بر تبانی و همکاریهایشان،رجحان دارد . به عبارت دیگر ، تضاد و کشمکش بین قدرت های امپریالیستی، امری دائمی و سازش و تبانی بین آنها، امری موقتی است. این واقعیت را بطور عینی و در موارد بیشمار در همین دنیای پر تلاطم کنونی، میتوان مشاهده کرد.در رابطه با ایران و رژیم ضد مردمی حاکم در این کشور بلا دیده ،در حالیکه برخی از امپریالیست ها در حال حاضر، با این رژیم وابسته به زنجیر امپریالیستی، بخاطر منافع کوتاه مدت و دراز مدت خود ، تضاد و اختلاف دارند، بخش دیگری از  قدرتهای امپریالیستی آشکارا با این رژیم آزادیکش، دوست نزدیک بوده و در واقع امر ، جنایتکاران حاکم در ایران از لحاظ سیاسی، وابسته به این بخش از امپریالیست ها هستند.در حالیکه برخی از قدرت های امپریالیستی خواهان بقای سلطه ننگین رژیم جمهوری اسلامی  هستند ، بخش دیگری از امپریالیستها در جهت به قدرت رساندن اولترناتیو مورد پسند خود در ایران،تلاش میکنند. تنها با در نظر گرفتن این واقعیت های ملموس که هم اکنون مشابهش را در مورد سوریه به روشنی مشاهده می کنیم ، میتوان در رابطه با آینده ایران و اولترناتیوهای مختلفی که اینک در صحنه سیاسی ایران در حال فعالیت هستند، اظهار نظر درست و منطقی کرد.  در اینجا، لازم میدانم این نکته راهم متذکر گردم که اختلاف نظر و تضاد و سرشاخ شدن یک قدرت امپریالیستی  با رژیمهای وابسته و ضد مردمی از نوع رژیم جمهوری اسلامی،    ذره ای از وابستگی  این چنین رژیمها به  نظام امپریالیستی نکاسته و در ماهیت  گندیده و ارتجاعی آنها، کوچکترین  تغییری را سبب نمیشود . درعین حال، این یا آن قدرت امپریالیستی که گاه و بیگاه به خاطر امیال آزمندانه خود، با رژیمهای ارتجاعی و وابسته از قماش  رژیم جمهوری اسلامی ، تضاد و اختلاف پیدا میکند ، بهیچوجه تغییر ماهیت نداده و به دوست و یار و یاور توده های محروم و زحمت کش، مبدل نمی شود.                      

   با در نظر داشتن همه آنچه گفته شد، میتوان با اطمینان خاطر، این مطلب را بیان داشت که در ایران تحت ستم کنونی، همه آلترناتیوهای وابسته به قدرت های  امپریالیستی و ارتجاع جهانی ، بدون استثنا ماهیت ارتجاعی داشته و هر گز نمیتوانند الترناتیوهای مطلوب  کارگران و توده های محروم و زحمتکش  باشند.در کشوری  که کوچکترین نشانه ای از آزادی و دموکراسی وجود ندارد ، کارگران و زحمتکشان، در فقر و مسکنت کامل زندگی میکنند،، ، بیکاری و بی خانمانی بیداد میکند، زنان یعنی نصف اهالی جامعه، از کلیه حقوق انسانی محروم میباشند ، خلقهای غیر فارس،  به شدت از ستم ملی رنج می برند و بالاخره در سرزمین تحت ستمی  که ولی فقیه و ملا و شیخ و آخوند و  حکومت سرکویگر دینی، دمار از روزگار مردم در می آورند ، آری درچنین سرزمین بلا دیده ای، تنها حکومتی  میتواند مطلوب  اکثریت عظیم   ساکنین کشور باشد که بتواند بخواست های حقه کارگران و توده های زحمتکش، جامه عمل پوشانده ومدافع  پیگیر منافع آنها باشد.با نگاهی  کوتاه به الترناتیوهای موجود در صفوف اپوزیسیون بورژوائی ایران، از سلطنت طلبان گرفته تا جمهوری خواهان رنگارنگ، معلو م میگردد که هرکدام از این  مدعیان حکومت و طرفداران " سینه  چاک" توده ها ، اگر در فردای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی، قدرت سیاسی را در دست بگیرد،  کوچک ترین گامی  در جهت بر آورد خواستهای  توده های محروم و ستمدیده،بر نخواهد داشت.گرچه  همه این طیف های سیاسی، وعده های فراوان به کارگران و توده های زحمتکش میدهند ، خود را بهترین دوستداران آزادی و دموکراسی قلمداد میکنند، در واقع امر،فریبکارانی بیش نبوده و به چیزی که اصلا فکر نمی کنند منافع  کارگران و زحمتکشان می باشد. امروز ها مد شده است هر  گروه سیاسی متعلق به بورژوازی، خود را حامی و طرفدار دو آتشه سکولاریسم و جدائی دین از حکومت جا زده و فر یاد نا رضایتی خود را  از دخالت دین و دینمداران در امر حکومت، همه جا بلند کند .

