عرب ها در ایران چه می خواهند؟

خلق عرب که در جنوب غرب ایران زندگی می کند و بین شش تا هشت در صد جمعیت این کشور را تشکیل می دهد، ریشه های ژرف و کهنی در این سرزمین دارد که به هزاران سال پیش می رسد. عرب ها در سال 1424 م کشور مستقل خودرا به نام مملکت عربستان تشکیل دادند که رهبری آن با آل مشعشع بود. این مملکت از شمال به صحنه و کرمانشاه و از جنوب به احساء وقطیف و از شرق به کوه های کهگیلویه و از غرب به کوت و بصره وعماره منتهی می شد. از 1424 تا هشتاد سال این مملکت به پایتختی حویزه مستقل بود و سپس...

خلق عرب که در جنوب غرب ایران زندگی می کند و بین شش تا هشت در صد جمعیت این کشور را تشکیل می دهد، ریشه های ژرف و کهنی در این سرزمین دارد که به هزاران سال پیش می رسد. عرب ها در سال 1424 م کشور مستقل خودرا به نام مملکت عربستان تشکیل دادند که رهبری آن با آل مشعشع بود. این مملکت از شمال به صحنه و کرمانشاه و از جنوب به احساء وقطیف و از شرق به کوه های کهگیلویه و از غرب به کوت و بصره وعماره منتهی می شد. از  1424 تا هشتاد سال این مملکت به پایتختی حویزه مستقل بود و سپس با یورش شاه اسماعیل صفوی، عربستان، استقلال اش را از دست داد اما از خود مختاری کامل برخوردار بود. پس از آن گاه مستقل و گاه کاملا خود مختار بود.

مملکت عربستان یکی از چهار مملکت محروسه ایران در دوره صفویه بود که البته شمار این ممالک محروسه در دوره قاجاریه به شش عدد رسید.

 رضا شاه پهلوی در سال 1925 شیخ خزعل آخرین حاکم عرب در عربستان ایران را سرنگون کرد و نام آن را به خوزستان تبدیل کرد. پس از آن و طی هشت دهه گذشته، نام مکان های طبیعی، شهرها، روستاها، محله ها و خیابان ها را تغییر دادند و در دهه های گذشته ما را حتی از نامگذاری نوزادان مان به نام های عربی غیر مذهبی هم ممنوع کرده اند. رژیم های پهلوی و جمهوری اسلامی از هیچ کوششی برای تغییر بافت جمعیت استان به زیان بومیان عرب دریغ نکرده اند. مردم عرب از همان سال 1925، حاکمیت سیاسی خودرا از دست دادند. این تاریخ، سرآغاز ستم ملی علیه مردم عرب است. این ستم مجموعه ای از تبعیض های نژادی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و زبانی علیه مردم عرب است. مردمی که اکنون به خلق عرب اهواز معروف اند و در کل استان خوزستان و نیز در استان های همسایه زندگی می کنند.

 زبان این مردم عربی است و مذهب شان شیعه ودارای فرهنگ، فولکلور و موسیقی خاص خود اند که با سایر خلق های ایران تفاوت دارد.

 از همان روزهای اول برافتادن آخرین حاکم عرب منطقه، عصیان وشورش عرب ها آغاز شد. این مبارزات که اساسا علیه رژیم پهلوی وبرنامه های ضد عربی اش بود تا دهه پنجاه، شکل و شمایل عشایری داشت. از دهه پنجاه به این سو، رهبری جنبش خلق عرب در اختیار عناصر شهر نشین قرار می گیرد. در سال 1958 "جبهة تحریر عربستان" یا جبهه آزادیبخش عربستان در شهرهای عبادان، محمره (خرمشهر) و اهواز تشکیل شد که هدف آن استقلال اقلیم عربستان بود. رهبری این جبهه را کمیته ای به نام "اللجنة القومیة العلیا" به عهده داشت.

در سال 1963 سه تن از رهبران آن در داد گاه های نظامی تهران محاکمه و در سال 1964 در اهواز اعدام شدند. تغییر رهبری و بدنه جنبش خلق عرب از عشایری به شهری، نشانگر تحول در بافت  اجتماعی و طبقاتی جامعه عرب در ایران بود. فراموش نکنیم که این منطقه به علت اکتشاف نفت در اوایل قرن بیستم نسبت به بسیاری از مناطق ایران، منطقه ای صنعتی به شمار می رود.  

در دهه هفتاد قرن گذشته با گسترش طبقه متوسط و اختلاط بیش از پیش عرب ها در جامعه ایران و نیز زیر تاثیر جنبش های چپگرا، برخی از گروه های مبارز عرب، موضوع استقلال خواهی را کنار گذاشتند و خواهان راه حل مساله ملی در چارچوب ایران شدند.

 مردم عرب بر خلاف انقلاب مشروطیت در اوایل قرن بیستم – که نقش شان غیر مستقیم بود – در انقلاب فوریه 1979 به شکل مستقیم شرکت کردند و ده ها شهید دادند. نقش رهبر معنوی خلق عرب یعنی آیت الله شیخ محمد طاهر آل شبیر خاقانی در آن انقلاب از همگان برجسته تر بود.

 ایشان در ماه مه 1979 یک هیات سی و سه نفره را برای مذاکره با رهبران انقلاب و حکومت موقت به تهران اعزام کرد. این هیات - که نگارنده سخنگوی آن بودم - از میان همه لایه های اجتماعی و از همه شهرهای عربستان ایران بود.

سند تاریخی زیرحاوی مطالبات خلق عرب در سی وسه سال پیش است. این سند گویای واکنش خلق ما نسبت به ستم ملی در دوران پهلوی است.

