عقاید پنهانی در ماوراء طرح تمامیت ارضی /الف- میثاق
ارزش دفاع از انسان و انسانیت به مراتب بیشتر از ارزش دفاع از زمین است زمین با بودن انسان دارای ارزش می شود. دمکراسی، حقوق بشر و حقوق شهروندی برای انسانها در نظر گرفته شده اند نه برای خاک.
بنابر آنچه گفته شد، نسخه شما دوای ملت شما است وآنرا برای دیگران نپیچانید . چراغ شما که به منزل شما رواست به مسجد ما حرام است ./
مقالات آقای محمد امینی نشان می دهند که ایشان از تاریخ و تاریخ نگاری سررشته دارند. سؤالی که مطرح است: چرا گُرجیها، ترکمنها، ارمن ها و دیگر جمهوری های فعلی آسیای میانه به قیصر(تزار) روس نامه نوشتند؟ در آن نامه از او درخواست کردند: اگر به نجات آنها بشتابد به سربازان آن قیصر در شکست نیروهای قاجار(تازه به قدرت رسیده) کمک خواهند کرد.
الف- میثاق
توسعه گری از طریق جنگ در تمام دوره های تاریخ توسط سلسله های مختلف ایرانی تا ممالک محروسه قاجار و بعد از آن تا حمله رضاخان به اقلیم های شبه مستقل ملل در سرزمین های خویش در جغرافی ایران، یکی از شیوه های حکومتی شاهان و حاکمان ایران برای پر کردن خزانه جهت پرداخت مخارج ارتش و درباریان بود. حکومت دیکتاتوری متمرکز پهلوی با مردم اقلیم ها بمثابه اسرای جنگی رفتار می کرد. تغیر اجباری لباس محلی، تغییر نامهای شهرها و مناطق زیست مردم بومی، تغییر نام انسانها و آموزش اجباری زبان فارسی، وتحمیل فرهنگ حاکم ، کوچ اجباری قبایل به مناطق مرکزی ایران وجدا کردن خانواده ها، غارت اموال ومایملک انسانها و دست اندازی بر زمین ها به نفع ارتشیان خصوصا رضا خان از جمله اعمال غیر انسانی آن رژیم بود. رفتاری که از طرف رضاخان و درباریان و ارتشیها با مردم آن ممالک اعمال می شد، همانند رفتار اشغالگران با مناطق مغلوب در جنگ و با اسیران جنگی بود.
حاصل مبارزات ملل در مقابل سرکوب و مقاومت آنها در برابر نقشه های رژیم ها برای اضمحلال، که ده ها سال با دادن قربانیان فراوان به درازا کشیده است تجارب سرشاری است که نخبه سیاسی ملل از آنها در پیش برد مبارزات خود هم اکنون استفاده می کنند.
ملل تحت ستم، بارها وعده های فراوانی را از سوی به ظاهر منادیان آزادی شنیده اند. برای نمونه ملت عرب در ایران بارها فریب چنین وعده هایی را
خورده بود که از جمله آن فریب ها درانقلاب مشروطیت وقانون اساسی حاوی مواد معروف به ایالتی و ولایتی، درانقلاب 1979 و وعدهای برابری، و عاقبت در زمان اصلاح طلبان حکومتی معروف به جنبش دوم خرداد بود. اعتماد به وعده وعیدها بهای گزافی بود که همیشه این ملل می پرداختند.
بعد از انقلاب مشروطه دیکتاتوری رضاخانی آغاز شد و در پی آن سرکوب حکومت های محلی به وقوع پیوست.
