نگاهی به مقولات ناسیونالیسم موجود در آذربایجان (ایران) 1

تعداد مشاهدات: 
9300
مسئله آذربایجان از راه ناسیونالیسم غیر قابل حل است. « کسب حقوق همه جانبه در همه عرصه ها» از راه « مبارزه برای حقوق برابر» بدون ناسیونالیسم، با تکیه به دموکراتیسم و نیروی زحمتکشان یدی و فکری ، و پیشروان آنان « چپ دموکرات » غیر ایده لوژیک که وارث تجارب چپ درجهان است میتواند آلترناتیو تئوریک این ناسیونالیسم باشد. ناسیونالیسمی که به سادگی میتواند به فاشیسم تبدیل شود.
در ایده لوژی ناسیونالیسم « حقایق» کشف شده است. و ناسیونالیسم مالک آن است.

جزم-ایده لوژی-ناسیونالیسم

دگم یا جزم: حکم یا احکامی (منطق) ست که شخص به یقین بودن آنها باور دارد و جای شک و سئوال ندارند. مثل آیه های کتب مقدس یا احکام ایده لوژیها. 
ایده لوژی: آگاهی ِ-دگماتیک و غیرواقعی و سیستماتیک - درباره  انسان-جامعه-جهان خارج -  برای تغییر دنیای بیرونی- که ربطی به واقعیت امور ندارد. مانند فاشسیم و ناسیونالیسم و غیره.
 ناسیونالیسم به معنای ملت گرایی -ملت چیلیق- ایده لوژی دولت ملی ست. پیش از تشکیل و بعد از آن. مانند لیبرالیسم و دیگر ایده لوژیها مکتب خاص خود را ندارد. برای سیستماتیک کردن باورهای خود عمدتاً ایده های لازم را از دیگرجاها گرفته و جهان بینیش را تکمیل میکند. 
مقولات ناسیونالیسم موجود در آذربایجان:
بوزقورت گرایی1 ( بوزقورت چولوق) یا توتمگرایی ( گرایش به اسطوره گرگ خاکستری، ایده : پانترکیسم و ترکیسم)- ترک گرایی (ترک چولوق. باور به نژاد ترک. ایده : ترکیسم و پان ترکیسم. ایده در شعار تبریز-باکو-آنکارا ) - توران گرایی( باور معتقدان به توران -سرزمین اسطوره ای در آسیای میانه، سر زمین ترکان- ایده: پان ترکیسم)- استعمار( دولت و ملت فارس ) ، مستعمره (آذربایجان)- ملت حاکم(فارس) و ملت محکوم(آذربایجان)- ژن  و خون ( باور به ژن معیوب فارسها و خون سالم ترکها)- دنیای ترک(سرزمین و کشورهای ترک. ایده ترکیسم و پان ترکیسم)- آذربایجان واحد( معتقد به یکی شدن یا بودن آذربایجان شمالی و جنوبی)-  - ترکیه پرستی2 ( با تکیه به دکترینی مثل احمد داود اوغلو)- مانقورت(آدمیکه داطلبانه یا غیرداوطلباانه هویت ترک خود را از دست داده و سزاوار مرگ است) - بوزقورت ( ترک خصوصیات گرگ خاکستری را دارد) - هویت ( اعتقاد به کیستی ترکی با ویژگیهای جامد و مطلق)- خائن و خادم و غیره. 
همه این مقولات برای رسیدن به  «دولت ملی» از راه «استقلال یا فدرالیسم» است. آذربایجان گرایی( آذربایجان چیلیق)- مقوله دیگری ست که توضیح آن جداگانه در پایین میاید. 
 استخوانبندی:
آنها استخوانبندی ایده لوژیی ست به نام« ناسیونالیسم موجود» در آذربایجان. در  نقد و توضیح آنها در آرشیو نوشته هایم مطالبی نگاشته ام علاقمندان میتوانند به آنها مراجعه کنند. 3