مطالبات خلق عرب در مقطع انقلاب فوریه 1979

(ارايه شده به دولت موقت در می 1979)

نخست وزیر محترم آقای مهندس مهدی بازرگان

هیئت نمایندگی خلق عرب مسلمان ایران  خواسته هایی را که همه طبقات خلق عرب در تظاهرات و راه پیمایی عظیم خود در شهرها و روستاها آنها را تایید نموده به هیئت دولت تقدیم می نماید. این خواسته ها مورد تایید حضرت آیت آلله العظمی شیخ محمد طاهر آل شبیر خاقانی نیز واقع شده و شامل حقوق مشروع خلق عرب ایران و حق داشتن خود مختاری در محدوده جمهوری اسلامی با حفظ تمامیت ارضی ایران می باشد. خلق ما تاِکید می نماید که امور مربوط به ارتش در دفاع از مرزهای کشور، برنامه های اقتصادی دراز مدت، سیاست خارجی، پول و عقد قراردادهای بین المللی از وظایف و اختیارات حکومت مرکزی است. خلق ما هرگونه توطئه تجزیه طلبی و جدائی خواهانه را در سراسر ایران محکوم می نماید. هم چنین امپریالیسم- صهیونیسم، نژاد پرستی و ارتجاع را محکوم کرده، از سیاست عدم تعهد پشتیبانی، پیمان ها و قراردادهای استعماری را که به استقلال ملی ایران زیان برساند، مردود می شمارد.

خلق ما منطقه ای از خوزستان را که نام تاریخی آن عربستان می باشد و از نظر جغرافیائی در برگیرنده خلق ماست بعنوان منطقه خود مختار می شناسد. اسلسی ترین خواسته های خلق عرب ایران بشرح زیر است:

1-  اعتراف به ملیت خلق عرب ایران و درج آن در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران.

2-  تشکیل مجلس محلی در منطقه خود مختار که مسئولیت قانونگذاری محلی و نظارت بر اجرای قوانین را دارا باشد، و مشارکت خلق عرب ایران در مجلس مؤسسان و مجلس شورای ملی ونیز مشارکت در هیئت وزیران (دولت مرکزی) به نسبت جمعیت آن.

3-  تشکیل دادگاه های عربی جهت حل مشکلات خلق عرب ایران مطابق با قوانین جمهوری اسلامی.

4-  زبان عربی زبان رسمی منطقه خودمختار باشد، با تاًکید به اینکه زبان فارسی زبان رسمی سراسرایران است .

5- آموزش زبان عربی در مدارس ابتدایی و نیز آموزش زبان فارسی در منطقه خودمختار محفوظ خواهد بود.

6- تاًسیس دانشگاه به زبان عربی در منطقه که پاسخگوی نیازهای خلق عرب ایران باشد. ایجاد مدارس و آموزشگاه ها در تمام شهرها و روستا ها و نیز توجه لازم برای استفاده از بورس های خارج از کشور جهت اعزام جوانان خلق عرب ایران.

7- آزادی بیان، انتشار و چاپ کتاب و روزنامه و ایجاد برنامه های رادیویی و تلویزیونی به زبان عربی و مستقل از برنامه شبکه سرتاسری. در این زمینه وجود سانسور  به هر شکل و صورت مردود است.

8- اولویت استخدام در بخش دولتی و خصوصی با خلق عرب ایران، در مرحله بعد با دیگر اقلیت های ملی متولد و ساکن در منطقه خود مختار می باشد.

9- تخصیص مقدار کافی از درآمد نفت برای آبادانی منطقه و شکوفایی صنعت و کشاورزی آن.

10. نامگذاری شهرها و روستا ها، محله ها و خود منطقه به نام های تاریخی عربی آنها که رژیم فاشیستی پهلوی آنها را تغیر داده است.

11- شرکت فرزندان خلق عرب در ارتش و نیروهای انتظامی محلی در چهارچوب منطقه خود مختار و امکان ارتقاء آنان به مناصب و مقام های عالی نظامی که از دستیبابی به آنها محروم بوده اند.

12- تجدید نظر در تقسیم اراضی دهقانان طبق قوانین جمهوری اسلامی، با رعایت اصل زمین از آن کسی است که آنرا می کارد.

در خاتمه از دولت آقای بازرگان انتظار داریم که در رابطه با حل مسائل خلق عرب ایران از مذاکره و سازش با عناصر مرتجع و فرصت طلب خود داری نماید.

هیئت نمایندگان خلق عرب مسلمان ایران

تاریخ  3/2/1358شمسی  

سرکوب ها و خیزش های بعد از انقلاب

خلق عرب جزو نخستین  خلق های ایران است که پس از انقلاب در معرض سرکوب شدید حاکمیت جدید قرار گرفت. در 31 ژوئن 1979 (نهم خرداد 1358) نیروی دریایی به  فرماندهی تیمسار دریا دار احمد مدنی، استاندار وقت "خوزستان" به کمک عناصر مسلح و نقاب دار کانون فرهنگی – نظامی وابسته به دولت، به همه کانون های فرهنگی و مدنی و سازمان های سیاسی خلق عرب در محمره (خرمشهر)، اهواز و دیگر شهرهای استان یورش بردند. بنا به گزارش برخی احزاب اپوزیسیون ایرانی، در این یورش و نیز در حمله به تظاهرات مسالمت آمیز مردم محمره در همان روز، ده ها تن کشته ومفقود الاثر، و صدها نفر دستگیر که ده ها تن از آنان بعدا اعدام شدند. این امر سر آغاز برخورد قهر آمیز با سایر خلق های ایران بود. احمد مدنی که عضو جبهه ملی ایران بود وهم اکنون نام او در سایت این جبهه در کنار دکتر مصدق قرار دارد، می خواست با کشتار مردم عرب، خودرا قهرمان ملی مبارزه با تجزیه طلبان جا بزند و در انتخابات ریاست جمهوری سال 1979 رای ایرانیان را کسب کند. بنا به شهادت سند ارایه شده در فوق و نیز در شعارهای تظاهرات مسالمت آمیز مردم عرب، هیچ گونه شعار یا خواسته تجزیه طلبانه ای مطرح نبود. وتازه این هم نمی توانست مجوز کشتار مردم عرب باشد.