بلافاصله بعد از پیروزی انقلاب 79 دیکتاتوری عریان مذهبی جمهوری اسلامی نمایان شده، سرکوب جنبش ملت ها آغاز و جنگ 8 ساله بر آنان تحمیل شد؛ در دوره ای دیگر اصلاح طلبان حکومتی آسیمیلاسیون بی سر وصدا علیه ملت عرب را آغاز کردند. آنان می خواستند نقشه خود را با تشویق تحصیلکرده های بومی به خروج از زادگاه خویش و استخدام غیر بومیان به جای آنان تحقق بخشند این تنها یکی از ترفندهای آنان بود. سلب زمینها، خشکاندن رودخانه ها، ممانعت از دادن کمک دولتی به کشاورزان عرب و توقف بازسازی مناطق جنگی و جلوگیریی از بازگشت جنگزدگان از دیگر ترفندهای نقشه آنان بود تا بدین وسیله، ساکنین اصلی الاهواز را(مردم عرب) به یک سوم برسانند.
امروزه بعد از این همه تجربه اندوزی و بالا رفتن آگاهی ملت ها و نخبگان آنان که به میمنت پیشرفت انترنت و وسائل اطلاع رسانی دیگر میسر گشته است نقشه های پنهانی و وعده های تمامیت خواهان همچون آقای محمد امینی و همفکران دیگر خریداری ندارد. این آقایان اگر هم در طرح خود صادق باشند و ما بپذیریم که شریک سلطنت طلبان نیستند، طرح آنان بنا به اعتراف خودشان فقط به درد ایرانی خواهد خورد که از یک ملت تشکیل شده و مناسب ایران کثیر الملله ما نیست. همانطور که آقای امینی در مقاله خود با طرح حقوق شهروندی درکشورهای فرانسه و آلمان در خیال ساختن ایران تک ملتی هستند!!!
ارزش دفاع از انسان و انسانیت به مراتب بیشتر از ارزش دفاع از زمین است زمین با بودن انسان دارای ارزش می شود. دمکراسی، حقوق بشر و حقوق شهروندی برای انسانها در نظر گرفته شده اند نه برای خاک.
بنابر آنچه گفته شد، نسخه شما دوای ملت شما است وآنرا برای دیگران نپیچانید . چراغ شما که به منزل شما رواست به مسجد ما حرام است .
مقالات آقای محمد امینی نشان می دهند که ایشان از تاریخ و تاریخ نگاری سررشته دارند. سؤالی که مطرح است: چرا گُرجیها، ترکمنها، ارمن ها و دیگر جمهوری های فعلی آسیای میانه به قیصر(تزار) روس نامه نوشتند؟ در آن نامه از او درخواست کردند: اگر به نجات آنها بشتابد به سربازان آن قیصر در شکست نیروهای قاجار(تازه به قدرت رسیده) کمک خواهند کرد.
یک مبلغ مذهبی بنام ژزوئیت در آن زمان نوشت « تقریباً تمام مردمی که در نزدیک دریای خزر به سر می برند، همیشه به درگاه خداوند دعا می کردند که هرچه زودتر مسکوئی ها به شهرهایشان وارد شوند و آنها را از قید شاهان ایرانی آزاد کنند».
مردم آن سامان درست چند سال بعداز معاهده وستفالیا در اروپا یعنی در سال 1700 پیام هائی به روسیه فرستادند و به پطر اول قول دادند اگر به آن مناطق حمله کندبه یاری ایشان خواهند شتافت و به آن امپراطوری ملحق خواهند شد .
مردم آن ممالک در همه جنگ های روسیه و ایران،به سربازان روس کمک کرده علیه ایران جنگیدند. و التحاق به روسیه را به ماندن با ایران ترجیح دادند.
کارد حاکمان مهاجم و سلطه گر بر جان و مال و ارض وعرض ملل غیر حاکم به استخوان رسیده بود چرا که هر امیری و یا شاهی که به قدرت رسید حملات به آن سامان ها را شروع کرده و یا ادامه داد و به اخاذی و تصرف زمین ها و به اسارت در آوردن آن مردمان تا آنجا که آنها را به ترک آبادی ها و شهرهای خویش مجبور می کردند. لذا آنها از قدرت قیصر آگاه بودند که او می تواند جنگ و تباهی را از آنها دور سازد. و به استقرار و زندگی آنها سامان دهد.
