فرهنگ، هنر و فن‌آوری

شعر نو
شاید سال‌ها قبل فالگیر دوره‌گردی که کف دست او را دیده بود، آن را بر کف دستش حک کرد! یا در زلزله کرمان، در ماهان در حیاط کوچک و سفید رنگی در پشت مقبره شاه نعمت‌الله ولی! زمانی که خسته از درآوردن و دیدن جنازه‌های زیر آوار مانده از زلزله به این حیاط پناه آورده بود! نشسته برسکوی یک ایوانی خشتی. فضایی عجیب که زمان را از دست او ربود.

بهتر از هرکس به درد ما مداوا بود او؛
بهترین بابای دنیا بود او
شعر زبان دل و احساس است و شاعر پيامبرى است كه از بهشت جمال بر لب داستانها دارد. و اين داستانها را با زبان بليغ رقيق ترين احساسات ، در ظرف دل پذير والاترين حماسه ها ، شور انگيز ترين غزلها و مثنوى هاى عاشقانه و عارفانه و ناب ترين انديشه هاى مندرج در حكايات نشأت يافته،از لطائف اخلاق مى ريزد ، تا آيينه سر تا پا نماى آرزوها، اميد ها ، و انفعالات به قالب لفظ نيامده ما شود، وما را با عوالم نهانى جان و دل پيوند دهد.
پسرم دانشجوی دانشکده پزشکی تبریزه، همین روزا قراره تحصیلشو تموم کنه و دکتراشو بگیره! ..... اشکم سیل آسا سرازیر شد، صورت و اشک هام را رو گونه ها و پیشانیش مالیدم و نالیدم: "منو ببخش، پسرت صبح امروز اعدام شده!" .....