   در می 1985 (اردیبهشت 1364) مردم عرب در اهواز در واکنش به روزنامه دولتی اطلاعات که آنان را "کولی" خطاب کرده بود، دست به تظاهرات مسالمت آمیز زدند که باز هم توسط نیروهای انتظامی قلع وقمع شد. اما عذرخواهی سید علی خامنه ای – رییس جمهور وقت ایران – در نماز جمعه تهران توانست از گسترش دامنه اعتراضات بکاهد. در فاصله میان 1980 – 1988 که جنگ خانمان برانداز ایران و عراق در جریان بود بیشترین ضربه ها وخرابی ها در این استان رخ داد. طبق آمار بنیاد شهید اهواز، از شانزده هزار شهید جنگ در استان، بیش از دوازده هزار نفرشان عرب بودند. به علت نگاه تنگ نظرانه و راسیستی حاکمان تهران هنوز بندر محمره – خرمشهر – که زمانی عروس بنادر ایران بود به طور کامل بازسازی نشده است و فقر وبیکاری در این شهر بیداد می کند. براثر سیاست های رژیم جمهوری اسلامی ایران وساختن سدهای فراوان، آب رودخانه دز به قم، آب کارون به دشت های یزد واصفهان منتقل شده و در آینده نزدیک قرار است به کرمان و رفسنجان نیزمنتقل شود تا برای مصارف کشاورزی – ونه آب آشامیدنی – استفاده شود. این کار به قیمت کاهش تولید محصولات استراتژیک کشاورزی نظیر کشت گندم و جو و بیکاری کشاورزان عرب در استان شده است تا محصولات غیر استراتژیک نظیر کلم و صیفی جات در اصفهان و یزد رونق بگیرد.

اگر به اینها آلودگی ناشی از جاری شدن فاضلاب کارخانه ها و آلودگی هوای اهواز و دیگر شهرهای تابعه را بیافزاییم که ناشی از وزش 110 روز در سال گرد و خاک وتوفان ریز گردهاست، حجم فاجعه زیست محیطی در این استان را درک خواهیم کرد. این سد سازی ها به قیمت کم آّبی و خشک شدن بخش هایی از باتلاق های استان نظیر هور العظیم و هور دورق شده است. این فاجعه در حالی رخ می دهد که چهار رود خانه پر آب ایران در اقلیم عربستان ایران جاری است. مردم محمره وسایر شهرهای استان مثل عبادان و اهواز مجبورند آب آلوده بیاشامند. بنا به اظهار خود مطبوعات دولتی، آبی که برخی از حاشیه نشینان شهرها وروستاییان عرب می خورند را حتی حیوانات هم نمی توانند بخورند.هم اکنون اهواز آلوده ترین شهر جهان است.

در 15 آوریل 2005 شهرهای اهواز، حمیدیه، معشور (ماهشهر)، حویزه و دیگر شهرها وروستاهای استان، شاهد قیام گسترده مردم عرب بود که طی تاریخ مبارزات معاصر این خلق بی سابقه بوده است. آغاز این قیام، تظاهرات مسالمت آمیزی بود که مردم عرب اهواز در اعتراض به برنامه های دولت انجام دادند. بهانه این قیام، افشای نامه منسوب به محمد علی ابطحی رییس دفتر رییس جمهور سابق محمد خاتمی بود که خواستار تغییر بافت جمعیت استان طی ده سال به زیان عرب ها بود. براثر تیراندازی نیروهای پلیس علیه تظاهر کنندگان عرب حدود پنجاه تن کشته و صدها نفر دستگیر شدند. من نیز به علت اعتراض به کشتار مردم عرب در آن مقطع دستگیر و زندانی شدم.

 چند ماه بعد در واکنش به این کشتار، موجی از خشونت سراسر استان را فراگرفت که شامل انفجار در لوله ها و تاسیسات نفتی و برخی از بانک ها و ادارات بود. این وضع که تقریبا دو سال طول کشید، برخی از مردم بی گناه نیز کشته شدند.

در سال 2005 دادگاه های انقلاب 15 عرب و در سال 2006 ده عرب را اعدام کردند. سازمان عفو بین الملل تا ژوئیه 2007 حد اقل 28 حالت اعدام را ثبت کرده است. این اعدام ها در سال های بعد نیز ادامه یافت. به اینها باید مرگ زیر شکنجه را نیز افزود. تازه ترین حالت، اعدام چهار فعال سیاسی عرب در اهواز بود که در روز 18 ژوئن 2012 انجام گرفت. سه تن از اینان برادر بودند. دو ماه پیش نیز حکم اعدام در حق پنج تن از فعالان مدنی فرهنگی و سیاسی عرب اهل شهر خلف آباد صادر شده است. طبق معمول، زندان های سنگین برای سایر فعالان صادر شده که در قیاس با جرم های مشابه در پایتخت، بسی سنگین تر است. طی یک سال ونیم گذشته حد اقل پنج فعال سیاسی عرب در زندان های استان زیر شکنجه کشته شده اند.

 از سال 2005 تاکنون همه ساله مردم عرب سالگرد قیام 15 آوریل را با تجمع و تظاهرات مسالمت آمیز گرامی می دارند. این امر به ویژه در یکی دو سال اخیر محسوس تر و وسیع تر بوده است. این امر ناشی از تاثیر بهار عربی بر مبارزات خلق عرب بوده است.

ابعاد ستم ملی علیه خلق عرب و چشم انداز آینده

ستم ملی علیه مردم عرب در عربستان ایران در چهار عرصه تبعیض نژادی، و نابرابری های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی نمود می یابد. 

خلق عرب در معرض آماج – تقریبا – همه روزه گفتمان نژاد پرستی در ایران است که ریشه در تاریخ و جغرافیا دارد. در تاریخ معاصر، نخستین هدف ناسیونالیست های افراطی و عرب ستیزان عرب ها بودند. این ادبیات راسیستی از نیمه قرن نوزدهم آغاز وتا کنون ادامه دارد. ما این را در آثار وکردار متفکران، سیاستمداران، نویسندگان وشاعران پارسی گو می بینیم. از میرزا فتحعلی آخوند زاده و آقاخان کرمانی ومحمود افشار بگیرید تا صادق هدایت و پور داوود و اخوان ثالث. این امر راست و چپ نمی شناسد یعنی شما می توانید به اینان، نویسندگان مارکسیستی چون بزرگ علوی، باقر مومنی و میرزا آقا عسکری را هم بیافزایید. به ضرس قاطع می توان گفت که 70 درصد اهل قلم واندیشه در این ایران دارای گرایش های نژاد پرستانه ضد عربی هستند. از روزگار رضا شاه پهلوی تاکنون عرب ستیزی در ایران جا افتاده و به شکل فرهنگ در آمده است و ما بازتاب آن را در میان طبقه متوسط و حتی طبقات فرودوست هم می بینیم. این امر، مساله خلق عرب را نسبت به سایر خلق های غیر فارس پیچیده تر و حل آن را بغرنج تر می سازد.