با توجه به روند و تئوریهای این ناسیونالیسم، با در نظر گرفتن خصوصیات  دگماتیک و غیرواقعی  و تصوری بودن آن ، انبان باورهایی ست فاقد بنیاد. این ناسیونالیسم ( ایده لوژی) نه ما را به دولت دموکراتیک رهنمون میشود و نه میتواند به آن تحقق ببخشد.  با آن نه میتوان به فدرالیسم رسید و نه به استقلال. در حقیقت ناسیونالیسم موجود درآذربایجان یک کجراهه است. تنها نیرو و زندگیها را به هدر میدهد. با آن نه میتوان اتحاد قابل توجهی  با دیگران به وجود آورد و نه میتوان در میان خود قدم مثبتی برداشت. هیچ دستاورد تئوریک خردمندانه ای در آن نیست. اساساً ناسیونالیسم فاقد توانایی دستاوردهای ارزشمند تئوریک است. مقولات بالا سبد پوچ این ایده لوژی ست.
مسئله آذربایجان: از راه ناسیونالیسم غیر قابل حل است. « کسب حقوق همه جانبه در همه عرصه ها» از راه « مبارزه برای حقوق برابر» بدون ناسیونالیسم، با تکیه به دموکراتیسم و نیروی زحمتکشان یدی و فکری ، و پیشروان آنان « چپ دموکرات » غیر ایده لوژیک که وارث تجارب چپ درجهان است میتواند آلترناتیو تئوریک این ناسیونالیسم باشد. ناسیونالیسمی که به سادگی میتواند به فاشیسم تبدیل شود.  
در ایده لوژی ناسیونالیسم « حقایق» کشف شده است.  و ناسیونالیسم مالک آن است. مخالف خائن. در دموکراتیسم حقایق کشف نشده است و لازم است که « جمعی» و به صورت نسبی « کشف شوند» و مدام توسط جمع مردم کامل و کامل تر شوند. 
سنت چپ
همانطور که در گذشته نوشته ام بار دیگر نیز تأکید میکنم« مبارزه برای رفع تبعیض از سنتهای چپ در ایران است. پیشه وری خود نیز یک شخصیت چپ بود. و حتی جریان او نیز یک جریان چپ دموکرات نسبی میتواند به حساب بیاید. اکنون این سنت رفع تبعیض در همه عرصه ها، در قالب و مضمون مدرن، تاریخاً به عهده چپ دموکرات نهاده شده است چرا که جامعه ایران در مرحله انقلاب دموکراتیک قرار دارد. ناسیونالیسم در ایران نه توانسته و نه میتواند به تبعیض پایان بدهد. انجام این امر به عهده چپ دموکرات و مدرن و فارغ از سنتهای غیردموکراتیک و ایده لوژیک سابق گذاشته شده است. ناسیونالیسم موجود در ایران و آذربایجان دو راه دارد: یا گرایش به سوی دیکتاتوری و فاشیسم یا گرایش به سوی چپ دموکرات. ناسیونالیسم در این مسیر دگردیسی خواهد یافت. ناسیونالیسمی که با آیه و سرود حکومت عرض اندام میکند و از حرکات دموکراتیک جامعه خود را کنار میکشد و شعار عدم مبارزه با حکومت سر میدهد، خود را ایزوله میکند، هم در مقابل راسیسم آریایی تعظیم کرده و هم در برابر دیکتاتوری فاشیستی حاکم».
پیوستن حزب مشروطه - بخشی از ناسیونالیسم آریایی- به فاشیسم حاکم در ایران درستی تحلیل بالارا که  قبل از حرکت آن مطرح شده بود نشان میدهد. 