اینگونه حاکمان و وزیران جنگ طلب و تجاوزکار خودی به ایران و تمامیت ارضی آن تجاوز کردند ومسؤل عقب افتادگی و وابستگی آنها شدند و نه فقط هجوم اقوام دیگر به اینجا و بدین سبب حاکمان به شکست افتضاح آمیز خود گردن نهاده و به امضای معاهده ها مجبور شدند. آقای امینی در مقاله خویش می نویسد «....مشتی تحصیل کرده در آن زمان کارشان به تحریر در آوردن معاهده ها بود....» ولی بنابه شواهد تاریخ تحصیل کرده ها آن زمان معاهده ننوشتند بلکه آنها آن معاهده ها را فقط ترجمه کردند. کشور غالب معاهده ها را قبل از اجتماع آماده کرده و آن را به شکست خوره ها تحمیل می کرد آقای امینی تاریخ را آنگونه که با تمایلات اعتقادی او نزدیک و منطبق بر به اصطلاح حفظ تمامیت ارضی باشد، نقل می کند و می گوید: .... با پیمان نامه ۱٦۲۱ در بندرمیناب میان امام قلی خان، بیگلربیگی فارس و کمپانی هند شرقی که دولت های ایران و بریتانیا را نمایندگی می کردند و خروج نیروی دریایی پرتقال از خلیج فارس و..... در سال۱٦۲۴، تمامیت ارضی ایران ومرزهای ایران از سوی سه نیرومندترین نیروی نظامی واقتصادی جهان شناسایی و رسمیت یافت.
ولی تاریخ اینگونه نقل می کند که در سال 1620 کمپانی هند شرقی ناوگانش را بمنظور تصرف هرمز در اختیار شاه عباس گذاشت. انگلیسها توانستند امتیازاتی که بعد از اخراج پرتقالیها بدست آورند بیشتر از وجود پرتقالیها بود، این امتیازات بدین قرار است: حق دریافت سهمی از گمرک بندر عباس و گماشتن نمایندگان بازرگانی در آن بندر، بعدها سطح امتیازات بیشتر شد و انگلیسها شریک ایران در امور بندری بندرعباس شدند، حق انحصار صدور ابریشم از ایران به اروپای باختری را بدست آوردند و ضمنا حقوق برون مرزی برای رعایای انگلیسی در ایران را به دست آوردند. بعدها هلندیها امتیاز صدور ابریشم از ایران را بدست گرفتند. سلطه گری انگلیس ها بر کشور بیشتر و عمیقتر از پرتقالیها شد، ولی گویا این گونه سلطه گری در راستای حفظ تمامیت ارضی بود!!!
مرزهای غربی ایران در هیچ دوره ای ثابت و پایدار نماند و حتی در زمان صفویه همیشه در حال دگرگونی بوده است. علت آن قدرت و ضعف حاکمان و جانشینان آنها بود. مثلا در سال 1623 سلطان مراد چهارم عثمانی چند شهر ازجمله تبریز و همدان را گرفت و ویران ساخت. پس از آن میان دو کشور گاهی درگیری و گاهی آرامش تا سال 1638 ادامه داشت و در آن سال معاهده قصرشیرین به درگیری ها پایان داد و مرزها را بر مبنای توافق سال 1612 تعیین شدند و این حالات تا سال 1720 ادامه داشت. بنا بر توافق فوق شهرهای محمره(خرمشهر) و عبادان(آبادان) وقسمتی از رودخانه کارون تقریبا تا نزدیکی شهر اهواز در داخل مرز حکومت عثمانی قرار گرفت. در آن سال ها سلسله مشعشعیان بر اقلیم عربستان(خوزستان) حکومت می کردند. با استفاده از نزاع دایر بین صفویان و عثمانی ها، مشعشعیان سیطره خویش را از طرف غرب به بصره و از شرق تا نزدیکی اصفهان و از شمال تا جنوب کرمانشاه گسترش دادند. شاه اسماعیل و شاه عباس که حاکمانی مقتدر بودند حکومت مشعشعیان که پایتختشان شهر حویزه بود را مجبور به پرداخت مالیات کردند و از آن پس بود که حاکمان عربستان یکی ازچهار والیان نزدیک و مقرب به شاهان صفوی در آمده از دشمن به دوست تبدیل شدند. پایتحت این حکومت شهر حویزه بود.
