واقعا سازمان مخالف مها جرت به غرب بود؟
25.07.2022 - 23:10

ابوالفضل محققی در مقاله ای در سایت ایران گلو بال تحت عنوان " این بحت ها و جدال های سیاسی" منتشر کرد. 

در این مقاله نویستده عضو سابق سازمان فدائیان خلق اکثریت که اتفاقا مثل من جزء جناح راست سازمان در آن زمان بود ادعای غیر واقعی را مطرح کرده است .

هدف این نوشته من پاسخی است است به این اتهام بی اساس ایشان.

این ادعا بی اساس چه بود و چرا وبچه دلیل نادرست بود.

ادعا و اتهام چنین بود "مینویسد یکنفر مسئول امنیتی آمد ( در افغانستان)و گفت "سوالی که مرا یاد آخرین روزهای خروج از کابل می اندازد. تعدادی از اعضاء به سازمان ملل مراجعه کرده و تقاضای رفتن به کشور های غربی را کرده بودند. مسئول امنیتی طرحی را به کمیته کابل آورد که باید این افراد را ایزوله کرد! کسی از اعضای سازمان نباید با آن ها تماس بگیرند. در برابر اعتراض من گفت "رفیق جان تو نمی دانی وقتی که این آدم ها از پله کان هواپیما درغرب فرود میآیند ماموران "سی آی ای" چطور سراغشان میروند." نشان به آن نشان که مدتی بعد جملگی از دبیر اول تا آخر از طریق همان سازمان ملل با همان هواپیماهای غربی قدم در خاک غرب نهادند از مزایای آن بهره گرفتند و هنوز وقتی بیشتر آن ها را تکان می دهی زبان به مذمت غرب می گشایند!"

اما پاسخ من :

واقعا موضع رسمی سازمان بعد از فروشی شوروی و ومهاجرت به غرب این بود که ابول نوشته؟ واقعا سازمان مخالف مها جرت به غرب بود؟ هم تو ( منظور کیانوش توکلی)و هم من و خود ابول شاهد بودیم که سازمان با همه امکانات کمک کرد تارفقای ما از تاشکند؛ باکو و افغانستان از هر طریق ممکن به غرب مهاجرت نماید شاهد ادعای من صدها نفر هستند . در افغانستان دهها تن ا زاعضای سازمان و تعداد بسا اندک ازرهبری سازمان بطرق گوناگون از جمله از طریق سازمان ملل فقط درافغانستان و مستقل از تاشکند و باکو به کشوری غربی مهاجرت کردند. آیا گفته ونظر یک فرد امنیتی!؟ بایدملاک وسند قرار گیرد.؟ و میگوید " مسئول امنیتی طرحی را به کمیته کابل آورد که باید این افراد را ایزوله کرد! " کدام طرح"!؟ مسئول امنیتی این طرح را از کجا وتوسط کدام ارگان سازمان آنهم " در روزهای آخر" به شخص شما ابلاغ کرد !؟ با صراحت میگویم ابوالفضل دروغ میگوید من دهها شاهد دارم از جمله شخص شما کیانوش آیا سیاست سازمان اینگونه بود که ابول از قول یک مسئول امنیتی نقل کرد؟ من در تا شکند مسئول هم آهنگی بین دفتر نخست وزیری تاشکند و سازمان برای خروج اعضای سازمان به غرب بودم اصلا چنین " طرحی" که ابول به استناد کرد نه شنیدم ونه دیدم. حالا ابوالفضل مسیر دیگری در پیش گرفته و از اتحاد با رضا پهلوی و مسیح علینژاد سینه میزند خوب بزند حرفی نیست. اما اجازه ندارد دروغ پردازی کند وبنویسد"نشان به آن نشان که مدتی بعد جملگی از دبیر اول تا آخر از طریق همان سازمان ملل با همان هواپیماهای غربی قدم در خاک غرب نهادند از مزایای آن بهره گرفتند" این دروغ محض است هیجیک از اعضا ی رهبر سازمان مستقر در تاشکند از جمله فرخ؛ فردوس؛ مجید؛ شمسی ونقی؛ فریدون؛ بهمن؛ رضا جوشنی ؛ امیر ممبینی . بهروز وهمراه دهها عضو وکادر سازمان ... از طریق مراجعه و "مزایای سازمان ملل" به غرب مهاجرت نکردند مطلقا ابول دروغ میگوید یکنفر از رهبران سازمان در تاشکند از طریق سازمان ملل به غرب مهاجرت نکرد حالا ابول از کجا میداند هم از مزایا استفاده کردند وهم با هواپیما ی غربی پرواز کردند !؟ این هم تصویر مقاله ابوالفضل

Kan vara en bild av 2 personer och personer som står

 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

کیانوش توکلی

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما

دیدگاه‌ها

نظرات رسیده

Esmail Zargarian

 تقی جان ضمن عرض سلام و ممنون از توضیحاتی که دادید. جهت روشن شدن مطالبی که من نوشتم به این بخش از نوشته من توجه کن شاید کمک کند تا موضوع دقیقتر و روشنتر شود.