نابرابری سیاسی وتبعیض های ناشی از آن، هنگامی آغاز شد که مردم عرب، حاکمیت ملی خودرا از دست دادند. یعنی از وقتی که رضا شاه به اقلیم عربستان ایران لشکر کشید و شیخ خزعل حاکم خود مختار عرب این اقلیم را دست بسته به تهران تبعید و در آن جا به قتل رساند. همان گونه که اشاره رفت ایران تا هنگام برقراری حکومت شدیدا متمرکز و دیکتاتوری رضا شاه دارای سیستم ممالک محروسه بود که توسط این شاه شووینیست به مملکت شاهنشاهی ایران بدل شد. سیستم سیاسی پیشا پهلوی، نوعی نظام فدرال سنتی بود و حاکم مملکت عربستان در آن سیستم دارای خود مختاری کامل بود. اختیارات حاکم عربستان ایران در سیستم ممالک محروسه شبیه اختیارات کنونی حکومت فدرال کردستان عراق بود. اکنون خلق عرب که بیش از هفتاد در صد از جمعیت استان خوزستان (عربستان) را تشکیل می دهد تنها 5 در صد مناصب مهم حکومتی در سطح استاندار، فرماندار و مدیرکل را در اختیار دارد. طی این هشت دهه هیچ گاه یک استاندار عرب – ولو وابسته به رژیم ها – به این سمت گمارده نشده است.  

در زمینه نابرابری اقتصادی باید گفت به رغم در آمد نفتی سالانه تقریبا یکصد ملیون دلاری، اکثریت بومیان عرب استان در فقر سیاه به سر می برند. کمر بند فقر عربی در اهواز و آبادان، هسته اقلیت مرفه و غیر عرب این شهر ها را دوره کرده است. این فقر را روزنامه نگاران غیر عرب در گزارش هایشان در خبرگزاری های مهر و ایسنا، بدتر از فقر موجود در آفریقا دانسته اند. در دیگر شهرها وضع بدتر است و آمارهای دولتی حاکی از رقم بالای مستمندانی است که در شهرهای محمره (خرمشهر)، حمیدیه، معشور، شوش و خلف آباد از کمیته امام کمک در یافت می کنند. والبته این کمک ها هم در حد بخور نمیری است تا شکم خانواده ها را – که اغلب پرجمعیت هستند – پر کند. طبق گفته روزنامه جمهوری اسلامی 90 در صد مردم شهرستان دشت آزادگان (بنی طرف و حویزه) از سوء تغذیه رنج می برند.

 حاکمیت طی دو دهه گذشته بیش از 200 هزار هکتار از زمین های روستاییان عرب در دو سوی ساحل کارون، از شوشتر تا محمره – خرمشهر – را غصب کرده و آنان را حاشیه نشین شهرهای بزرگ کرده است تا آنان را از زمین نیاکانشان برکند و در فارسیزاسیون آنان بکوشد.

نرخ بیکاری در شهرهایی مثل محمره و عبادان به شصت تا هفتاد در صد می رسد، در حالی که نسبت بیکاری در شهر عمدتا غیر عرب نشین دزفول در همان استان خوزستان، تک رقمی است.

لذا در آمدهای افسانه ای نفت عمدتا در تهران و چند شهر نورچشمی دیگر خرج می شود.

در زمینه نابرابری فرهنگی باید گفت که دانش آموزان عرب مجبورند از همان سال اول ابتدایی – وگاهی زودتر از آن - زبان فارسی را یاد بگیرند واز آموزش به زبان مادری محروم اند. اکنون به هیچ کس اجازه نمی دهند، روزنامه یا مجله عربی برای مردم عرب استان منتشر کند وهمه مطبوعات به زبان فارسی منتشر می شود. یعنی سهم 70 درصد جمعیت استان صفر وسهم 30 در صد جمعیت غیر عرب 100 در صد است.  

 استان خوزستان (عربستان) از نظر فرهنگی درایران در مرتبه پایین یعنی هجدهم قرار دارد. 33% دانش آموزان عرب در مرحله ابتدایی و 50% در مرحله راهنمایی و 70% در مرحله راهنمایی ترک تحصل می کنند.

 عرب ها که حدود 70% جمعیت استان را تشکیل می دهند فقط 6.6% ظرفیت دانشگاه شهید چمران اهواز را تشکیل می دهند. واز ده هزار دانشجوی ایرانی فقط 15 نفر عرب هستند در صورتی که باید 600 دانشجوی عرب باشد.

 در عرصه نشر کتاب حدود نیم در صد عربی و 99.5 در صد فارسی است.

در استان کمترین امکانات فرهنگی در اختیار مردم عرب قرار می گیرد بلکه برعکس با پول نفت با تحرکات سیاسی و فرهنگی، با زبان، لباس، فولکلورشان مبارزه می شود. نیروهای امنیتی حتی با بازی های محلی عربی هم مبارزه می کنند.

 استان "خوزستان" از نظر توزیع مواد مخدر پس از استان سیستان وبلوچستان و از نظر نسبت بیکاری پس از کرمانشاه در ایران دوم است.

به علت این نابرابری ها، هم اکنون گرایش های گریز از مرکز نیرومند است. لذا برای رفع این نابرابری ها و تبعیض ها چاره ای جزشکستن تمرکز آهنین و تقسیم قدرت و ثروت در سطح ایران نیست. در واقع در ایران توسعه اقتصادی وفرهنگی نامتوازن و به سود مرکز و به زیان پیرامون است. لذا دموکراسی واقعی با تبعیض ناسازگار و بدون تحقق حقوق ملیت های غیر فارس امکان ناپذیراست. نظام واقعی فدرال به طور نسبی، نابرابری ها یاد شده را از میان خواهد برد. فدرالیسم باید بر اساس جغرافیایی - اتنیکی انجام گیرد. حتی در این زمینه می توان از تجربه تاریخی ممالک محروسه ایران استفاده کرد که زمانی مملکت های عربستان، کردستان، آزربایجان، گیلان و خراسان را در بر می گرفت. اکنون البته در نظام نوین فدرال، اقالیم محل سکونت خلق های بلوچ و ترکمن نیز باید آورده شوند. ضمنا برای جلوگیری از نژاد پرستی و عرب ستیزی، در قانون اساسی آینده، این دو مقوله باید به طور صریح ممنوع شود.