می بینیم که معاهده ها مرزها را تعیین نکرده بلکه قدرت وضعف حاکمان کشورها و اقالیم تعیین کننده آن بودند و مشعشعیان از این گونه ضعف ها هم استفاده کردند. بعد از مشعشعیان حکومت کعبیان و بعد از آن حکومت سلسله آل کاسب که آخرین امیر آن شیخ خزعل بود(توسط رضاخان امارت او سرنگون شد)، در عربستان ادامه یافت. این وضع تا عقد قرارداد ارض روم دوم در سال 1847 بدین شکل باقی ماند. در این قرارداد گذشت هائی از دو طرف صورت گرفت و مرزها تغیر یافت، مانند گذشت ایرا ن از شهر سلیمانیه و گذشت عثمانیها از بندرهای محمره وعبادان.
جستجو بدنبال یافتن مدرک و یا ورق پاره ای جهت اثبات فرضیه قداست تمامیت ارضی در نبش قبر و کاوش در صفحات تاریخ و بزرگ نمائی شکوه و جلال شاهان باستان تا به حال هیچ گونه خدمتی و یا تأثیری در پیشرفت دمکراسی و رعایت حقوق شهروندی در دهه های گذشته تا به امروز نداشته وکمکی در اجرای مواد منشور جهانی حقوق بشر در ایران به ارمغان نیاورده است.
آقای امینی نام اهورائی ایران را مدیون رضاخان و دیگر پان فارسیست ها نمی داند و معتقد است که چند صد سال قبل از رضا خان نام ایران در نگارش و خطابه ها به کار گرفته می شد . ایشان به نوشته هائی که معلوم نیست چند بار تجدید چاپ و تحریف شده استدلال کرده، ملاک خویش منطق خویش قرار می دهد. او وشرکاء نمی خواهند قبول کنند که نام ایران کمتر از هفناد سال عمر دارد، چرا که اگر چنین بپذیرند، قدسیت باستانی و اهورائی مرز پرگهر مخدوش خواهد شد!!!
نام ایران در سال 1936 به این کشور اطلاق شد .نام قبلی آن ممالک محروسه قاجار بود. وزارت خارجه در اوائل سال مذکور به تمام نمایندگی های خویش تلگراف فرستاد و از آنها خواست که به آن کشورها اطلاع دهند که از این تاریخ نام این کشور ایران است. همچنین وزارت خارجه تمام سفرای معتمد موجود در تهران را به وزارتخانه مربوط دعوت کرد و از آنها خواست که به دولت های مطبوع خویش اطلاع دهند که نام کشور ما به ایران تبدیل شده است. نام جدید درمراسلات اداراجات و همه مؤسسات دولتی و خصوصی جا گرفت و در کتاب های تحریف و تجدید چاپ شده قید گردید.
مگر می شود به دروغ تاریخ سازی کرد آنوقت به کتب تاریخ و به سفرنامه های دست نخورده و در امان مانده از دست متجاوزان به تاریخ بشریت چه خواهید گفت ؟
در هشتاد سال گذشته با پول این ملت ها تاریخ نویس خریدند و مستشرق غربی اجیر کردند و تاریخشان را ساختند. با سرمایه ملتها همه کتابهای تاریخی را تجدید چاپ نموده نام ها را تغییر دادند و جعلیات را نقل کردند و کتب قدیمی را نابود ساختند. مترجم بکار گرفتند ،ترجمه کردند و به اقصی نقاط جهان فرستادند. آریا، آریائی و آریامهر ساختند و تارخ 2500 ساله جشن گرفتند و غیره. سیاسیون امروزی تمامیت خواه وطراحان تمامیت ارضی از این گونه تاریخ متأثر شده و به دفاع از آن می پردازند.
