فرهنگ و هنر

Mohammad Ali Esfahani   محمد علی اصفهانی
بازنويس يک شعر قديمی، اين بار به حرمت آن سبز که دیگر به سرخ زده است و آن سرخ که به جان دشت زده است و آن بغبغوی در گلو شکسته ی مانده در دور تر های هوا، که در همين نزديکی هاست.
6 کامنت
چو او را جایگه باغ بهشت است // به سوکش مویه کردن زشت زشت است// کنون باید به یادش گل فشانیم // به جایش اطلس و سنبل نشانیم
برگرفته از قصه ها ولالایی های فولکلوریک ترکی==== آموزش مادر برای فرزند خود=== قصه عشق خان چوپان وسارا=====
3 کامنت
در خیابان ها دویدم بهمن پنجاه وهفت؛ حنجره-ی خود را دریدم بهمن پنجاه وهفت؛ شاه فرمود «این صدای انقلاب ملت است»؛ با دوتا گوشم شنیدم بهمن پنجاه وهفت
در این بازارِ بی خدا و بکامِ ملا!
بابکه ، ستارخانا اولموش وطن سنگر ایمان دی آذربایجان وار نسیمی تک ایگیت اوغلانلاری مرکز طغیان دی آذربایجان معجز و صابر کیمی سیما لزه عرصه جولان دی آذربایجان
4 کامنت
آیا داستان زنان مارکسیست دور و بَرِ برشت با "عشقهای آزاد"ی که به بن بست و شکست و سرخوردگی می‌رسید یکی است با داستان زنان حرمسرای مردان شرقی؟ به نظر من یکی نیست.
شعری به مناسبت ۲۲بهمن =========
محمد علی اصفهانی   Mohammad Ali Esfahani
تا دانه يی برويد و بشکافد مفهوم خاک را بيهوده نيست باد که می آيد (بايد خطوط فاصله را پر کرد. بايد خطوط فاصله را... بايد)
8 کامنت
بدرود ای" ساقی جام زهر"
7 کامنت
دختر زیبای وطنمان، ای شاهین، به آفتاب- نگاه کن، نگاه کن ستاره پرفروغ خلقمان، ای گل من، به خلق نگاه کن ، نگاه کن
7 کامنت
جشن سده از تو یادگار است؛ میلاد سحر به شام تار است؛ تا باد جهان به کام تو نوش؛ آیین کهن مکن فرامو ش
1 کامنت
تاکی عزیزان، در بند و زنجیر؟ تاکی جوانان، بر چوبه دار؟ تا چند حبس وتاکی شکنجه؟ تاچند اعدام، تا چند کشتار؟ در پاسخ این ظلم و تعدی از این رژیم منفور و خونخوار خلق ستمکش، راهی ندارد جز پایداری، جز
6 کامنت
‏kən-gər-lu ‏çon-qa-ra-lu kən-gər لوحه‮ ‬هایی‮ ‬هست‮ ‬که‮ سومریان‮‬ عنوان‮ ‬صد‮ ‬شغل‮ ‬را‮ ‬ ‬نوشته‮ ‬و‮ ‬به‮ ‬یاد‮ ‬گار‮ ‬گذاشته‮ ‬اند
اما میبینم همین جا در برابر چشم همه هستند کسانی که تن کوهستان و تن دشت و بوستان و تن آفتاب و باران را فروخته اند و با وقاحت تمام بر صندلی شرافت این سرزمین تکیه زده اند
3 کامنت