« آذربایجان گرایی- آذربایجان چیلیق» ، فارغ از تئوری های ناسیونالیستی از دید من به معنای « دوست داشتن آذربایجان» است. « آذربایجانی سئومک » این دوست داشتن ایجاد مسئولیت میکند. پذیرش مسئولیت در برابر حل مسایل و مشکلات آن. و کوشش دموکراتیک و غیر ناسیونالیستی در این راه. البته با آزادی و داوطلبانه. و حفظ حرمت غیر فعالان. آذربایجان خانه و زادگاه ماست. و گذشته و آینده ما. مسایل خانه ما جدا از مسایل همسایه ها و جهان نیست. این مسایل و مشکلات با مدنیت و همبستگی و برابری و صلح و دوستی و مسالمت آمیز قابل حل است. نه از راه نفرت و جنگ و برتری گرایی. لازم است همیشه توجه کرد که انسانها بیگناهند، « ارتباطات» و مناسبات عینی بین انسانهاست که نادرست اند و خارج از اراده آنان جریان داشته و عمل میکنند. چیزیکه ضروریست تغییر کند همین روابط و مناسبات است. آنهم کاری ست دو  و چند طرفه،  و نه یکسویه.
اما با آمیختن تئوریهای ناسیونالیستی به این مقوله آنهم در ردیف مقولات ناسیونالیستی دیگر قرار میگیرد . مثل اینکه بگوییم « انگلیس چیلیق»، «آلمان چیلیق» ، «ایران چیلق» . یعنی چه؟ یعنی ناسیونالیسم. اگر کسی در انگلیستان و آلمان این گرایی ها- چلیق ها- را به کار ببرد یک ناسیونالیست به تمام عیار به حساب میاید. از سوی دیگر بهتر است توجه کرد که مقولات و تئوریها وقتی به میان مردم میروند چه ماهیتی پیدا میکنند. در سطح جهانی چه مفهومی مییابند - چگونه ترجمه میشوند. کار درست آن است که اندیشه ای ارائه داد که شایسته ی سطح جهانی باشد - نه چیزهایی که مشکل آفرینند. مثل مقوله ی « بوزقورت» که مترادف با فاشیست و نازیست است. با هفتاد من مثنوی هم نمیشود به جهان حالی کرد که من منظور و مفهوم دیگری از این کلمه دارم. یا ترک گرایی- که مترادف با نژاد گرایی ست. حالا مسئله ژن و خون هم توسط بعضی ها اضافه میشود که آش کاملا تکمیل شود. 
آذربایجان واحد- حالا با این تئوریهای بی پایه مسایل آذربایجان این طرف را حل کردیم تمام شد فقط مانده مسئله واحد بودنش. وقتی قید میشود این ناسیونالیسم یک آگاهی دروغین به ما میدهد دقیقاً  به این خاطر است. کار نسلهای آینده را بعهده میگیرد بدون اینکه در حل مسایل مبرم خود راه حل درستی داشته باشد. چون ناسیونالیسم فاقد راه حل اساسی ست. افراد که هیچ- به قول بعضی ها با این ابزار از دست ماوراء الطبیعه هم کاری ساخته نیست. در هیچ جا ناسیونالیسم پاسخ درستی برای مسایل بنیادی جامعه در زمینه اقتصاد و حقوق و حتی فرهنگ و تبعیض نتوانسته ارائه بدهد . نمونه اش همین ناسیونالیسم آریایی بیخ گوشمان است. ناسیونالیسم ها سر و ته یک کرباسند. « هامی سی بیر بزین قراغیدیر». ناسیونالیسم موجود ابزاری ست برای بسیج مردم. با توجه به مقولات بالا ( خاصه ها) وسیله ایست برای برپایی دولتی ترکیست و پان ترکیست. ایده لوژیک، مستبد و توتالیتر- و نژادگرا.