نوشتم "

هدف این نوشته من پاسخی است است به این اتهام بی اساس ایشان.

این ادعا بی اساس چه بود و چرا وبچه دلیل نادرست بود.

ادعا و اتهام چنین بود "مینویسد یکنفر مسئول امنیتی آمد ( در افغانستان)و گفت "سوالی که مرا یاد آخرین روزهای خروج از کابل می اندازد. تعدادی از اعضاء به سازمان ملل مراجعه کرده و تقاضای رفتن به کشور های غربی را کرده بودند. مسئول امنیتی طرحی را به کمیته کابل آورد که باید این افراد را ایزوله کرد! کسی از اعضای سازمان نباید با آن ها تماس بگیرند. در برابر اعتراض من گفت "رفیق جان تو نمی دانی وقتی که این آدم ها از پله کان هواپیما درغرب فرود میآیند ماموران "سی آی ای" چطور سراغشان میروند." نشان به آن نشان که مدتی بعد جملگی از دبیر اول تا آخر از طریق همان سازمان ملل با همان هواپیماهای غربی قدم در خاک غرب نهادند از مزایای آن بهره گرفتند و هنوز وقتی بیشتر آن ها را تکان می دهی زبان به مذمت غرب می گشایند!"" موضوع و هدف نوشته من وانتقاد من روشن بیان شده است.

بعد از فروپاشی شوروی رهبری سازمان تصمیم گرفته بود سازمان هر چه زودتر اعضای سازمان در تاشکند؛ باکو افغانستان و.. از هر طریق ممکن والبته با کمک سازمان بویژه در تاشکند به هر کجای غرب که مایل هستند و امکان دارد مهاجرت کنند. پیش از فروپاشی و کودتا در شوروی موضوع بحث نبود بقول گفته ابوال موضوع به یکی دوسال آخر بر میگردد یعنی زمانیکه با فروپاشی شوروی ما هم فرو پاشیدیم. من اطلاعات خودم را بعنوان یک شاهد عینی و بعنوان یکی از اعضای کمیته تاشکند که رابطه مستقیم بین سازمان و دفتر نخست وزیر داشتم و با اسناد و شاهدان عینی شاهدت میدهم این قضیه که ابول نوشته "جملگی از دبیر اول تا آخر از طریق همان سازمان ملل با همان هواپیماهای غربی قدم در خاک غرب نهادند از مزایای آن بهره گرفتند" صحت ندارد. همین هنوز هم ابول پاسخی نداد ومن هم اصراری ندارم . قربانت امیدوارم همیشه تندرست سلامت باشید.

