در دادگاه سلطنت طلبان
15.08.2022 - 06:33

 

پس از خاموشی ه.ا.سایه لشکر سایبری طرفداران دیکتاتوری پهلوی سابق به خط شده و تن تکیده و بی روح سایه را آماج حملات کینه توزانه خویش قرار دادند. اما پرسشی که هر ناظر بی طرفی ممکن است به ذهنش خطور کند این است که براستی این جماعت وحوش شاه الهی بکدامین جرم گریبان روح تازه پرکشیده سایه را گرفته و بر صندلی متهم نشانده‌اند؟!

سایه جایگاه رفیعی در عالم ادبیات ایران داشته و بدرقه ی به این شکل فقط از جماعتی با آن کارنامه وتاریخ سرتاسر تباه برمی‌آمد. به گواه اهل فن وادب ابتهاج یکی از شاعران تاثیر گذار معاصر بوده و در هردو عرصه ی شعر کلاسیک و مدرن دستی بر آتش داشته و کمتر شاعری را بتوان نام برد که به مانند سایه توانایی جولان در هر دو سبک را داشته باشد.

واما این کارنامه ادبی ایشان نیست که امروز در بوته نقد قرار گرفته که البته نام این دریده کلامی ها را اگر نقد بگذاریم مفهوم نقد را از محتوا تهی کرده و به واژه نقد توهین کرده ایم!

میگویند جرم سایه این است که در همراهی با توده مردم در انقلاب ۵۷ شرکت داشته، براستی چه جرم سنگینی وچه دعوی محکمه پسندی!

و البته سایه تنها متهم این دادگاه ارواح نیست! پیش تر مدعی العموم های قلابی_که خود در واقع همان تبهکاران متواری ۵٧ هستند که امروز ژست شاکی‌ها را به خود گرفته‌اند_ رضا براهنی را نیز از این دادرسی های آریامهری بی نصیب نگذاشته، با بی شرمی تمام چند جین از "هم‌میهنان" چماقدارشان را برای اذیت و آزار هادی خرسندی، شاعر و طنزپرداز معروف، گسیل کرده بودند.

خرسندی ،براهنی ،ابتهاج و بسیاران دیگر از هم نسلهایشان به اتهام نه گفتن به دیکتاتور سابق و نه گفتن به سانسور وخفقان آریامهری و همراهی با توده‌ها در قیام مردمی ۵٧ اینگونه امروز می‌بایست حتی بعد از مرگ هم پاسخگوی حضرات باشند.

باید گفت چنین تحرکات بی‌شرمانه‌ای صرفا در جهت کوبیدن مخالفان سیاسی دیروز و امروز نیست بلکه باید آنرا بمثابه ادامه سیاست تواب سازی شیخ ، اینبار بدست محبان شاه دانست. با حملات غیرمنصفانه وهیستریک به انقلابیون گذشته اینان به دنبال آن هستند تا از بازماندگان آن تجربه تاریخی که اکنون در قید حیات هستند "توبه‌نامه" گرفته و در پیشگاه مردم ایران (بخوان در پیشگاه بازجو-کنشگران پادشاهی خواه) وادار به ابراز ندامت و پشیمانی کنند.

براستی که امروز لشگر بوقچی سلطنت طلب در عمل ادامه دهنده مسیر تاریخی اسلاف اسلامی شان هستند و رسالتشان چیزی جز سرکوب و منکوب‌ کردن جامعه به خاطر پشت کردن به نهاد ارتجاعی سلطنت و به زباله‌دان تاریخ سپردن آن نیست.

جریان حامی نظام پوسیده سلطنت امروز علی رغم ژست و تعارفات "دمکراسی خواهانه" در عمل ثابت کرده که همان راه عموزادگان اسلامی خویش را می‌پیماید و به شکل کاملا واضحی با عربده کشی مجازی و سردادن شعارهای شبهه فاشیستی میخواهند سناریویی مشابه بقدرت رسیدن جریان اسلامی در سال ۵٧ را تکرار کنند.