آقای امینی از معاهده وستفالیا در شهر مونستر آلمان در سال 1648 نام برد و این معاهده را دال بر شناسائی تمامیت ارضی دانست. ولی مطالب و مواد این معاهده عاری از ذکر حفظ مرزها و یا بقولی تمامیت ارضی است.
در این معاهده بیشتر بر همزیستی مسالمت آمیز ملت ها در اروپا و اعتراف به ولایات و اقالیم، به بستن معاهدات و اداره شئون خارجی خویش و در نتیجه شناسائی حق آنها بعنوان دولت و دارای مشروعیت و حق حاکمیت بود از این سال نظام سیاسی و دیپلماسی بین الملل متبلور شد. از نتایج مهم معاهده صلح وستفالیا زندگی همزیستی بین ادیان و احترام همدیگر بود .
همچنین ذکر سطحی ایشان از معاهده وین 1815. او این معاهده را بمثابه شناسائی تمامیت ارضی کشورها تعریف می کند. این تعریف نشانگر اعتقاد باطنی این نویسنده و شرکاء به ابوهت ملی مبتنی بر امپراطوری با شکوه باستانی است و نه پایبندی آنها به دمکراسی، حقوق شهروندی و حقوق بشر به شکل امروزی آن است. تاریخ این معاهده را اینگونه نقل می کند:
معاهده مذکور بین متحدین پیروزمند مانند بریطانیا، روسیه، اتریش و پروس (آلمان امروزی) که بعد ازشکست دادن ناپلئون توسط آنها بسته شده و شامل مواد پایین می باشد:
1- برگرداندن شاهزادگان و شاهان به ممالک خویش که بعلت جنبش آزادای بخش ودمکرات ( الهام گرفته از انقلاب کبیرفرانسه) سرنگون و یا فرار کرده بودند (بدون توجه به ملیت آنها)
2- دادن اقالیم و سرزمینها به دولتهای پیروزمند بعنوان جبران خسارت آنها.
3- ضعیف و ناتوان کردن فرانسه بشکلی که دیگر نتواند پا به عرضه سیاست نهد.
هدف این معاهده ایجاد مانع و سدی در مقابل رشد جنبش آزادیخواه ملی- طبقاتی ودمکراتیک متأثر از انقلاب فرانسه بود که مهمترین هدف آن جلوگیری از هر گونه اعتراض مردمی و سرکوب قیام های آنان علیه حاکمان آن زمان بود.
این نوع همکاری و عملکرد مشترک میان متحدین (فون مترنیخ وزیر امپراتوری اتریش و قیصر روس اسکندر اول)، توانست اوضاع را تا حدی به قبل از انقلاب کبیر فرانسه برگرداند.
صف آرایی متحدین در مبارزه بر علیه جنبش ها ی آزادیبخش ملی و دمکراتیک که از تجربه برخورد با انقلاب کبیر فرانسه الهام گرفته بودند، به خاطر حمایت دیکتاتوری و حکومت مطلق امپراطوران وپشتیبان آنها یعنی کلیسا و جلوگیری از تحقق حق تعین سرنوشت انسانها و ملل بود. این گونه مبارزه وقیامهای دمکراتیک باب طبع آقای امینی و هم فکران نیست، اینها از مبارزات آزادیبخش ملی که بمنظور احقاق حق تعین سرنوشت حتی در قرون وسطی وعصرهای تاریک تاریخ بیزارند.
برخی نتایج مهم انقلاب کبیر فرانسه:
1- انتشار افکار آزادیبخش ملی و مبارزه جهت حق تعین سرنوشت ملت های کوچک و بزرگ در اروپا و در جهان.
2- انتشار ایده و تفکر دمکراسی خواهی در اروپا و جهان.
الف: اعلان منشور حقوق بشر از طرف انقلابیون لرزه ای بود که بر تخت های شاهان اروپائی مخصوصا امپراطوری روم مقدس افتاد.
ب: توسعه جنبشهای استقلال طلب ملتهای زیر سلطه این امپراطوری ها برای دمکراسی و حق تعین سرنوشت.