  • متن سخنرانی در پارلمان فرانسه در 14 سپتامبر 2012            
ایمیل نویسنده: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بنی طرف چراگپ الکی میزنی مالرا شمال شرقوتودستداریم ازبهبهان تاشوش اون وقت جمعیت شیش درصدی ازکنااومد نمیدونم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب بنی طرف
طبق کدام اسناد و مدارک و منابع شما جمعیت عربهای ایران را 6% تا 8% جمعیت ایران می دانید؟؟!!
تمام نهادها و سازمانهایی که آمار اقوام در کشورهای دنیا را منتشر می کنند تنها جمعیت عربهای ایران را 2% می دانند حداقل در این زمینه هم مطالعه فرمایید و هم به فکت بوک سازمان CIA آمریکا مراجعه کنید.در صورت درخواست شما من حداقل از 6 نهاد بین المللی در مورد جمعیت اعراب ایرانی به شما لینک و سند و منبع معرفی خواهم کرد.
خیلی خوشحال خواهم شد که با شما در این مورد و دیگر موارد مربوط به اعراب ایران مناظره داشته باشم.
سپاس از شما.علی عسکری

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
man yek arab irani hastam va hech eteghadi ham be tajzeyeh nadaram vali kash yek roz mitonstin zolm va satami ke ghomeyate arab motehamel meshe ro dark koni.................

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقای بنی طرف من نه فارس هستم و نه زیاد به این مرز بندی های سیاسی اعتقادی دارم ایران کشور من است یعنی در ان متولد شده ام ولی میتوانست کشورم نباشد حتی قصد دارم به یه کشور دیگه مهاجرت کنم اینو گفتم که زیاد هم ملی گرا و وطن دوست و.... نیستم و اصلا از این موضوعات نفرت دارم ولی نمیدونم شما چی را میخواهید برسونید خود را مدافع خلق عرب میدانید و از ظلمی که توسط پان فارسها در حق انان میشود ناراحت هیچ مشکلی نیست ولی برای اثبات مدعایتان نیازی نیست این همه مغالطات ... و مطالب غیر واقعی را به هم ببافید
1 رژیم مستبد حاکم هر عیبی داشته باشه قوم گرا نیست و من میتونم هزاران عرب را نام ببرم که در راس و بالاترین مناصب حکومتی مشغولند در واقع همان ظلمی در حق اعراب روا میدارد که درحق بلوچها لرها ترکها و فارسها روا میدارد پس لطف کنید در این زمینه مغالطه نفرمایید

2


عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
هومن هموطن، کاشکیمثل مشخصا میگفتی متولد کجایی که من تصوری داشته باشم همچنانکه با توجه به مسائل در مورد خودم توضیحات مختصری دادم.
مسئله منابع کمی توضیح دادم. اینکه شما با مسئله هویت برخورد جغرافیایی جدانگارانه بکنی با مهیت کار قومگرایی ونژادپرستی پانهای مختلف از پارسی و کرد تا عرب و ترک ندارد!
مردم جنوب ایران همدتا بر طبق تقسینات امروز زبانشناختی جزو ایرانی زیرگروه هندوایرانی زیر گروه هندواروپایی هستند.از نظر ظاهری شبیه اکثر مردم ایران سبزو هستند. از نظر فرهنی نیز همین طور و از نظر دینی اکثرا مسلمان هستند.شما جداکردن این مردم تحت نام عیلامی دارید خواسته و ناخواسته همان کار پانها را میکنید.
نمیدانم مثل ادم معمولی هستید که دارم از فقر ونداری مثل بقیه مردم ایران رنج میبرم و یا در طبقه دیگری هستید.
ملک مردم بصورت فردی همانی است که برایش زحمت کشیده و از والدینش قانونا به او ارث رسیده

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقای محمد احمد عزیز متاسفانه مطلبی که اماده نوشتن کرده بودم بخاطر وضع بد طراحی این صفحه و فیلترینگ قسمتی ازان دست رفت تصویری که در متون اوستایی از وحشی های شمالی ماورای قفقاز نشان داده شده تصویر مردمی خشن مادی خودخواه است که برای ادامه زندگی دست به غارت و کشتار میزنند افکاری اهریمنی دارند حیوانات را بی دلیل کشتار میکنند و برای نزدیکی به خدای خود خون میریزند این قوم بر سر راه خود تا رسیدن به فلات تمامی شهرهای مسیر را ویران کردند و غارت کردند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
هموطن عزیز,گویا بخشی از مشکل میان امثال ما ناشی از سوءتفاهم است، من حق میدهم در چند کامنت با محدودیت و اشتباه تایپی نمیشود همه چیز توضیح داد.شما کاملا برداشتتان از مطلبم نسبت به خود اشتباه بود چرا سخن من کلی بود و من به هیچ وجه شما و یا شخص حقیقی را متهم به وابستگی صهیونیسم نکردم. اشاره به شباهت اهداف دشمنان ایران همچواروپا وامریکا واسرائیل است با برخیایرانیها!
من و نامهای ناشناس و حتا من محمد احمدی نامم واقعیست مثل هزاران محمد احدی دیگر این ایران زمین، در عین نام واقعی مان بازهم حکم ناشناس داریم چون امثال ما ناممان معمولی هستیم انسان معمولی ایرانی نه نژادبرتر و نه اصل ونسب آنچنانی و نه خون نژاد خالص ترک وعرب و پارس ودیگر کذاییها، مخلوقی از خدا وطبیعتش!
مشکل ما مشکل مثل آفریقا نیست استعمار/استثمارگرانی از هزاران کیلومتر انطرفتر دنیا آمده باشند ملتی به قید وبند استثماربگیرند!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
محمد احمد گرامی اینکه من یا هرکس که از عیلام و حقوق عیلامیان جنوبیان ساکن در استان های فعلی خوزستان بوشهر هرمزگان فارس لرستان و بختیاری و کرمان متهم به رابطه با صهیونیسم و امپریالیسم کند حرفی پوچ و بچه گانه است افراد مدعی اریایی گری و پان ایرانیست روابطشان با صهیونیسم و امپریالیسم و سرمایه داری کاملا مشخص است نفوذ صهیونیسم که مکتبی بسیار قدیمی است و پیشینه اش به زمان های خیلی دور میرسد بنا به اسناد موجود و اظهارات اخیر منشه امیر گوینده رادیو اسرائیل در حکومت های مهاجم وحشی های شمالی ماورای قفقاز از زمان هخامنشیان مستند موجود است وزیران و مشاوران صهیونیست دربار خشیارشاه که اورا به کشتار پوریم تشویق کردند که طبق گواهی عهد عتیق حداقل 80 هزار عیلامی ودیگر بومیان فلات نشین قتل عام شدند فراموش شدنی نیست نقش هخامنشیان در مهاجرت یهودیان به ایران ساختن معبد سلیمان برای آنها در سرزمین