 ناسیونالیسم موجود در ایران» ارتجاعی ست. ضرورت دارد «مبارزه ضد تبعیض و برابری خواهانه ی ملیتها» خط خود را از ناسیونالیسم آریایی و ملیتی جدا کنند. حرکات ضد تبعیض موجود آمیخته با ناسیونالیسم و شوونیسم است و لازم است که خود را از این بیماریها رها سازد. ستمدیده بودن، تحت تبعیض و اشغال و غیره بودن، از فلان و بهمان ملت یا ملیت بودن دلیلی بر مترقی بودن یک حرکت نمیتواند باشد. مترقی بودن یک حرکت را گروههای  اجتماعی بالنده ، فرهنگ نوین و اهداف انسانی آن نمایان میسازد. در مرکز حرکات مترقی « انسان قرار دارد و برابری حقوقی او با دیگر انسانها. در همه زمینه ها- و رفاه و آزادی و شرایط پیشرفتش » . بدون تکیه به ناسیونالیسم و شوونیسم.
هدف - وسیله
ناسیونالیسم هدفش « وحدت سیاسی ملی ست که بر پایه ی آن دولت ملی را به وجود بیاورد». و همه چیز و همه ی نیازهای انسان را به خاطر این اهداف قربانی میکند. و از همه شیوه ها و ابزار ، خودی و بیگانه در این راه بهره میگیرد. به دیگر سخن برای ناسیونالیسم هدف وسیله را مشروع میکند و بعکس- وسیله هدف را. آن با «وسیله ی مشروع -هدف مشروع» بیگانه است. شعارهای خوب خوب را از اینجا و آنجا میگیرد تا خود را مردمی بنمایاند. بدون اینکه توان تحقق آنها را داشته باشد. تبعیض و نیاز ها را وسیله میکند. بر اوهام و تصورات تاریخی و جغرافیایی و نژادی و فرهنگی خود ساخته تکیه میکند تا حقانیت خود را اثبات کند. جهان بینی ناسیونالیسم را گروههای سیاسی و دولت آنها تئوریزه کرده و به  ملت تبلیغ میکنند. همانطور که در بالا آمد ناسیونالیسم ایده لوژی دولت ملی ست. توان تحمل پاسخ نه را ندارد. اینجاست که شعارهای خوب خوب وام گرفته شده در باره آزادی ، تنوع ، دموکراسی ، برابری ، و رفاه و عدالتخواهی و غیره رنگ میبازند. چرا که حقیقت تنها این ایده لوژیست و لاغیر. یعنی حقیقت در ناسیونالیسم، ایده لوژی حکومتی ست-حکومتی که قرار است به وجود بیاید- و در بیرون از آن تنها دروغگویان و خائنان قرار دارند. چه پیش از تشکیل دولت و چه بعد از آن. و هویت ملی بر دیگر تعین ها ارجهیت و برتری دارد.  
 دموکراتیسم و چپ دموکرات
 در شرایط حاضر -در ایران- ناسیونالیسم در کل و جزء ارتجاعی ست -هم ناسیونالیسم آریایی و هم غیر آریایی-و سد را تحقق انقلاب دموکراتیک. انقلابی که  با کسب ویژگیهای لازم میتواند به تبعیض همه جانبه در تمام عرصه ها پایان دهد . ایده لوژی دولت ملی یک ایده لوژی سرکوب گر است. ملیتهای تحت تبعیض و ستم ملی برای رهایی خود راهی جز دموکراتیسم و همبستگی با چپ دموکرات ندارند. 

 ----------
1:
توتم گرایی، اسطوره گرایی و بوزقورد ها در جنبش ملی – دمکراتیک آذربایجان

 http://www.azer-online.com/azer/?p=3533

بوزقورد ها در جنبش ملی – دمکراتیک آذربایجان (قسمت سوم)

http://www.azer-online.com/azer/?p=3899
2: 

بررسی مولفه های دکترین “عمق استراتژیک” داود اوغلو
- نوشته سعید شکوهی- مرکز بین المللی مطالعات صلح-IPSC - ایران گلوبال

لینک: http://www.iranglobal.info/node/9627

3:
آرشیو مقالات - آ.ائلیار 

 