اما واقعیت های ملموس نشان میدهد که در همه کشورهای اسلامی ، حکومت های استثمارگر بورژوازی حتی " سکولارترین" آنها، از حربه دین و شریعت در جهت سرکوب مبارزات کارگران و زحمتکشان ، بهره برداری میکنند. در حقیقت امر، دین و شریعت، شمشیر دموکلسی است که بورژوازی آنرا بالای سر توده های زحمتکش ، نگه میداردو هر زمان که مصلحت طبقاتیش ایجاب کند، از این حربه، جهت خاموش ساختن شعله های مبارزات توده ها بهره برداری میکند. حق اعتراض عمومی، اعتصاب، آزادی بیان و قلم و اجتماعات مصوبه در قانون اساسی این حکومت ها، به شرطی رسمی شناخته میشود که مغایرت با اصول "مقدس"دین و شریعت، نداشته باشد.حتی اگر آزادی ادیان، تنها در حرف، در این نوع حکومت ها برسمیت شناخته میشود ، این آزادی صوری، شامل همه عقاید و اندیشه ها که بیدینی و کمونیسم را نیز  دربر میگیرد،نمی شود.  بطور کلی در تمام کشورهای سرمایه داری، بورژوازی حاکم، از حربه دین، هم در زمینه فریب توده ها و هم در امر سرکوب مبارزات آنها، استفاده به عمل می آورد .در فردای سرنگونی رژیم خودکامه جمهوری اسلامی ، هر بخش از بورژوازی ایران در راس قدرت قرار بگیرد ، بلاتردید سکولاریسم را که با آب و تاب به توده ها وعده داده بود، به بوته فراموشی سپرده و از حربه دین در خدمت هرچه محدودتر ساختن آزادیهای دموکراتیک ، استفاده خواهد کرد. در حوادث ساسی خونین خاورمیانه در همین دو سال گذشته ، که به نادرستی و مزورانه "بهار عربی " نام گرفته است، بورژوازی در تمام کشورهائی که در آنها تحولات سیاسی رخ داده است،دین و "شریعت مبین " را برای حفظ سلطه خود، به یاری طلبیده است. تردیدی نباید داشت هر حکومت سرمایه داری دیگری  به جای رژیم غارتگر جمهوری اسلامی، زمام قدرت را در دست بگیرد،بخاطر منافع طبقاتی خود و به بهانه تضمین صلح اجتماعی و حرمت گذاشتن به حق مالکیت خصوصی، دامنه  آزادی عمل کارگران و زحمتکشا ن را هرچه محدودتر ساخته،هرگونه اقدام انقلابی از جانب آنها  را به مثابه اقدامی علیه قانون اساسی قلمداد کرده و با توسل به بدترین شیوه های سرکوب ، به خاموش ساختن فریادهای  حق طلبانه توده های زحمتکش خواهد پرداخت.. کارگزان در حکومت های سرمایه داری، تا آنجا میتوانند آزادی عمل داشته باشند که منافع  حیاتی بورژوازی را به خطر نیاندازند . اگر آنها پا را فراتر نهاده و با دست زدن  به اعتصابها و اعتراضات قدرتمند سیاسی و عصیان و انقلاب، از حقوق و خواستهای خود دفاع کنند و تفنگها را به قول مارکس، از یک دوش به دوش دیگر نهاده و در صدد کسب قدرت سیاسی و نابودی نظام ظالمانه سرمایه داری  بر آیند ، بورژوازی حاکم در نهایت سبعیت در جلو آنها ایستاده و به منظور حفظ سلطه طبقاتی خود، از ریختن خون هزاران تن از انسانهای محروم عصیان طلب، کوچک ترین ابائی، نخواهد داشت . تاریخ مبارزات طبقاتی در همین دو قرن اخیر ، بارها و بارها ، این سبعیت و درنده خوئی بورژوازی را به روشنی نشان داده است.                                                                               

این روزها، کم نیستندتعداد فرصت طلبانی که فریبکارانه از این یا آن الترناتیو بورژوائی دفاع به عمل آورده و بر افتادن رژیم جمهوری اسلامی  و سرکار آمدن الترناتیو مورد نظر خود را ، تنها راه استقرار دموکراسی در کشور و رهائی سیاسی و اقتصادی کارگران و توده های زحمتکش، قلمداد می کنند. در ایران پراز تضادهای حاد طبقاتی و اجتماعی کنونی ،  در سرزمینی  که  تودهای کارگر با وجود تمام موانع و دشواریها وعلیرغم سیاست های خشن ضد کارگری رژیم خون آشام،مجدانه در راه رهائی خود مبارزه میکنند، نیروهای انقلابی باید  با تمام نیرو،در عین افشای پیگیرانه الترناتیوهای رنگارنگ بورژوائی و نشان دادن ماهیت ضد دموکراتیک و ضد کارگری بورژوازی، چهره تمام فرصت طلبانی را که در لباس دوست کارگران و بنام "چپ"و سوسیالیست، توده هارا به زیر پرچم الترناتیوهای  بورژوازی دعوت میکنند ، فاش و برملا سازند.واقعیت امر این است که  در جامعه اسیر و در بند ما ، رهائی کارگران و توده های زحمتکش از سیطره فقر و فلاکت و استثمار واستبداد و زورگوئی و  خرافات و عقب ماندگی ، تنها و تنها در گرو  سرنگونی انقلابی رژِیم خودکامه جمهوری اسلامی ، کسب قدرت سیاسی از جانب پرولتاریا و محو و نابودی نظام ظالمانه سرمایه داری،  میباشد . 

برگرفته از: 
ایمیل رسیده
انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سالیان درازیست که همه بویژه روشنفکرانمان که امیدوارم با روشنفکرانی که آخوند را پشتیبانی کردند و نهایتن به ایران و ایرانی تحمیل کردند تفاوت داشته باشند ، توضیح واضحات میدهند و شکایت همیشگی را تکرار میکنند. آیا زمان آن نخواهد رسید تا راه کار عملی ارائه دهند و اعتماد مردمی کسب کنند تا برای رسیدن به مدینه فاضله رهبریت مردم زحمتکش و مال و ناموس بتاراج رفته را بگردن بگیرند و از شعار دادن رهائی یابند؟
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
منتشر کننده مقاله : آقای حسن جداری با دیدگاه مخصوص خودشان به مسایل کنونی جامعه ایران پرداخته است. با دیدگاه ایشان آشنا شویم.