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
گویا ایده سرزمین عیلام شما یک پروژه سیاسی جدید که مثل پان ایرانیسم و پان آریائیسم و پان ترکیسم و پان عربیسم و پان کردیسم و پان لریسم و پان... هست امپریالیسم غرب و صهیونیسم با مشارکت خواسته ناخواسته ارتجاع آخوندیسم و القاعده و طالبانیسم مزدور مزور مونگل میخواهد راه بیفتد البته شایدم ایده شخصی کسی مثل شما؟!که اگر شخصی است دوست هموطن ناشناش بگویم منم در اعیام جوانی تصوراتی از ین دست داشتم و به خراسان بزرگ فکر میکردم ویکدست کردن ایران تحت پانفارسیسم فکر میکردم این نژادما نژاد پاک اریایی بوده همان بلوندهای اروپایی که با مردمان پست تیره پوست درآمیخته اند و باید اصلاح نژادی شوند خوب دیگر جوانی و هزارخطا! کلا این تصوراتی پان ناشی سرخوردگیهای فکری و ایدئولوژیک است ما ایرانیان با واسطه من گمان مکنم شما در بعضی جاها دچار اشتباه شده اید. اگر در شهر مثل مشهد زندگی...

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ba salam be tamame iranian!
500sal,1000sal ?mager fargi mikoned.kheyli az keshverhaye donya mesle otris va megyaresztan va....hatta azin ham zamane tarikhisan az in kamtar ast.ma arab hastim va zabane khodeman ra mikhahim,ke che kasi in asmra dadeh fargi nemikoned(golestan-tajikestan va be sarzamin ma arabestan.)agayan ehsasati shodehand mesle dozdhaye nefte ma.dustani keh arab nistand va dar tul 90sale gabl be sarzamine ma avardeh shodehand gadamesan ruye chashme ma!ma hame duste farso torko lor darin va be khoda ham iman.in serzemi mast va khoda mara yari khahad kard be omid.darde shoma naft ast va darde ma vatan.naft baraye shoma va vatan va zabanes braye ma.jamiate arab khuzestan ja arabstan 8milion nafar ast.gabilehaye ma beraheti gabele shomares ast.tizab ben hamid ben gasem aben ha

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
محمد احمد گرامی من کلا با فروش نفت خام و گاز برای کسب درامد مخالفم حتی اگر اینکار در حکومت مستقل عیلامی شکلل بگیرد من طرفدار اقتصاد کشاورزی و صنایع مولد و غیر استعماری و غیر الاینده هستم و طرفدار اقتصاد پیشه وری شهری و صنایع کوچک که همه اینها با پیدایش نفت در جنوب از بین رفتند اینکه ایران بخوهاد بیکاره باشد و

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ایرانی پان فارس عزیز! واکنش همراه با عصبانیت شما بسیار طبیعی است!
در کودکی در روستای ما هر خانه معمولا یک سگ داشت و گاهی سگ ها به جان هم می افتادند. سگی که ضعیف تر بود معمولا پارس می کرد و سروصدا و در آخر با یک زوزه ضعیف میدان را خالی میکرد!
فکر کنم تا به حال متوجه تنهایی افکارتان در بین هموطنانتان غیر فارس خود شده اید و بنابر این با تمام افراد حاظر در این کامنتخانه(برای شما فحش خانه!) ماراتن مخالفت و توهین و تهمت گذاشته اید.
پان فارس گرامی راه حل بهتر برای شما این است سکوت! در ایران آینده ملیتهای غیر فارس ارزشی برای نظرات شما قائل نخواهند بود. این را به جرات خدمتتان عرض نمایم که آگاهی و رشد سیاسی و اجتماعی خلق های غیر فارس بسیار بیشتر از آنچه جنابعالی می پنداری رشد کرده، اما ما منتظر تعامل سازنده ایم اما اگر به قول بعضی همفکران تندرو شما بحث بر سر جنگ است پس بجنگ تا بجنگیم!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب هومن، من در پاسخ قبلی- در چند کامنت بالاتر- به جناب عزیزی ضمن تاکید بر حق همه گروههای قومی و زبانی و حق خودگرانی وغیره، تصریح کردم منطقه جنوب غربی فلات ایران/ایران زمین، قدیمیترین نامش که در اسناد تاریخی آمده

که به بیش 5 هزارسال پیش برمیگردد عیلام یا هلمتی بوده که البته میتوانسته نامی قبل وبعد یا همزمان نیز داشته باشد که این عیلام یا هلمتی ثبت شده شاید بواسطه حکومت عیلام وهمچنین خوز نیز احتمالا شکل دیگری از آن است و باز تاکید

کردم بخش بزرگی استان خوزستان امروز بین 3000حدود تا 7000 سال پیش و بیش....