 http://www.iranglobal.info/nevisandegan2/81

منبع: 
ویژه ایران گلوبال
انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ائلچی - کامنتی از شما به دست ما نرسیده است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
 ببجشید٬ نوشتهٌ من بدستتان نرسیده؟ یا درج نشده
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آلتین 1- ایران گلوبال همیشه از رفع تبعیض در مورد حقوق ملیتها و حقوق بشر دفاع کرده و خواهد کرد. انتشار اخبار- مقالات- فیلم ویدئویی در این رابطه از کارهای روزانه سایت است.2- آ.ائلیار شخصاً در همه نوشته هایش از رفع تبعیض و رفع ستم ملی دفاع کرده است. 3- نقد اندیشه ها - درمورد ملیتها- در خدمت رفع تبعیض و ستم ملی ست. 4- اعضای مدیریت ایران گلوبال مستقل عمل میکنند و همه دارای حقوق برابر هستند. کسی حق بیشتری نسبت به دیگری ندارد. اصول کار سایت انتشار یافته است. 5- نویسندگان ملیتها کد سایت را دارند و مقالات خود را هم منتشر میکنند. 7- شما خودتان هم کد دریافت کرده اید . 8- در سایت همه نظریات بیان میشود - در حد امکان نقد و بررسی میگردند. چه در مورد ملیتها و چه غیر ملیتها.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
پاسخ به پیامها: 1- ممنون از نویسندگان گرامی که زحمت کشیده نظریات خود را بیان کرده اند.2- هدف از نوشتن مقاله گشودن باب بحث و گفت و گوست.3- در مورد هدف و وسیله در متن مقاله توضیح داده شده است. 4- در متن نوشته «مبارزه برای کسب حقوق نقض شده » جدا از ناسیونالیسم درنظر گرفته شده است. کسب حقوق نیازی به ناسیونالیسم ندارد. بدون آن هم میتوان از حقوق خود دفاع نمود.5- لنین هرچه گفته برای خودش و زمان و مکان خودش گفته. منهم آنجا نبودم که تست کنم ببینم آیا درست گفته یا نادرست. ولی ناسیونالیسم موجود با توجه به خاصه هایی که در مقاله اشاره شده فاقد خصلت ترقی خواهانه است. لنین در سال 1920 حکومت ناسیونالیستی رسولزاده را در باکو سرنگون کرد. 6- ترکیسم و پان ترکیسم اگر به حکومت هم برسند توانایی تأمین حقوق زحمتکشان یدی وفکری را ندارند. تنها تشکلهای خود زحمتکشان میتوانند از حقوق خود دفاع کنند و لاغیر.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان گرامی، من با کسی برای ناسیونالیست بودن هیچ گونه دشمنی ندارم و همه ناسیونالیست ها را دوستان خودم می دانم اما به باورداشت (ایدئولوژی) ناسیونالیسم بی باور هستم ..........

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ائلیار
خدمت جناب ائلیار و تعدادی از آذربایجانیها مانند سیروس مددی، دنیز ایشچی، غلام شامقازان و اخیرا جناب قره جلو باید عرض کنم که شما آیا واقعا خود را جزئی از حرکت ملی- دموکراتیک آذربایجان جنوبی می دانید یا نه؟
مسئله این است که چیزی به نام چپ آذربایجان بعد از سقوط حکومت ملی آذربایجان و مرحوم پیشه وری نابود شده و الان چیزی که وجود دارد آذربایجانیهای چپ هستند نه چپ آذربایجانی.
شما و همفکرانتان کاملا عکس العملی و واکنشی عمل می کنید یعنی اگر به قول شما نیروهای راستی و ناسیونالیست حرکت ملی در چند سال گذشته حرکتی انجام نمی دادند شما هم هیچ مشکلی نداشتید و به مسائل سراسری و جهانی ( در این جهان خبری از آذربایجان جنوبی وجود ندارد) مورد علاقه تان می پرداختید. شما آذربایجانی های جپ حتی به خودتان زحمت نمی دهید که چند تریبون درست و حسابی و مخصوص خود برای نشر افکارتان داشته باشید و

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آ.ائلیار تا زمانی که من منافع خود را نخواهم تا زمانی که منافع ملتم را نخواهم تا زمانی که سر زمینم را دوست نداشته باشم انسان نیستم و زمانی که انسان نباشم به حقوق دیگران ودیگر انسانها و حقوق سر زمینی شان بی حرمت خواهم بود زمانی که در اثر مبارزه به حقوق و خواسته های خود رسیدم آن وقت هم در فکر وهم درعمل می توانم به دیگران کمک کنم. فعلا من نمی توانم انترناسیونالیستی فکر کنم زیر ملت من توسط راسیستهای ملت دیگر در حال استعمار است ابتدا لازم است خود را رهای دهم تا در فکر آفریقا باشم. چون این چنین نباشد روزی با نام شاهنشاهی و آریاگری روزی با نام شیعه علی و اسلام گری و ملاگری و ولایت فقیه مطلق و پس فردا با انترناسیونالیسم سوسیالیزم و دموکراسی پدر من و ملتم را درخواهند آورد و منابع سرزمین آبا اجدادیمان را غارت خواهند کرد ما خواهان هیچ خشونت و جنگ و کشت و کشتار نیستیم اما در مقابل تمام آنانی که