و اما براستی از منظر واقعیت عینی و نه از طریق مرثیه‌سرایی رسانه های جریان اصلی بر دوران "خوش" از دست رفته، انقلاب ۵۷ ایران نیز به مانند سایر تحولات و انقلاب‌های دنیا نتیجه سیر کشاکش جنبش های اجتماعی و فشار مطالبه‌گری عمومی جامعه بوده است. در طبیعی ترین حالت ممکن مردمانی در اواخر قرن بیستم و با تجربه تاریخی مشروطیت و جنبش ملی شدن نفت وسابقه اعتصابات واعتراضات کارگری بنابر واقعیت روز می‌بایستی به نهاد پوسیده موروثی سلطنت یک نه بزرگ می گفتند واین جواب منفی بزرگ در انقلاب ۵۷ تبلور پیدا کرد و خیل عظیم روشنفکرانی از جنس ابتهاج نیز جدا از این مطالبه عمومی حرکت نکردند. اما ادامه روند این جنبش و دست بالا پیدا کردن جریان اسلامی و سرکوب خواست‌های انقلابیون وتوده های مردم بدست اسلامیون تازه به قدرت رسیده و توگویی سکان قدرت را از شاهنشاه آریامهر تحویل گرفته، نمی‌توانست معنای دیگری جز سرکوب و به حاشیه راندن مبارزان واقعی و نیروهای ترقی‌خواه داشته باشد. می‌توان گفت که سرکوب سی خرداد شصت ادامه سرکوب میدان ژاله است. شاه البته توان ادامه سرکوب توده ها تا به آخر را نداشت و بنا بر حکم تاریخ می بایستی قدرت در اختیار گروهی قرار می‌گرفت که می‌توانست شرایط انقلابی را سریعا مهار کرده، کارگران و توده های متشکل را به حاشیه رانده و قدرت بدست آمده توسط ضدانقلاب واپسگرا را تثبیت کند.

انقلاب ۵۷ به عنوان یک تجربه تاریخی طبعا دست آوردها وشکست هایی به همراه داشت، صد البته میبایست این تجربه را بتوان در سطوح مختلف تجزیه و تحلیل کرد و نقطه عطف ها وفراز وفرود ها و شکست های آن را بررسی کرد اما پرواضح است که ارتش سایبری پادشاهی خواه نه درکی از روند های تاریخ معاصر ایران دارند و نه توان پاسخ گویی به پرسش های اولیه ساده را. آنان‌ در پاسخ به چرایی شعله ور شدن قیام پاسخ های دم دستی یا به سیاق فرهنگ پوسیده شان؛ دایی جان ناپلئونی میدهند.

واما در انتها مرگ ابتهاج فرصت دیگری برای عرض اندام دوباره این گروه بدست داد تا دوباره به صحنه گسیل شوند و انقلابیون ۵۷ را برای ابراز ندامت از گذشته در تنگنا قرار دهند. بسان روز روشن است که چماقداران مجازی فعلی در فردای سررسیدن تحولات سرنوشت ساز آینده، چماق های واقعی را به دست خواهند گرفت تا یکبار دیگر پایان را تراژیک رقم زنند!

 

ناز پروردِ تَنَعُّم نَبَرَد راه به دوست

عاشقی شیوهٔ رندانِ بلاکش باشد

 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

ایران گلوبال

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما

دیدگاه‌ها

محسن کردی

عنوان مقاله
چپ ها همه از دم تروریست هستند.

 این گونه مطلب نوشتن و عقده خالی کردن درست نیست. شما اگر با رضاپهلوی مشکل دارید... او را نقد کنید. این که یک آدم بی سر و پایی در گوشه ای از دنیا یک چیزی بنویسد و به رضاپهلوی هم عشق بورزد.. و شما حرف آن آدم بی سروپا را مستند بگیرید و همه را به یک چوب برانید مثل آن است که من در تیتر این مطلب همه چپ ها را با یک چوب برانم و بگویم همه از دم تروریست هستند. پس از 40 سال از انقلاب میگذرد انتظار میرود دوستان چپ دوران کودکی سیاسی شان را از سر گذرانده باشند و یک مقدار بجای لج کردن و دهن کجی و مو نوموخوم.. بزرگ بشوید و دوتا حرف بزنید که آدم ازتون چیزی یاد بگیره. نوشتن این مطلب شما.. راحت بگم برازنده نیست من اگر یک چپ باشم از این مطلب شرمنده میشوم. 

د., 15.08.2022 - 12:57 پیوند ثابت