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقای ایرانی نام باستانی خوزستان و بخشی از لرستان و بختیاری و استان فارس و بوشهر و هرمزگان فعلی سرزمین عیلام بوده است کتاب های فارسی بسیاری وجود دارد عیلامیان زبان خودرا داشته اندو خط خودرا سابقه حداقل 7 هزار ساله زندگی درجنوب را دارند آریایی وعرب هم نیستند
تنها عیلامی هستند اریایی ها بعدا به عیلام وارد شدند اعراب هم همینطور در گوگل سرچ کنید منابع زیاد هست ضمنا نفت و گاز و آب جنوب موجود در جنوب بزرگ (ازبصره تا چابهار که عیلامیان در آنجا میزیند و جزایر خلیج )ثروتهای متعلق به عیلامیان است و دیگران حق برداشت و استفاده و فروش آنرا ندارند . تبعا هر حکومتی با هر اسمی در منطقه بیاید واین منابع را غارت کند آریایی یا غیر اریایی اشغالگر و استعمار گرست .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
گویا اینجا فرصتی شده است برای احساسات ضدایرانی پان ترکها/عربهای انیرانی و ایرانستیز است. من هم درست همانطور که باید به اینها جواب میدهد و منظورم اینجا هموطنان وطندوستی نیست که عرزبان/ترکزبان هستند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چيزی که برای من خيلی عجيب است اين است که حضرات تماميت خواه که ادعای دموکرات بودن را تابلو دکانشان کرده اند وقتی صحبت از ظلم و ستم ملت غالب بر ملل غير فارس ميشود فوری کل مسئله را کنار گذاشته و دنبال اسم و آمار جعلی ميروند تا سر پوشی بر عمالشان بگذارند. حالا من از شما حضرات سوال ميکنم از چه زمانی همين زبان فارسی دری به مکانی که ايران و مناطق فارس ناميده ميشود وارد شده . و قبل از ورود زبان فارسی دری مثلا در شيراز چه زبانی رايج بوده. سعی کنيد راه حل مسالمت آميز برای حل مبرمترين مساله جامعه پيدا کنيد والا با سياست انکار و سرکوب يعنی همان خط شاه -خمينی هيچ نتيجه ای عايدتان نخواهد شد . نگاه کنيد به صرب ها و صر بستان. بدترين نمونه جامع انسانی و بشريت قرن حاضر.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
هرسرزمینی متعلق بآنهائی است که درآنجا متولد شده اند، هیچ مهم نیست اجدادشان کی وچه موقع مهاجرت نموده اندمثل خودشما ایرانی ایراندوست درواقع ایران ستیز که اجدادتان با محمودافغان بایران آمدندوطلبکارشده اند!طبق امارهای جمهوری اسلامی که ازطرف شما اجیرشدگانش تبلیغ میشود چون آقای اوباما سیاه پوست است ومهاجرمیباشد پس امریکائی نیست؟؟؟
ولی همانطوریکه می بینیدبکوری چشم خمهوری اسلامی/فارسی وطرفدارانش چون ساندیس خورهائی مثل شما رئیس جمهوراست.شما که تا حالا اقلآ ده بارباخودخوری اعلام کردی که دراین سایت پیدایت نخواهدشد!!!ولی چون مامورییت داری بایدددروغهای جمهوری فارسی/اسلامی رابرای هرچه فارس بازی وفارس تازی برای هزارمین بارمثل گوبلزتکرارکنی تا تنی چندمثل خودرابفریبی!!!زهی خیال باطل

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقای بنی طرف عزیز به یاد داشته باشید بعد از جنگی که اعراب تهران نشین و دوستان عرب شما در عراق بر سرزمین باستانی ما عیلامیان (جنوبیان) تحمیل کردند جمعیت بسیاری چون من و دیگران از جنوب بزرگ اواره شدیم شاید جمعیتی حدود 1.5 میلیون نفر و در شهرها ی ایران و جهان پراکنده گشتیم به هر حا ل همه ما عیلامی هستیم ولی در دوران آوارگی هستیم پدر یا مادرمان عیلامی تبار است یا خود متولد شهرها یا روستاهای جنوبیم افزایش

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با سلام خدمت آقای یوسف عزیزی گرامی
مجالی شد تا درهمین جا عرض ارادت خالصانه نسبت به شما داشته باشم. بنده مقالات شما را می خوانم و بسیار برایم مفید فایده واقع شده است

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
برپایه نتایج نهایی سرشماری عمومی نفوس و مسکن آبان‌ماه ۱۳۷۵ جمعیت استان خوزستان ۳۷۴۶۷۷۲ نفر بوده‌است که از این تعداد ۶۴ درصد در سکونتگاه‌های شهری و ۳۵ درصد در سکونتگاه‌های روستایی زندگی می‌کردند و ۱ درصد کوچرو بوده‌اند. شمار عرب‌ها در نواحی روستایی استان خوزستان در سال ۷۸ تعداد ۴۲۹۱۹۷ نفر برآورد شده که حدود ۳۷٫۸ درصد کل جمعیت روستایی استان را دربر می‌گرفت. جمعیت تخمینی عرب‌های استان خوزستان برپایه آمار ذکر شده در آن سال یک و نیم میلیون نفر بوده‌است
(کریمی‌پور، کوثر - کریمی‌پور، یدالله: عرب‌های خوزستان: واگرایی و همگرایی. در نشریه: «پژوهش‌های جغرافیایی». تابستان ۱۳۸۴ - شماره ۵۲. ص۹۷.)..
بنابراین ..زبانهای فارسی-تبار (دزفولی/بهبهانی/شوشتری/بختیاری/لری/مسجد سلیمانی و البته فارسی معیار در آبادان/اهواز..) اکثریت جمعیت خوزستان هستند..تاز تاریخ مهاجرت قبایل بنی طرف/بنی کعب.. از دوران صفویه است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب یوسف عزیزی من نام حقیقی و شناسنه ایم را نوشتم نانمم محمد است و فامیلیم احمدی! یک رگ سیدی (آل علی ومحمد پیامبر اسلام...) دارم ولی خراسانیم نیای پدری ام سیستانی است ولی خراسانیم ایرانیم انسانم ولی نیز ایرانیهستم!
ایران اکثرا میگویند همان آریان یعنی سرزمین آریاییها،ولی من این اسم را به این معنی نمیگیرم که همه مردم امروز و دیروز این کشور/ایران آریایی به معنی هندوایرانی زبان هستند.اعتقادی ندارم چیزی به نام نژاد آریایی وجود داشته ولی از نظر فرهنگی دلایلی وجود دارد از جمله ایین میترائیسم و نشانه های زبان شناختی. با این وجود هیچ دلیلی نیست از ازل آریایی در این سرزمین بوده و دیگرانی نبوده اند. فلات ایران که کشور امروز ایران در آن است چهارراه حوادث ومهاجرت انسانها بوده. زمین خدا متعلق به همه موجودات عالم از جمله آدمیان دارد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب بنی طرف ای کاش پاسخی یرای موارد 3 و 4 و5 بیان میکردید.اینکه در زمان نادرشاه به آن منطقه عربستان گفته میشده دلیل نمیشود که نام تاریخی آنجا عربستان باشد.کتاب معرفی شده حداقل 5 قرن قبل ازنادرشاه نگارش شده.ضمن اینکه خودتان هم اعتراف به نام خوزستان و اهواز در زمانهای دورتر کردید.درمورد درصد جمعیت همین که از 70 درصد به 50 رسیدید نشان دهنده ی ....
آیا مرحوم دهخدا سرشماری علمی انجام داده اند یا بر حدس و گمان گفته اند 50 درصد مردم خوزستان عرب هستند؟ البته پاسخ واضح است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب بنی طرف
در ویکیپیدا آماری از هر بخش خوزستان آمده است و به نظر میرسد تعداد عرزبانان همان حدود یک سوم استان باشد. حدود دو سوم هم عجم (لر/بختیاری/فارسیزبان/دزفولی/بهبانی ..) و غیره هستند. آمار سی-آی فاکتبوک هم جمعیت عرزبانان ایران بین دو تا سه درصد میداند. در مورد نام خوزستان هم نقشه اسختری از هزارسال پیش اورده شد. و مهمتر از آن, نام خوزستان از دوران اشکانیان موجود بوده است.
تصویر یوسف عزیزی بنی طرف