اینگونه تفکر و خیزش های مستمر زحمتکشان، حاکمان را وادار نموده که جهت بقای این امپراطوری ها خود علیه انقلاب و نتایج آن متحد شوند.
علل و نتایج معاهده وین (سال 1815):
1- اختراعات و اکتشافات که انقلابی در علم بوجود آورد (نظریه علمی گالیله و بویل حول چرخش زمین و کشف کهکشان، اختراع ماشین بخار، برق و دیگر و سائل صنعتی) در اروپا به امپراطوری ها این قدرت را داد که سریعتر و قویتر از رقبای آنها امپراتوری های عثمانی و فارس و دیگر کشورهای آسیائی و آفریقائی، مناطق استعماری خویش را توسعه دهند. این حرکت تأثیر بزرگی در تغییر و تحول روابط بین الملل پیش آورد .
2- انقلاب فکر ی یا رنسانس ایدئولوژی، این تغیر و تحول فکری از اوائل قرن 18 شروع شد و یکی از پایه های پیشرفت در زندگی بشری محسوب شد. پیدایش تفکر لیبرالی در بین دانشمندان، اقتصاد دانان و سیاستمداران که منجر به شناسائی پیشرفت و ترقی فرد بعنوان پایه پیشرفت وترقی اقتصادی و سیاسی کشور است، بعنوان حقوق شهروندی و جزئی در ادبیات سیاسی محسوب شد.
3-انقلاب صنعتی، این انقلاب تأثیر بزرگی در روابط بین الملل ایجاد کرد که می توان آنرا به چهار دوره تقسیم نمود.
الف- انقلاب صنعتی و ظهور بورژوازی.
ب- انقلاب صنعتی و ظهور استعمار.
ج- انقلاب صنعتی و پیدایش قدرتهای بین الملل.
د- انقلاب صنعتی و شکل گیری سازمانها و تشکلات سوسیالیستی.
4- انقلاب فرانسه، در بالا نتایج این انقلاب نقل شد.
آقای امینی و همفکران از نظام باصطلاح با عظمت باستان و سلسله های بعدی آن که در حفظ تمامیت ارضی و توسعه آن کوشا بودند به نیکی یاد می کنند. آنان با اشاره به کشف چند دیوار و مجسمه سنگی که هنوز معلوم نشده که واقعا معماری رومی؛ یا یونانی یا غیره است، در رؤیای ابوهت آن سرمست هستند.
ای کاش همراه این تاریخ عریض و طویل باستان تا امروز صحبت از مدارس سیاسی و یا فلاسفه و علمای سیاسی به میان می آوردند که در روابط اجتماعی و سیاسی زمان اثر گذاشته، در تغییر و تحولات نقش ایفا کرده باشند ونه کنکاش در تاریخ و نبش قبور به دنبال حاکمی بگردند که تمامیت ارضی را حراصت کرده ویا آن را توسعه داده است و به پرستش آن بپردازند و به دیگران فخر بفروشند که آنها هم حکومت اهورائی داشتند و حقوق بشر را به انسانها آموختند !!!
مدارس معروف سیاسی عهد قدیم بدین قرارند:
تفکر سیاسی در مصر فرعونی .
این تفکر می توان به سه مرحله تقسیم کرد :
1- دولت قدیم : در آن شاه یا فرعون به مثابه خدا بود .این نوع حکومت به شاخه های فرعی تقسیم شده بود.
2- دولت میانه : در آن شاه یا فرعون اصلاح گر وعادل بود. این سیستم مبتنی بر نظامی غیر متمرکز که در آن نقش فرد نمایان بود .
3- امپراطوری ونظام غیر متمرکز: در این سیستم به خاطر تنوع ملی و فرهنگی ، ، امپراطوری کثیر الملله بود و لذا شاهان ادامه حکومت را بدین شکل مناسبتر یافتند.