پ., 28.07.2022 - 00:18 پیوند ثابت
نظرات رسیده

Taghi Gilani

کیانوش عزیز، موضوعی رو که ابوالفضل مطرح کرده بخاطر ناروشنی های معینی، و صرفاً به این خاطر که جو کلی کمیته کابل رو منعکس کنه، زمینه ساز برخی مسائل شد. و از آن جمله گفتن اینکه همه به سازمان ملل رفتند و ... در زمانی که تو هم دیگه چشم بسته نبودی، و خیلی از بچه های مجرد از رفتن به اتحاد شوروی برای تحصیل کنار گذاشته شده بودند، چند نفری به سازمان ملل مراجعه و تقاضای انتقال به کشورهای دیگر کرده بودند. آن زمان در کابل به شیوه مرسوم در برخی کشورها مثل ترکیه و پاکستان و هندوستان یا بطور کلی کشورهای دیگر، دفتر کمیساریای عالی پناهندگان وجود نداشت. مراجعه به دفتر سازمان ملل مثل مراجعه به سفارت خانه ها بوده. گفته ابوالفضل در آن وجهش درسته - و توسط اکثر ساکنین کابل هم دنبال میشد - که رفتن به غرب رو بدتر از برگشتن به ایران می دانستند. دلایلی که آن افراد - و کسی که مطرح کننده چنان طرحی بوده - مطرح می کردند، این بود که مراجعه به دفاتر و یا سفارت خانه های غرب رو نوعی بریدن از مبارزه سیاسی می فهمیدند. نه کمیته کابل و نه کمیته مرکزی سازمان اکثریت تا زمانی که خودشان در شهر تاشکند به این نتیجه نرسیده بودند که باید به غرب بروند، و چه بسا بعداز آن هم برای گذران نیروهای سازمان در حول و حوش خود نداشتند. رفتن به کنگره سازمان و متعاقباً مصاحبت و دیدن وضعیت زندگی کسانی که پیشتر از آن به غرب رفته بودند، بخش عمده کمیته مرکزی سازمان را بر آن داشت که: ما میتوانیم به غرب رفته و در آنجا کم و بیش همین نقش و برنامه سازمان را دنبال کنیم. تنها در سال 1991 بود که بعداز آمدن خانوم "مورین" که مسئول کمیساریای عالی پناهندگان در پاکستان بوده، امکان تقاضای مهاجرت از طریق سازمان ملل فراهم شده بود. یکی از دوستانمان که از دوره گذرانش در پاکستان با خانوم مورین آشنا بوده، در کابل به او مراجعه و بعدتر بعنوان مترجم بعضی از ایرانی هایی که به کابل آمده بودند رو به کمیساریای عالی پناهندگان وابسته به سازمان ملل برد. توضیح دقیق اینه که: سال 87 تا 91 آن دفتری که در کابل وجود داشت، دفتر کمیساریای عالی پناهندگان وابسته به سازمان ملل نبود. حالا میشه گفت که بغیر از آقای فرخ نگهدار و تو و تک و توک رفقای دستگاه رهبری آن زمان که در کابل زندگی می کردند، بقیه به ادارات مهاجرت در غرب خودشان رو برای پناهندگی معرفی کردند. تا آنجائی که من یادم هست، زمان طرح ایزوله کردن متقاضیان خروج از کابل با استفاده از دفتر سازمان ملل و یا سفارت خانه ها، تو دیگه چشم بسته نبودی. البته بنا به رده تشکیلاتی ات و صرفاً حضور فیزیکی و پذیرش برخی مسئولیت ها از سوی کمیته مرکزی، رابطه ای بین تو و تشکیلات مخصوص به کابل وجود نداشت. اما، موضوع مراجعه به دفتر سازمان ملل و به سفارت آمریکا بگونه ای بود که شخص تصمیم گیرنده، تصمیم خود را بدون حضور در بدنه تشکیلات پیش میبرد. امری که غیرمتعارف بود تا آن زمان. انگار گفته باشیم: هر کسی که دیگر مایل نیست با سازمان باشد، او را ایزوله کرده و در مناسبات روزمره با اون قرار نگیریم. امروزه و پس از چند دهه نه کسانی که در رأس و بالای آن هیرارشی عجیب و غریب قرار داشتند و نه آنانی که در سطوح پائین و انتهائی این هرم، مایل نیستند نه مسئولیت حضور خود در آن هیرارشی را بپذیرند و نه مسئولیت خود در، گردن گذاری به چنان مناسباتی. به شاهرخ عزیز هم بد نیست این نکته رو اشاره کنم که: مناسبات در تاشکند بمراتب با وضعیت در کابل فرق می کرد. کابل یک وضعیت امنیتی منحصر بفرد داشت. اگر در تاشکند اعضاء سازمان بدون کناره گیری از تشکیلات می توانستند مثلاً به دانشگاه بروند و یا کار کنند، در کابل همه این امور از طریق تشکیلات میگذشت. برای سفر حتی به تاشکند هم باید مسئولین تصمیم و تقاضای ویزا از سفارت شوروی توسط مسئولین دنبال می شد. اینها موضوعاتی نبودند که بدون هیرارشی حل بشه و وقتی هم تقابل جناحی به چنین عرصه ای پای گذاشت، بوده اند کسانی که دیگران را به بریدن از مبارزه و عافیت طلبی و غیره متهم می کردند. شامل حال نود و نه درصد ساکنین در کابل بود و ربطی هم به این ندارد که ابوالفضل در کمیته کابل چقدر از حقوق افراد برای خروج از افغانستان دفاع کرده است

پ., 28.07.2022 - 00:16 پیوند ثابت
نظرات رسیده

 

