Sunday 01 August 2010

باعث از بین رفتن مهر و شفقت و انساندوستی و احترام متقابل بین مردم شده.چه درغرب و چه در خاور میانه مهمترین چالش هنوز همین افکار سیاه سامیگری(یهودی مسیحی اسلامی)است که در نهاد انسانها ریشه دوانیده و بربریت کنونی را دامن زده است.مگر درایران ما همین ارازل و اوباش را مردم با روی خوش و مهر نپذیرفتند؟ولی بمحض گرفتن قدرت به کشت و کشتار و بیرحمی و تجاوز و ددمنشی که مختص این آینهاست روی آوردن.محمدخود جنایتکارانه و بیرحمانه تمام منتقدان خودرا از میان برد.قوم یهود هم درحقیقت تاوان بیرحمیهای خود را در طول تاریخ پرداخته اند.چون هرزمانیکه بقدرت رسیده اند بدیگران رحم نکرده اند.تازه مگر همین قوم یهود نیست که برطبق تورات و انجیل قوم برگزیده یهوه اند و تنها مردمی خواهند بود که در پایان جهان باقی می مانند؟آیا لازمه چنین طرز تفکری غیر از قتل عام و نابودی دیگران چیز دیگری می تواند باشد؟ما ایرانیان نباید مسایل خود را قربانی دفاع از هیچ مردمی نماییم.ما ضمن محکوم کردن کشت و کشتار مردم بیگناه(کودکان ...)باید همگام با سکولارها نه حرامیان اسلامی برای صلح پایدار در منطقه بکوشیم و از سپر بلا شدن بپرهیزیم.منافع ملی ما تنها در صلح و دوستی در منطقه تامین میشود و این چیزیست که هم تندروهای یهودی و میسحی و هم حرامیان اسلامی و نوچه هایش با آن مخالفند.نفع ما در سکولاریسم شدن منطقه و کوتاه شدن دست ارازل و اوباش مذهبی اسلامی یهودی و مسیحی از منطقه است.وظیفه هر ایرانی درحال حاضر نه سینه چاک کردن برای فلسطین و اسراییل بلکه مبارزه بی امان با وحوش و حرامیان اسلامی حاکم بر ایران است.آزادی ایران وبرقراری حکومتی سکولار دمکراتیک و انسان و داد محور در ایران بزرگترین کمک به مردم فلسطین و اسراییل وکل منطقه است.درغیر اینصورت هر مبارزه ای بنفع حرامیان مذهبی و بخصوص اسلامیان درایران خواهد بود.