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست عزیزBaycan Azeri متاسفانه چپ مارکسیستی در ایران بخصوص حزب توده همیشه در ایران به تضعیف ناسیونالیسم پرداخته برای ماها که سال ها در فضای چپ ایرانی نفس کشیدیم این برخوردهای انها با ناسیونالیسم زیاد غریب نیست در کنار چپ ها رژیم پهلوی هم بخاطر دست نشاندگی که داشت و اینکه براساس اعتقاد به فرهنگ روستایی(شیعه) بنا شده بودهمیشه بی امان با ناسیونالیسم مبارزه میکرد در کنارشان احزاب روستایی وخمینیست ها هم که جریان های وابسته به غرب و امپریالیسم بودند همواره با ناسیونالیسم مبارزه میکردند الان هم بقایای این جریانات و بچه ها ونوه هایشان

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مارکسیست کسیست که مبارزه طبقاتی را اصل بگیرد. مذهبی‌ کسی‌ است که قوانین شرعی را، انترناسیونالیست کسی‌ که در راه اتحاد همهٔ ناسیونها مبارزه کند، ناسیونالیست کسیست در راه حقوق ناسیون خودش فعالیت کند. اگر یک ناسیون، حاکمِ بر سرنوشت خود باشد ناسیونالیزمِ آن ملت بالطبع ارتجاعی خواهد بود. ولی‌ اگر ملتی‌ از حق و حقوق ملی‌ و فرهنگی‌ خود محروم شود، وظیفهٔ تمام مارکسیستها، مذهبی‌ها، انترناسیونالیستها، فمینیستها...ی آن ملت تا از میان برداشتن آن تبعیض و ظلم ملی‌ و فرهنگی‌ این است که ناسیونالیست شوند .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست گرامی، هومن، هر سرزمینی ویژگی های خودش را دارد. این که چون در فلان سرزمین چنین و چنان شد پس ما هم باید چنین و چنان کنیم پنداری است که بسیار کسان را در جهان سیاست به شکست کشانده است..........

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
Gulchehranin گرامی اینجا دوستان از ملیت های مختلف خاورمیانه می ایند و از فرهنگشان وتاریخشان وخواسته های شان صحبت میکنند من هم میام حرفاشون رو میخونم و از اونا تاثیر میگرم و توی موضع گیری هام استفاده میکنم چون این محل ها جای خوبی هست که ادم با ملل گوناگون اشنا بشه و ارز شها شون رو جذب کنه دردشون رو بشنوه و راه حل هایی که ارائه میدن به هرحال الان چون ما همه ملت های خاورمیانه داریم دوباره دنبال هویت هامون میریم واز فرهنگ روستایی تحیملی رزیم روستایی حاکم بر ایران خسته شدیم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست عزیز تبریزی جنبش های شهری در اروپا هم اول با ناسیونالیسم شروع شدند بعد جنبش های دیگر از راه رسیدند مثل سوسیالیسم علمی فمنیسم سوسیال دموکراسی انارشیسم و کمونیسم جنبش های زیست محیطی و... ولی شما تمام ایدئلوژی های قرن بیستم را نگاه کنید همان کمونیسم روسی که مدعی انترناسیونالیسم بود تمام سیاست هایش ناسیونالیستی بود ودر اخر هم به حکومت های ناسیونالیستی ختم شد چین هم همینطور الان یک کشور ناسیونالیست است آمریکا هم پاتریوتیست (میهن گرایی )است تمام حکومت ها دوباره به ناسیونالیسم رسیدند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آلیار، هومن و تبریزی

بحث جالبی‌ است، استفاده کردم.

آیا راه این که ما از چاهی به چاه دیگر نیفتیم همین نیست از امکاناتی که مثلا سایت ایرنگلوبال ( و شاید رسانه دیگر ) فراهم نموده است استفاده کنیم و هرچه بیشتر بحث و گفتگو کنیم.