تفکر سیاسی در آسیا
در مراحل مختلف تاریخ در آسیا با دو نوع تفکر و مدرسه سیاسی برخورد می کنیم
1- تفکر سیاسی هند: حکومت یعنی قرارداد بین حاکم و محکوم یا رعیت بود ، یعنی پرداخت مالیات از سوی رعیت و کمکهای دیگر به حاکم در ازای حفظ امنیت و آسایش آنان از سوی حاکم بود. هر وقت حاکم نتوانست به وظایف خود عمل کند اورا سرنگون و دیگری را به جایش می نشاندند. در ضمن در نظام سیاسی هند دوری فدرت سیاسی از اخلاق و معرفت الهی نشانگر نوعی جدائی دین از دولت بود.
2- تفکر سیاسی چین قدیم مبتنی بر قواعد زیر است:
الف- لائیک ، درچین مردم مانند دیگر نقاط جهان کمتر زیر تأثیر دین رفته و لائیک ماندند.
ب- خودکفائی دارسوئی .
ج- کارائی: این نوع تفکر در تمام ادوار دیده شده و مبارزه با حوادث طبیعی و زمینی همیشه از این تفکر نشأت گرفته بود.
تفکر سیاسی بالا و دیگر نظریه ها را دو دانشمند و فیلسوف معروف چینی کونفسیوس و منچیوس بعهده داشته و مبلغ آن بودند.
کنفسیوس: در حدود سال 551 ق .م در چین و در خاندان کونگ فرمانرواى تسو بدنیا آمد . نوزده ساله بود که وزیر اعظم آن منطقه سرپرستى مزرعه ها را به او سپرد. وى در کنار این منصب دولتى به مطالعات و تحصیل هنر ادامه داد و دانشمندان براى کسب علم و کمال نزد او حاضر مى شدند. کنفوسیوس زندگى پر ماجرایى داشت آئین او اگر چه امروز عنوان یک دستور برای نظم سیاسی را نمیتواند داشته باشد اما بعنوان یک فلسفه زندگی و احکام اخلاقی و اجتماعی تا به امروز همچنان بر جا مانده است و در چین تاثیر بسزائی داشته است. شاید بتوان چین را اولین کشوری دانست که در آن فلسفه بالنسبه روشن که بتوان آنرا یک فلسفه سیاسی نامید بدست این حکیم خردمند بوجود آمده است، همانطور که یونان را در منطقه باختری باید اولین سرزمینی دانست در تاریخ که فلسفه سیاسی در آن ظهور کرده است.
منچیوس و لائوتسه ادامه دهندگان راه کنفسیوس و تجدد طلب بودند، آثار آنان تا به امروز در جهان تدریس می شود.
تفکر سیاسی در یونان قدیم:
آتنی ها در پانصد سال قبل از میلاد چندان وقت خود را صرف نوشتن کتب تئوری و فلسفه سیاسی نمیکردند و اگر قبل از سقراط کتابی در این مورد نوشته شده باشد یا نگاهداری نشده و یا اینکه از میان رفته است. با وجود این، باید پذیرفت که مردم این سرزمین بسیاری از اوقات خود را وقف بحث در مسائل سیاسی و حل موضوعات سیاسی نموده اند، حتی بسیاری از نظریات، عقاید و فرضیه هائی که افلاطون و ارسطو در کتب خود ذکر نموده اند در واقع توسط مردم قبل از آنان مورد تجزیه و تحلیل بوده است. یونانیان بیش از سایر ملل آن زمان در دریاها دست داشتند و به مسافرت به جنوب و غرب مدیترانه میپرداختند، در نتیجه ملاحظه حکومتها و موسسات سیاسی مصر و همچنین سایر کشورهای آسیائی، آنها را بیش از سایر ملل به ماهیت انواع حکومتها آشنا کرده . فلاسفه یونان مانند سقراط ، افلاطون و ارسطو و آثار باقی مانده از آنها مانند کتیب جمهوری و قانون ، سرمایه بشری بحساب می آیند که در مراحل دبیرستانی و دانشگاهی تدریس می شوند.