ابوالفضل محققی

مطلقا بنا بر جواب دادن نداشتم اما وقتی به کلمه دروغ گو صفتی که آقای زرگریان بمن زده و چند فرصت طلب ابن الوقت بر آن مهر تائید نهاده اند رسیدم ناگزیم کرد که عهد خود مبنی بر در افتادن با کامنت گذاران را زیر پا نهاده و کوتاه جواب دهم . حداقل بهتر بود آقای زرگریان که هر گز در کابل نبودند از من و اگر قانع نشدند ازچند نفر سئوال می کردند که در سال های آخر موضع من چه بود ؟من وتنی چند از رفقا در موضع سنتر بودبم من اعتقاد داشتم و دارم که تمامی حقیقتت پیش ما نیست لذا دردعوای چپ وراست می گفتم بیائید از آن چه که مثبت است وهر دو جناح به ان رسیده ایم دفاع کنیم .موارد اختلاف را به اینده بسپاریم متاسفانه همین جو منیت ،اتهام زنی وتعصب امکان چنین فضائی نداد ونهایت ان شد که علی ماند وحوضش . حوضی خالی که چند تازه رسیده امروز که کوچکترین اطلاعی از آن چه طی این سال ها گذشت ندارند وبخود اجازه می دهند در مقام عقل کل هر چه دل تنگشان می خواهد بنویسند .من در مسیج خصوصی به آقای زرگریان نوشتم با نام افراد آورنده طرح وبرخی مسائل امنیتی دیگر و اما چون اعتقاد ندارم نام افراد را بنویسم چرا که برخورد من نه با نام ها بلکه با فکر ها و عمل کرد هاست و تاکنون هم بر این اعتقاد بودم وخواهم بود نه نامی خواهم نوشت ونه لقبی خواهم داد کاری که بشدت از آن نفرت دارم ..اما جمع آوری نظر از طریق شما در تائیددروغ گوئی من با استناد به آقای توکلی نیز جالب است. می توانستید از طریق مسیج از من بپرسید تا من دقیقا برای شما بنویسم اگر قناعتی حاصل نشد از افراد دیگر بپرسید .من هیچگونه قصدی بر تخریب سازمانی که تمام نوجوانی وجوانیم در خدمت به آن گذشت ندارم چرا که نه با فرصت طلبی بلکه با عشق رفته بودم و عاشقان جای گله گذاری ندارند .اما آنچه امروز می نویسم برعکس فکر شما که پیوسته فکر می کنید پشت هر تائید وبا نقدی منفعتی خوابیده من تلاش می کنم به آنچه که در جریان تجربه زندگی و خوانده و شنیده ها ومنطق خوابیده پشت آن ها با توجه به شرایط عینی وتاریخی رسیده ام بدون هیچ چشم داشتی بدون هیچ سهم خواهی جواب گویم واز حقیقتی که به آن رسیده ام با با تکیه بر این که تمامی حقیقت پیش من نیست دفاع کنم .در این دفاع از حقیقت ونقد دیروز است که بناگزیر با برخی از رفتار ها وعمل کرد ها زاویه پیدا می کنم و ناگزیر از نقد در حد وسع خود . حداقل میدانم کی هستم و چه می گویم وقتی بی چشم داشت و بی نظر بر جایگاه می نویسم .لذا ترسی از سنگ زدن کسانی که بقول مسیح خود فکر می کنند حقیقت مطلقند ندارم .اما اندگی در زدن اتهام و دادن لقب تامل کنید .وناراحتی ،عصبیت خود را ایم گ.نه فرو ننشانید که که خوانندگان قاضیانی بی طرفند .

س., 26.07.2022 - 09:26 پیوند ثابت
کیانوش توکلی

توضیح در مورد مقاله ابوافضل محققی :1- من نوشته بودم که از ان طرح خبر نداشتم چون در ان زمان من در کابل نبودم و سال اول اقامتم در افغانستان بنده " چشم بسته " بودم و هیج ارتباطی با کمیته کابل نداشتم 2_ در مورد رفتن به غرب و un فضا و جو بدی حاکم بود بگونه ای که هر کس قصد رفتن به غرب را داشت، از طرف برخی مسئولین سرزنش می شدند و چند نفر هم ایزوله شده بودند .3_ من شاهدت می دهم که ابولفضل محققی در ان زمان که سازمان به چپ و راست نظری - سیاسی تقسیم شده بود؛ مواضع میانه ای داشت و نگاه انتقادی به هر دو جناح داشت 4-در ضمن ان مسئول امنیتی و برخی مسئولین دیگر un هراسی براه انداخته بودند؛ بگونه ای که مطرح می کردند انگار پشت تابلو un کارشناسان سیا قرار داشته اند . 5- و با توضیحاتی که تقی گیلانی از ان روز ها نوشته است ؛ نشان می دهد که اتهام دروغ گویی به ابوالفضل درست نباشد . بازهم تاکید می کنم عدم اطلاع من از ان طرح بخودی خود یه معنی نبود آن نیست که چنین طرحی وجود نداشته باشد و در این مورد دوستانی که ان سالها در کمیته کابل حضور داشتن باید نظر دهند.

د., 25.07.2022 - 23:32 پیوند ثابت