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
براساس پژوهش های میدانی که در داخل انجام دادم و نیز سایر مشاهدات و بررسی ها - که مستنداتش موجود است - به جمعیت 6- 8 در صدی ملت عرب در سطح ایران و بیش از 70 در صد در استان معروف به خوزستان رسیدم شما اگر آمار معتبری دارید ارایه دهید و گرنه با هیاهو نمی توان ملتی همچون ملت عرب را در سرزمین تاریخی آباء واجدادی اش اقلیت انگاشت. والبته سخن شما در باره جمعیت سایر ملیت های غیر فارس نشانگر تعصب شما در باره این ملیت هاست.
تصویر یوسف عزیزی بنی طرف

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این جناب ایرج، که نمی دانم نام حقیقی اوست یا خیر، آن قدر نجابت سخنگویی ندارد تا تهمت به دیگران نزند. اصلا چرا فقط سراغ نویسنده مصری می روی در اغلب کتاب های تاریخی فارسی پنج قرن گذشته، نام خوزستان هم ذکر شده است. احمد کسروی در کتاب "تاریخ پانصد ساله خوزستان" می گوید: از عهد شاه طهماسب صفوی نام بخش غربی و جنوبی استانی را که اکنون خوزستان نام دارد، عربستان نهادند اما از دوره نادر شاه افشار این نام یعنی عربستان بر همه استان خوزستان اطلاق شد.
گفتنی است که پیش از صفویه نام این خطه "مملکت اهواز" یا احواز بود و ناصر خسرو در سفرنامه خود از "ملک اهواز" نام می برد. ضمنا حد اقل دو منبع معتبر یعنی دایرة المعارف بریتانیکا و لغتنامه دهخدا معتقدند که بیش از پنجاه در صد مردم استان عرب هستند. و از آن جا که حاکمیت های متعاقب پهلوی و جمهوری از ارایه آمار ملیت های غیر فارس هراس دارند نگارنده بر اساس پژوهش

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نگارنده محترم یا بیسواد هستند یا به عمد تاریخ را وارونه جلوه میدهد.به اختصار به چند نمونه اشاره میکنم:
1) نویسنده مصری قلقشندی در قرن نهم هجری در کتاب صبح الاعشی فی صناعه الانشاء نام اقلیم سوم ازمملکت جنوبی ایران را خوزستان نامیده ودر مورد آن به و شهرهای خوزستان به تفصیل صحبت میکند.
2)ای کاش نگارنده برای آمار 8درصدی جمعیت عرب ایران و 70 درصد جمعیت عرب خوزستان منبع معرفی میکردند.طبق اکثر منابع قابل اعتماد مانند اتنولوژی- کنگره آمریکا - سازمان ملل - سیا و..عربها حدود 3درصد جمعیت ایران را تشکیل میدهند که در چند استان پراکنده اند و حتی در استان خوزستان اکثریت مطلق نیستند.
با این آماری که گروههای قومی ادعا میکنند (50 درصد ترک 15 درصد کرد 8 درصد عرب..ترکمن ...بلوچ) دیگه فارسی در ایران نمیمونه پس چه کسی ستم ملی میکنه.
3) ایران برای تمام ایرانیان ملک مشاع هست

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقای بنی طرف و دیگر دوستان جنوبی عرب ساکن در جنوب بزرگ خودتان میدانید و تاریخ خوانده اید که جنوب بزرگ که از بصره شروع میشود وتا حوالی سیستان و بلوچستان پایان می یابد و شامل جزایر خلیج هم میشود نام باستانی اش عیلام بوده و مردمش هم عیلامیان خوانده میشوند قسمتی هم از جمعیت جنوب بزرگ عرب زبان هستند که مشخص نیست دقیقا چه زمانی مهاجرت یا مهاجمت به منطقه داشته اند اطلاق نام عربستان و الاهواز به جنوب بزرگ نفی تاریخ چند هزار ساله آن است جنوبیان یا عیلامیان چه فارس زبان و چه عرب زبان همه از حقوق خود محرومند وبا توجه به اینکه بر سر

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این رژیم خانمان برانداز و شیطان صفت به بهانه شیعه مذهب بودن نفاق در کشور های عرب به پا می کند و از طرف دیگر در وطن خودمان ایران هر چه عرب شیعه وجود دارد را می خواهد از ریشه خشک کند چرا که جرم آنها عرب بودن است و جنسی نا خالص در رژیمی که ادعا میکند همه را باید شیعه کرد.شاید که شیطان هم از این رژیم شرم دارد