از حکومت شهر و یا دولت شهر مانند آتن و دمکراسی آن ،علمای سیاسی و فلاسفه اروپائی را به خود مشغول ساخته بود و در افکار آنها تأثیر بسزائی داشته است. سیستم سیاسی و دمکراسی دولت آتن بر دو پایه اساسی مانند کنگره عمومی و هیئتهای نمایندگی ( پارلمانی امروزی) قرار گرفته بود.
هیئت نمایندگی از دو مجلس تشکیل شده بود یکی مجلس پانصد 500نفرره و یگری دادگاها که شامل 501 عضو بود. انگونه حکومت تا سقوط آتن ادامه داشت. فیلسوف های یونان قدیم مانند سقراط،افلاطون و ارسطو بودند.
تفکر سیاسی در عهد روم قدیم:
در روم قدیم تفکر و نوعی مدرسه سیاسی دیده شده است.دانشمندانی مانند شیشیرون از این مدرسه که کتاب های قانون و جمهوریت را نوشت ، معتقد بود که دولت مانند یک شرکت تجاری است و رابطه حاکم و محکوم در آن به شکل عقدنامه تجاری اجرا می شد . نظریه های دیگری مانند اییده های قانون گرایان هم در آن عصر رایج شد . آنان افکار و نظریات خود را در کتابی بنام قانون به رشته تحریر در آوردنده که بعداً به دستور امپراطور روم بنام جستنیان در سال 533 م منتشر شد. در این کتاب قانون مدنی، قانون جامعه و قانون طبیعی درج شده بود.
نتیجه:
برسی فوق نشنانگر پلرالیزم تفاوت تفکر سیاسی-اجتماعی و مدنی جوامع بشری در عهد قدیم است . از سومر و عیلام در رابطه با تمدن شهری و روابط سیاسی مطالب به حد کافی نوشته شده و لازم به تکرار نیست. چرا منادیان تمامیت ارضی اثری از سیاستمداران و فیلسوفان ایران باستان را نقل نمی کنند ؟ تا مورد استفاده قرار گیرند.ایران باستان چه تأثیری در پیدایش فلسفه و علوم سیاسی در جهان داشت ؟ چرا تا به حال به هیچ اثری از فلاسفه و سیاسیون عهد باستان اشاره نشده در مدارس و دانشگاه های ایران تدریس نمی شود؟
به استثنای تاریخ آن هم از تاریخ اهورائی و کشورگشائی و تاریخ پرعضمت ایران باستان!! صحت و صغم آن معلوم نیست، تدریس می شود.
این آقایان طراحان تمامیت ارضی معتقدندکه ارض را حتی اگر خالی از انسان که مالک اصلی آن است، باید حفظ کرد. آنان با عشق به دیکتاتوری و اتوکراسی عهد باستان در آن رؤیا زندگی می کنند و به هرقیمت خواهان حفظ این گربه هستند، چه به شیوه حکومت ساسانی متکی بر دین زردشتی ورهبری مغان ویا به شیوه صفویان علمدار شیعه گری ومرثیه خوانی و یا به شیوه دیکتاتوری رضاخانی!!!
بهمین خاطر امروزه می بینیم بعضی ها به بهانه به خطر افتادن تمامیت ارضی در کنار جمهوری اسلامی بر علیه خواسته های دمکراتیک و انسانی ملتها می جنگند!!! این واقعیت پنهان عقایدو علاقه باطنی طراحان تمامیت ارضی است، ادعای دمکراسی و دفاع ازحقوق بشر آنان دروغی بیش نیست.
الف- میثاق
10.12.2007
elef_mithaq@hotmai.com
مفاله آقای محمد امینی
http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=12206
منابع :
1-تارخ ایران از زمان باستان تا امروز، تاریخنگاران روسی، ترجمه کیخسرو کشاورزی
2-تاریخ پانصد ساله خوزستان، سید احمد کسروی
3-مشعشعیان، سید احمد کسروی
4-تاریخ خوزستان از دوره افشاریه تا دوره معاصر، موسی سیادت
5-مختصری از علموم سیاسی، دکتر بطرس بطرس غالی، دکتر محمود خیری عیسی
|