آذربایجانی، کرد، ترکمن، لٔر، گیلک، مازندرانی، بلوچ، عرب، قشقایی، ارمنی، زرتشتی، کلیمی، بی‌دین همه و همه بیاییم با هم حرف بزنیم والا نه خرج دارد نه وقت تلف کردن است. ایران میتواند این Middle East را بکند Middle of Peace.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست گرامی، هومن، همچنان که شما هم به این هوده رسیده اید خرافه های فرهنگ به جای مانده از زمان برده داری و شترچرانی که بدبختانه مغزها را آن چنان از کار انداخته بودند که مردم ایران در سال ۱۳۵۷ به جای انقلاب دست به انتحار اسلامی زدند!..........

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقای تبریزی اینکه در ایالات مختلف ایران جوانان در شهرها و روستاها دارند کم کم بصورت خودجوش وبا مطالعه و مشاهدات شخصی خودشان نه فشار از بیرون از مذهب تشیع(فرهنگ روستایی) میبرند ودنبال هویت بومی وشخصی خود ونیاکانشان میروند وازطرف دیگر با مظالعه فلسفه سیاسی ناسیونالیسم مربوط به هویت خویش را برمیگزینند نشانه گشترش شهریگری و وارد شدن خودجوش مردم به ساحت شهری است یعنی از ساحت روستایی بودن رعیت حکومت بودن وبنده خدا بودن وآل علی بودن به ساحت شهریت و ملیت وارد میشوند این گرایش ها در ایالات کاملا نشانه عروج جوانان از دوره شریعت به دوره ایدئولوزی است که هرچند دارد خیلی دور اتفاق می افتد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست گرامی، آ. ائلیار، در ارزیابی فراگیر در سرتاسر جهان و همه تاریخ بشریت پدیده ای به نام ناسیونالیسم جز زهر کشنده هیچ نیست چرا که تاریخ نشان نداده است که در سایه ناسیونالیسم کسی به پیروزی رسیده باشد..........
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آلتین گرامی لطفاً نقد و نظر خود را بدون توهین و اتهام بنویسید که امکان انتشار داشته باشد. آقای حسن کامنت در زیر مقاله محل شعار زنده باد و مرده باد و تبلیغ نیست. لطفا نقد و نظر بنویسید که منتشر شود. آقای آراز ملتها فاقد ایده لوژی هستند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای آ. ائلیار
میدانم که هرگز جسارت انتشار کامنتهای مخالف را ندارید اصلاً تعجب آور نیست که ... با کوچکترین دیدگاه مخالف لرزه بر اندامشان می افتد «دموکراسی» و «آزادی بیان» چیزی بیشتر از «کشک» نباشد. ظاهراً این چاه «پان فارسیسم» عمیقتر از آنست که «ره گم کردگانی» مثل شما به این سادگیها استطاعت خلاص نمودن خود از «طلسم گریزناپذیر» آن را داشته باشند...

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آ.ائلیار در این دنیای جامد واقعیت حکم میکند و تغییرات را نیرو و کار انجام گرفته ایجاد میکند آزربایجان جنوبی و ملتش از هر دستاویزی برای رهایی و رسیدن به دموکراسی استفاده خواهند کرد مهم انتخاب ملت ترک آزربایجان است هر ایدولوژی را که باعث سریعتر رسیدن به هدف باشد انتخاب می کنند فعلا در میدان عمل دستها بوزقورد را نشان میدهند قبل از رهایی ملی می توان برای احقاق حقوق طبقاتی برنامه ریزی کرد اما این اجرا نخواهد شد جز به پیروزی رسیدن حرکت ملی که در آن کارگر، سرمایه دار و همه طبقات جامعه شریک هستند.در ضمن حرکت آزربایجان واپسگرا نیست که تحمل مسایل غیر دمکراتیک را داشته باشد که بعضیها برای آن تئوری بافی می کنند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقای آ. ائلیار
... سؤالی از شما دارم اگر «ناسیونالیسم موجود در آزربایجان» ... یک رویکرد «بیهوده» می باشد و راه به هیچ جایی نمی تواند ببرد چه چیزی شما را اینقدر آشفته و پریشان نموده است ...!!؟